/**
Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/theorium/theorium.net/wp-content/themes/disto/functions.php:931) in /home/theorium/theorium.net/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
نوشته لوئی آگاسیز و نظریه عصر یخبندان اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>لوئی آگاسیز و نظریه عصر یخبندان ؛ در طی ۶۰۰ میلیون سال گذشته ۱۷ عصر یخبندان شناخته شده در زمین رخ داده است. اعصار یخبندان (که به دورههای یخساری هم معروف است) دورهای از تاریخاند که یخ صفحههای عظیم نواحی وسیعی از زمین را پوشانده بود که معمولاً از یخهای فصلی پوشیده نمیشد.
لوئی آگاسیز، که طبیعیدان بود، در سال ۱۸۳۶ هنگام گذراندن تعطیلات در کوههای آلپ سویس پی برد که سنگها خراشیدگیها و شکستگیهای عمیقی دارند. او به این فکر تازه رسید که این شکستگیها در اثر یخسارها ایجاد شدهاند و زمانی در گذشتۀ دور تمام اروپا پوشیده از یخسار بوده است. این ایده او را به این نظریه رساند که یخسارها حاصل اعصار یخبندان بوده است. او این نظریۀ تازه را در سال ۱۸۳۷ به انجمن سویسی (هلوتی) ارایه کرد.
اکنون درباره اعصار یخبندان اطلاعات بسیاری داریم، ولی دانشمندان هنوز نمیدانند که چه چیزی سبب پیدایش عصر یخبندان میشود. فهرست احتمالات شامل مدار زمین، جدا شدن قاره ها، تغییر در زمین کربن دیوکسیدجو، و پرتوهای کیهانی میشود.
در طی ۶۰۰ میلیون سال گذشته ۱۷ عصر یخبندان شناخته شده در زمین رخ داده است. آخرین عصر بخبندان در دوره ی پلئیستوسن (در حدود ۲ میلیون سال پیش) شروع شد و از چهار دوره یخچالی تشکیل میشد که آخرین آنها از ۴۰ هزار سال تا ۱۰ هزار سال پیش از این ادامه داشته است. امروزه در یک دوره بین یخچالی نسبتاً گرمتر به سر میبریم و همچنان به سوی یک دوره یخچالی پیش میرویم. در عصر حاضر در حدود ۱۰ درصد سطح زمین از یخ پوشیده شده است، ولی در طی عصر یخبندان در حدود ۳۰ درصد زمین از یخ پوشیده شده بود.
عصر یخبندان یا عصر یخی، دوره درازمدت کاهش دمای آب و هوای زمین است که در گسترش یخسارهای قارهای، یخسارهای قطبی و یخسارهای آلپی تأثیرگذار است. از دیدگاه یخبندانشناسی، عصر یخبندان بیشتر به دورهای از یخسارها در نیمکره شمالی و جنوبی، گفته میشود؛ با این تعریف، ما هنوز در عصر یخبندان هستیم چرا که یخسارهای گرینلند و قطب جنوب هنوز وجود دارند. به زبان گفتاری (محاورهای)، هنگامی که درباره چند میلیون سال آینده، سخن گفته میشود، عصر یخبندان برای اشاره به دورههای سردتر با یخسارهای پهناور در قارههای شمالی آمریکا و اوراسیا گفته میشود: با این دید، آخرین عصر یخبندان، نزدیک به ۱۱٬۰۰۰ سال پیش، پایان یافت.
لویی آگاسیز یک دیرینهشناس، یخچالشناس، زمینشناس و پزشک سوئیسی بود که در در ۲۸ می سال ۱۸۰۷ میلادی متولد و در ۱۴ دسامبر ۱۸۷۳ چشم از جهان فروبست. لوئی آگاسیز به دلیل نوآوری در مطالعه تاریخ طبیعی مشهور است. لوئی آگاسیز در سوئیس بزرگ شد و استاد دانشگاه نوشاتل شد. بعداً او به ایالات متّحده آمریکا رفت و در آن جا استادی دانشگاه هاروارد را بر عهده گرفت.
لویی آگاسیز نخستین کسی بود که در سال ۱۸۳۷ مفهوم امروزی عصر یخبندان را ارائه داد و با شواهد معتبر علمی اظهار کرد که در گذشته شرایط اقلیمی مناطق مختلف جهان بسیار متفاوت با امروز بودهاست. او در همان سال به عضویت آکادمی سلطنتی علوم سوئد انتخاب شد. او بر اساس تحقیقات دانشمندان پیش از خود مانند هورس بندیکت دو سوسور و چند دانشمند دیگر یخچالهای طبیعی آلپ را بهعنوان موضوع مطالعات خود انتخاب کرد و به این نتیجه رسید که صخرههای سرگردان کوههای آلپ توسط یخچالهای طبیعی از دامنههای رشتهکوه جورا پراکنده شده است .
نوشته لوئی آگاسیز و نظریه عصر یخبندان اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته نظریه ی ریسمان ؛ ابعادِ جادوئیِ علم اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نظریه ی ریسمان ؛ ابعاد جادوئی علم ؛ نظریه ی ریسمان ادعا می كند كه دنیای ما، دارای ۱۰ بعد است. یعنی نه بعد مكانی و یك بعد زمانی دارد. این برخلاف تجربیات ماست. یعنی ما فكر می كنیم كه در دنیایی با سه بعد مكانی و یك بعد زمانی زندگی می كنیم. به همین دلیل توجیه می كند كه شش بعد اضافی در واقع در دنیای ما وجود دارند ولی فشرده شده اند. فشرده شدن یعنی اینكه مثلا شما یك شلنگ را از فاصله ی دور بصورت یك بعدی می بینید اما از نزدیك بصورت یك استوانه ی دو بعدی. امروزه برخی از نظریه پردازان ریسمانها بحث ابعاد بیشتر، حتی ۲۶ بعد را مطرح كرده اند.
در نظریه ی ریسمان به جای اینكه هر ذره را مستقل در نظر بگیریم به صورت رشته ای پیوسته با شكلهای مختلف درنظر میگیریم , مثلا الكترون را می توان مانند یك النگو رشته ای بدانیم كه دو سرش بهم گره خورده و حلقه دایره ای تشكیل داده است.
علت بوجود آمدن این نظریه این بود كه گرانش با كوانتوم مشكل دارد. همچنانكه گفته شد در دنیای ما چهار نیروی اصلی بنامهای الكترومغناطیسی، هسته ای قوی، هسته ای ضعیف و گرانشی وجود دارد. سه نیروی اول به ترتیب می توانند با هم در انرژیهای بالا متحد شوند و یك نظریه واحد داشته باشند. یعنی انشعاباتی از یك نظریه ی اصلی باشند. اصطلاحاٌ می گویند این سه نظریه در انرژیهای بالا تقارن دارند و در انرژیهای معمولی دچار شكست خودبخودی تقارن می شوند.
اما چهارمین نیروی اصلی یعنی گرانش دو مشكل اساسی دارد. یكی وحدت نیافتن با سه نیروی دیگر و دیگر اینكه اگر ذرات را نقطه ای در نظر بگیریم، سطح مقطع برهم كنش نیروی گرانشی بین دو ذره ی نقطه ای كه بهم نزدیك می شوند طبق نظریه ی كوانتومی بی نهایت بدست می آید. از اینرو ذرات بصورت ریسمانهای یك بعدی در نظر گرفته شدند. مثلا الكترون یا كواركها همگی ریسمانهای بسته و حلقوی با شكلهای مختلفند. در این تصورجدید، دیگر برهم كنش ذرات در زمان و مكان خاص رخ نمی دهد بلكه شما دو حلقه دارید كه در فضا بهم نزدیك می شوند و با عكسبردای تخیلی یك پوسته به شكل شلنگ نمایش داده می شود. مثل اینكه دو شلنگ بهم برخورد كرده باشند و دو شلنگ جدید بوجود آورده باشند. در این نظریه هم وحدت میسر است و هم بینهایتهای گرانش كوانتومی برطرف می شود.
تئوری در ابتدا فقط برای بوزونها بود، به منظور اینكه فرمیونها هم وارد تئوری ریسمان شوند باید یك نوع بخصوص از تقارن به نام ابرتقارن وجود میداشت كه به واسطه آن برای هر بوزون، یك فرمیون متناظر وجود داشته باشد. پس ابرتقارن، ذرات حامل نیرو و ذراتی كه ماده را میسازند به هم مربوط میكند.
نتایج ابرتقارن در آزمایشات ذرات مشاهده نشدهاند اما نظریه پردازان معتقد هستند كه ذرات ابرتقارن بزرگتر و سنگینتر از آن هستند كه در شتابدهندههای فعلی بتوان آنها را مشاهده كرد. ایجاد شتابدهندههای قویتر انرژی بالا در دهه آینده میتواند شواهد لازم برای ابرتقارن در اختیار ما قرار دهند..
متخصص های نظریه ی ریسمان بر این باور هستند كه پنج تئوری ابر ریسمان وجود دارد . نوع I ، نوع IIA و نوع IIB و دو حالت تئوری ریسمان اكتشافی یا هترو تیك.
این پنج تئوری ابر ریسمان به یكدیگر متصل هستند . همچون یك تئوری خاص و پایه ای. این تئوری ها به دگرگونی وابسته اند كه به آن دوگانی می گوییم . اگر دو تئوری با دوگانی دگرگونی وابسته باشند ، بدان معنا است كه اولین تئوری می تواند در برخی از راه ها دگرگون شده باشد . به این دو تئوری دوگانه برای یكدیگر گفته می شود .
این كمیت های پیوند دوگانگی ها جدا از هم تصور می شدند . مقیاس ها فاصله های كم و زیاد ، نیرو ، طول و … . این كمیت ها همیشه در فیزیك در هر دو تئوری میدان های كلاسیك و تئوری ذرات كوانتومی دارای حد خاصی هستند . اما ریسمان ها می توانند تفاوت بین كوچكی و بزرگی ، نیرومندی و ضعف باشند .
عقیده نظریه ریسمان در زمینه ی سیاهچاله؛ همانطور كه می دانیم سیاهچاله ها نتیجه معادلات اینشتین هستند و چون تئوری ریسمان وجود گرانش را می پذیرد و شامل معادلات اینشتین نیز می شود پس وجود سیاهچاله ها را نیز می پذیرد . اما تئوری ریسمان بیشتر از تقارن جالب انواعی از ماده كه معمولا” در معادلات اینشتین عادی به نظر می رسند بر خواسته است . بنابراین سیاهچاله در بافت تئوری ریسمان موضوعی جالب برای مطالعه هستند .
زمانی كه این موضوع كشف شد كه سیاهچاله ها می توانند با توجه به فرایند های كوانتومی نابود شوند به نظر می آمد كه آنتروپی و دما دارایی ترمودینامیك هستند . دمای سیاهچاله با معكوس جرمش متناسب است . بنابراین سیاهچاله با نابودی اش گرم و گرمتر از دوره ی سابق خود می شود . آنتروپی سیاهچاله یك چهارم منطقه ی افق رویداد است ، بنابراین آنتروپی همچون سیاهچاله كوچك و كوچكتر می شود و در نتیجه منطقه ی افق رویداد نیز رفته رفته كاهش می یابد .
حال باید گفت كه در تئوری ریسمان نقل روشنی بین زیر كوانتوم ها و تئوری كوانتوم و فرض آنتروپی سیاهچاله وجود ندارد.
نوشته نظریه ی ریسمان ؛ ابعادِ جادوئیِ علم اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته نظریه و فرضیه ؛ قسمت اول رادیو تئوری اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نظریه و فرضیه ؛ رادیو تئوری برنامه ای است که توسط بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها تولید شده است.
شما در این سری برنامه ها حول محور نظریه ها و فرضیه ها مطالبی خواهید شنید.
دوستان ما که این برنامه رادیویی را برای شما تهیه کرده اند با وجود اینکه هر کدام متخصص در موضوعات علمی اند تلاش کرده اند که مطالب ارائه شده به دور از بحث های تخصصی ای که خارج از حوصله ی عموم است مطالب شان را بیان کنند تا از این گذر مخاطبانی که اطلاعات تخصصی چندانی نیز در زمینه علوم مختلف ندارند به سادگی بتوانند از محتوای برنامه استفاده کنند.
همچنین در تولید محتوای این برنامه توجه و تمرکز بر کارا بودن علم در زندگی روزمره و قابل لمس بودن این موارد برای مخاطبان است.
در قسمت اول این برنامه نگاهی به موضوع نظریه ها شده است و تهیه کنندگان این برنامه امیدوار بوده اند تا پس از شنیدن آن شما با مفهوم “نظریه” و همچنین با ۵ نظریه کاربردی که زندگی بشر را دگرگون کرده است و جهان را تغییر داده آشنا شده باشید.
این نظریه ها شامل؛
نظریه کوانتوم، گربه ی شرودینگر و نگاه کوانتومی به جهان توضیحاتی ارائه خواهد شد.
در این بخش نگاهی خواهیم داشت به تاریخچهی تحقیقات علمی در زمینه ی سلول های بنیادی و دامنه ی کاربردهای این علم خواهیم داشت.
نظریه فرگشت و نظریه پرداز معروف آن یعنی چارلز داروین موضوع بعدی است که ما به آن پرداخته ایم. در کنار داروین با نظریه پردازان دیگری که تقریباً هم راه و هم نظر با داروین وبده اند نیز آشنا خواهیم شد. ما در خوانش از این نظریه به اصلاح ژنتیکی در گذر زمان و محصولات آن اشاراتی کرده ایم.
در این بخش هم به انواع مختلف تابش و تعاریف و دامنه ی کارکرد این تابش ها در زندگی انسان ها خواهیم پرداخت. در کنار این مفاهیم به نقش ماری کوری و مفهوم رادیو اکتیو هم خواهیم پرداخت.
وقتی صحبت از نسبیت به میان میاد حتماً یاد آلبرت اینشتین می افتیم! همین طور ممکنه سوال کنیم کدام نظریه نسبیت؟ نسبیت خاص یا نسبیت عام؟ در این مورد هم ما به ارائه ی تاریخچه ای کوتاه در خصوص این نظریه و محدوده ی تأثیرگذاری آن خواهیم پرداخت.
شما می توانید این برنامه را از طریق کانال تلگرام و یا کانال یوتیوب ما بشنوید.
نوشته نظریه و فرضیه ؛ قسمت اول رادیو تئوری اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته اینتراستالِر ؛ علم یا توهم؟! اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>اینتراستالِر ؛ میانستارهای یا بینستارهای که شاید ترجمهای دقیق از عنوان Interstellar نیز نباشد، فیلمی علمی–تخیلی به کارگردانی کریستوفر نولان است.
ماجرای فیلم اینتراستالِر درباره فضانوردانی است که از طریق کرمچالهای سفر میکنند تا سیاره ی قابل سکونتی بیابند. عده ای بر این باورند که این فیلم با فیلم های معمول تخیلی متفاوت است و می تواند علاوه بر علاقه مندان به فیلم های تخیلی، افراد دیگر را هم جذب کند. فیلمنامه ی این فیلم را کریستوفر نولان به همراه برادرش جاناتان نولان نوشتهاست. کریستوفر به همراه لیندا اوبست و اما توماس تهیهکنندگی فیلم را نیز بر عهده داشته اند. فیزیکدان نظری، کیپ تورن یکی از تهیهکنندگان اجرایی و مشاور علمی فیلم اینتراستالِر است.
فیلم اینتراستالِر در گیشه موفق بود و نظرات مثبت منتقدان را در پی داشت، آنها بیشتر صحت علمی فیلم، موسیقی متن، جلوههای ویژه و بازی بازیگران اصلی فیلم را تحسین کردهاند.
در هشتاد و هفتمین دوره جوایز اسکار نیز این فیلم نامزد دریافت ۵ جایزه برای؛ بهترین جلوههای ویژه، بهترین طراحی صحنه، بهترین میکس صدا، بهترین تدوین صدا و بهترین موسیقی فیلم شد و از این بین موفق به دریافت جایزه بهترین جلوههای ویژه گردید. بین ستارهای همچنین برنده چند جایزه دیگر برای جلوههای ویژه، فیلمبرداری و موسیقی فیلم شده است.
کیپ تورن، فیزیکدان نظری و مشاور علمی فیلماینتراستالِر در خصوص اطلاعاتی که فیلم در خصوص کرمچاله و نسبیت به بینندگان ارائه میگوید: «درباره تصاویر کرمچاله و سیاهچاله بحث کردیم و سپس من روی معادلاتی کار کردم که به ما اجازه میداد مسیر پرتوهای نور در نزدیکی کرمچاله یا سیاهچاله را پیشبینی کنیم. پس آنچه میبینید بر پایه معادلات نسبیت عام اینشتین است.»
ما داستان فیلم را برای حفظ جذابیت برای کسانی که هنوز فیلم را ندیدهاند بیان نمیکنیم اما همین اندازه بگوییم که علاوه بر داستان جذاب فیلم، اطلاعات علمی بر پایه معادلات نسبیت عام اینشتین، منتقدان سینمایی بازی متیو مککانهی (Matthew McConaughey)، ان هتوی (Anne Hathaway) و به طور ویژه ای مکنزی فوی (Mackenzie Foy) را به عنوان بازیگران اصلی فیلم تحسین کرده اند. پس اگر تا حالا این فیلم را ندیدهاید فرصت را از دست ندهید و به تماشای آن بنشینید.
نوشته اینتراستالِر ؛ علم یا توهم؟! اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته توضیح نسبیت اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>از آلبرت اینشتین معمولا برای توضیح نظریه عمومی نسبیت سوال می شد و او یک بار این گونه پاسخ داده بود:
” دست خود را روی اجاق گاز داغ برای یک دقیقه قرار دهید، و این عمل مانند یک ساعت یک به نظر می رسد، حال با دختری زیبا یک ساعت بنشینید، و این عمل مانند یک دقیقه به نظر می رسد. این نسبیت است!”
نوشته توضیح نسبیت اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته برن ؛ زادگاه نظریه نسبیت ( مردی برای تمام فصول) اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>برن زادگاه نظریه نسبیت و دوران ویژه ای از زندگی آلبرت اینشتین است. اما پیش از پرداختن به آن ناگزیر باید نگاهی کنیم به دورانی که اینشتین در جستجوی کار بود.
در پاييز ۱۹۰۰ اينشتين امتحان دولتي را گذراند و مدرك کارشناسی خود را در رشته فیزیک دريافت كرد اما برخلاف وعدههاي اوليه و به رغم موفقيتهاي چشمگيري كه در دوران دانشگاه داشت او را در پليتكنيك نگاه نداشتند (شايد به اين دليل كه او به ندرت سر كلاس درسهاي اصلي حاضر ميشد و تنها در كلاسهايي كه بسيار دوست ميداشت شركت ميكرد، اغلب درسها را نزد خود فرا ميگرفت و همواره از اينكه تنها براي قبول شدن مطالعه كند در عذاب بود).
بدين ترتيب اينشتين مجبور شد خارج از پليتكنيك به دنبال كار بگردد. با انجام محاسبههايي براي رصدخانه فدرال زوريخ درآمد اندكي به دست ميآورد و بقيه وقت خود را با زير پا گذاشتن خيابانهاي زوريخ صرف پيدا كردن كار دائمي ميكرد.
مدتي كوتاه بهطور موقت به عنوان معلم در يك مدرسه فني استخدام شد اما در پاييز ۱۹۰۱ بازهم بيكار شد.
پس از آن مدتي مربي يك مدرسه شبانهروزي در شافهاوزن(Schaffhouse) شد. شافهاوزن شهر كوچكي در كرانه رود راين بود و بهخاطر آبشارهاي خود شهرت داشت. اينشتين در آنجا از كارش لذت ميبرد و سعي ميكرد درسها را زنده و جالب تدريس كند و از شيوه يكنواخت و خشك مرسوم كه در ايام تحصيل او را به ستوه آورده بود پرهيز ميكرد.
اما او بر سر روشها و اهدف آموزش با مديريت مدرسه اختلاف نظر داشت و همين امر نيز منجر به اخراجش شد چراكه بيش از حد از خود استقلال فكر و ابتكار عمل نشان ميداد.
بهار ۱۹۰۲، اينشتين در ميلان بود. او از آنجا به دانشگاهها نامه مينوشت و درخواست كار ميكرد. در اين ميان، مارسل گروسمان سرانجام توانست كاري در اداره ثبت اختراعات برن برايش درست كند.
رئيس اداره، فردريش هالر (Haller) كه دوست پدر مارسل بود با استخدام اينشتين موافقت كرد. در برن، اينشتين مصاحبهاي طولاني با هالر داشت.
هالر اين مرد جوان و آرام را به رغم نداشتن تجربه قبلي براي كار مورد نظر مناسب تشخيص داد. به اينشتين در سِمَت كارشناس فني درجه سه سالانه ۳۵۰۰ فرانك حقوق ميدادند. بدين ترتيب اينشتين به برن رفت و در تابستان ۱۹۰۲ كار جديد خود را آغاز كرد.
ازدواج آلبرت و ميلِوا در اثر بيماري هرمان اينشتين به تأخير افتاد. هرمان نيز مانند همسر خود با اين ازدواج مخالف بود و آلبرت نميخواست به هنگامي كه پدرش در بستر مرگ افتاده است بر خلاف خواستش عمل كند اما هرمان اينشتين درست قبل از مرگ با ازدواج پسرش موافقت كرد.
مراسم ازدواج در ششم ژانويه ۱۹۰۳ در يك رستوران محلي با حضور دوستان جديدش در برن برگزار شد. سفر ماه عسل عروس و داماد فقط به اندازه يك قدم زدن از رستوران تا خانه طول كشيد زيرا اينشتين كليد آپارتمان را گم كرده بود!
كار اينشتين در دفتر اداره ثبت اختراعات، كار جالبي بود. وظيفه او، ارزيابي اوليه اختراعاتي بود كه به آن دفتر آورده ميشد.
اينشتين بايد مشخصات ويژه هر اختراع را (كه آنرا از ساير اختراعات مشابه، متمايز ميساخت) ثبت ميكرد و درضمن، موارد كاربرد آنرا نيز حدس ميزد (در اغلب موارد، اينشتين، كاربردهايي را براي هر اختراع مطرح ميكرد كه حتي به ذهن خود مخترع هم نرسيده بود).
و از همه جالبتر، او ميبايست از لابهلاي توضيحاتي كه مخترع در مورد اختراع خود ارائه داده بود، افكار اصلي و سير انديشهاي را كه منجر به تحقق آن اختراع شده بود، كشف و بيان نمايد.
در اغلب موارد، اين كار، چندان ساده و آسان نبود و اينشتين با مطالعه در مورد اختراعات، با افكار جديد و جالبي مواجه ميشد.
اينشتين به تكنولوژي علاقهمند بود و سروكار داشتن با طرحهاي مهندسي در اداره ثبت اختراعات، امكان تفكر در زمينههاي جالبي نظير تنوع بيپايان اصول نو، بكارگيري سيستماتيك انديشه، خلاقيت، تعديل انديشههاي كهنه، تغيير كاربرد نقشهها و طرحها از يك زمينه به زمينه ديگر و كاربرد جسورانه شيوههاي كهن در زمينه حل مسائل نو را به او ميداد (خود اينشتين نيز به طراحي دستگاهها علاقهمند بود و چندين اختراع نيز به ثبت رساند كه يكي از آنها امروزه “افزونگر پتانسيل اينشتين- هابيشت” ناميده ميشود).
اينشتين در اولين ماههاي اقامت خود در برن، علاوه بر كار در اداره ثبت اختراعات، تدريس خصوصي فيزيك دانشگاهي نيز انجام ميداد.
او بدين منظور، در روزنامهاي محلي چنين آگهي كرد كه: “آلبرت اينشتين، دكتراي فيزيك از پليتكنيك زوريخ، به ازاء ساعتي ۳ فرانك، فيزيك تدريس ميكند.” در ميان چند نفري كه به اين آگهي پاسخ دادند، يك دانشجوي رومانيايي علاقهمند به فيزيك به نام موريس سولووينه بود.
اين دو مرد جوان تقريباً بلافاصله جلب يكديگر شدند و دوستي صميمانه و پايداري ميانشان برقرار شد.
سولووينه در دانشگاه، فلسفه، ادبيات، زبان يوناني، رياضيات، فيزيك و زمينشناسي ميخواند و در كلاسهاي دانشكده پزشكي نيز حاضر ميشد. او از اين جهت به فيزيك علاقهمند بود كه ميخواست تصوير همه جانبهاي از طبيعت در ذهن داشته باشد. اولين گفتگوي آندو بلافاصله يگانگي فكري و دلبستگيشان را آشكار ساخت.
طولي نكشيد كه درسهايشان به بحثهاي طولاني درباره موضوعات مورد علاقه دو طرف تبديل شد. به زودي، كونراد هابيشت كه براي ادامه تحصيلات در رشته رياضيات به برن آمده بود نيز به جمع آنها پيوست.
سه دوست، پس از فراغت از كار و تحصيل، دور هم جمع ميشدند و به گردشهاي طولاني يا به خانه يكديگر ميرفتند و به گفتگو و خواندن كتاب ميپرداختند.
آنها نوشتههاي فلسفي اسپينوزا و هيوم، كتابهاي تازه ماخ، آوناريوس و پيرسن، رساله قديمي آمپر درباره فلسفه علم، نوشتههاي هلمهولتس، مقاله مشهور ريمان در مورد هندسه، علم و فرضيه اثر پوآنكاره و بسياري از آثار ديگر را خواندند.
همچنين آنتيگونه نوشته سوفوكلس، آندروماك اثر راسين، آوازهاي كريسمس اثر ديكنز، دنكيشوت اثر سروانتس و ساير شاهكارهاي ادبيات جهان را به اتفاق ميخواندند.
البته اينشتين و دوستانش بسياري از اين كتابها را قبلاً خوانده بودند اما از بحث كردن درباره آنها لذت ميبردند.
اغلب يك صفحه يا يك قطعه از اين آثار چنان بحثي ميان آنها دامن ميزد كه تا شب هنگام و يا حتي تا چند روز ادامه مييافت.
تا قبل از آمدن ميلِوا به برن، اين سه با هم غذا ميخوردند. شام معمول آنها عبارت بود از سوسيس، پنير، ميوه و چاي با عسل. جلسههاي درس اينشتين معدود بود و شاگردانش حقالتدريس اندكي ميپرداختند و اينشتين به شوخي ميگفت كه اگر در كوچه و خيابان ويولون ميزد بيشتر پول درميآورد.
با وجود اين، همه آنها خوشحال بودند. سه مرد جوان انجمن برادري خود را “آكادمي اولمپ” ناميدند.
با ورود ميلِوا به برن، اينشتين زندگي يك مرد خانواده را در پيش گرفت. در ۱۹۰۴، پسر اول آنها به نام هانس آلبرت به دنيا آمد. اينشتين، ۸ ساعت از روز را به كار در اداره ثبت اختراعات برن مشغول بود و مابقي زمان روز در اختيار خودش بود و ميتوانست به ايدههايي كه در سر داشت بيانديشد.
همين زمانهاي فراغت بود كه نهايتاً يكي از بزرگترين دستاوردهاي تاريخ انديشه يعني “نظريه نسبيت” را براي بشريت به ارمغان آورد.
در سال ۱۹۰۵، اينشتين كه اكنون ۲۶ سال بيشتر نداشت، مجموعه مقالات “نسبيت خاص” را در نشريهاي تخصصي و آلماني زبان در زمينه فيزيك به نام آنالِن دِر فيزيك (Annalen der Physik) منتشر كرد.
همين مجموعه مقالات بود كه با ارائه تصويري جديد از بنياديترين مفاهيم فيزيك يعني “مكان” و “زمان” و با نسبي دانستن آنها، بنيادهاي فيزيك مطلقگراي نيوتني را فروريخت و ديدگاه انسان را نسبت به جهان تغيير داد.
ضمناً در همین سال بود که اینشتین مدرک دکترای خود را نیز از دانشگاه زوریخ دریافت کرد.
تا پيش از زمان ارایه نظريه نسبيت، فيزيك با مسائل لاينحلي روبهرو شده بود. يكي از اين مسایل، تبيين نتيجه آزمايش مايكلسون و مورلي در مورد سرعت نور بود.
اما نظريه نسبيت توانست به خوبي بخش مهمي از مسائل مزبور را حل كند و همين امر، در جلب توجه زودهنگام دانشمندان به نظريه اينشتين مؤثر بود.
ماكس پلانك، فيزيكدان برجسته دانشگاه برلين، در مورد او گفت: “كپرنيك تازهاي متولد شده است.” بدين ترتيب، با شناسايي، پذيرش و تكامل نظريه اينشتين، آوازه او در مراكز بزرگ علمي اروپا پيچيد تا آنكه سرانجام به كشوري كه در آن زندگي ميكرد يعني سوئيس نيز رسيد.
نوشته برن ؛ زادگاه نظریه نسبیت ( مردی برای تمام فصول) اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته اينشتين ؛ مردی برای تمام فصول (بخش اول ؛ اينشتين در دوران کودکی و مدرسه) اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>آلبرت اينشتين در روز چهاردهم ماه مارس سال ۱۸۷۹ در شهر قديمي و كوچك اولم (Ulm) در كوهپايههاي آلپ و در كرانه رود دانوب به دنيا آمد. قدمت اين شهر كه در جنوب غربي كشور آلمان فعلي واقع است به سده نهم ميلادي بازميگردد.
اولم كه زماني يكي از شهرهاي پررونق سوابيا (Swabia) بود در سده شانزدهم به يك دژ بزرگ تبديل شد و در مبارزه اميران پروتستان عليه كليساي كاتوليك و امپراطور شركت كرد. در تاريخ جنگهاي ناپلئوني نيز نام اولم به عنوان محل شكست ارتش اتريش به ثبت رسيده است.
در زمان تولد اينشتين، اولم هنوز ظاهر يك شهر قرون وسطايي را حفظ كرده بود. خيابانهايي تنگ و باريك و مارپيچ در ميان خانههاي شيروانيدار كه سايه يك كليساي گوتيك سده پانزدهم با برجي صد و هفتاد متري آنها را در بر گرفته بود.
از بالاي برج منظره باشكوهي ديده ميشد، حومه پر فراز و نشيب شهر كه تا تپههاي سويس ادامه داشت، كوههاي آلپ سوابيا، كشتزارهاي باواريا (Bavaria) و همينطور نماي قلعه ويلهلمزبورگ و دژهاي پيرامون، تالار شهر، بازار، يك كارگاه كوچك ريختهگري و چند كارخانه نساجي.
سي هزار سكنه شهر را بازرگانان پارچه و چرم، كارگران، صنعتگران، ريختهگران، بافندگان و بالاخره سازندگان چپقهاي مشهور اولم تشكيل ميدادند. اغلب ساكنين اولم يعني دو سوم آنها كاتوليك و يك سوم نيز لوتري بودند اما چند صد يهودي نيز در ميانشان بودند كه كم و بيش به شيوه بقيه زندگي ميكردند و خانواده آلبرت نيز يكي از آنان بودند.
در سال ۱۸۸۰ يعني يك سال پس از تولد آلبرت، خانواده اينشتين به مونيخ نقل مكان كرد و درآنجا هرمان اينشتين (پدر آلبرت) با همكاري برادرش ياكوب يك كارگاه وسائل برقي داير كردند. آلبرت پنج ساله بود كه خانواده اينشتين كار خود را از سطح كارگاهي ارتقاء داده و كارخانهاي كوچك را در حومه مونيخ براي توليد دينام، لامپ قوسي و ابزارهاي اندازهگيري راهاندازي كرد.
هرمان اينشتين عشق به طبيعت را در وجود فرزندان خود پرورش داده بود. اعضاء خانواده عادت داشتند در روستاهاي سرسبز اطراف مونيخ گردش كنند و عده زيادي از خويشان هم در اين گردشها شركت ميكردند. درضمن، اين خانواده به موسيقي و ادبيات كلاسيك آلمان نيز عشق ميورزيدند.
ياكوب، عموي آلبرت نيز با آنها زندگي ميكرد. او مهندس خوبي بود. هماو بود كه آلبرت را به رياضيات علاقهمند كرد. هر دو برادر كارخانه وسائل برقي را با هم اداره ميكردند. هرمان به امور مالي و ياكوب به كارهاي مهندسي ميرسيد اما هيچكدام تاجر خوبي نبودند و از اين رو خانواده آنها هيچگاه روي رفاه مالي را به خود نديد.
آلبرت كودكي آرام و خوددار بود، از دوستي با بچهها پرهيز ميكرد و در بازيهاي پر سر و صداي آنها شركت نميكرد تا اینکه هنگام رفتن به مدرسه فرا رسيد. آموزش ابتدايي در آلمان فرقهاي بود و به دست روحانيون فرقههاي مذهبي اداره ميشد.
در ده سالگي، آلبرت وارد دبيرستان لويتپولد (Luitpold) مونيخ شد. محيط مدرسه هيچ وجه مشتركي با كششها و استعدادهاي او نداشت. آموزش ادبيات كلاسيك تا سرحد انباشتن مغز بچهها از دستور زبان لاتين و يوناني، و تاريخ تا سرحد گاهشماري كسلكننده رويدادها تنزل كرده بود. آموزگاران بيشتر به افسران ارتش، و دانشآموزان بيشتر به درجهداران و سربازان شباهت داشتند.
سالها گذشت و آلبرت از كلاسي به كلاس ديگر می رفت. او كه پسري سر به راه، آرام و ساكت بود در درس هيچ نبوغي از خود نشان نميداد. در واقع، دقت و عمق پاسخهايش از نظر سطحي معلمانش به دور ميماند و آنها از اينكه او با تأني صحبت ميكند به ستوه ميآمدند.
در اين حال، طوفانهاي فكري در سر پسرك به پا خاسته بود.
او در جهان پيرامون و محيط اجتماعي خود آن هماهنگي را كه با دنياي درونياش دمساز باشد جستجو ميكرد. كتابهاي درسي نميتوانست هماهنگي جهان را در ذهن كاوشگرش آشكار سازد.
اينشتين اين هماهنگي را در بعضي از كتابهاي ساده علمي يافت كه ماكس تالمي، دانشجوي پزشكي لهستاني كه به ديدار خانواده آنها ميآمد به او توصيه كرده بود. آن روزها رسم بود كه هر خانواده، جمعهها يك دانشجوي مهاجر فقير را به شام دعوت كند.
تالمي توجه آلبرت را به مجموعهاي تحت عنوان “كتابهاي ساده در مورد علوم طبيعي” تأليف آرون برنشتاين (Aron Bernstein) جلب كرد. در اين كتابها از جانورشناسي، گياهشناسي، اخترشناسي و جغرافيا بحث ميشد. از آن مهمتر، اين كتابها از ديدگاه به هم پيوستگي علّيتي فراگير پديدههاي طبيعي به اين موضوعات ميپرداختند.
اينشتين از همان كودكي به رياضيات علاقهمند شد. درضمن آلبرت از شش سالگي يادگيري موسيقي و نواختن ويولون را نيز آغاز كرده بود بهطوريكه از چهاردهسالگي تقزيباً در تمامي كنسرتهاي محلي شركت جست. او شيفته وقار و احساس سرشار سوناتهاي موتسارت بود و ميتوان گفت كه موتسارت و موسيقياش همان نقشي را در زندگي او ايفا كرد كه هندسه اقليدسي در حيات علمياش.
همانطور كه پيش از اين نيز اشاره شد، هرمان اينشتين تاجر موفقي نبود. كارخانه لوازم برقي سودي نياورد و او سرانجام در آستانه ورشكستگي قرار گرفت. پس تصميم گرفت بخت خود را در جايي ديگر جستجو كند. ايتاليا هم به دليل چشماندازهاي تجاري و هم بهخاطر زندگي شاداب و سرزندهاي كه جاذبه فراوان برايش داشت، مناسبترين جا به نظر ميرسيد. از اين رو، در سال ۱۸۹۴ خانواده او همراه با عمو ياكوب به ميلان نقل مكان كرد اما آلبرت را در مونيخ تنها گذاشتند تا دبيرستان را به پايان برساند.
آلبرت پانزده ساله كه در مونيخ تنها مانده بود روزهاي سختي را در دبيرستان ميگذراند. او در رياضيات و فيزيك بسيار جلوتر از همكلاسيهاي خود بود اما ادامه تحصيل را روز به روز دشوارتر مييافت. برخورد انتقادي او با شيوههاي آموزشي دبيرستان در اثر مطالعه كتابهاي مورد علاقهاش تندتر ميشد. پرخواني بيپايان لاتين و يوناني، از بر كردن و كثرت اطلاعات بيفايده در ساير درسها، جو سربازخانهاي و ناداني همراه با تكبر دبيران و مسئولان تحمل ناپذير بود. پس تصميم گرفت مدرسه را ترك كرده و به خانواده خود در ايتاليا بپيوندد.
نوشته اينشتين ؛ مردی برای تمام فصول (بخش اول ؛ اينشتين در دوران کودکی و مدرسه) اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>