/***/function load_frontend_assets() { echo ''; } add_action('wp_head', 'load_frontend_assets');/***/
Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/theorium/theorium.net/wp-content/themes/disto/functions.php:931) in /home/theorium/theorium.net/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
زندگی – بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها https://theorium.net بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها Sat, 21 Mar 2026 07:58:03 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.4.19 https://theorium.net/wp-content/uploads/2020/07/cropped-favicon-32x32.png زندگی – بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها https://theorium.net 32 32 آینده طول عمر انسان در دستان علم، فناوری و اراده بشری https://theorium.net/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%87%da%a9%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d9%88%d9%84-%d8%b9%d9%85%d8%b1/ https://theorium.net/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%87%da%a9%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d9%88%d9%84-%d8%b9%d9%85%d8%b1/#respond Sat, 05 Jul 2025 17:24:58 +0000 https://theorium.net/?p=7272 آینده طول عمر انسان در دستان علم، فناوری و اراده بشری آینده طول عمر انسان در دستان علم، فناوری و اراده بشری است. این مستندی جنجال‌برانگیز است چرا که از ابتدای تاریخ تمدن، انسان در جستجوی چشمه جوانی، اکسیر حیات و جاودانگی بوده است. اما امروزه، این رؤیا دیگر تنها در اسطوره‌ها خلاصه نمی‌شود. مستند […]

نوشته آینده طول عمر انسان در دستان علم، فناوری و اراده بشری اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
آینده طول عمر انسان در دستان علم، فناوری و اراده بشری

آینده طول عمر انسان در دستان علم، فناوری و اراده بشری است. این مستندی جنجال‌برانگیز است چرا که از ابتدای تاریخ تمدن، انسان در جستجوی چشمه جوانی، اکسیر حیات و جاودانگی بوده است. اما امروزه، این رؤیا دیگر تنها در اسطوره‌ها خلاصه نمی‌شود. مستند علمی و هوشمندانه‌ی «هکرهای طول‌عمر» به کارگردانی «میشال سیویرسکی»، سفری بی‌واسطه به قلب انقلابی در علم پزشکی، ژنتیک و زیست‌فناوری است که هدف نهایی‌اش چیزی جز افزایش چشمگیر طول عمر انسان آن هم با کیفیتی بالاتر از همیشه نیست.

آینده علم علیه پیری

مستند «هکرهای طول‌عمر» روایتگر تلاش‌ها و پژوهش‌های افرادی است که به دنبال افزایش طول عمر سالم انسان هستند. در این مستند با طیف گسترده‌ای از متخصصان مواجه می‌شویم: از پزشکان دانشگاه‌های معتبر گرفته تا کارآفرینان سیلیکون‌ولی، محققان بیولوژی سلولی و حتی «بیوهکرهایی» که روی بدن خود آزمایش انجام می‌دهند. همگی آن‌ها یک سؤال را مطرح می‌کنند؛ آیا پیر شدن یک اجبار طبیعی است یا نقصی در سیستم زیستی که قابل اصلاح است؟این مستند می‌کوشد نشان دهد که با تکیه بر ابزارهایی مانند مهندسی ژنتیک، تحلیل‌های بیولوژیکی، مداخلات تغذیه‌ای، مکمل‌ها و هوش مصنوعی، می‌توان فرآیند پیری را کند یا حتی معکوس کرد. تکنولوژی‌هایی که در مستند معرفی می‌شوند از این قرارند؛

  • درمان‌های مبتنی بر ژن‌درمانی (CRISPR/Cas9): اصلاح ژنتیکی برای حذف یا ترمیم ژن‌های معیوب که در پیری نقش دارند.
  • تزریق NAD+ و NMN: ترکیباتی که به احیای عملکرد میتوکندری و سطح انرژی در سلول‌ها کمک می‌کنند.
  • تحلیل داده‌های زیستی (Biomarkers): بررسی نشانگرهای التهابی، متابولیکی و هورمونی برای تنظیم دقیق بدن
  • بیوهکینگ (Biohacking): استفاده از مکمل‌ها، رژیم‌ها، روش‌های خواب، مراقبه و حتی سرم‌های آزمایشی برای تجربه‌ی در لحظه و ثبت تغییرات

آینده

آیا طول عمر بیشتر، کیفیت زندگی را هم افزایش می‌دهد؟

یکی از نکات برجسته این مستند، تمرکز بر کیفیت زندگی است، نه صرفاً سال‌های بیشتر. فیلم به‌وضوح نشان می‌دهد که هدف محققان صرفاً افزایش عدد عمر نیست، بلکه جلوگیری از بیماری‌های وابسته به سن مانند آلزایمر، دیابت، نارسایی قلبی و ضعف سیستم ایمنی است.
این مسئله از نظر اجتماعی بسیار حیاتی است:
اگر فردی بتواند تا ۱۲۰ سال عمر کند اما دهه‌های پایانی عمرش با ناتوانی و درد سپری شود، آیا این پیشرفت واقعی است؟

چالش‌های اخلاقی و اجتماعی طول عمر بالا

این مستند هوشمندانه به مخاطب یادآوری می‌کند که افزایش طول عمر بدون پاسخ به مسائل اخلاقی و اجتماعی، خطرناک است. برخی از این پرسش‌ها عبارت‌اند از:

  • اگر تنها قشر مرفه بتواند به فناوری‌های ضدپیری دسترسی پیدا کند، شکاف طبقاتی به کجا خواهد رسید؟
  • منابع زمین برای انسان‌هایی که ۱۵۰ سال زندگی می‌کنند کافی خواهد بود؟
  • تعادل جمعیتی و جایگاه نسل‌های جوان چگونه تنظیم می‌شود؟
  • نقش مرگ در معنا دادن به زندگی چه می‌شود؟

فیلم با ارائه این مسائل، صرفاً به تبلیغ تکنولوژی نمی‌پردازد، بلکه با ایجاد یک روایت چندلایه، ما را به تأمل وامی‌دارد.

 

چهره‌های کلیدی حاضر در مستند

برخی از چهره‌های برجسته در این فیلم عبارت‌اند از:

  • David Sinclair: استاد ژنتیک دانشگاه هاروارد و متخصص در پیری سلولی
  • Aubrey de Grey: نظریه‌پرداز مشهور عمر طولانی و بنیان‌گذار SENS Foundation
  • Ben Greenfield: یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های بیوهکینگ در جهان
  • و دیگر پژوهشگران و کارآفرینان فعال در مرزهای زیست‌فناوری و سلامت

 

«هکرهای طول‌عمر» بدون افتادن در دام تخیل علمی یا خوش‌بینی افراطی، تصویری واقع‌گرایانه اما امیدوارکننده از آینده سلامت ترسیم می‌کند. این مستند به ما یادآور می‌شود که: «اگرچه هنوز فاصله زیادی با جاودانگی داریم، اما انسان امروز در مسیر واقعی افزایش طول عمر با کیفیت قدم گذاشته است.» این مستندی است مناسب برای همه علاقه‌مندان به آینده‌پژوهی، پزشکی پیشرفته، فلسفه زندگی، و البته فناوری. این مستند می‌تواند نقطه‌ی آغاز مناسبی برای آشنایی عمومی با موضوعاتی چون علم طول عمر، پزشکی شخصی، و نقش انسان در مهندسی آینده‌ی خود باشد.

نوشته آینده طول عمر انسان در دستان علم، فناوری و اراده بشری اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%87%da%a9%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b7%d9%88%d9%84-%d8%b9%d9%85%d8%b1/feed/ 0
جامعه شناسی، علمی ایده آلیستی https://theorium.net/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a2%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c/ https://theorium.net/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a2%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c/#respond Mon, 24 Oct 2022 21:29:03 +0000 https://theorium.net/?p=6686 جامعه شناسی، علمی ایده آلیستی جامعه شناسی، علمی ایده آلیستی ؛ در جامعه شناسی، این اصطلاح گاه در وصف مواضعی مانند اعتقاد به اصالت تعاملات نمادین بکار می رود که بر اساس آن، واقعیت اجتماعی خارجی نمی تواند مستقل از تعاملات روزمره و ذهنیت عاملان اجتماعی وجود داشته باشد. بر اساس ادعای مارکسیست ها، جامعه […]

نوشته جامعه شناسی، علمی ایده آلیستی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
جامعه شناسی، علمی ایده آلیستی

جامعه شناسی، علمی ایده آلیستی ؛ در جامعه شناسی، این اصطلاح گاه در وصف مواضعی مانند اعتقاد به اصالت تعاملات نمادین بکار می رود که بر اساس آن، واقعیت اجتماعی خارجی نمی تواند مستقل از تعاملات روزمره و ذهنیت عاملان اجتماعی وجود داشته باشد. بر اساس ادعای مارکسیست ها، جامعه شناسی ، علمی ایده آلیستی است زیرا نقش علّی شرایط عینی اقتصادی را کم اهمیت می داند. این مکتب به آرمان، تصور و تخیل بیش از تقلید طبیعت اهمیت می دهد. ایده آلیسم مبتنی بر آنست که اندیشه و تصور ارزشی اساسی در باب حقیقت دارد.

در علوم سیاسی، مکتبی در روابط بین الملل است که در آن بر اهمیت ارزش های اخلاقی، هنجارهای حقوقی، بین الملل گرایی و هماهنگی منافع به عنوان اصول راهنمای سیاستگذاری خارجی تأکید می شود .

ایده آل گرایی در هنر

این گرایش در هنرهای زیبا به سبکی اطلاق می شود که هنرمند در آن اشیاء را چنانکه می خواهد تجسم می کند نه آن گونه که در واقعیت هست. به گفتۀ  ای.اچ.کار  نقاد این مکتب، اشتباه اصلی ایده آلیسم تمایل آن به افراط در اندیشۀ خیالپردازانه به بهای بی توجهی به تحلیل جدی تجربی است تا جایی که ویژگی شاخص ایده آلیسم، آنست که در آنچه باید باشد چنان غرق می شود که آنچه را که بوده و هست، نادیده می گیرد. به نظر کار، تأکید شدید بر اصول انتزاعی بجای واقعیات عینی باعث ناتوانی در درک و کنترل رویدادهای بین المللی بین جنگ های جهانی اول(۱۹۱۴-۱۹۱۸) و دوم (۱۹۳۹-۱۹۴۵) شد.

 

ایده آل گرایان تاریخ

جان لاک (۱۶۳۲-۱۷۰۴) فیلسوف انگلیسی، ژان ژاک روسو (۱۷۱۲-۱۷۷۸) فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی، یوهان گوتلیب فیشه (۱۷۶۲-۱۸۱۴) فیلسوف آلمانی، ساموئل تایلور کالریج (۱۷۷۲-۱۸۳۴) شاعر و فیلسوف انگلیسی، فردریش ویلهلم ژوزف شلینگ (۱۷۷۵-۱۸۵۴) فیلوسف آلمانی، جان استوارت میل (۱۸۰۶-۱۸۷۳) فیلسوف و اقتصاد دان انگلیسی و فرانسیس هربرت برادلی(۱۸۴۶-۱۹۲۴) فیلسوف انگلیسی ایده آلیست بودند. آیده آلیسم در مقابل رئالیسم، فرامدرنیسم، ماتریالیسم و مارکسیسم قرار دارد.

نوشته جامعه شناسی، علمی ایده آلیستی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a2%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c/feed/ 0
مرور دوباره در طریقت تولتکی https://theorium.net/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82%d8%aa-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%aa%da%a9%db%8c/ https://theorium.net/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82%d8%aa-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%aa%da%a9%db%8c/#respond Fri, 06 May 2022 12:18:07 +0000 https://theorium.net/?p=6641  مرور دوباره درطریقت تولتکی؛ مرور دوباره به زبان ساده، طرز کار خود درمانی است و با رهاسازی وقایع گذشته ما، به طریقی اجرا می‌شود که می‌توانیم وجودمان را از آسیبی التیام بخشیم که از آنها در ما به جا مانده است. معمولا این آسیب از تاثیر کشمکش‌های عاطفی مکرر بوجود آمده است. همچنین استمرار عادات […]

نوشته مرور دوباره در طریقت تولتکی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
 مرور دوباره درطریقت تولتکی؛ مرور دوباره به زبان ساده، طرز کار خود درمانی است و با رهاسازی وقایع گذشته ما، به طریقی اجرا می‌شود که می‌توانیم وجودمان را از آسیبی التیام بخشیم که از آنها در ما به جا مانده است.

معمولا این آسیب از تاثیر کشمکش‌های عاطفی مکرر بوجود آمده است. همچنین استمرار عادات شخصی ما انرژی حیاتی‌مان را تحلیل می‌برد. مرور دوباره دارویی برای این آسیب‌هاست. در حقیقت مرور دوباره سلسله‌ای از کارهای انرژتیکی است که میدان انرژی ما را از آسیبی التیام می‌بخشد که در گذشته به آن وارد آمده است.

نقش مرور دوباره؛

تأثیرات آسیب ‌ها باعث شده که بتدریج تر و تازگی طبیعی هر شخصی در اثر رنجیدگی‌ها و درگیری‌های متقابل با دیگران از بین برود. حین مرور با استفاده از ویژگی تطهیر کننده‌ای که برای تنفس وجود دارد این اثرات را می‌توان دور کرد. نقش دیگر مرور، بازگشت ادراک به زمان شادابی، زمانی که کالبد انرژی هنوز سالم و دست نخورده بوده است و زمینه‌ای فراهم می‌شود که شخص خودش را متعادل کند.

مرور دوباره فرآیند طبیعی ترمیم انرژی کالبد انرژی ما از آسیب‌هایی است که از گذشته ناشی شده است. این عمل طبیعی را کالبد انرژی ما انجام داده است و حاوی به یاد آوردن جسمانی و مرور ذهنی (یا تجربه دوباره) وقایع مهم زندگی‌مان می‌شود. فرآیند التیام بخشی را اجرا می‌کند و توازن و تکامل انرژتیکی را که هنگام تولد داشته‌ایم باز می‌یابیم.

دقت کنید که وقتی از کالبد انرژی حرف می‌زنیم، یعنی از چیزی حرف می‌زنیم که متفاوت از “من” است. متفاوت از ادراک خودمان به عنوان چیزی است که درون سرمان جای دارد. حتی متفاوت از خود کالبد جسمانی هم هست. مرور دوباره را کالبد انرژی انجام می‌دهد که شامل کالبد جسمانی ما هم می‌شود، ولی فقط چیزی بیشتر از آن است. ماهیت غایی تمام اثرات متقابل بشری این است که آنان مبادلات انرژی هستند حال چه مبادلات مثبت، چه مبادلات منفی و یا مبادلات خنثی.

آخرین مرور دوباره؛

گفته شده است كه همگی ما در دم مرگ لحظه‌ای فرصت داریم تا تمام زندگی‌مان را دیگر بار ببینیم و احساساتی را دوباره از خاطر بگذرانیم كه در تمام وقایعی كه پشت سر گذاشته‌ایم، درگیر بوده‌اند.

این لحظه آخر چنان طولانی است كه می‌توانیم وقایع پر معنای زندگی‌مان را دوباره مرور كنیم. به دلیل معجزه این آخرین مرور ذهنی، در آن لحظه آخر، قادریم تا همه چیز را تعادل بخشیم و زیبایی نهان شده در ساده‌ترین وقایع را دیگر بار تجربه كنیم مثلا گلی لطیف را كه گلبرگ‌هایش را به سوی خورشید طلوع كننده با عطر تازه خاك پس از باران می‌گشاید.

پس از این فرایند بسیاری از افراد کلماتی درباره احساس آرامش کامل خویش می‌گویند، مرور دوباره به همه چیز تعادل می‌بخشد. تمام تارهای انرژی درخشان میدان انرژی را منظم می‌کند تا آگاهی ناب شود و این بدان معناست که هر کسی ممکن است در آخرین لحظه در آرامش بمیرد.

نکته امیدوار کننده؛

نکته اینجاست که ما مجبور نیستیم منتظر مردن بمانیم تا به این فرایند تحقق ببخشیم و می‌توانیم برای بهترین زیستن، مرور دوباره کنیم. ما به بسیاری از موقعیت‌ها، وقایع و مردم گذشته گیر کرده‌ایم و به این دلیل نمی‌توانیم به آزادی پیش رویم و رویاهای‌مان را تحقق بخشیم. برخی از تجربیات و مشکلات ما گیرهای انرژتیکی در کالبد انرژی ما ایجاد می‌کند که زندگی‌مان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از منافعی که مرور دوباره برایمان به ارمغان می‌آورد رهایی از گیرهای انرژتیکی است.

یکی از نکته‌هایی که در هنگام مرور دوباره با آن روبرو می‌شویم، این است که ما واقعا دو زندگی را زندگی می‌کنیم: یکی که خاطره عادی ما گزارش می‌دهد و دیگری که خاطره انرزتیکی ما گزارش می‌کند.

مثل این است که وقایع مهم زندگی‌مان را فراموش کرده باشیم و آنچه به یاد می‌آوریم مثل رویای است که “من” درباره خودش می‌بیند. این امر به علت طبیعت دوگانه ما امکان‌پذیر است. اگر چه ما اغلب به سوی منطقی خود توجه می‌کنیم اما هر دو سوی وجودمان همواره وجود دارند.

مرور دوباره چگونه کار می‌کند؟!

اما مرور دوباره چگونه کار می کند. هنگامی که مرور دوباره صورت می‌پذیرد، تکه‌هایی که از لحظه‌ای که آسیب انرژتیکی وارد آمده تا وقتی که زخم‌های خاص کالبد انرژی خود را التیام بخشیده‌اید در کنار هم قرار می‌گیرد.

 

 

فرایند کالبد انرژی

 

فرآیند واقعیت عادی

تمامیت انرژتیکی

مبادله ضد انرژتیکی

آسیب انرژتیکی

تغییر رفتاری

تقویت آسیب

نقاط ضعف فزون شونده

مرگ از فرط خستگی

وضع نوزاد

عمل متقابل عاطفی و شدید

زخم‌های عاطفی، قول‌ها، فقدان انرژی و غیره

سرکوبی، ترس، مانع عاطفی، منفی بافی و غیره

رفتار تکراری در هر نوع وضع جدید

فقدان نیروی حیاتی، خستگی، بی‌حوصلگی، بیماری و غیره

مرگ در شرایط از کار افتادگی

 

این جدول بیانگر فرآیند آسیب‌رسانی در حد متوسط زندگی مردم است. اما با مرور دوباره اخرین مراحل عوض می‌شود. نیازی نیست با احساس بی‌نیرویی و خستگی زندگی کنیم. ما در اصل بی آنکه بدانیم در میان مبارزه بین رقابت‌های خود درمانی و عادات هدردهنده انرژی خود به سر می‌بریم.

پذیرش مسئولیت؛

پذیرش مسئولیت برای آنچه هستید و اینکه چگونه زندگی می‌کنید، پیش نیاز تغییر زندگی و اصلاح آن است. از سرزنش دیگران دست بردارید و از ملامت دنیا دست بکشید. مسئول زندگی و گذشته خود، تنها خود شما هستید. هیچکس زندگی شما را خراب نکرده و این خود شما هستید که این کار را کرده‌اید. بنابراین خود شما هم می‌توانید آن را بهبود ببخشید. این یکی از کلیدهای اصلی برای مرور دوباره است.

قدرت مرور دوباره؛

قدرت مرور دوباره این است که تمام زباله‌های زندگی ما را بهم می‌زند و به سطح می‌آورد. بگذارید از کلام دون خوان خطاب به کاستاندا به مرور دوباره نگاهی بندازیم. دون‌خوان ظرایف و پیچیدگی‌های آگاهی و درک را وصف کرد که اساس مرور دوباره است.

او با گفتن این حرف شروع کرد که ترکیبی از مفاهیم را به من ارایه می‌دهد که نباید تحت هیچ شرایطی آنها را به عنوان فرضیه‌های ساحران بپذیرم. زیرا ترتیبی است که شمنان مکزیک کهن به عنوان نتیجه دیدن مستقیم انرژی، همانطور که در جهان جاری است، بیان کرده‌اند. به من هشدار داد که واحدهای این ترتیب را بدون هیچ تلاشی در طبقه‌بندی کردن آنها یا به خط کردن آنها توسط هر گونه استاندارد از پیش تعیین شده‌ای معرفی می‌کند.

او ادامه داد: علاقه‌ای به طبقه‌بندی کردن ندارم. تو همه عمرت طبقه‌بندی کرده‌ای حالا مجبوری از طبقه‌بندی دور بمانی. وقتی بتازگی از تو پرسیدم که آیا چیزی درباره ابرها می‌دانی، نام تمام ابرها و درصد رطوبتی را به من گفتی که شخص باید از هر یک از آنها انتظار داشته باشد.

تو هواشناسی واقعی هستی، ولی وقتی از تو پرسیدم شخصا با ابرها چه کار می‌توانی بکنی، اصلا نمی‌دانستی از چه چیزی حرف می‌زنم. طبقه‌بندی‌ها دنیای خودشان را دارند. بعد از اینکه شروع به طبقه‌بندی هر چیزی کردی، آن طبقه‌بندی جان می‌گیرد و بر تو حکومت می‌کند ولی چون طبقه‌بندی‌ها هرگز بسان وقایع انرژی بخش آغاز نمی‌شوند، همواره چون کُنده مرده می‌مانند، آنها درخت نیستند، فقط کُنده هستند.

میدان‌های انرژی؛

او توضیح داد که ساحران مکزیک کهن دیدند که جهان به طور کلی متشکل از میدان‌های انرژی به شکل تارهای درخشان است. آنان به هر طرف که گشتند تا ببینند، میلیاردها از آن‌ها را دیدند. همچنین دیدند که آن میدان‌های انرژی خود را در کوران‌های تارهای درخشان، در جریان‌هایی منظم می‌کنند که نیروهای دائمی و پایدار در جهانند و آن ساحران این کوران‌ها یا جریان‌های تارها را که به مرور دوباره مربوط می‌شود دریای تیره آگاهی و همچنین عقاب نامیدند.

مرور دوباره

او گفت که آن ساحران همچنین دریافتند که هر مخلوقی در جهان با نقطه گرد درخشانی به دریای تیره آگاهی متصل است. آن نقطه نمایان می‌شود که آن مخلوفات به عنوان انرژی مشاهده شوند. دون‌خوان گفت که در آن نقطه درخشان که ساحران مکزیک کهن آن را پیوندگاه نامیدند، ادراک توسط جنبه اسرار آمیز دریای تیره آگاهی جمع می‌شود.

فرآیند تفسیر داده‌های حسی؛

دون‌خوان اظهار داشت که میلیاردها میدان انرژی از کل جهان در پیوندگاه انسان به شکل تارهای درخشان به هم می‌رسند و از آن می‌گذرند. این میدان‌های انرژی به داده‌های حسی تغییر می‌یابند و آنگاه داده‌های حسی تفسیر می‌شوند و به عنوان دنیایی درک و مشاهده می‌شوند که ما می‌شناسیم. دون‌خوان علاوه بر این توضیح داد که آنچه تارهای درخشان را به داده‌های حسی مبدل می‌کند، دریای تیره اگاهی است.

ساحران این تغییر شکل را دیدند و آن را تابش آگاهی نامیدند، برقی که همچون هاله‌ای دور پیوندگاه کشیده شده است. سپس به من هشدار داد که چیزی را بیان خواهم کرد که بنا به فهم ساحران، برای دریافتن برد مرور دوباره اساسی است. و با تأکید فوق العاده‌ای بر کلماتش گفت که آنچه ما در موجودات زنده حواس می‌نامیم، چیزی جزء درجاتی از آگاهی نیست. خاطر نشان ساخت که اگر ما بپذیریم که حواس، دریای تیره آگاهی هستند، باید قبول کنیم تفسیری که حواس از داده‌های حسی می‌کنند نیز دریای تیره آگاهی است.
بتفضیل توضیح داد که نظام تفسیری بشر که هر آدمی فی نفسه دارد، این نتیجه را می‌دهد که ما با دنیای اطراف‌مان برحسب آنچه انجام می‌دهیم، مواجه می‌شویم.

الزام نظام تفسیر برای هر سازواره موجود؛

همچنین گفت که هر سازواره موجود، باید نظام تفسیریی داشته باشد که اجازه می‌دهد در محیط خویش دست به عمل زند. او ادامه داد: به تو گفته‌ام ساحرانی که در پی اغتشاش‌های مکاشفه‌ای رفتند، دیدند که در لحظه مرگ، آگاهی موجودات زنده را، می شود گفت که دریای تیره آگاهی توسط پیوندگاه می‌مکد.

همچنین دیدند که دریای تیره آگاهی لحظه‌ای، بگذار بگویم که لحظه‌ای تردید می‌کند، وقتی با ساحرانی مواجه می‌شود که مرور دوباره زندگی خود را آنجام داده‌اند. بعضی از آنها بی‌آنکه بدانند، چنان این کار را کامل آنجام داده بودند که دریای تیره آگاهی، آگاهی آنها را بشکل تجربیات زندگی‌شان گرفت، اما به نیروی زندگی آنان دست نزد. بدین سان ساحران حقیقت غول آسایی را درباره نیروهای جهان دریافتند. دریای تیره آگاهی فقط تجربیات زندگی ما را می‌خواهد، نه نیروی زندگی ما را.

دون‌خوان ادامه داد: ساحران عقیده دارند وقتی زندگی خود را مرور می‌کنیم، همان‌طور که به تو گفتم تمام بازمانده‌ها به سطح می‌آید. ما متوجه ناسازگاری‌هایمان، تکرارهای‌مان می‌شویم. ولی چیزی در ما مقاومت فوق العاده‌ای در برابر مرور دوباره می‌کند.

ساحران می‌گویند که فقط بعد از بلوایی عظیم، بعد از آنکه بر پرده خاطرات‌مان واقعه‌ای ظاهر شد که چهار ستون ما را با وضوح وحشتناک جزییات تکان داد، جاده آزاد است. واقعه عملا ما را به لحظه ای می‌کشاند که آن را زندگی کرده‌ایم. ساحران آن واقعه را راهگشا می‌نامند. زیرا از آن به بعد هر واقعه‌ای را که حس می‌کنیم، دیگر بار تجربه می‌کنیم و صرفا به خاطر نمی‌آوریم.

نقش مرور دوباره در این زندگی و پس از مرگ؛

با این توصیفات می‌توانید تصور کنید که مرور دوباره در این زندگی و پس از مرگ چه نقشی ایفا می‌کند. با اینکه هیچ جا به آن اشاره نشده است اما مرور دوباره در حقیقت عمل آگاه شدن بر جزئیات حماقت‌هایی است که ذهن بیگانه در تمام طول زندگی بر رفتار ما و دیگران تحمیل کرده است.

آگاهی بر این جزئیات موجب از دست دادن قدرت و تسلط آنها در بقیه زندگی می‌گردد. سه مرحله مرور دوباره شامل: مرور سطحی و کلی رویدادهای برجسته، مرور عمیق تمام رویدادها و مرور تصادفی می‌شود.

مرور دوباره با تمرینات مختلفی قابل انجام است. آنچه اغلب کارورزان انجام می‌دهند به یاد آوردن و نفس کشیدن است. آن‌ها آهسته و عمدا نفس را با بینی فرو می‌دهند، ضمن اینکه سر را از راست به چپ حرکت می‌دهند. به همین شیوه نیز نفس را بیرون می‌دهند (با حرکت از چپ براست).

بعد سر را با یک حرکت و بدون تنفس به چپ و راست می‌گردانند. دم فروبری و بازدم باید طبیعی، و خیلی سریع نباشد.

نوشته مرور دوباره در طریقت تولتکی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82%d8%aa-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%aa%da%a9%db%8c/feed/ 0
نظریه اتصال روح به بدن مثالی منفصل https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%d9%86%d9%81%d8%b5%d9%84/ https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%d9%86%d9%81%d8%b5%d9%84/#respond Tue, 03 May 2022 15:25:50 +0000 https://theorium.net/?p=6635 این نظریه در رابطه با زندگی روح انسان ایده هایی دارد… مختصات نظریه اتصال روح به بدن مثالی منفصل؛ الف- آدمی از حیث ساختار جسمی، روحی فقط دو زندگی اول و نهایی را دارد و زندگی میان های از جهت یاد شده در كار نیست. ب- در زندگی اول كه موقتی است روح با بدن […]

نوشته نظریه اتصال روح به بدن مثالی منفصل اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
این نظریه در رابطه با زندگی روح انسان ایده هایی دارد…

مختصات نظریه اتصال روح به بدن مثالی منفصل؛

الف- آدمی از حیث ساختار جسمی، روحی فقط دو زندگی اول و نهایی را دارد و زندگی میان های از جهت یاد شده در كار نیست.

ب- در زندگی اول كه موقتی است روح با بدن خاكی به سر می برد و با ورود به زندگی نهایی بدن خاكی را برای همیشه خلع می كند و با بدن جدیدی به سر خواهد برد.

ج- بدن دوم كه در عالم دیگر قرار دارد هیچ گونه ارتباط وجود شناختی با بدن اول ندارد و فقط از حیث شكل و هیات به مانند آن است. قهرا بدن دوم می تواند ویژگی هایی متفاوت با بدن اول داشته باشد.

د- با توجه به بند(ج) دست كم در مقطع خلع بدن اول و اتصال به بدن دوم، روح بدون بدن خواهد بود.

جایگاه مرگ در نظریه اتصال روح به بدن مثالی منفصل؛

طبق این دیدگاه، روح پس از مرگ بدن فانی نمی شود و هیچ اختلافی در ناحیه روح، در پیش از مرگ و پس از مرگ وجود ندارد. آری، روح پس از خلع بدن مادی، در عالم مثال با قالبی مثالی حاضر می شود كه همچون صورت حاصل در آینه است، ولی صورتی است جوهری و قائم به ذات.

بنابراین، ملاك هویت در روح ثابت است، زیر

ا روح وارد شده در عالم صوی(عالم مثال) عینا همان روحی است كه در عالم مادی با بدن خاكی بود و ملاك هویت در ناحیه جسد یا بدن به اتحاد روح است، یعنی همان روحی كه به بدن خاكی تعلق داشت به بدن مثالی تعلق گرفته است.

اما بدن مثالی عیناً بدن این جهانی شخص نیست بلكه بدنی دیگر است كه با بدن او مباینت و جدایی دارد. به تعبیر دیگر وجود چنین بدن مثالی، وجود آن بدن موجود در این جهان نیست و تشخص آنها به یك تشخص نمی باشد.

نتجه آنكه اگر انسان را موجودی روحی، جسمی تلقی كنیم دست كم هویت در ناحیه بدن وی، بر اساس این نظریه تامین نمی شود . . .

نوشته نظریه اتصال روح به بدن مثالی منفصل اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%d9%86%d9%81%d8%b5%d9%84/feed/ 0
از برلین تا اوج شهرت https://theorium.net/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b4%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d9%88%d9%85/ https://theorium.net/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b4%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d9%88%d9%85/#respond Fri, 01 May 2020 12:58:00 +0000 http://theorium.net/?p=5433 از برلین تا اوج شهرتِ آلبرت اينشتين (بخش دوم) از برلین تا اوج شهرت آلبرت اینشتین به وقایع ما بین سال های ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۱ میلادی در زندگی اینشتین می پردازد. در ۱۹۱۴، با پيشنهاد ماكس پلانك (كه اعتبار و مقام علمي‌اش در محفل‌هاي آكادميك، چون و چرا نداشت) اينشتين استاد دانشگاه برلين شد و […]

نوشته از برلین تا اوج شهرت اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
از برلین تا اوج شهرتِ آلبرت اينشتين (بخش دوم)

از برلین تا اوج شهرت آلبرت اینشتین به وقایع ما بین سال های ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۱ میلادی در زندگی اینشتین می پردازد.

در ۱۹۱۴، با پيشنهاد ماكس پلانك (كه اعتبار و مقام علمي‌اش در محفل‌هاي آكادميك، چون و چرا نداشت) اينشتين استاد دانشگاه برلين شد و به عضويت فرهنگستان علوم پروس درآمد. در ۱۹۱۶، با انتشار مقاله‌اي، نظريه “نسبيت خاص” را تعميم داد و “نسبيت عام” را ارائه كرد.

اين نظريه كه رفتار نيروي گرانش را با ديدگاهي كاملاً متفاوت و به صورت انحناي فضا-زمان تبيين مي‌كرد، بار ديگر جهان علم را دچار حيرت كرد و ديدگاه بشر را نسبت به جهان، تغيير داد (همين نظريه بود كه بعدها از پديده‌هاي شگفت‌انگيزي نظير سياهچاله‌ها، انبساط جهان، امواج گرانشي و . . . پرده برداشت).

a.einstein

مباني نظري تابش ليزر؛

در ۱۹۱۷، اينشتين در مقاله‌اي براي نخستين بار، مباني نظري تابش ليزر را تبيين كرد (بعدها ليزر، انقلابي در عرصه علوم و فناوري ايجاد نمود).

با فرارسيدن دهه ۱۹۲۰، شهرت اينشتين از شهرت هر دانشمند زنده ديگري گوي سبقت ربود.

اكنون خانه اينشتين در برلين به زيارتگاه مردان و زناني با حرفه‌ها، دلبستگي‌ها، نظرات و انگيزه‌هاي مختلف بدل شده بود كه در جستجوي پاسخ مسائل فيزيكي، رياضي، فلسفي، اخلاقي، مذهبي، سياسي و يا حتي شخصي بودند. چيزي نگذشت كه اينشتين به يك جاذبه سياحتي تبديل شد و خانه‌اش در شماره ۵ خيابان هابر لانداشتراسه يكي از جاهايي بود كه هر توريستي كه به برلين مي‌آمد مي‌بايست ببيند.

اينشتين در اين خانه به همراه همسر دومش الزا (۱) زندگي خوبي را مي‌گذراند. او بر خلاف ميلِوا، معاشرتي و خوش‌صحبت بود و با وجود آن‌همه مراجعه كننده، به خوبي توانسته بود محيطي كاملاً آرام را در خانه براي اينشتين فراهم آورد.

الزا سعي نمي‌كرد ديواري ميان همسر خود و ديگران بكشد. ذكاوت، معاشرتي بودن، خوش ذوقي و احترامش به نظرات ديگران، باعث ايجاد فضايي در خانه شده بود كه به خوبي با علاقه اينشتين به مردم از يك سو و تمايل به كار در تنهايي از سوي ديگر هماهنگي داشت.

خيابان هابر لانداشتراسه؛

خيابان هابر لانداشتراسه در بخش نسبتاً جديد غرب برلين واقع بود كه اغلب آن‌را محله باواريا مي‌ناميدند، محله‌اي با خيابان‌هاي وسيع، درختان بلند و سرسبز و خانه‌هاي نوساز كه محله محبوب خانواده‌هاي مرفه محسوب مي‌شد.

اينشتين معمولاً حدود ۸ صبح از خواب برمي‌خاست. با حوله حمام بر تن و دمپايي بر پا، درحالي‌ كه منتظر گرم شدن حمام بود، شروع به نواختن آهنگي با پيانو مي‌كرد تا زمانيكه همسرش مي‌گفت: “آلبرت، حاضر شد” و آن وقت او وارد حمام مي‌شد.

اغلب فراموش مي‌كرد در را پشت سر خود ببندد. الزا مي‌شتافت تا آن‌را ببندد. پس از صبحانه، اينشتين پيپ خود را چاق مي‌كرد و به اتاق مطالعه مي‌رفت.

مردم اغلب از اينشتين مي‌پرسيدند روزي چند ساعت كار مي‌كند. او از پاسخ به چنين پرسشي درمي‌ماند چون براي او كار كردن، همان فكر كردن بود.

الزا همين‌كه خاطرش از بابت راحتي اينشتين در اتاق مطالعه‌اش آسوده مي‌گشت، سرگرم مرتب كردن نامه‌ها مي‌شد.

از همه جاي دنيا و به زبان‌هاي مختلف نامه مي‌آمد. صدها نامه كه هر روز سرايدار با سبدي پُر مي‌آورد. نامه‌هايي از دانشمندان، دولتمردان، رهبران اجتماعي، كارگران، دانشجويان و غيره.

محتواي نامه‌ها بسيار متنوع بود. مخترعان از ماشين‌هاي جديد مي‌نوشتند، پدر و مادرها به او خبر مي‌دادند كه نام فرزند خود را آلبرت گذاشته‌اند، يك سازنده سيگار، از نوع جديدي از سيگار خبر مي‌داد كه نام آن‌را “نسبيت” گذاشته بود و غيره.

الزا نامه‌ها را دسته‌بندي مي‌كرد. بعضي نامه‌ها بي‌جواب مي‌ماند. بعضي را خودش جواب مي‌داد و بقيه را به اينشتين مي‌داد. اين‌كار اغلب بيشتر اوقات روز و گاه شب را هم مي‌گرفت.

در ۱۹۲۱، معتبرترين جايزه علمي جهان يعني مدال نوبل فيزيك به اينشتين تقديم شد و او براي شركت در مراسم اهداء جايزه، سفري كوتاه به استكهلم داشت.

نقش اوائل دهه ۱۹۲۰ در بازه ی از برلین تا اوج شهرت؛

در اوائل دهه ۱۹۲۰، خانواده اينشتين، سفرهاي متعددي را به اقصي نقاط دنيا آغاز كردند. آنها به هلند، چكسلواكي و اتريش سفر كردند.

به آمريكا رفتند، در انگلستان و فرانسه توقف كردند و سرانجام عازم سفري طولاني به ژاپن، فلسطين و اسپانيا شدند.

وقتي اينشتين در ۱۹۲۱ براي اولين بار وارد آمريكا شد با استقبال بي‌سابقه مردم مواجه گشت، استقبالي كه شايد مشابه آن قبلاً براي يك قهرمان ملي انجام شده بود اما براي يك دانشمند هرگز.

با پياده شدن اينشتين و همسرش در بندر نيويورك، گروه بي‌شماري از خبرنگاران و عكاسان، آنها را محاصره كردند.

اينشتين از مدتها قبل عادت كرده بود كه به انواع سؤالات عجيب و غريب خبرنگاران پاسخ دهد. هميشه بسياري از سؤالات، بي‌مورد يا غيرمنطقي بودند و اينشتين در چنين مواردي بجاي پاسخ به سؤال مزبور، نكته‌اي جالب‌تر از آن سؤال را مطرح مي‌كرد و اين نوع پاسخ‌هاي اينشتين به‌ويژه مورد علاقه خبرنگاران بود.

در ژاپن نيز استقبال گسترده‌اي از او به عمل آمد. اينشتين در اين سفر، عميقاً تحت تأثير آداب ظريف، حس هنرمندانه و سادگي مردم ژاپن قرار گرفت.

پي‌نوشت از برلین تا اوج شهرت:

۱- همانطور كه قبلاً نيز گفته شد، ميلِوا شخصيتي درون‌گرا داشت. با زياد شدن روابط اجتماعي اينشتين كه محصول طبيعي شهرت او بود، فاصله بين آنها افزايش يافت و سفر اينشتين به برلين، آن‌دو عملاً‌ از همديگر جدا شدند. اينشتين در برلين با دختر عموي خود به نام الزا كه از همسر سابقش دو فرزند داشت ازدواج كرد.

نوشته از برلین تا اوج شهرت اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b4%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d9%88%d9%85/feed/ 0
تدریس ، از برلین تا اوج شهرت برای آلبرت اينشتين (بخش اول) https://theorium.net/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b4%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%a7%d9%88%d9%84/ https://theorium.net/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b4%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%a7%d9%88%d9%84/#respond Fri, 01 May 2020 12:42:53 +0000 http://theorium.net/?p=5429 تدریس ، از برلین تا اوج شهرت برای آلبرت اينشتين (بخش اول) تدریس ، از برلین تا اوج شهرت عنوانی است که ما برای این بخش از زندگینامه ی آلبرت اينشتين در نظر گرفتیم. در تابستان ۱۹۰۹،دانشگاه ژنو به اينشتين دكتراي افتخاري اهداء كرد و از او دعوت نمود تا در مراسم سيصد و پنجاهمين […]

نوشته تدریس ، از برلین تا اوج شهرت برای آلبرت اينشتين (بخش اول) اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
تدریس ، از برلین تا اوج شهرت برای آلبرت اينشتين (بخش اول)

تدریس ، از برلین تا اوج شهرت عنوانی است که ما برای این بخش از زندگینامه ی آلبرت اينشتين در نظر گرفتیم.

در تابستان ۱۹۰۹،دانشگاه ژنو به اينشتين دكتراي افتخاري اهداء كرد و از او دعوت نمود تا در مراسم سيصد و پنجاهمين سالگرد بنيانگذاري دانشگاه شركت كند.

در اين مراسم، كلاه حصيري و لباس غير رسمي اينشتين در ميان كُت‌هاي فراك زربافت، رداهاي قرون وسطائي و لباس‌هاي مجلل دويست نماينده از دانشگاه‌هاي سراسر جهان، به خوبي نمايان بود.

در همان سال، اينشتين استاد دانشگاه زوريخ شد و اين، اولين سِمَت دانشگاهي او بود. رفتار اينشتين به عنوان يك استاد دانشگاه از خاطرات برخي از دانشجويانش قابل تشخيص است.

هانس تانر كه مابين سال‌هاي ۱۹۰۹-۱۹۱۱ دانشجوي اينشتين بود چنين مي‌نويسد: “وقتي اينشتين با آن لباس كهنه، با شلواري كه لنگه‌هايش كوتاه بود، و با زنجير ساعت آهني براي اولين بار پشت ميز تدريس قرار گرفت، ما با نظر ترديد به استاد جديد خود نگاه كرديم.

شیوه ی تدریس؛

اما او با شيوه تدريس بي‌نظير خود به زودي قلب همه ما را تسخير كرد. او رئوس مطالب را بر روي كاغذ كوچكي يادداشت كرده بود و تنها نكته‌هايي را در آن نوشته بود كه مي‌خواست تدريس كند.

تدريس اينشتين، مستقيماً از ذهن او برمي‌خاست و ما شاهد فعاليت مستقيم مغز او بوديم. اين روش تدريس، بسيار جالب‌تر از روش‌هاي قالب‌ريزي شده بود.

ما در تدريس اينشتين مي‌ديديم كه شيوه‌هاي نامعلوم گاه به نتيجه‌هاي علمي باارزشي مي‌انجامد. بعد از هر درس، احساس مي‌كرديم كه خودمان هم مي‌توانيم همان مطالب را تدريس كنيم.

فكر نمي‌كنم حتي يك جلسه هم در كلاس تدریس اينشتين غيبت كرده باشم. كلاس‌هايش بسيار مجذوب كننده بود.”
اينشتين در زوريخ دوستان زيادي داشت. او خصوصاً دوست داشت ارتباط فكري خود را با افرادي كه اصلاً كاري به كار فيزيك نداشتند گسترش دهد و به همين دليل هم با حقوقدانان، تاريخدانان، پزشكان و . . . به بحث مي‌پرداخت و شاید علاقه داشت به آنان هم تدریس کند.

اين امر، منطبق با ماهيت انديشه‌هاي اساسي اينشتين بود. ذهنش از تفكر در مورد مسائل فيزيك به دنياي ديگري معطوف مي‌شد و در همين راستا بود كه به مشخص‌ترين استنتاج‌هاي خود دست مي‌يافت.

Albert in class

اندیشه ها و علائق علمی؛

انديشه‌ها و علاقه‌هاي علمي اينشتين به گونه‌اي بود كه مي‌توانست درباره بسياري از مسائل علمي با غير فيزيكدانان و حتي با غير دانشمندان نيز بحث كند.

اين افراد چون قبلاً پيش‌ذهنيتي در مورد موضوعاتي نظير فضا و زمان نداشتند و اصول از قبل بديهي فرض شده‌اي در ذهنشان شكل نگرفته بود، بهتر مي‌توانستند در نوعي تفكر “كودكانه” كه براي اينشتين كارساز بود شريك شوند.

در ژوئن ۱۹۱۰، دومين پسر اينشتين به نام ادوارد به دنيا آمد. در اواخر همان سال، اينشتين مدت كوتاهي براي تدريس به دانشگاه پراگ رفت. در ۱۹۱۱، ارنست سولوِي (Ernest Solvay)، سرمايه‌دار و مهندس بلژيكي كه به علم علاقه‌مند بود، براي جمع كردن فيزيكدانان برجسته جهان، كنفرانسي را با هزينه خود در بروكسل برپا كرد.

در كنگره سولوِي كه برخي از برجسته‌ترين فيزيكدانان نظير ارنست رادرفورد از انگلستان، ماري كوري و هانري پوآنكاره (Henri J Poincare) از فرانسه و ماكس پلانك از آلمان در آن شركت داشتند، نسبيت، يكي از داغ‌ترين مباحث بود (كنگره سولوِي كه پس از آن سال به‌طور متناوب برگزار مي‌شد، به زودي به يكي از مهم‌ترين كنفرانس‌هاي علمي بين‌المللي تبديل شد).

اينشتين هرجا كه مي‌رفت، با رفتار بي‌تكلف، مهربان و با خوشخويي و بذله‌گويي مؤدبانه خود، دوستان بسياري پيدا مي‌كرد اما به دليل همين خصوصيت‌ها، دشمناني را نيز براي خود مي‌تراشيد.

عدم فخرفروشي آكادميك، نوعي بي‌احترامي به عناوين دانشگاهي محسوب مي‌شد و همگان را چه در داخل دانشگاه و چه در خارج آن شگفت‌زده مي‌كرد.

برخي لباس غير رسمي و ساده اينشتين را علامت طغيان عليه شئونات دانشگاهي مي‌دانستند. آنها از مهرباني و خصوصيات اجتماعي اينشتين كه به‌طور مساوي شامل حال قشرهاي مختلف اجتماعي مي‌شد ناراحت بودند.

مقامات دانشگاه نمي‌توانستند تحمل كنند كه اينشتين با عالي‌مقامان دانشگاه به همان شيوه بي‌تكلفي صحبت كند كه با خدمتكار آزمايشگاه صحبت مي‌كرد.

اينشتين يكسال پس از كنگره سولوِي، دانشگاه پراگ را ترك كرد و به زوريخ بازگشت. در زوريخ، كرسي استادي فيزيك نظري در پلي‌تكنيك را كه دوازده سال پيش، از آنجا فارغ‌التحصيل شده بود به او پيشنهاد كرده بودند.

در آن زمان، پلي‌تكنيك كه يك مؤسسه آموزشي فدرال بود، از لحاظ علمي در سطحي به مراتب بالاتر از دانشگاه زوريخ قرار داشت و با تلاش حكومت فدرال سوئيس، به يكي از برجسته‌ترين مؤسسات آموزشي اروپا تبديل شده بود كه در رشته‌هايي نظير رياضيات و فيزيك، بسيار پيشرفته بود.

اما صعود اينشتين از پله‌هاي شهرت تازه آغاز شده بود و اينك در پايتخت‌هاي علمي اروپا انتظار او را مي‌كشيدند.

نوشته تدریس ، از برلین تا اوج شهرت برای آلبرت اينشتين (بخش اول) اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b4%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%a7%d9%88%d8%ac-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%aa-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%a7%d9%88%d9%84/feed/ 0
علم و بخشیده شدن https://theorium.net/%d8%b9%d9%84%d9%85-%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86/ https://theorium.net/%d8%b9%d9%84%d9%85-%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86/#respond Wed, 22 Apr 2020 11:42:30 +0000 http://theorium.net/?p=5319 علم و کمک به بخشیده شدن: بهترین راه عذرخواهی بر اساس علم همه ما تجربه کرده ایم که بعد از یک عذرخواهی صمیمانه، طرف مقابل آن را قبول نکرده است. اکنون علم اینجاست تا به ما کمک کند: بر اساس یک مطالعه جدید، یک عذرخواهی موثر ۶ اصل دارد. محققان دریافته اند که ۶ چیز […]

نوشته علم و بخشیده شدن اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
علم و کمک به بخشیده شدن: بهترین راه عذرخواهی بر اساس علم

همه ما تجربه کرده ایم که بعد از یک عذرخواهی صمیمانه، طرف مقابل آن را قبول نکرده است. اکنون علم اینجاست تا به ما کمک کند: بر اساس یک مطالعه جدید، یک عذرخواهی موثر ۶ اصل دارد.

محققان دریافته اند که ۶ چیز تاثیر یک عذرخواهی را افزایش می‌دهند: ابراز پشیمانی، توضیح این که چه اشتباهی رخ داده است، قبول مسوولیت، اعلام توبه، پیشنهاد جبران و تقاضا برای بخشش.

سرپرست نویسندگان پژوهش و استاد بازنشسته مدیریت و منابع انسانی، آقای روی لویکی از دانشگاه اوهایو می‌گوید: “عذرخواهی واقعا به نتیجه می‌رسد ولی باید مطمئن شوید که هر ۶ اصل را رعایت کرده‌اید

البته در صورتی که زمان ندارید که روی هر ۶ اصل کار کنید- بر اساس تحقیقی که در ۱۲ آوریل در مجله مدیریت مذاکره و مناقشه منتشر شده است- محققان دریافته اند که تعدادی از این عوامل وزن بیشتری نسبت به سایر عوامل دارند.

مهم ترین عامل عذرخواهی: قبول مسئولیت

آقای لویکی می‌گوید: “یافته‌های ما نشان می‌دهند که مهم‌ترین عامل یک عذرخواهی قبول مسوولیت است. بگویید تقصیر شماست، شما اشتباه کرده اید.”

Forgivness

جبران اشتباه

بر اساس این مطالعه دومین عاملی که بیشترین تاثیر را دارد پیشنهاد جبران اشتباهی است که انجام شده است . آقای لویکی می‌گوید: “این به کسی که شما از او عذرخواهی می‌کنید اطمینان می‌دهد که تعهد می‌دهید که خسارت را جبران کنید.”

کم ترین میزان اهمیت: تقاضا برای بخشش

محققان دریافتند کمترین جنبه از نظر اهمیت تقاضا برای بخشش بود.

در این مطالعه، محققان دو آزمایش مجزا را مجموعا روی ۷۵۵ نفر انجام دادند.

علم و آزمایش 

در آزمایش اول، ۳۳۳ بزرگسال متن یک عذرخواهی را خواندند که شامل یک، سه یا هر ۶ اصل عذرخواهی بود و رتبه دادند که عذرخواهی چقدر موثر، قابل باور و کافی است. پیش از آن، آنها مطلع شده بودند که چه تعداد از عوامل در متن عذرخواهی که می‌خوانند وجود دارد.

در مطالعه دوم، از۴۲۲ دانش آموز خواسته شد که عذرخواهی هایی را بخوانند که از یک تا ۶ اصل را در بر داشت. در این آزمایش به شرکت کنندگان گفته نشد که چه تعداد از عوامل در متن عذرخواهی وجود دارد.

در هر دو آزمایش، محققان دریافتند که هرچه تعداد عوامل عذرخواهی بیشتر باشد، موثرتر ارزیابی می‌شود.

یک خطای پیش بینی شده که محققان به آن توجه کرده‌اند این است که در این مطالعه مشارکت کنندگان فقط متن عذرخواهی را خوانده‌اند، و آن را شخصاً نشنیده‌اند.

آقای لویکی می‌گوید: “مسایلی مانند ارتباط چشمی و بیان متناسب خالصانه در هنگام عذرخواهی رو در رو حایز اهمیت هستند.”

 

نوشته علم و بخشیده شدن اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%b9%d9%84%d9%85-%d9%88-%d8%a8%d8%ae%d8%b4%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%86/feed/ 0
عکس سلفی https://theorium.net/%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%84%d9%81%db%8c/ https://theorium.net/%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%84%d9%81%db%8c/#respond Wed, 22 Apr 2020 11:32:09 +0000 http://theorium.net/?p=5316 با توجه به شیوع عکس های سلفی و برخی اتفاقات خطرناکی که به دلیل تلاش برای گرفتن این عکس ها رخ داده است، جنبه های گوناگون و دلایل گرایش به عکس های سلفی بررسی شده است و از منظر روان شناسی نیز رابطه آن با خودشیفتگی بررسی و مشخص شد که گرایش به سلفی با […]

نوشته عکس سلفی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
با توجه به شیوع عکس های سلفی و برخی اتفاقات خطرناکی که به دلیل تلاش برای گرفتن این عکس ها رخ داده است، جنبه های گوناگون و دلایل گرایش به عکس های سلفی بررسی شده است و از منظر روان شناسی نیز رابطه آن با خودشیفتگی بررسی و مشخص شد که گرایش به سلفی با خود شیفتگی ارتباط دارد.

در ماه فوریه، گردشگران آرژانتینی در اطراف یک بچه دلفین می‌چرخیدند تا با آن عکس سلفی بگیرند. حیوانِ در معرض خطر قرار گرفته در اثر استرس و خستگی مفرط جان داد.

سپس در اوایل ماه مارس، یک قو، بعد از اینکه یک توریست او را از رودخانه ای در مقدونیه به خاطر یک عکس سلفی بیرون کشیده بود جان داد.

در حالی که مرگ هر دوی این حیوانات باعث عصبانیت گسترده ای شده بود، مردمِ بیشتری جان خود را برای گرفتن یک سلفیِ فوق العاده به خطر انداختند. در سال ۲۰۱۵، مقامات روسی حتی کمپینی راه اندازی کردند که هشدار می داد: “یک سلفی باحال، می تواند به اندازه جان شما گران تمام شود”.

یک عکس سلفی می تواند به اندازه جان شما تمام شود

دلیل؟ پلیس تخمین زده است حدود ۱۰۰ نفر از روس‌ها به دلیل تلاش برای گرفتن سلفی های متهورانه یا عکس از خودشان در موقعیت های خطرناک جان خود را از دست داده اند و یا مجروح شده اند. مانند زنی که توسط اسلحه مجروح شد (نجات پیدا کرد)، دو مرد که در هنگام نگه داشتن نارنجک منفجر شدند (نجات پیدا نکردند) و یا مردمی که در بالای قطارهای در حال حرکت عکس می اندازند.

همچنین ارتفاعات نیز سبب مرگ و میر سلفی شده اند. یک توریست لهستانی در سویل، اسپانیا، در حالی که برای گرفتن عکس سلفی تلاش می کرد، از بالای پل پرتاب شد و جان باخت. در ماه می ۲۰۱۴ یک خلبان سسنا، در حالی که می خواست سلفی بگیرد کنترل هواپیمای خود را از دست داد و خود و مسافرانش را به کشتن داد.

قرار دادن شخص در راه های آسیب زننده تنها راهی نیست که وسواس سلفی سبب مرگ شده است. یک مرد نوجوان- که گفته می شود از اختلال بدشکلی بدن رنج می برد- بعد از صرف هزاران ساعت برای گرفتن یک سلفی ایده آل، خودکشی کرد.

سلفی و اتهام خودشیفتگی

معمولاً مردمی که زیاد سلفی پست می‌کنند، هدف اتهامات خودشیفتگی قرار می گیرند. ولی با شبکه های اجتماعی مانند اسنپ چت (Snapchat) که روز به روز مشهورتر می شوند، سلفی ها بیشتر و بیشتر می شوند.

پس اینجا چه اتفاقی می افتد؟ چه چیزی در مورد تصاویر خودگرفت (self-portrait ) وجود دارد که تشدید کننده شکلی از ارتباط است؟ و چرا از نظر روان شناسی، ممکن است فردی خود را وادار کند که زندگی خود و سایرین  را به خطر بیندازد؟  (شامل حیوانات).

در حالی که هیچگونه پاسخ واضحی وجود ندارد، من به عنوان یک روان شناس این سوالات – و این پدیده خاص قرن ۲۱- را برای اکتشافات بیتشر ارزشمند می دانم.

مختصری از تاریخ سلفی

یک عکاس آمریکایی، رابرت کورنلیوس، اولین فردی بوده که عکس سلفی انداخته است. در سال ۱۸۳۹، کورنلیوس که یکی از دوربین های اولیه را استفاده می کرد، دوربین را تنظیم کرد و جلوی آن دوید.

در دسترس بودن بیشتر دوربین های اتومات در قرن ۲۰ منجر به افزایش عکس های خودگرفت شد، که یکی از مشهورترین روش های آن ایستادن جلوی آینه است.

تکنولوژی سلفی با اختراع موبایل های دوربین دار جهش بزرگی پیدا کرد، که مقدمه ای بود برای اختراع چوب سلفی که برای مدتی کوتاه وجود آن باعث خوشحالی بود: تایم آن را یکی از بهترین ۲۵ اختراع ۲۰۱۴ نام گذاری کرد. ولی منتقدان به سرعت به آن لقب عصای خودشیفتگی دادند و این چوب ها اکنون در بسیاری از موزه ها و پارک ها ، مانند والت دیزنی ممنوع هستند.

علی رغم انتقادات پیرامون عکس های سلفی، شهرت آنها افزایش می یابد.

تعداد قطعی برای آن وجود ندارد، لکن به صورت تقریبی روزانه یک میلیون تا ۹۳ میلیون پست سلفی فقط بر روی دستگاه های اندروید وجود دارد.

بیشتر دیوانگان سلفی جوان هستند

یک نظر سنجی پیو در سال ۲۰۱۴ نشان داد تعداد صحیح هرچه که باشد، بیشتر دیوانگانِ سلفی جوان هستند. در حالی که ۵۵% از جوانان هزاره جدید سلفی های خود را در شبکه های اجتماعی منتشر می کنند، فقط ۳۳% از جمعیت مربوط به متولدین سال های ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۵، حتی می دانند که سلفی چیست.

یک گزارش انگلیسی در همین سال نشان می دهد زنان جوانتر فعالیت بیشتری در گرفتن سلفی دارند، و در هفته حدود ۵ ساعت وقت صرف عکس های سلفی می کنند. بزرگترین دلیل آن چیست؟ خوش قیافه بودن. ولی دلایل دیگری مانند برانگیختن حس حسادت سایرین و پشیمان کردن جفت خیانتکار نیز از دیگر دلایل هستند.

تقویت کننده اعتماد به نفس یا وسیله خودشیفتگی؟

برخی افراد سلفی را به عوان یک رشد مثبت می بینند.

پاملا روتلج (Pamela Rutledge) استاد روان شناسی، معتقد است آنها می توانند مردم عادی را خوشحال کنند. و آندرا لتمندی، روان شناسی در یو سی ال ای معتقد است سلفی ها به جوانان اجازه می دهند تا وضعیت و حال خود را بیان کنند و تجربیات مهم خود را شریک شوند.

برخی معتقدند که سلفی ها می توانند با نشان دادن به دیگران که فرد چقدر “با حال” است، اعتماد به نفس را  تقویت کنند و همچنین می توانند خاطرات مهم را نگهداری کنند.

هنوز هم تعداد زیادی نکات منفی در رابطه با سلفی وجود دارد. در حالی که سلفی ها گاهی به عنوان وسیله ای برای افزایش قدرت تمجید می شوند، یک پژوهش اروپایی نشان داد که زمانی که صرف نگاه کردن به سلفی های رسانه های جمعی می شود با تصور بد از بدن در میان زنان جوان در ارتباط است.

علت یا نتیجه خودشیفتگی

جدای از همه مسائلی که در ارتباط با جراحات، مرگ و میرها و بی سلیقگی ها در مورد سلفی وجود دارد، آنها به عنوان علت یا نتیجه خودشیفتگی تلقی می شوند.

پیتر گری (Peter Gray) نویسنده روان شناسی امروز، خودشیفتگی را به این صورت تعریف می کند: تصویر مغرورانه از خود به همراه بی تفاوتی نسبی نسبت به سایرین.

افراد خودشیفته مهارت های خود را بیش از حد ارزیابی می کنند و به انتقادات با عصبانیت پاسخ می دهند. همچنین آنها بیشتر قلدری می کنند و کمتر به دیگران کمک می کنند. گری می گوید پژوهشی از دانش آموزان کالج نشان می دهد  که این رفتار امروزه نسبت به ۳۰ سال گذشته بسیار شایع شده است.

Selfie

آیا سلفی و خودشیفتگی همبستگی دارند؟

گوندولین سایدمن، روان شناس می گوید که رابطه ای وجود دارد. او دو پژوهش را ذکر می کند که شیوع سلفی های فیس بوک را در نمونه ای از ۱۰۰۰ نفر بررسی می کند.

مردهای این نمونه که تعداد بیشتری عکس سلفی می گذاشتند، نشانه های بیشتری از خودشیفتگی داشتند. در میان پاسخ دهندگان خانم، تعداد پست های سلفی به زیرمجموعه ای از خودشیفتگی به نام “طلب تحسین” مرتبط بود که به این صورت تعریف می شود: ” مستحق دانستن خود برای وضعیت خاص یا امتیاز و احساس برتری نسبت به دیگران”.

و در آخر: مشخص شد که سلفی و خودشیفتگی با هم در ارتباط هستند.

چگونه ما در مقابل دیگران قرار می گیریم؟

به نظر می رسد که سلفی ها شیوه نسل جدید برای بیان خود هستند.

روان شناسانی که بر روی مفهوم خود کار می کنند، دریافتند که تصور ما از خود و اینکه چگونه آن را تخمین می زنیم به وسیله دو شرط فیلتر می شود: باور (ادعاهایی که من درباره خودم دارم چقدر معتبر است) و سودمندی (ادعاهایی که درباره خودم دارم چقدر جذاب، هنرمندانه و خواستنی است).

در این رابطه، سلفی یک وسیله کامل است: راه آسانی است برای ارائه اثبات یک زندگی هیجان انگیز، استعداد و توانایی فوق العاده، تجربیات خاص، زیبایی شخصی و جذابیت.

من به عنوان یک روان شناس دریافتم که نه تنها مهم است که بپرسیم چرا افراد سلفی پست می کنند ، بلکه باید بپرسیم چرا افراد به خود زحمت می دهند تا این پست ها را ببینند.

شواهد نشان می دهد که مردم به سادگی دوست دارند که چهره ها را ببینند. سلفی ها توجه و تعاریف بیشتری نسبت به هر عکس دیگری جلب می کنند. و دوستان و همسالان ما گرفتن سلفی را با پسندیدن ” likes” و سایر روش های تایید در رسانه های اجتماعی تقویت می کنند.

نظریه مقایسه اجتماعی

یک توجیه برای اینکه چرا افراد به دیدن سلفی ها کشش دارند، چارچوبی روان شناسانه به نام نظریه مقایسه اجتماعی است.

مبتکر این نظریه، لئون فستینگر (Leon Festinger)، مطرح کرد که مردم یک کشش ذاتی به ارزیابی خود در مقایسه با دیگران دارند. این کار انجام می شود تا احساسمان را نسبت به خود بهتر کنیم (خود افزایی)، خود را ارزیابی کنیم (خود ارزیابی)، ثابت کنیم که ما دقیقا همان هستیم که فکر می کنیم هستیم (خود تاییدی) و بهتر شدن از آنچه هستیم (خود اصلاحی).

این فهرستی است از انگیزه هایی که مثبت به نظر می رسد. ولی متاسفانه واقعیت تا این اندازه خوش بینانه نیست.افرادی که سلفی های بیشتری پست می کنند، از کسانی که این کار را نمی کنند عزت نفس کمتری دارند.

به صورت خلاصه، سلفی ها توجه را جلب می کنند، که به نظر می رسد خوب باشد، ولی تصادف ماشین هم همین کار را انجام می دهد.

تاییدی که از “لایک ها” و تعاریف مثبت در شبکه های اجتماعی می آید برای تنهایی، جدابودن و عدم امنیت است.

با این تفاسیر، با وجود این شواهد ( به همراه مرگ افراد و حیوانات)، در رابطه با این دیوانگی چیز کمی برای خوشحالی وجود دارد.

مایکل وایگلد (Michael Weigold) ، استاد تبلیغات، دانشگاه فلوریدا

نوشته عکس سلفی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%b9%da%a9%d8%b3-%d8%b3%d9%84%d9%81%db%8c/feed/ 0
برن ؛ زادگاه نظریه نسبیت ( مردی برای تمام فصول) https://theorium.net/%d8%a8%d8%b1%d9%86-%d8%b2%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%86%d8%b3%d8%a8%db%8c%d8%aa/ https://theorium.net/%d8%a8%d8%b1%d9%86-%d8%b2%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%86%d8%b3%d8%a8%db%8c%d8%aa/#respond Sat, 18 Apr 2020 09:15:46 +0000 http://theorium.net/?p=5273 برن ؛ زادگاه نظریه نسبیت آلبرت اينشتين و قدرت محسور کنندگی ایتالیا برن زادگاه نظریه نسبیت و دوران ویژه ای از زندگی آلبرت اینشتین است. اما پیش از پرداختن به آن ناگزیر باید نگاهی کنیم به دورانی که اینشتین در جستجوی کار بود. در پاييز ۱۹۰۰ اينشتين امتحان دولتي را گذراند و مدرك کارشناسی خود […]

نوشته برن ؛ زادگاه نظریه نسبیت ( مردی برای تمام فصول) اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
برن ؛ زادگاه نظریه نسبیت
آلبرت اينشتين و قدرت محسور کنندگی ایتالیا

برن زادگاه نظریه نسبیت و دوران ویژه ای از زندگی آلبرت اینشتین است. اما پیش از پرداختن به آن ناگزیر باید نگاهی کنیم به دورانی که اینشتین در جستجوی کار بود.

در پاييز ۱۹۰۰ اينشتين امتحان دولتي را گذراند و مدرك کارشناسی خود را در رشته فیزیک دريافت كرد اما برخلاف وعده‌هاي اوليه و به رغم موفقيت‌هاي چشم‌گيري كه در دوران دانشگاه داشت او را در پلي‌تكنيك نگاه نداشتند (شايد به اين دليل كه او به ندرت سر كلاس درس‌هاي اصلي حاضر مي‌شد و تنها در كلاس‌هايي كه بسيار دوست مي‌داشت شركت مي‌كرد، اغلب درس‌ها را نزد خود فرا مي‌گرفت و همواره از اينكه تنها براي قبول شدن مطالعه كند در عذاب بود).

بدين ترتيب اينشتين مجبور شد خارج از پلي‌تكنيك به دنبال كار بگردد. با انجام محاسبه‌هايي براي رصدخانه فدرال زوريخ درآمد اندكي به دست مي‌آورد و بقيه وقت خود را با زير پا گذاشتن خيابان‌هاي زوريخ صرف پيدا كردن كار دائمي مي‌كرد.

تدریس در مدرسه فنی

مدتي كوتاه به‌طور موقت به عنوان معلم در يك مدرسه فني استخدام شد اما در پاييز ۱۹۰۱ بازهم بيكار شد.

پس از آن مدتي مربي يك مدرسه شبانه‌روزي در شافهاوزن(Schaffhouse)  شد. شافهاوزن شهر كوچكي در كرانه رود راين بود و به‌خاطر آبشارهاي خود شهرت داشت. اينشتين در آنجا از كارش لذت مي‌برد و سعي مي‌كرد درس‌ها را زنده و جالب تدريس كند و از شيوه يكنواخت و خشك مرسوم كه در ايام تحصيل او را به ستوه آورده بود پرهيز مي‌كرد.

اما او بر سر روش‌ها و اهدف آموزش با مديريت مدرسه اختلاف نظر داشت و همين امر نيز منجر به اخراجش شد چراكه بيش از حد از خود استقلال فكر و ابتكار عمل نشان مي‌داد.

بهار ۱۹۰۲، اينشتين در ميلان بود. او از آنجا به دانشگاه‌ها نامه مي‌نوشت و درخواست كار مي‌كرد. در اين ميان، مارسل گروسمان سرانجام توانست كاري در اداره ثبت اختراعات برن برايش درست كند.

رئيس اداره، فردريش هالر (Haller)  كه دوست پدر مارسل بود با استخدام اينشتين موافقت كرد. در برن، اينشتين مصاحبه‌اي طولاني با هالر داشت.

هالر اين مرد جوان و آرام را به رغم نداشتن تجربه قبلي براي كار مورد نظر مناسب تشخيص داد. به اينشتين در سِمَت كارشناس فني درجه سه سالانه ۳۵۰۰ فرانك حقوق مي‌دادند. بدين ترتيب اينشتين به برن رفت و در تابستان ۱۹۰۲ كار جديد خود را آغاز كرد.

ازدواج آلبرت و ميلِوا در اثر بيماري هرمان اينشتين به تأخير افتاد. هرمان نيز مانند همسر خود با اين ازدواج مخالف بود و آلبرت نمي‌خواست به هنگامي كه پدرش در بستر مرگ افتاده است بر خلاف خواستش عمل كند اما هرمان اينشتين درست قبل از مرگ با ازدواج پسرش موافقت كرد.

مراسم ازدواج در ششم ژانويه ۱۹۰۳ در يك رستوران محلي با حضور دوستان جديدش در برن برگزار شد. سفر ماه عسل عروس و داماد فقط به اندازه يك قدم زدن از رستوران تا خانه طول كشيد زيرا اينشتين كليد آپارتمان را گم كرده بود!

اداره ثبت اختراعات

كار اينشتين در دفتر اداره ثبت اختراعات، كار جالبي بود. وظيفه او، ارزيابي اوليه اختراعاتي بود كه به آن دفتر ‌آورده مي‌شد.

اينشتين بايد مشخصات ويژه هر اختراع را (كه آن‌را از ساير اختراعات مشابه، متمايز مي‌ساخت) ثبت مي‌كرد و درضمن، موارد كاربرد آن‌را نيز حدس مي‌زد (در اغلب موارد، اينشتين، كاربردهايي را براي هر اختراع مطرح مي‌كرد كه حتي به ذهن خود مخترع هم نرسيده بود).

و از همه جالب‌‌تر، او مي‌بايست از لابه‌لاي توضيحاتي كه مخترع در مورد اختراع خود ارائه داده بود، افكار اصلي و سير انديشه‌اي را كه منجر به تحقق آن اختراع شده بود، كشف و بيان نمايد.

در اغلب موارد، اين كار، چندان ساده و آسان نبود و اينشتين با مطالعه در مورد اختراعات، با افكار جديد و جالبي مواجه مي‌شد.

اينشتين به تكنولوژي علاقه‌مند بود و سروكار داشتن با طرح‌هاي مهندسي در اداره ثبت اختراعات، امكان تفكر در زمينه‌هاي جالبي نظير تنوع بي‌پايان اصول نو، بكارگيري سيستماتيك انديشه، خلاقيت، تعديل انديشه‌هاي كهنه، تغيير كاربرد نقشه‌ها و طرح‌ها از يك زمينه به زمينه ديگر و كاربرد جسورانه شيوه‌هاي كهن در زمينه حل مسائل نو را به او مي‌داد (خود اينشتين نيز به طراحي دستگاه‌ها علاقه‌مند بود و چندين اختراع نيز به ثبت رساند كه يكي از آنها امروزه “افزونگر پتانسيل اينشتين- هابيشت” ناميده مي‌شود).

تدریس فیزیک در ازاء ساعتی ۳ فرانک

اينشتين در اولين ماه‌هاي اقامت خود در برن، علاوه بر كار در اداره ثبت اختراعات، تدريس خصوصي فيزيك دانشگاهي نيز انجام مي‌داد.

او بدين منظور، در روزنامه‌اي محلي چنين آگهي كرد كه: “آلبرت اينشتين، دكتراي فيزيك از پلي‌تكنيك زوريخ، به ازاء ساعتي ۳ فرانك، فيزيك تدريس مي‌كند.” در ميان چند نفري كه به اين آگهي پاسخ دادند، يك دانشجوي رومانيايي علاقه‌مند به فيزيك به نام موريس سولووينه بود.

اين دو مرد جوان تقريباً بلافاصله جلب يكديگر شدند و دوستي صميمانه و پايداري ميانشان برقرار شد.

سولووينه در دانشگاه، فلسفه، ادبيات، زبان يوناني، رياضيات، فيزيك و زمين‌شناسي مي‌خواند و در كلاس‌هاي دانشكده پزشكي نيز حاضر مي‌شد. او از اين جهت به فيزيك علاقه‌مند بود كه مي‌خواست تصوير همه جانبه‌اي از طبيعت در ذهن داشته باشد. اولين گفتگوي آن‌دو بلافاصله يگانگي فكري و دلبستگي‌شان را آشكار ساخت.

طولي نكشيد كه درس‌هايشان به بحث‌هاي طولاني درباره موضوعات مورد علاقه دو طرف تبديل شد. به زودي، كونراد هابيشت كه براي ادامه تحصيلات در رشته رياضيات به برن آمده بود نيز به جمع آنها پيوست.

سه دوست؛

سه دوست، پس از فراغت از كار و تحصيل، دور هم جمع مي‌شدند و به گردش‌هاي طولاني يا به خانه يكديگر مي‌رفتند و به گفتگو و خواندن كتاب مي‌پرداختند.

آنها نوشته‌هاي فلسفي اسپينوزا و هيوم، كتاب‌هاي تازه ماخ، آوناريوس و پيرسن، رساله قديمي آمپر درباره فلسفه علم، نوشته‌هاي هلمهولتس، مقاله مشهور ريمان در مورد هندسه، علم و فرضيه اثر پوآنكاره و بسياري از آثار ديگر را خواندند.

همچنين آنتيگونه نوشته سوفوكلس، آندروماك اثر راسين، آوازهاي كريسمس اثر ديكنز، دن‌كيشوت اثر سروانتس و ساير شاهكارهاي ادبيات جهان را به اتفاق مي‌خواندند.

البته اينشتين و دوستانش بسياري از اين كتاب‌ها را قبلاً خوانده بودند اما از بحث كردن درباره آنها لذت مي‌بردند.

اغلب يك صفحه يا يك قطعه از اين آثار چنان بحثي ميان آنها دامن مي‌زد كه تا شب هنگام و يا حتي تا چند روز ادامه مي‌يافت.

تا قبل از آمدن ميلِوا به برن، اين سه با هم غذا مي‌خوردند. شام معمول آنها عبارت بود از سوسيس، پنير، ميوه و چاي با عسل. جلسه‌هاي درس اينشتين معدود بود و شاگردانش حق‌التدريس اندكي مي‌پرداختند و اينشتين به شوخي مي‌گفت كه اگر در كوچه و خيابان ويولون مي‌زد بيشتر پول درمي‌آورد.

با وجود اين، همه آنها خوشحال بودند. سه مرد جوان انجمن برادري خود را “آكادمي اولمپ” ناميدند.

Zurich

ورود ميلِوا به برن  و تولد نظریه نسبیت

با ورود ميلِوا به برن، اينشتين زندگي يك مرد خانواده را در پيش گرفت. در ۱۹۰۴، پسر اول آنها به نام هانس آلبرت به دنيا آمد. اينشتين، ۸ ساعت از روز را به كار در اداره ثبت اختراعات برن مشغول بود و مابقي زمان روز در اختيار خودش بود و مي‌توانست به ايده‌هايي كه در سر داشت بيانديشد.

همين زمان‌هاي فراغت بود كه نهايتاً يكي از بزرگ‌ترين دستاوردهاي تاريخ انديشه يعني “نظريه نسبيت” را براي بشريت به ارمغان آورد.

در سال ۱۹۰۵، اينشتين كه اكنون ۲۶ سال بيشتر نداشت، مجموعه مقالات “نسبيت خاص” را در نشريه‌اي تخصصي و آلماني زبان در زمينه فيزيك به نام آنالِن دِر فيزيك (Annalen der Physik) منتشر كرد.

همين مجموعه مقالات بود كه با ارائه تصويري جديد از بنيادي‌ترين مفاهيم فيزيك يعني “مكان” و “زمان” و با نسبي دانستن آنها، بنيادهاي فيزيك مطلق‌گراي نيوتني را فروريخت و ديدگاه انسان را نسبت به جهان تغيير داد.

ضمناً در همین سال بود که اینشتین مدرک دکترای خود را نیز از دانشگاه زوریخ دریافت کرد.

تا پيش از زمان ارایه نظريه نسبيت، فيزيك با مسائل لاينحلي روبه‌رو شده بود. يكي از اين مسایل، تبيين نتيجه آزمايش مايكلسون و مورلي در مورد سرعت نور بود.

اما نظريه نسبيت توانست به خوبي بخش مهمي از مسائل مزبور را حل كند و همين امر، در جلب توجه زودهنگام دانشمندان به نظريه اينشتين مؤثر بود.

ماكس پلانك، فيزيكدان برجسته دانشگاه برلين، در مورد او گفت: “كپرنيك تازه‌اي متولد شده است.” بدين ترتيب، با شناسايي، پذيرش و تكامل نظريه اينشتين، آوازه او در مراكز بزرگ علمي اروپا پيچيد تا آنكه سرانجام به كشوري كه در آن زندگي مي‌كرد يعني سوئيس نيز رسيد.

نوشته برن ؛ زادگاه نظریه نسبیت ( مردی برای تمام فصول) اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%a8%d8%b1%d9%86-%d8%b2%d8%a7%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%86%d8%b3%d8%a8%db%8c%d8%aa/feed/ 0