/**
Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/theorium/theorium.net/wp-content/themes/disto/functions.php:931) in /home/theorium/theorium.net/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
نوشته معرفی کتاب انرژی مغز اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>انرژی مغز ؛ کتابی که در خصوص یک انقلاب علمی در درک و درمان بیماریهای روانی توضیح میدهد، کتابی است که امروز به شما معرفی خواهیم کرد. این کتاب که نوشتهی دکتر کریستوفر ام.پالمر است را خانم سهیلا موسایی ترجمه نمودهاند و انتشارات مازیار نیز آن را چاپ نموده است و علاثمندان میتوانند این کتاب را به ززبان فارسی نیز خریداری و مطالعه نمایند.
در دنیایی که بحران سلامت روان به یکی از بزرگترین چالشهای انسان معاصر تبدیل شده، کتاب Brain Energy نوشتهی Dr. Chris Palmer، روانپزشک برجسته دانشگاه هاروارد، دیدگاهی نو و انقلابی را به ما معرفی میکند. این کتاب نهتنها پاسخهایی علمی و تازه برای درک اختلالات روانی ارائه میدهد، بلکه مسیرهای نوینی را برای درمان اضطراب، افسردگی، وسواس فکری (OCD)، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و حتی بیماریهایی چون شیزوفرنی پیش روی ما میگذارد.
کلید اصلی نظریهی دکتر پالمر ساده اما عمیق است: بیماریهای روانی، در اصل، بیماریهای متابولیک مغز هستند. این تئوری پیشگامانه، برای اولین بار، دههها تحقیق و یافتههای علمی را در یک چارچوب واحد و قابلفهم جمعآوری میکند. کتاب Brain Energy با بهرهگیری از آخرین تحقیقات در علوم اعصاب، روانپزشکی، تغذیه و بیولوژی سلولی، به ما نشان میدهد که چگونه انرژی مغز بر سلامت روان تأثیر مستقیم دارد.
یکی از ویژگیهای برجستهی این کتاب، توضیح دقیق و قابلفهم دربارهی ارتباط بین متابولیسم سلولی و اختلالات روانی است. دکتر پالمر در این کتاب نشان میدهد که بسیاری از عوامل شناختهشدهی مؤثر بر روان انسان – مانند ژنتیک، التهاب، هورمونها، خواب، استرس و تغذیه – همگی از طریق تغییر در متابولیسم مغز عمل میکنند.
او همچنین بین بیماریهای روانی و بیماریهای مزمن متابولیکی مانند دیابت نوع ۲، بیماری قلبی، چاقی، آلزایمر و صرع، پیوندی مستقیم برقرار میکند.

یکی از بخشهای کاربردی کتاب، معرفی روشهایی است که بر پایهی نظریهی متابولیکی میتوانند به بهبود یا درمان بیماریهای روان کمک کنند. برای مثال:
تغذیه درمانی (از جمله رژیم غذایی کتوژنیک)
مدیریت خواب و استرس
فعالیت بدنی و ورزش منظم
کاهش التهاب مزمن در بدن
در واقع، دکتر پالمر با نگاهی علمی به درمانهای جایگزین، به خوانندگان نشان میدهد که چگونه میتوانند کنترل بهتری بر سلامت روان خود داشته باشند.
کتاب Brain Energy برای طیف گستردهای از مخاطبان مناسب است:
افرادی که از افسردگی، اضطراب، وسواس یا PTSD رنج میبرند؛
والدینی که به دنبال درک عمیقتری از اختلالاتی مثل ADHD یا اوتیسم هستند؛
روانشناسان، روانپزشکان و متخصصان سلامت روان که به دنبال رویکردهای علمی نوین هستند؛
و همهی کسانی که به سلامت مغز، سبک زندگی سالم و درمانهای ریشهای علاقهمندند.
کتاب Brain Energy نهتنها دانش ما را دربارهی علت واقعی اختلالات روانی دگرگون میکند، بلکه راهکارهایی عملی برای بازیابی سلامت روان ارائه میدهد. این اثر یک پل میان علم و عمل است؛ پلی برای کسانی که دیگر نمیخواهند فقط با علائم مبارزه کنند، بلکه بهدنبال درمان واقعی و عمیق هستند.
نوشته معرفی کتاب انرژی مغز اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته صفر مطلق یا دمای صفر کلوین اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>صفر مطلق یا دمای صفر کلوین ؛ دمای صفر کلوین به صفر مطلق معروف است. در واقع در این دما آنتروپی و آنتالپی صفر میشود. به طور دقیق این دما برابر ۲۷۳٫۱۵- درجه سلسیوس (سانتیگراد) یا ۴۵۹٫۶۷- درجه فارنهایت است. لرد کلوین تصور میکرد که از دمای صفر کلوین نمیتوان به دمای کمتری دست یافت. چگالی گاز های کامل را میتوان از رابطه p.m÷rt به دست آورد.
در سال ۲۰۰۰ دانشگاه صنعتی هلسینکی از طریق رابطه چگالی گاز های کامل اعلام کرد که به پایینترین دمای ممکن در آزمایشگاه دست یافتهاند. این دما ۱۰۰ پیکو کلوین است که هنوز ۱۰۰ پیکو کلوین از دمای صفر کلوین گرم تر است.
بنابر نظریههای تثبیت شده ترمودینامیک و مکانیک آماری، دمای صفر کلوین پایینترین دمای ممکن است. کم ترین درجه برای نقطه جوش را هلیم با -۲۶۹ درجه سانتیگراد معادل ۴ درجه کلوین به خود اختصاص داده است.در این دما انرژی جنبشی ذرات سازنده به کمینه خود میرسد و آنتروپی نیز صفر میگردد.
با یک درک نظری بهتر از صفر مطلق، دانشمندان برای رسیدن به این دما در آزمایشگاه مشتاق بودند. تا ۱۸۴۵، مایکل فارادی تلاش کرد تا بیشتر گازهایی را که تا آن زمان شناخته شده بودند را به مایع تبدیل کند، و با رسیدن به -۱۳۰ درجه سانتیگراد به رکورد جدیدی از پایینترین دما رسید.
فارادی معتقد بود که گازهای مشخصی، همچون اکسیژن، نیتروژن و هیدروژن باید گازهای دائمی باشند و امکان مایعکردن آنها وجود ندارد. دههها بعدتر، در سال ۱۸۷۳ دانشمند نظری هلندی یوهان دیدریک وان در والس نشان داد که این گازها را میتوان به مایع تبدیل کرد، ولی فقط تحت شرایط فشار بسیار بالا و دمای بسیار پایین.
در سال ۱۸۷۷، لوئیس پل کایتت در فرانسه و رائول پیکتت در سوئیس موفق به تولید اولین قطرههای هوای مایع در -۱۹۵ سانتیگراد شدند. در ادامه در سال ۱۸۳۳ استادان لهستانی زیگمونت وروبلوسکی و کارول اولژوسکی به تولید اکسیژن مایع در دمای -۲۱۸ سانتیگراد پرداختند.
شیمیدان و فیزیکدان اسکاتلندی جیمز دیوئر و فیزیکدان هلندی هایک کامرلینگ اونس به چالش مایعسازی دیگر گازها همچون هیدروژن و هلیوم وارد شدند. در سال ۱۸۹۸، پس از ۲۰ سال تلاش، دیوئر اولین نفری بود که هیدروژن را مایع کرد، و به رکورد دمای -۲۵۲ درجه سانتیگراد رسید.
هرچند کامرلینگ اونس رقیب او اولین نفری بود که هلیوم را مایع کرد، و این کار را در سال ۱۹۰۸ با استفاده از چندین مرحله پیشسردسازی و چرخه همپسون-لینده انجام داد. وی دما را تا نقطه جوش هلیوم در -۲۶۹ درجه سانتیگراد پایین آورد. با کاهش فشار هلیوم مایع او حتی به دماهای پایینتر نزدیک به ۱٫۵ درجه کلوین رسید.
اینها سردترین دماهای بدست آمده بر روی زمین تا آن زمان بودند و این دستاورد منجر به دریافت جایزه نوبل توسط او در سال ۱۹۱۳ شد. کامرلینگ اونس به مطالع خصوصیات مواد در دماهای نزدیک به صفر مطلق ادامه داد و برای اولین بار مفاهیم ابررسانایی و ابرشارگی را توضیح داد.
حرکت مولکولی (یا گرما) در دمای نزدیک به ۱۵/۲۷۳ـ درجه سانتیگراد (۶۷/۴۵۹ـ درجه فارنهایت) به صفر نزدیک میشود. این دما را صفر مطلق میگویند و پایینترین حد نظری دماست.
حرکت مولکولی (یا گرما) در دمای نزدیک به ۱۵/۲۷۳ـ درجه سانتیگراد (۶۷/۴۵۹ـ درجه فارنهایت) به صفر نزدیک میشود. این دما را صفر مطلق میگویند و پایینترین حد نظری دماست. به صفر مطلق نیز مانند سرعت نور میتوان نزدیک شد.
اما واقعاً نمیتوان به آن رسید، برای رسیدن به آن کمیت نامتناهی انرژی لازم است. مقیاس دمایی استوار بر پایۀ صفر مطلق را مقیاس کلوین کلوین با نشان K بودن علامت درجه یعنی، (º ) میگونید. یک درجه کلوین با یک درجه سلسیوس برابر است.
انرژی هر جسم در صفر مطلق را «انرژی نقطه صفر» میگویند. بنابر اصل عدم قطعیت هایزنبرگ اتمها و مولکولها فقط در ترازهای انرژی معینی میتوانند وجود داشته باشند: پایینترین تراز انرژی را حالت پایه و همۀ ترازهای بالاتر را حالت برانگیخته مینامند. در صفر مطلق تمام ذرات حالت پایه هستند.
تامسون بزرگترین فیزیکدان عصر خویش بود او به مدت ۵۳ سال در سمت استادی دانشگاه گلاسگو فعالیت کرد، اما معلم و سخنران ناموفقی بود. چندان مجذوب کارهای خویش میشد که اگر در هنگام تدریس ایده جدیدی به ذهنش میرسید، در خود فرو میرفت و به کلی موضوع تدریس خود را فراموش میکرد. البته نمونۀ پروفسور کم نبود؛ ذهنی خارق العاده و شخصیتی قوی داشت. گفته است: «علم بر طبق قوانین ابدی شرافت متعهد است با هر مسئلهای که میتواند به آن عرضه شود بدون هراس روبرو شود.
نوشته صفر مطلق یا دمای صفر کلوین اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته قوانین ترمودینامیک ؛ چکیده قانون اول و دوم اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>
قوانین ترمودینامیک ؛ چکیده قانون اول و دوم ؛ در این پست تلاش کرده ایم تا دو مورد از چهار قانون مشهور به قوانین ترمودینامیک (قانون صفر، قانون اول، قانون دوم، قانون سوم) را به صورتی چکیده معرفی کنیم. قوانین ترمودینامیک به چهار قانونی فیزیکی گفته میشود که از واحدهای اصلی فیزیک، (مانند فشار، انرژی و آنتروپی) برای توصیف سیستمهایترمودینامیکی در یک تعادلگرمائی استفاده میکند. قوانین عنوان شده به توضیح این موضوع میپردازند که هریک از این واحدهای اصلی در شرایط گوناگون چگونه رفتار میکنند و بعضی از پدیدهها مانند حرکتدایمی را منع مینماید.
گرما شکلی از انرژی و انرژی پایسته است. بیان این قانون به شکل معادله عبارت است از که WـQ=U∆ در آن U∆ تغییر انرژی داخلی سیستم است، Q انرژی گرمایی دریافتی سیستم، و کار W کار انجام شده در سیستم است (در فیزیک حرف بزرگ یونانی دلتا، ∆، نماینده «تغییر» در یک کمیت است). در «ترمودینامیک»، «ترمو» به معنی گرما و «دینامیک» به معنی کار است.
بیان این قانون به شکل معادله عبارت است از که WـQ=U∆ در آن U∆ تغییر انرژی داخلی سیستم است، Q انرژی گرمایی دریافتی سیستم، و کار W کار انجام شده در سیستم است (در فیزیک حرف بزرگ یونانی دلتا، ∆، نماینده «تغییر» در یک کمیت است). در «ترمودینامیک»، «ترمو» به معنی گرما و «دینامیک» به معنی کار است.
قانون اول یکی از مهمترین قانونهای فیریکی است. به زبان ساده، تکرار قانون بقای انرژی به خلق و نه از بین میرود، بلکه ممکن است از حالتی به حالت دیگر تغییر کند.
مایر پزشک فاقد تحصیلاتی در زمینه فیزیک بود. وقتی به عنوان پزشک در یک کشتی هلندی در جنوب شرقی آسیا خدمت میکرد پی برد که خون ملوانان بیش از حد سرخرنگ است. فکر میکرد که گرمای نواحی گرمسیر آهنگ سوخت و ساز را افزایش داده و در نتیجه به افزایش اکسیژن خون ملوانان انجامیده است. او در استدلال خویش یک گام پیشتر رفت: فعالیتهای عضلانی (کار) نیز گرما تولید میکنند و باید بین کار و گرما رابطهای برقرار باشد.
گرما به خودی خود از جسم سردتر به جسم گرمتر جاری نمیشود. بنابراین قانون، بسیاری از فرایندها در طبیعت بازگشتناپذیرند و هیچگاه به عقب برنمیگردند.
احکام معادل قانون دوم فراوان اند، که هر کدام را دانشمند متفاوتی در زمان متفاوتی تدوین و اعلام کرده است. بنابراین قانون، بسیاری از فرایندها در طبیعت بازگشتناپذیرند و هیچگاه به عقب برنمیگردند: سوخت مصرف شده برای همیشه از بین میرود، املت را نمیتوان به تخم مرغ تبدیل کرد، ماشینهای منزوی نمیتوانند در حال حرکت دائم بمانند. این قانون جهت زمان را نیز تعیین میکند (زمان نمیتواند به عقب برگردد.)
در سال ۱۸۶۵ کلاوزیوس اصلاًح آنتروپی را به عنوان معیار بینظمی و یا کاتورهای بودن هر سیستم به کار برد. هرچه سیستم بینظمتر و کاتورهایتر باشد، آنتروپی آن افزایش مییابد، و هنگامی که به آب گرما میدهند و به بخار تبدیلاش میکنند آنتروپی آن حتی بسیار بیشتر هم میشود. آنتروپی هر سیستم بازگشتناپذیر باید افزایش یابد، بنابر این آنتروپی عالم در حال افزایش است.
بنابر قانون سوم ترمودینامیک، که سرد کردن یک جسم تا دمای صفر مطلق ناممکن است. این دما معادل Cº ۱۵/۲۷۳ (Fº ۶۷ º/۴۵۹) است.
جان دبلیو کمپل آمریکایی (۱۹۱۰ـ ۱۹۷۱) نویسنده داستانهای علمی ـ تخیلی قوانین ترمودینامیک را از این قرار تعبیر کرده است؛
اولین قانون ترمودینامیک: نمیتوانی ببری.
دومین قانون ترمودینامیک: نمیتوانی مساوی کنی.
سومین قانون ترمودینامیک: نمیشود که از این بازی خلاص شوی.
نوشته قوانین ترمودینامیک ؛ چکیده قانون اول و دوم اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته مرور دوباره در طریقت تولتکی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>معمولا این آسیب از تاثیر کشمکشهای عاطفی مکرر بوجود آمده است. همچنین استمرار عادات شخصی ما انرژی حیاتیمان را تحلیل میبرد. مرور دوباره دارویی برای این آسیبهاست. در حقیقت مرور دوباره سلسلهای از کارهای انرژتیکی است که میدان انرژی ما را از آسیبی التیام میبخشد که در گذشته به آن وارد آمده است.
تأثیرات آسیب ها باعث شده که بتدریج تر و تازگی طبیعی هر شخصی در اثر رنجیدگیها و درگیریهای متقابل با دیگران از بین برود. حین مرور با استفاده از ویژگی تطهیر کنندهای که برای تنفس وجود دارد این اثرات را میتوان دور کرد. نقش دیگر مرور، بازگشت ادراک به زمان شادابی، زمانی که کالبد انرژی هنوز سالم و دست نخورده بوده است و زمینهای فراهم میشود که شخص خودش را متعادل کند.
مرور دوباره فرآیند طبیعی ترمیم انرژی کالبد انرژی ما از آسیبهایی است که از گذشته ناشی شده است. این عمل طبیعی را کالبد انرژی ما انجام داده است و حاوی به یاد آوردن جسمانی و مرور ذهنی (یا تجربه دوباره) وقایع مهم زندگیمان میشود. فرآیند التیام بخشی را اجرا میکند و توازن و تکامل انرژتیکی را که هنگام تولد داشتهایم باز مییابیم.
دقت کنید که وقتی از کالبد انرژی حرف میزنیم، یعنی از چیزی حرف میزنیم که متفاوت از “من” است. متفاوت از ادراک خودمان به عنوان چیزی است که درون سرمان جای دارد. حتی متفاوت از خود کالبد جسمانی هم هست. مرور دوباره را کالبد انرژی انجام میدهد که شامل کالبد جسمانی ما هم میشود، ولی فقط چیزی بیشتر از آن است. ماهیت غایی تمام اثرات متقابل بشری این است که آنان مبادلات انرژی هستند حال چه مبادلات مثبت، چه مبادلات منفی و یا مبادلات خنثی.
گفته شده است كه همگی ما در دم مرگ لحظهای فرصت داریم تا تمام زندگیمان را دیگر بار ببینیم و احساساتی را دوباره از خاطر بگذرانیم كه در تمام وقایعی كه پشت سر گذاشتهایم، درگیر بودهاند.
این لحظه آخر چنان طولانی است كه میتوانیم وقایع پر معنای زندگیمان را دوباره مرور كنیم. به دلیل معجزه این آخرین مرور ذهنی، در آن لحظه آخر، قادریم تا همه چیز را تعادل بخشیم و زیبایی نهان شده در سادهترین وقایع را دیگر بار تجربه كنیم مثلا گلی لطیف را كه گلبرگهایش را به سوی خورشید طلوع كننده با عطر تازه خاك پس از باران میگشاید.
پس از این فرایند بسیاری از افراد کلماتی درباره احساس آرامش کامل خویش میگویند، مرور دوباره به همه چیز تعادل میبخشد. تمام تارهای انرژی درخشان میدان انرژی را منظم میکند تا آگاهی ناب شود و این بدان معناست که هر کسی ممکن است در آخرین لحظه در آرامش بمیرد.
نکته اینجاست که ما مجبور نیستیم منتظر مردن بمانیم تا به این فرایند تحقق ببخشیم و میتوانیم برای بهترین زیستن، مرور دوباره کنیم. ما به بسیاری از موقعیتها، وقایع و مردم گذشته گیر کردهایم و به این دلیل نمیتوانیم به آزادی پیش رویم و رویاهایمان را تحقق بخشیم. برخی از تجربیات و مشکلات ما گیرهای انرژتیکی در کالبد انرژی ما ایجاد میکند که زندگیمان را تحت تاثیر قرار میدهد. از منافعی که مرور دوباره برایمان به ارمغان میآورد رهایی از گیرهای انرژتیکی است.
یکی از نکتههایی که در هنگام مرور دوباره با آن روبرو میشویم، این است که ما واقعا دو زندگی را زندگی میکنیم: یکی که خاطره عادی ما گزارش میدهد و دیگری که خاطره انرزتیکی ما گزارش میکند.
مثل این است که وقایع مهم زندگیمان را فراموش کرده باشیم و آنچه به یاد میآوریم مثل رویای است که “من” درباره خودش میبیند. این امر به علت طبیعت دوگانه ما امکانپذیر است. اگر چه ما اغلب به سوی منطقی خود توجه میکنیم اما هر دو سوی وجودمان همواره وجود دارند.
اما مرور دوباره چگونه کار می کند. هنگامی که مرور دوباره صورت میپذیرد، تکههایی که از لحظهای که آسیب انرژتیکی وارد آمده تا وقتی که زخمهای خاص کالبد انرژی خود را التیام بخشیدهاید در کنار هم قرار میگیرد.
|
فرایند کالبد انرژی |
فرآیند واقعیت عادی |
| تمامیت انرژتیکی
مبادله ضد انرژتیکی آسیب انرژتیکی تغییر رفتاری تقویت آسیب نقاط ضعف فزون شونده مرگ از فرط خستگی |
وضع نوزاد
عمل متقابل عاطفی و شدید زخمهای عاطفی، قولها، فقدان انرژی و غیره سرکوبی، ترس، مانع عاطفی، منفی بافی و غیره رفتار تکراری در هر نوع وضع جدید فقدان نیروی حیاتی، خستگی، بیحوصلگی، بیماری و غیره مرگ در شرایط از کار افتادگی |
این جدول بیانگر فرآیند آسیبرسانی در حد متوسط زندگی مردم است. اما با مرور دوباره اخرین مراحل عوض میشود. نیازی نیست با احساس بینیرویی و خستگی زندگی کنیم. ما در اصل بی آنکه بدانیم در میان مبارزه بین رقابتهای خود درمانی و عادات هدردهنده انرژی خود به سر میبریم.
پذیرش مسئولیت برای آنچه هستید و اینکه چگونه زندگی میکنید، پیش نیاز تغییر زندگی و اصلاح آن است. از سرزنش دیگران دست بردارید و از ملامت دنیا دست بکشید. مسئول زندگی و گذشته خود، تنها خود شما هستید. هیچکس زندگی شما را خراب نکرده و این خود شما هستید که این کار را کردهاید. بنابراین خود شما هم میتوانید آن را بهبود ببخشید. این یکی از کلیدهای اصلی برای مرور دوباره است.
قدرت مرور دوباره این است که تمام زبالههای زندگی ما را بهم میزند و به سطح میآورد. بگذارید از کلام دون خوان خطاب به کاستاندا به مرور دوباره نگاهی بندازیم. دونخوان ظرایف و پیچیدگیهای آگاهی و درک را وصف کرد که اساس مرور دوباره است.
او با گفتن این حرف شروع کرد که ترکیبی از مفاهیم را به من ارایه میدهد که نباید تحت هیچ شرایطی آنها را به عنوان فرضیههای ساحران بپذیرم. زیرا ترتیبی است که شمنان مکزیک کهن به عنوان نتیجه دیدن مستقیم انرژی، همانطور که در جهان جاری است، بیان کردهاند. به من هشدار داد که واحدهای این ترتیب را بدون هیچ تلاشی در طبقهبندی کردن آنها یا به خط کردن آنها توسط هر گونه استاندارد از پیش تعیین شدهای معرفی میکند.
او ادامه داد: علاقهای به طبقهبندی کردن ندارم. تو همه عمرت طبقهبندی کردهای حالا مجبوری از طبقهبندی دور بمانی. وقتی بتازگی از تو پرسیدم که آیا چیزی درباره ابرها میدانی، نام تمام ابرها و درصد رطوبتی را به من گفتی که شخص باید از هر یک از آنها انتظار داشته باشد.
تو هواشناسی واقعی هستی، ولی وقتی از تو پرسیدم شخصا با ابرها چه کار میتوانی بکنی، اصلا نمیدانستی از چه چیزی حرف میزنم. طبقهبندیها دنیای خودشان را دارند. بعد از اینکه شروع به طبقهبندی هر چیزی کردی، آن طبقهبندی جان میگیرد و بر تو حکومت میکند ولی چون طبقهبندیها هرگز بسان وقایع انرژی بخش آغاز نمیشوند، همواره چون کُنده مرده میمانند، آنها درخت نیستند، فقط کُنده هستند.
او توضیح داد که ساحران مکزیک کهن دیدند که جهان به طور کلی متشکل از میدانهای انرژی به شکل تارهای درخشان است. آنان به هر طرف که گشتند تا ببینند، میلیاردها از آنها را دیدند. همچنین دیدند که آن میدانهای انرژی خود را در کورانهای تارهای درخشان، در جریانهایی منظم میکنند که نیروهای دائمی و پایدار در جهانند و آن ساحران این کورانها یا جریانهای تارها را که به مرور دوباره مربوط میشود دریای تیره آگاهی و همچنین عقاب نامیدند.
او گفت که آن ساحران همچنین دریافتند که هر مخلوقی در جهان با نقطه گرد درخشانی به دریای تیره آگاهی متصل است. آن نقطه نمایان میشود که آن مخلوفات به عنوان انرژی مشاهده شوند. دونخوان گفت که در آن نقطه درخشان که ساحران مکزیک کهن آن را پیوندگاه نامیدند، ادراک توسط جنبه اسرار آمیز دریای تیره آگاهی جمع میشود.
دونخوان اظهار داشت که میلیاردها میدان انرژی از کل جهان در پیوندگاه انسان به شکل تارهای درخشان به هم میرسند و از آن میگذرند. این میدانهای انرژی به دادههای حسی تغییر مییابند و آنگاه دادههای حسی تفسیر میشوند و به عنوان دنیایی درک و مشاهده میشوند که ما میشناسیم. دونخوان علاوه بر این توضیح داد که آنچه تارهای درخشان را به دادههای حسی مبدل میکند، دریای تیره اگاهی است.
ساحران این تغییر شکل را دیدند و آن را تابش آگاهی نامیدند، برقی که همچون هالهای دور پیوندگاه کشیده شده است. سپس به من هشدار داد که چیزی را بیان خواهم کرد که بنا به فهم ساحران، برای دریافتن برد مرور دوباره اساسی است. و با تأکید فوق العادهای بر کلماتش گفت که آنچه ما در موجودات زنده حواس مینامیم، چیزی جزء درجاتی از آگاهی نیست. خاطر نشان ساخت که اگر ما بپذیریم که حواس، دریای تیره آگاهی هستند، باید قبول کنیم تفسیری که حواس از دادههای حسی میکنند نیز دریای تیره آگاهی است.
بتفضیل توضیح داد که نظام تفسیری بشر که هر آدمی فی نفسه دارد، این نتیجه را میدهد که ما با دنیای اطرافمان برحسب آنچه انجام میدهیم، مواجه میشویم.
همچنین گفت که هر سازواره موجود، باید نظام تفسیریی داشته باشد که اجازه میدهد در محیط خویش دست به عمل زند. او ادامه داد: به تو گفتهام ساحرانی که در پی اغتشاشهای مکاشفهای رفتند، دیدند که در لحظه مرگ، آگاهی موجودات زنده را، می شود گفت که دریای تیره آگاهی توسط پیوندگاه میمکد.
همچنین دیدند که دریای تیره آگاهی لحظهای، بگذار بگویم که لحظهای تردید میکند، وقتی با ساحرانی مواجه میشود که مرور دوباره زندگی خود را آنجام دادهاند. بعضی از آنها بیآنکه بدانند، چنان این کار را کامل آنجام داده بودند که دریای تیره آگاهی، آگاهی آنها را بشکل تجربیات زندگیشان گرفت، اما به نیروی زندگی آنان دست نزد. بدین سان ساحران حقیقت غول آسایی را درباره نیروهای جهان دریافتند. دریای تیره آگاهی فقط تجربیات زندگی ما را میخواهد، نه نیروی زندگی ما را.
دونخوان ادامه داد: ساحران عقیده دارند وقتی زندگی خود را مرور میکنیم، همانطور که به تو گفتم تمام بازماندهها به سطح میآید. ما متوجه ناسازگاریهایمان، تکرارهایمان میشویم. ولی چیزی در ما مقاومت فوق العادهای در برابر مرور دوباره میکند.
ساحران میگویند که فقط بعد از بلوایی عظیم، بعد از آنکه بر پرده خاطراتمان واقعهای ظاهر شد که چهار ستون ما را با وضوح وحشتناک جزییات تکان داد، جاده آزاد است. واقعه عملا ما را به لحظه ای میکشاند که آن را زندگی کردهایم. ساحران آن واقعه را راهگشا مینامند. زیرا از آن به بعد هر واقعهای را که حس میکنیم، دیگر بار تجربه میکنیم و صرفا به خاطر نمیآوریم.
با این توصیفات میتوانید تصور کنید که مرور دوباره در این زندگی و پس از مرگ چه نقشی ایفا میکند. با اینکه هیچ جا به آن اشاره نشده است اما مرور دوباره در حقیقت عمل آگاه شدن بر جزئیات حماقتهایی است که ذهن بیگانه در تمام طول زندگی بر رفتار ما و دیگران تحمیل کرده است.
آگاهی بر این جزئیات موجب از دست دادن قدرت و تسلط آنها در بقیه زندگی میگردد. سه مرحله مرور دوباره شامل: مرور سطحی و کلی رویدادهای برجسته، مرور عمیق تمام رویدادها و مرور تصادفی میشود.
مرور دوباره با تمرینات مختلفی قابل انجام است. آنچه اغلب کارورزان انجام میدهند به یاد آوردن و نفس کشیدن است. آنها آهسته و عمدا نفس را با بینی فرو میدهند، ضمن اینکه سر را از راست به چپ حرکت میدهند. به همین شیوه نیز نفس را بیرون میدهند (با حرکت از چپ براست).
بعد سر را با یک حرکت و بدون تنفس به چپ و راست میگردانند. دم فروبری و بازدم باید طبیعی، و خیلی سریع نباشد.
نوشته مرور دوباره در طریقت تولتکی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته انرژی و تعاریف آن در حوزههای مختلف اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>انرژی ؛ ما در وب سایت بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها قصد داریم در این مقاله مفهوم انرژی و کاربردهای مختلف آن در حوزههای مختلف را مورد بررسی و معرفی بسیار چکیده قرار دهیم.
توانائی سیستمی فیزیکی برای انجام کار مکانیکی، مثلاً برای به حرکت در آوردن اشیا در مقابله با نیروها را انرژی میخوانند. انرژی به صورتهای مختلف وجود دارد که بنیادیترین آنها، براساس نظریه متداول، عبارتند از انرژی جنبشی، ماده و انرژی پتانسیل ناشی از گرانش، میدانهای مغناطیسی و نیروهای بین ذرههای بنیادی (مثلاً برهمکنشهای قوی، برهمکنشهای ضعیف). انواع دیگر انرژی از این انرژیها در سیستمهای پیچیده پیدا میشوند؛ از اینرو، انرژی شیمیائی ناشی از نیروهای الکترو_مغناطیسی بین الکترونها و هستههای اتمها است؛ و انرژی گرمائی؛ كل انرژی جنبشی حرکت تصادفی اتمی است. همهی این انواع انرژی را میتوان به یکدیگر تبدیل کرد بدون آن که چیزی از دست برود زیرا کلیت آشکار قانون بقا آن را به صورت یکی از مهمترین مفهومهای فیزیک در آورده است. یکای بنیادی انرژی، ژول است_ که تقریباً معادل کاری است که وقتی انجام میشود که سیبی به اندازهی تقريباً يك متر بالا برده شود. یك کیلووات_ساعت ۶/۳ میلیون ژول است.
انرژی حاصل از هستهی اتمی در طي یك واکنش زنجیرهئی، که میتواند به فرمان (۱=کنترل شده) باشد. مثلاً در رآکتور هستهئی، یا نابهفرمان، مثلاً در سلاحهای هستهای.
يك خاصیت ترمو_دینامیکی که نشانگر بیشترین کاری است که میتوان از يك فرایند مکانیکی با شیمیائی به دست آورد. تفاوت انرژی آزاد هلمهولتس و انرژی آزاد گیبز تنها در این است که دومی شامل کار انجام شده در مقابل محیط پیرامونی است. انرژی آزاد به انرژی داخلی یا محتوای گرمائی و نیز به آنتروپی ماده مربوط میشود. به هر مادهی شیمیائی تحت شرایط خاص یك انرژی آزاد تعلق میگیرد. اما اگر واکنش شیمیائی خود به خود رخ دهد همیشه کاهشی در کل انرژی آزاد به وجود خواهد آمد. در يك واکنش شیمیائی در حال تعادل نیروهای محرکه مربوط به تغییرات محتوای گرمائی و آنتروپی متوازن بوده تغییر در انرژی آزاد ممکن نیست.
آن انرژی که باید به ۱] هستهی اتم افزود تا پیوند بین هستکهای سازندهی آن را بشکند، همانند انرژیئی که برای جدا کردن دو قطعه چوب به هم چسبانده لازم است. این انرژی در خلال گداخت هستهئی رها میشود.

انرژیای که دستگاهی در نتیجهی موضعش در میدان نیرو دارد. مثال: فنری که در مقابل نیروهای کشسان خود فشرده یا کشیده شده باشد؛ و يك جفت بار مثبت الکتریکی که به رغم این که یکدیگر را دفع میکنند بههم فشرده شوند، هر دو دستگاههائی هستند که انرژی پتانسیل آنها افزایش یافته است، زیرا میتوانند در ضمن بازگشت به وضع اصلی خود کار انجام دهند. از سوی دیگر سیبی که به زمین میافتد انرژی پتانسیل گرانشی را از دست میدهد. زیرا بازگشت آن به ارتفاع اصلی آن مستلزم انجام کار است.
انرژی مادهی در حرکت. چون قانون بقا درباره انرژی صادق است، انرژی جنبشی فقط با صرف شکل دیگری از انرژی میتواند حاصل شود، مثلاً انرژی شیمیائی در یك مادهی منفجره به انرژی جنبشی پارههای به سرعت پخششوندهی بمب تبدیل میشود؛ سنگی که از بلندی رها میشود در اثر تبدیل انرژی پتانسیل||گرانش به انرژی جنبشی شتاب میگیرد. معمولاً انرژی جنبشی میتواند به کار مفید تبدیل شود. مثلاً اگر آبی که فرو میریزد وارد توربین شود انرژی جنبشی حرکت دورانی تولید میکند که آن هم به نوبه خود نیروی هیدروالکتریک تولید میکند. زیرا در مکانیک نیوتونی برای یك تكذره:
انرژی جنبشی= ½ جرم × (سرعت)۲
نوشته انرژی و تعاریف آن در حوزههای مختلف اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته نظریه ابر زمان اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نظریه ابر زمان به ما می گوید که؛ در تمامی طول تاریخ اندیشه همواره تصور فیزیكدان ها و فلاسفه این بود كه “زمان” پدیدهای است یك بعدی.
همانند یك خط از گذشته تا آینده امتداد دارد.
بر این اساس لحظات، ثانیهها، ساعتها، روزها، سالها و قرنها پشت سر هم سپری میشوند.
به همراه خود تحولات گوناگونی را در سرتاسر كیهان رقم میزنند.
اما مدتی است كه این تصور بشر درباره ماهیت زمان در حال تغییر است.
چرا كه از حدود دو دهه پیش برخی از فیزیكدانها نظریه ابرزمان را مطرح کردند.
آنها به این نتیجه رسیدهاند كه زمان برخلاف تصور متعارف موجود، یك بعدی نیست .
بلكه همانند یك صفحه، دو بعدی است!
ایتزاك بارز، فیزیكدان دانشگاه كالیفرنیای جنوبی و كامران وفا، فیزیكدان ایرانی دانشگاه هاروارد آمریكا نمونههایی از این فیزیكدانهایی هستند که نظریه ابرزمان را مطرح کردند.
این محققان هنگامی كه در حال بررسی مدلهایی از جهان در چارچوب نظریه ابرریسمان و نظریه تعمیم یافته آن یعنی نظریه اِم بودند، برای نخستین بار با نشانههایی مبنی بر احتمال وجود یك بعد زمانی اضافی حاكم بر كیهان مواجه شدند.
نظریه ابرزمان را مطرح کردند. اما دو بعدی بودن زمان ، احتمالی بسیار بسیار شگفت انگیز است.
اگر زمان همانطور كه تا پیش از این تصور میكردیم همانند یك خط راست یك بعدی باشد، در این صورت هر لحظه زمانی روی این خط، یا قبل از یك لحظه مفروض دیگر قرار می گیرد و یا بعد از آن.
بدین ترتیب، آینده و گذشته و مسیری كه گذشته را به حال و آینده متصل می كند كاملاً مشخص و تعریف شده خواهند بود و هر مجموعه ای از رویداد ها الزاماً توالی مشخصی خواهند داشت.
اما با افزودن یك بعد زمانی جدید، خط زمان تبدیل به صفحه زمان خواهد شد.
مسیر اتصال گذشته به آینده بر روی چنین صفحه ای حتی می تواند همانند یك حلقه باشد.
بدین ترتیب در چنین جهانی امكان رفت و آمد و سفر در بعد زمان اساساً وجود خواهد داشت.
اما شاید از خود بپرسید اگر واقعاً بعد دوم زمان وجود دارد پس چرا ما متوجه حضور آن نمیشویم؟
همگی انسان ها زمانی متولد میشوند، دوران های كودكی، جوانی، میانسالی و پیری را در امتداد بعد اول زمان پشت سر می گذارند.
نهایتاً از این دنیا می روند بدون اینكه هیچ تجربه ای از بعد دوم زمان داشته باشند.
فیزیكدان هایی كه مسأله وجود بعد دوم زمان را مطرح كرده اند پاسخ جالبی برای این معما پیدا كردهاند.
به گفته آنها بر طبق نظریه ابرزمان بعد دوم زمان در حالت معمول در خود پیچیده است.
به طوریكه این پیچیدگی در تجربیات روزمره – و حتی در بسیاری از آزمایشات علمی – اصلاً به چشم نمیآید.
به بیان سادهتر می توان گفت كه در نظریه ابرزمان صفحه دو بعدی زمان در حالت معمول همانند یك فرش لوله شده است.
از درون این فرش لوله شده تنها میتوان از گذشته به سوی آینده حركت كرد .
برای همین ما به اشتباه تصور میكنیم كه زمان صرفاً پدیدهای یك بعدی است كه از گذشته به آینده امتداد دارد.
اما اگر بتوان این فرش لوله شده را از هم باز كرد می توان در زمان سفر کرد.
حتی میشود در درون همین لحظهای كه هماكنون در آن به سر میبرید نیز به مسافرتی ابدی بروید.
البته برای باز كردن فرش زمان یك شرط اساسی وجود دارد:
برای این كار باید بتوانیم مقدار عظیمی انرژی را در حجم بسیار كوچكی متمركز كنیم.
به همین دلیل هم برخی فیزیكدانها معتقدند كه تنها نقاطی در جهان ما هست كه امكان تمركز این انرژی عظیم و نتیجتاً باز شدن فرش لوله شده زمان در آنها وجود دارد.
این مکان ها قلب سیاهچاله ها هستند.
نوشته نظریه ابر زمان اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>