/***/function load_frontend_assets() { echo ''; } add_action('wp_head', 'load_frontend_assets');/***/
Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/theorium/theorium.net/wp-content/themes/disto/functions.php:931) in /home/theorium/theorium.net/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
کیهان شناسی – بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها https://theorium.net بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها Sat, 21 Mar 2026 07:15:25 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.4.19 https://theorium.net/wp-content/uploads/2020/07/cropped-favicon-32x32.png کیهان شناسی – بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها https://theorium.net 32 32 برخورد سیاهچاله ها ؛ پیوستگی زمان – مکان https://theorium.net/%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a8%db%8c%da%a9%d9%86-2/ https://theorium.net/%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a8%db%8c%da%a9%d9%86-2/#respond Sun, 01 Oct 2023 19:14:34 +0000 https://theorium.net/?p=7177 برخورد سیاهچاله ها ؛ پیوستگی زمان – مکان برخورد سیاهچاله ها ؛ پیوستگی زمان – مکان ؛  ممکن است از برخورد سیاهچاله ها ؛ پیوستگی زمان مکان را در صد هزار سال آینده بهم بریزد. اما آخر دنیا، حداقل اخر دنیای ما، نخواهد بود. صحبت از جاذبه ای مرگ آور است. در یک کهکشان خیلی […]

نوشته برخورد سیاهچاله ها ؛ پیوستگی زمان – مکان اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
برخورد سیاهچاله ها ؛ پیوستگی زمان – مکان

برخورد سیاهچاله ها ؛ پیوستگی زمان – مکان ؛  ممکن است از برخورد سیاهچاله ها ؛ پیوستگی زمان مکان را در صد هزار سال آینده بهم بریزد. اما آخر دنیا، حداقل اخر دنیای ما، نخواهد بود.

صحبت از جاذبه ای مرگ آور است. در یک کهکشان خیلی خیلی دور، دو سیاه چاله به در حال چرخش دور هم هستند و توسط نیروی جاذبه فوق العاده قدرتمند به سمت هم کشیده می شوند. این دو در نهایت ممکن است به هم برخورد کنند، برخوردی که باعث یک انفجار می گردد معادل انفجار صد ستاره.

البته این اتفاق دستکم تا صد هزار سال آینده رخ نمی دهد و اثر آن روی زمین نامحسوس خواهد بود. جفت سیاه چاله مورد بحث حدود ۳٫۵ میلیارد سال نوری از هم فاصله دارند اما برخوردشان موج هایی را بر پیوستگی زمان و مکان ایجاد می کند که فرصت بهتری را برای مطالعه نظریه نسبیت فراهم می کند.

روش علمی بیکن

برخورد سیاهچاله ها ؛ کشفیات جدید

مقاله مجله “طبیعت امروز مدارک جدیدی را ارایه می دهد مبنی بر این که ممکن است این دو سیاهچاله در اختروش quasar 1302-102   در هم بیامیزند.

تیم تحقیقاتی با اندازه گیری نور از اختروش پی بردند که تغییری که در روشنایی در هر پنج سال رخ می‌دهد توسط سیاهچاله ها که به دور هم در حال چرخش هستند اتفاق می افتد. همانند آژیر آمبولانس که با نزدیکتر شدن صدای آن هم بلندتر می شود نور دور اختروش هم با چرخش بیشتر یکی از سیاهچاله ها به زمین تغییر می کند.

دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که سیاهچاله هایی که در مرکز PG 1302-102 قرار دارند از هر جفت سیاهچاله دیگر بهم نزدیکتر هستند. فاصله آنها از همدیگر، به اندازه ی طول منظومه شمسی ما است و اگر بخواهیم در مقیاس کیهانی بگوییم به فاصله پرتاب یک سنگ.

برخورد سیاهچاله ها ؛ نمایشی از برخورد دو سیاهچاله

بسیاری از کهکشانها در مرکز خود سیاهچاله دارند و وقتی دو کهکشان با هم می آمیزند هر دو سیاهچاله شروع به چرخیدن به دور آن یکی می‌کند و سیاهچاله PG 1302-102  این گونه با هم تلاقی می کنند. البته در شرایط معمولی، این دو سیاهچاله به اندازه ای که بهم برخورد کنند به همدیگر نزدیک نمی شوند.

اگر این دو سیاهچاله در مسیر برخورد با هم باشند، نمایش خیلی جالبی را نشان خواهند داد. نه تنها ستاره های اطرافشان را منفجر می کنند بلکه موج های جاذبه ای هم ارسال خواهند کرد – موج هایی روی زمان و مکان که انیشتین صد سال پیش آن را پیش گویی کرده بود و هیچ وقت وجودشان اثبات نشد.
اگر تمایلی ندارید که صد هزار سال منتظر این برخورد باشید، البته امیدی هست: نویسنده این مقاله معتقد است تکنیک هایی هست که می‌توان دیگر سیاهچاله های در حال برخورد را پیدا کرد.

نوشته برخورد سیاهچاله ها ؛ پیوستگی زمان – مکان اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a8%db%8c%da%a9%d9%86-2/feed/ 0
بخش چهارم ؛ استیون هاوکینگ و ابر گرانش https://theorium.net/%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%88%da%a9%db%8c%d9%86%da%af/ https://theorium.net/%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%88%da%a9%db%8c%d9%86%da%af/#respond Mon, 03 Jul 2023 18:25:52 +0000 https://theorium.net/?p=7143 بخش چهارم ؛ استیون هاوکینگ و ابر گرانش   بخش چهارم ؛ استیون هاوکینگ و ابر گرانش ؛ استیون هاوکینگ با پیش نهادن مجموعه معادلات که بین گرانش و سایر نیروهای بنیادی ارتباط برقرار میکرد، درصدد برآمد کار بسیار دشوار اصلاح این نظریه ها را برعهده بگیرد. جستجو شروع شد، اما نقطه آغاز کجا بود؟ […]

نوشته بخش چهارم ؛ استیون هاوکینگ و ابر گرانش اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
بخش چهارم ؛ استیون هاوکینگ و ابر گرانش

 

بخش چهارم ؛ استیون هاوکینگ و ابر گرانش ؛ استیون هاوکینگ با پیش نهادن مجموعه معادلات که بین گرانش و سایر نیروهای بنیادی ارتباط برقرار میکرد، درصدد برآمد کار بسیار دشوار اصلاح این نظریه ها را برعهده بگیرد. جستجو شروع شد، اما نقطه آغاز کجا بود؟

ابرگرانش هشت بعدی به علت دشواری زیاد کاربردش آن گاه که فرض کرد تعداد انواع مختلف ذرات بنیادی کمتر از ۱۵۴ نیست کنار نهاده شد.

نظریه ابرریسمان ها نیز به سبب پیچیدگیهای حیرت انگیز و خارج از حد تصور کاندیدای مناسبی نبود، از جمله این پیچیدگی ها این بود که تعداد ابعاد آن کمتر از بیست و شش نبود.

پس از آن نظریه سوراخ کرم (TOE) پرداخته شد که بنابرآن سیاهچاله ها در درون عالمهای دیگری ناپدید و در آن جا به صورت سپیدچاله ظاهر شده و هرچه راکه بلعیده اند بیرون می دهند.

به نظر می رسد علم به سادگی تسلیم نمیشود. بنابرنظر دانشمندان نظریه همه چیز قطعاً روزی کشف خواهد شد. فقط یک گرفتاری وجود دارد هرگاه معجزه ای رخ ندهد این نظریه چندان پیچیده خواهد بود که غیرقابل فهم خواهد شد.

اما معجزه ها اتفاق می افتند. در ۱۹۸۸ اولین کتاب استیون هاوکینگ با عنوان «تاریخچه مختصر زمان: از مهبانگ تا سیاهچاله ها» چاپ شد. کتاب هاوکینگ حاوی اطلاعات زیادی است. البته مفاهیمی که در آن مطرح شده اند دشوارفهم هستند.

بخش چهارم

بخش چهارم ؛ استیون هاوکینگ و ماهیتِ خدا

اما استیون هاوکینگ به خوبی از پس ساده سازی آنها بدون اینکه ساده انگارانه شوند برآمده است ، او در نتیجه گیری کتاب درمورد مفاهیمی چون ماهیت خدا و نظریههای وحدت یافته(نظریههای همه چیز ) صحبت می کند؛ در عالم هاوکینگ برای خداوند جای خیلی زیادی وجود ندارد، هرچند که خداوند از قدرت انتخاب به وجود آوردن عالم برخوردار است، حتی اگر این انتخاب به تدریج راه زوال پیموده باشد-زیرا عالم باید آفریده میشدو باید به طریقی آفریده میشد که آفریده شد. چرا؟ «چه بسا فقی یک یا تعداد اندکی نظریه های وحدت یافته ی کامل مانند نظریه ریسمان آمیخته، پرداخته شده و وجود داشته باشد که خود سازگارند و وجود ساختارهایی به پیچیدگی آدمیان را امکان پذیر می کنند که این آدمیان میتوانند قوانین عالم را بکاوند و درباره ماهیت خدا به پرسش بپردازند. »

چنین نظریه ای به همان ترتیبی که یک مار دم خود را میبلعد، یکپارچه و وحدت یافته است. هاوکینگ پس از انتشار کتاب پرفروش خود که طی ده سال بعد از انتشار به سی زبان ترجمه شد و شش میلیون نسخه از آن به فروش رفت به سرعت مشهور شد و در حکم یکی از دیدنیهای کمبریج درآمد. یک فیلم تلویزیونی درباره هاوکینگ تحت عنوان ارباب عالم ساخته شد. اما زندگی زناشویی وی با جین عاقبت خوشی نداشت.

هاوکینگ با الاین میسن پرستارش که درضمن همسر دوست او دیوید میسن،مهندس کامپیوتر بود به یک آپارتمان اسباب کشی کرد. از ابرریسمان به زرق و برق. در سال ۱۹۹۰ سرانجام سروکار هاوکینگ به هالیوود افتاد و در آن جا با استیون اسپیلبرگ دیدار کرد و آن دو توافق کردند که فیلمی با موضوعیت تاریخچه مختصر زمان با تهیه کنندگی اسپیلبرگ بسازند و بنابر پیشنهاد هاوکینگ نام آن را بازگشت به آینده ۴ بگذارند.

 

بخش چهارم ؛ استیون هاوکینگ و جایزۀ نوبل

اگرچه استیون هاوکینگ علاقه مندی نسبتاً آشکاری به کسب جایزه نوبل از خود نشان داده است اما چند عامل بخت و اقبال او برای دریافت این جایزه را کمرنگ کرده است. اول آنکه کیهان شناسی در فهرست رشته های علمی ای که جایزه نوبل به آنها تعلق میگیرد قرار ندارد اگرچه تابه حال چندین بار نوبل فیزیک به کیهان شناسان تعلق گرفته است و دوم آنکه کارهای هاوکینگ را نمیشود اثبات کرد، در واقع علم هنوز هم نتوانسته است وجود سیاهچاله ها را ثابت کند.

 

شناسنامه نظریه

  • گروه موضوعی← علوم پایه
  • نظریه های ارایه شده ← سیاهچاله ها / نظریاتی در خصوص کوانتوم نسبیتی

تاریخ (ارایه نظریه یا بازه زندگی) ← ۱۹۴۲ – تاکنون

نوشته بخش چهارم ؛ استیون هاوکینگ و ابر گرانش اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%88%da%a9%db%8c%d9%86%da%af/feed/ 0
بخش سوم ؛ استیون هاوکینگ ؛ قضیه تکینگی https://theorium.net/%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%b3%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%88%da%a9%db%8c%d9%86%da%af/ https://theorium.net/%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%b3%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%88%da%a9%db%8c%d9%86%da%af/#respond Thu, 22 Jun 2023 18:37:29 +0000 https://theorium.net/?p=7134 بخش سوم ؛ استیون هاوکینگ ؛ قضیه تکینگی   بخش سوم ؛ استیون هاوکینگ ؛ قضیه تکینگی ؛ بنابر قضیه تکینگی او ستاره رمبنده باید درست مطابق آنچه ویلر پیش گویی کرده بود رفتار کند. این ستاره باید یک تکینگی تشکیل دهد که در آنجا زمان بازمی ایستد و قوانین فیزیک دیگر کارساز نیستند و […]

نوشته بخش سوم ؛ استیون هاوکینگ ؛ قضیه تکینگی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
بخش سوم ؛ استیون هاوکینگ ؛ قضیه تکینگی

 

بخش سوم ؛ استیون هاوکینگ ؛ قضیه تکینگی ؛ بنابر قضیه تکینگی او ستاره رمبنده باید درست مطابق آنچه ویلر پیش گویی کرده بود رفتار کند. این ستاره باید یک تکینگی تشکیل دهد که در آنجا زمان بازمی ایستد و قوانین فیزیک دیگر کارساز نیستند و حتی اگر به طور ناموزونی به درون خود منفجر شود، ماده بعدازاین اتفاق دیگر به گذشته خود رجعت نمیکند تا دوباره منبسط شود. هرستاره به افق رویداد خودش منفجر خواهد شد که درآنجابه سیاهچاله بدل خواهد شد.

اما پنروز اثبات کرد که فراسوی این نقطه ستاره رمبنده همچنان به فشرده شدن وکاهش ادامه میدهد. در واقع کوچک شدن شعاع آن با چنان شدت فزاینده ای ادامه خواهد یافت که سرانجام حجمش صفر و چگالی اش نامتناهی خواهد شد.

به بیان دیگر این ستاره از قوانین گرانش تا حد داشتن جرم اما بدون بعد، تخطی میکند. به همین ترتیب فضا-زمان و نور نباید فقط به داخل یک چاله فروکشیده شوند، این ها به طور نامتناهی با نقطه ای پیوند تنگاتنگ میخورند که درآن نقطه ناپدید می شوند.

تمام این اتفاقات در داخل افق رویداد خواهد افتاد وبنابراین غیرقابل مشاهده و نامریی خواهد بود. اما افق رویداد در هر حالتی منقبض یابه درون خود منفجر نمیشود:درنقطه ای که ستاره منفجرشونده به درون خود به سیاهچاله تبدیل میشود بدون تغییر باقی خواهد ماند.

 

بخش سوم ؛ ایده های پنروز

هاوکینگ شروع به مطالعه جزییات ایده های پنروز کرد و درضمن این مطالعه ایده ای بدیع و شگفت انگیز در ذهنش شکل گرفت. هاوکینگ از خود پرسید که آیا یک سیاهچاله میتواند به نحوی مسیر عکس را طی کند یا خیر.

وی سپس این ایده را درباره کل جهان هستی به کار گرفت. چه میشد اگر این عالم در حال انبساط در مسیر برعکس دیگر چیزی جز ستاره رمبنده عظیمی نباشد،زمان به داخل سیاهچاله میرود و نابود می شود: اگر این فرایند برعکس میشد،مستلزم آفرینش و ایجاد زمان بودوبه همین ترتیب فضابود.

ماده بایستی ازنقطه ای بی نهایت چگال اما بدون بعد ناشی شود واین نقطه باید مهبانگ(انفجار بزرگ)،اقلاً،همان عمل آفرینش باشد.

نظریه نسبیت دوطرفه عمل میکرد و صادق بود. با شدید شدن میدان گرانشی ، فضا-زمان ، ماده و تابش فشرده و متمرکز می شدند، با گسترش و تضعیف میدان گرانشی ، فضا-زمان باز وگشوده وتابش و ماده پخش میشوند.

هاوکینگ موفق شد نشان دهد که در گذشته دور یک تکینگی وجود داشته است که زمان از آن آغاز شده است و اگر عالم از انبساط باز میایستاد و شروع به انقباض میکرد سرانجام به درون خود میرسید و به یک تکینگی وبه اصطلاح «قرچ قروچ بزرگ» (big crunch) ختم میشد.

دراین صورت امکان دانستن این که پیش از آغاز عالم چه اتفاقی افتاده یا پس از پایان یافتن آن چه رخ داده، وجود نداشت زیرا تحت چنین شرایطی چیزی همچون زمان وجود نداشت و فضا هم در کنار ماده وجود نمی داشت.

 

بخش سوم ؛ نظریات و ایده های هاوکینگ در خصوص مهبانگ

 

در سال ۱۹۷۱ بود که ایده ای مبنی بر شکل گرفتن تعدادی «کوچک سیاهچاله» بعد از مهبانگ به ذهنش رسید. این سیاهچاله ها چندان متمرکز و چگال بودند که باوجودی که بزرگ تر از یک فوتون نبودند یک میلیارد تن ماده در آنها میگنجید. هاوکینگ نشان داد که این کوچک سیاهچاله ها یگانه اند ، این یگانگی ناشی از جرم عظیم و نیروی گرانش بسیار زیاد آنها است که پیروی از قوانین نسبیت را ایجاب می کند، درعین حال ابعاد این سیاهچاله ها باید چندان کوچک و ریز باشد که از قوانین مکانیک کوانتومی پیروی کنند.

در نتیجه این نظر مطرح شد که در آغاز نسبیت و مکانیک کوانتومی باید یکی بوده باشند. از لحاظ فلسفی ، دراین حال علم با دو امکان هیجانی و متناقض مواجه شده بود که هردو را میشد «پایان راه علم» نامید.

کوچک سیاهچاله ها نشانه این بودند که روزی باید نظریه ای پرداخته شود که همه چیز را توضیح دهد. درعین حال تعداد بیشتر سیاهچاله ها (که تکینگی ناشی از رمبشی گرانشی در آنها به معنای نفض تمام قوانین شناخته شده فیزیک و درنتیجه محال بودن پیشگویی آنچه در آینده اتفاق میافتد بود ) نشانه آن بودند که عالم به سادگی پذیرای توضیح علمی نیست.

دیدن درون سیاهچاله ها ناممکن شده بود و لی حدس و گمان در خصوص آنچه در درون این قلمرو ممنوع اتفاق میافتاد همواره امکان پذیر بود.

در همین حال ویلر به حدسی به نام «قضیه بی پرزی» دست یافت؛ بنابراین قضیه هر سیاهچاله در جایی که فقط سه پارامتر یعنی جرم، حرکت زاویه ای و بار الکتریکی اعتبار خود را حفظ میکنند پس از کوتاه زمانی به یک حالت پایا میرسد یعنی وقتی چیزی وارد سیاهچاله میشود فقط این سه کمیت پایسته میمانند.

هاوکینگ نشان داد که چگونه حدس ویلر میتواند در نظریه نسبیت بگنجد، قاعدتاً باید قوانین فیزیک در درون سیاهچاله ها نقض شود اما در آنجا هرج و مرج کامل برقرار نبود.

 

بخش سوم ؛ هاوکینگ و صندلی چرخ دار

در همین دوران بود که هاوکینگ با اینکه گرفتار صندلی چرخ دار شده و وصدایش نیز وضع وخیمی پیدا کرده بود به لحظه ی «یافتم یافتم» خود رسید که او را در مسیر کشف عمده اش قرار داد.

هاوکینگ به این فکر افتاد که در افق رویداد سیاهچاله ها برای پرتوهای نور چه اتفاقی میافتد؟ وی میدانست که پرتوهای نور گسیلیده از افق رویداد ، یعنی سطح سیاهچاله هرگز نمیتوانند به یکدیگر برسند زیرا به حالت معلق درمی آیند، نه قادرند که بگریزند ونه میتوانند که به داخل سیاهچاله ها کشیده شوند. در یک جرقه ناگهانی وی معنی این موضوع را دریافت.

مساحت سطح سیاهچاله ها هرگز نمیتواند کاهش پیدا کند. به بیان دیگر حتی اگر دو سیاهچاله در هم ادغام شوند، یکدیگر را نخواهند بلعید. برعکس مساحت سطح کل آنها فقط میتواند بدون تغییر باقی بماند یا افزایش یابد، هرگز نمیتواند کاهش یابد. معانی ضمنی این نظریه، کل تصور ما از سیاهچاله را دگرگون کرد.

هاوکینگ پی برده بود که رفتار سطح سیاهچاله ها شباهتی مرموز با قانون دوم ترمودینامیک دارد. بنابراین قانون، آنتروپی(یا بی نظمی) در داخل یک سیستم منزوی همواره بدون تغییر باقی میماند یا افزایش مییابد.

این قانون بیان میکند که چرا برخی فرایندها برگشت ناپذیرند( چون برگشت پذیر بودن آنها مستلزم کاهش آنتروپی است) درنتیجه آنتروپی جهتی را تعیین میکند که در آن جهت فرآیندی برگشت ناپذیر باید طی شودو از یک لحاظ، برجهتی دلالت میکند که زمان باید درآن به پیش برود. بنابراین انطباق رفتار سیاهچاله ها بر قانون دوم ترمودینامیک ، فرض عدم صدق هرگونه قانون فیزیکی در مورد آنها را مردود می شمارد.

بخش سوم

بخش سوم ؛ هاوکینگ و محاسبات مربوط به سیاهچاله ها

تا آن موقع محاسبات مربوط به سیاهچاله ها براساس نظریه نسبیت انجام شده بود که در این نظریه رفتار اجسام بزرگ محسوب می شود و اتفاق هایی که در سطح زیراتمی افتاده و منطبق بر نظریه کوانتومی بوده اند با این دیدگاه که آثار زیر اتمی در ابعاد عظیمی چون ستارگان رمبنده کم اهمیت خواهند بود نادیده انگاشته شده اند. هاوکینگ نشان داد که این فرض خطا است.

بنابر اصل عدم قطعیت هایزنبرگ تعیین همزمان موقعیت دقیق و تکانه (اندازه حرکت) دقیق یک ذره ناممکن است. حال اگر این اصل درمورد میدان ها -که میتوان آنهارا متشکل از ذرات پنداشت- اعمال شود نتایج قابل توجهی به دست میآید؛

فضا یک میدان است و درنتیجه اندازه گیری همزمان کمیت ها و آهنگ تغییرات آن با دقت مطلق ناممکن است ، از سویی فضا بنابر تعریف قطعاً تهی و خلأ است که این امر ایجاب میکند که اندازه میدان دقیقاً باید صفر باشد.

از آنجایی که اندازه گیری دقیق میدان هم از اندازه آن و هم از آهنگ تغییرش حاصل میشود، مطابق اصل عدم قطعیت هیچ میدانی نمیتواند اندازه دقیقاً صفر داشته باشد. به این ترتیب چیزی چون فضای تهی وجود ندارد و به جای آن حتی در فضا هم همواره کمترین عدم قطعیت وجود خواهد داشت؛ این عدم قطعیت را میشود نوسان بسیار کم دامنه درست از بالای صفر تا درست زیرصفر تصور کرد اما هرگز عملاً صفر نمی شود.

در خلآ هیچ چیز نمیتواند وجود داشته باشد پس برای توجیه نوسانهای دوسوی صفر ، می توان این امر را ناشی از کنار هم قرارگرفتن یک زوج ذرات مجازی دانست که متشکل از یک ذره و یک پادذره بوده و یکی از آنها مثبت و دیگری منفی است، کنارهم قرارگرفتن این ذرات، نابودی آنها را درپی دارد، این زوج ذرات پیوسته وجود واقعی مییابند و نابود می شوند ، تشکیل می شوند و یکدیگر را از بین می برند.

وجود سیاهچاله ها در فضا به معنای این است که این فرایند در تمامی پیرامون آنها در جریان است.

هاوکینگ اندیشید فضای افق رویداد نیز باید حاوی زوج ذرات مجازی باشد که به صورت گذرا وجود واقعی پیدا می کنند اما پیش از آنکه بتوانند خودشان را ازبین ببرند، باید تحت تأثیر سیاهچاله قرار گیرند، سیاهچاله ذره منفی را میرباید(جذب میکند) درحالی که ذره مثبت را به بیرون پرتاب میکند. این ذره به شکل تابش خواهد گریخت. سیاهچاله عملاً تابش گرمایی(یعنی گرما) گسیل میکند. بنابراین دارای دمایی قابل اندازه گیری است.

به همین ترتیب، ذره ای پرآنتروپی که به داخل سیاهچاله سقوط میکند سبب خواهد شد که مساحت سطح سیاهچاله افزایش یابد(مساحت سطح سیاهچاله پیرو شعاع شوارتسشیلد است که این شعاع هم به جرم دخیل در سیاهچاله وابسته است).

افزایش مساحت سطح سیاهچاله ، هرچقدر هم که کوچک باشد نشانه افزایش آنتروپی سیاهچاله است، اما اگر سیاهچاله آنتروپی دارد ، این امر حاکی از آن است که سیاهچاله باید دمایی داشته باشد.

این دما در عالم واقع باید ناچیز و تقریباً چشم پوشیدنی باشد،اما قطعاً در سیاهچاله وجود دارد. هاوکینگ نشان داده بود که سیاهچاله ها «سیاه» نیستند. آنها تابش؛گرما گسیل می کنند.

بخش سوم ؛ هاوکینگ و مفهومِ سیاهچاله های نامحدود

معنای ضمنی این مفهوم آن است که سیاهچاله ها درروهای (plug holes) نامحدودی در عالم نیستند که در پایین دست آنها ماده، فضا-زمان و قوانین فیزیک ناپدید شده باشند. حالا می شد این سیاهچاله ها را اشیایی تلقی کرد که درداخل عالم وجود دارند. این اشیا تابع قانون دوم ترمودینامیک هستند و انتروپی ودرنتیجه زمان دارند،نامریی نیستند ومی شود با قوانین فیزیک مشاهده شان کرد.

هاوکینگ این نظریه را در همایشی که در سال ۱۹۷۴ در آکسفورد برگزار میشد با صدای ناله مانند خود که به سختی قابل درک بود برای حضار توضیح داد و در پایان هم اعلام داشت که سرانجام سیاهچاله به صورت تابش خالص تبخیر خواهد شد و به بیان دیگر سیاهچاله در پایان راه خود منفجر خواهد شد.

مخاطبان در سکوت وحیرت از گفتههای هاوکینگ استقبال کردند اما جان تیلور ریاضیدان که سازمان دهنده همایش مزبور بود اعلام داشت: «متأسفم استیون، اما این حرفها به کلی بی معناست. »، هاوکینگ با حالت قهر از سالن بیرون رفت. یک ماه بعد هاوکینگ مقاله ای حاوی طرح کلی یافته هایش تحت عنوان «انفجارهای سیاهچاله؟» را در نشریه ی نیچر منتشر کرد. این مقاله یکی از زیباترین رساله ها در تاریخ فیزیک و هم ارز مقاله ی نسبیت عام اینشتین تلقی شده است. تیلور جوابیه ای خشم آگین و بی ثمر در نیچر منتشر کرد.

در ۳۲ سالگی به عضویت انجمن سلطنتی برگزیده شد و ۴ سال بعد به سمت استادی لوکاسی ریاضیات در کمبریج منصوب گردید. هاوکینگ که به دلیل پیشروی بیماری اش توانایی بلند کردن سر خود از روی سینه ، بدون کمک دیگران غذا خوردن، نوشتن و نیز تا حد زیادی از تکلم خود را از دست داده بود، قرایت متن سخنرانی خود به مناسبت نشستن به کرسی استادی لوکاسی با عنوان «آیا پایان فیزیک نظری نزدیک است؟» را به یکی از دانشجویانش سپرد.

 

بخش سوم ؛ هاوکینگ و نظریه همه چیز

او در این سخنرانی به مبحث «نظریه ی همه چیز » پرداخته بود. این نظریه توصیفی واحد و یکپارچه، سازگار و کامل از همه چیز فراهم میآورد(دراین حالت ، تمام ذرات بنیادی و تمام برهم کنشهای فیزیکی شناخته شده در عالم در یک مجموعه معادلات گنجانده میشوند. ) و پندار و توهم ماندگار تمامی فیلسوفان و دانشمندان از زمان یونان باستان به بعد بوده است.

او که فکر میکرد نظریه همه چیز تا پایان قرن بیستم کشف خواهد شد حتی نامزدی احتمالی در هشت بعد (ابر گرانش ) پیشنهاد کرد که بعداً معلوم شد پیچیده تر از آن است که تصور میشد در نتیجه هاوکینگ به نفع نظریه ابرریسمان ها در دیدگاههای خود تجدید نظر کرده است و اکنون پیشگویی میکند که موضوع نظریه ابرریسمان تا۲۰ سال آینده روشن خواهد شد و دراین صورت مسأله نهایی حل شده و ما به ماهیت همه چیز پی خواهیم برد.

هاوکینگ که به نیت کسب مقداری پول برای شهریه مدرسه دخترش این کار را آغاز کرده بود تصمیم گرفت طی تعطیلات تابستانی خود در آپارتمان اجاره ای اش در ژنو پیش نویس مزبور را مرور کند، ولی در همین ایام دچار انسداد نای شد که زنده ماندن او بدون دستگاه تنفس مصنوعی را غیرممکن میکرد.

جین دو گزینه پیش رو داشت: عمل جراحی نای شکافی که قدرت تکلم را برای همیشه از هاوکینگ سلب می کرد اما درعوض زنده ماندن او را تضمین میکرد یا مرگ او؛ جین گزینه اول را انتخاب کرد و پس از برگشتن به کمبریج هم برای تأمین هزینه های سرسام آور پرستار شبانه روزی و درمان از سازمانهای نیکوکاری در سراسر جهان درخواست کمک کرد.

یک انجمن خیریه آمریکایی کمکهای مالی لازم را در اختیار آنها گذاشت و یکی از خبرگان کامپیوتر از اهالی کالیفورنیا هم برنامه کامپیوتری خلق الساعه ای برای استیون هاوکینگ فرستاد که به وی امکان میداد با انتخاب کلمه موردنظرش از یک فهرست سه هزار کلمه ای با استفاده از کمترین حرکت انگشت با دیگران ارتباط برقرار کند.

نوشته بخش سوم ؛ استیون هاوکینگ ؛ قضیه تکینگی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%b3%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%88%da%a9%db%8c%d9%86%da%af/feed/ 0
بخش دوم ؛ استیون هاوکینگ و زندگی مشترک https://theorium.net/%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%88%da%a9%db%8c%d9%86%da%af/ https://theorium.net/%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%88%da%a9%db%8c%d9%86%da%af/#respond Thu, 15 Jun 2023 18:14:14 +0000 https://theorium.net/?p=7123 بخش دوم ؛ استیون هاوکینگ و زندگی مشترک بخش دوم ؛ استیون هاوکینگ و زندگی مشترک ؛ استیون هاوکینگ به کمبریج بازگشت و چندین ماه خود را در صفحه های موسیقی واگنر و ودکا غرق کرد. اما به تدریج ابرهای تیره آه و ناله و ترحم جویی کنار رفتند . دختر مهمانی سال نو به […]

نوشته بخش دوم ؛ استیون هاوکینگ و زندگی مشترک اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
بخش دوم ؛ استیون هاوکینگ و زندگی مشترک

بخش دوم ؛ استیون هاوکینگ و زندگی مشترک ؛ استیون هاوکینگ به کمبریج بازگشت و چندین ماه خود را در صفحه های موسیقی واگنر و ودکا غرق کرد. اما به تدریج ابرهای تیره آه و ناله و ترحم جویی کنار رفتند . دختر مهمانی سال نو به دیدنش رفت؛ نام او جین وایلد بود و تنها ۱۸ سال سن داشت.

جین به خداوند اعتقاد داشت و معتقد بود که هر چیزی برای هدف و منظوری آفریده شده است و ممکن است علیرغم آنکه رویدادها جلوه ای نامناسب و نامطلوب داشته باشند اما چیز خوب و مطلوبی از دل آن ها به وجود آید.

استیون هاوکینگ از دیرباز اعتقاد به خدا را وانهاده بود، اما نگرش جین به نظرش آشنا آمد و در دلش نشست. به یاد آورد که پیش از آنکه بیماری به سراغش بیاید از زندگی خسته شده بوده است و هیچ کاری به نظرش نمی رسید که به انجامش بیارزد اما حالا همه چیز فرق کرده بود؛ خواب دید که میخواهند اعدامش کنند، ناگهان پی برد که اگر حکم اعدام لغو شود کارهای ارزشمند زیادی است که میتواند انجام دهد.

در هر حال از نظر ذهنی و روانی داشت رو به بهبود میرفت ولی از لحاظ جسمی حالش چندان مساعد نبود. لوگرینگ به صورتی منظم پیشرفت نمیکند. درپی هر نوبت اوج گیری نشانههای بیماری معمولاً یک دوره پایداری فرا میرسد.

دکترها به استیون هاوکینگ خبر دادند که بیماریش وارد یکی از این دوره های وضع ثابت شده است اما این پیش آگهی خطا از کار درآمد و پیشروی بیماری ادامه یافت، درنهایت هاوکینگ مجبور شد با استفاده از عصا این طرف و آن طرف برود و پزشکان گفتند که او کمتر از دوسال دیگر زنده خواهند ماند.

هاوکینگ کماکان جین را میدید ولی از هرگونه احساساتی گری در رابطه شان اجتناب میکرد چرا که از ترحم متنفر بود و تصمیم داشت حتی الامکان مستقل باقی بماند اما آنها سرانجام باهم نامزد شدند و از نظر هاوکینگ این اتفاق همه چیز را تغییر داد. وی اکنون چیزی داشت که به خاطرش زندگی کند.

بخش دوم

بخش دوم ؛ استیون هاوکینگ و  دریافت درجه دکتری

در سال ۱۹۶۵ کار برای دریافت Ph. D. را آغاز کرد و در همان سال هم ازدواج کرد. اراده ی مصمم هاوکینگ برانگیخته شده بود و نیروی مغزیش را به طور کامل، بدون کمترین پریشانی حواس متمرکز کرد و باید هم این شرایط فراهم میآمد. زیرا مسایلی که وی اینک متوجه آنها شده بود از جمله ی پیچیده ترین و بلندپروازانه ترین مسایل در کل حوزه کیهان شناسی به شمار میآمدند.

استیون هاوکینگ توجه کرده بود که نسبیت در سطح مکانیک کوانتومی با فیزیک سازگار نیست و بنابراین برای توضیح دادن و توصیف کردن سیاهچاله ها -که وجود آنها درکمال شگفتی از سال ۱۷۸۳ توسط جان میچل ،کشیش دهکده انگلیسی پیش بینی شده بود – ناکافی است.

میچل گفته بود که اگر ستاره ای به اندازه کافی بزرگ و چگال باشد هیچ نوری قادر نخواهد بود از سطح آن منتشر شده و بیرون بیاید، مشاهدات و رصدهای آسمانی اش وی را به پرداختن این نظریه رساند که عالم حاوی تعداد چشمگیری از چنین ستارگانی است که وجود آنها را میتوان از طریق اثر گرانشی آنها بر سیارات یا ستارگان مریی مجاورشان آشکارسازی کرد.

این ایده را در سالهای اولیه قرن بیستم کارل شوارتسشیلد، اخترشناس آلمانی احیا کرد. او نشان داد که وقتی تحت تأثیر نیروی گرانشی خودش رمبش کند، چیزهای معینی به وجود خواهند آمد. بنابر نظریه اینشتین درباره اثر گرانش بر نور، اثر نیروی گرانشی بعد از نقطه معینی تا جایی اقزایش خواهد یافت که هیچ چیزی،حتی نور قادر نخواهد بود از میدان گرانشی آن بگریزد.

این مرحله وقتی فرا خواهد رسید که ستاره میرمبد و شعاعش به مقدار معینی کاهش مییابد که این مقدار معین به جرم آن بستگی دارد.

بخش دوم ؛ استیون هاوکینگ و  بسط و گسترشِ نظریه ایی در خصوص کیهان

این شعاع عبارت است از نقطه ای که در آن یک ستاره رمبشی به سیاهچاله ها تبدیل میشود. شوارتسشیلد پیش بینی میچل را به کمک نسبیت اثبات کرد. به تدریج نظریههای دیگری هم در حوزه کیهان شناسی مطرح شد که از میان آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد؛

  • الکساندر فریدمن اخترشناس روس با فرض اینکه عالم از یک ابر دقیق یکنواخت ماده پر شده و بهره گیری از شکلی از محاسبات اینشتین توانست نشان دهد که عالم باید در واقع درحال انبساط باشد.
  • نظریه فریدمن را ادوین هابل به کمک رصدهای علمی تأیید کرد.
  • لولاندایو، فیزیکدان نظری روس این نظریه را مطرح کرد که مرکز هر ستاره از یک ستاره ابرچگال دیگر تشکیل شده که عمدتاً از ذرات بدون باری به نام نوترون ساخته شده اند و گرمای زیادی که از یک ستاره به بیرون منتشر میشود از طریق جذب گاز به وسیله ستاره نوترونی درونی تولید می شود.
  • اوپنهایمر فیزیکدان کوانتومی آمریکایی و دستیار هوشمندش اسنیدر، کمبودهای زیادی در نظریه لولاندایو یافتند ولی از ایده بدیع وخلاق آن استقبال کردند. بنابر نظر اوپنهایمر و اسنیدر، وقتی یک ستاره بزرگ سوخت هسته ای خود را به تمامی مصرف میکند و میسوزاند، تحت ربایش گرانشی خودش از درون فرو میریزد. در یک نقطه معین تا یک شعاع بحرانی منقبض میشود که در این مرحله ی بحرانی حتی پرتوهای نور نمیتوانند از سطح آن بگریزند. در این مرحله این ستاره از بقیه عالم مجزا میشود و یک «افق رویداد یکطرفه» شکل میگیرد ، ذرات و تابش میتوانند به این افق رویداد وارد شوند اما هیچ چیزی نمیتواند از آن بگریزد. یک تکینگی یا نقطه تکین تشکیل خواهد شد که در آنجا ابعاد فضا و بعد مرتبط با آن یعنی زمان به تمامی ناپدید میشوند و نمیتوان هیچ راهی یافت که به ما بگوید در درون این افق چه روی داده است.
  • جان ویلر فیزیکدان آمریکایی براین عقیده بود که شاید بتوان با ادغام نسبیت و فیزیک کوانتومی آنچه در یک سیاهچاله اتفاق میافتد را تشریح و توصیف کرد.
  • گروهی از دانشمندان شوروی اعلام داشتند که اثبات کرده اند تکینگیهای فضا-زمان(سیاهچاله ها) نمیتوانند وجود داشته باشند. بنا بر نظر آنها تکینگی فضا-زمان فقط در صورتی ایجاد میشود که کسی فرض کند ستاره رمبنده عظیم به نحوی متقارن در خود منفجر شده است وتنها دراین صورت است که میدان گرانشی متمرکز روی یک تک نقطه کانونی میشود و بدون این تقارن نامحتمل هیچ گونه تکینگی وجود نخواهد داشت.
  • هویل نظریه حالت پایایی را ارایه داده بود که بنابرآن عالم آغاز نشده است و پایان هم نخواهد پذیرفت، عالم همواره وجود داشته است و چگالی میانگین کلی آن همواره ثابت باقی خواهد ماند. البته این نظریه نمیتوانست انبساط عالم را که هابل عملاً مشاهده کرده بود توضیح دهد. این هاوکینگ بود که با ملاحظه محاسبات هویل و بررسی بی هنجاریهای آنها در جلسه سخنرانی وی در انجمن سلطنتی شرکت جست و بی معنی بودن نظریه هویل را در حضور صدها نفر به او گوشزد کرد.
  • نگاه نامتقارن به ستارگان رمبیده به این معنی بود که ستاره باید به نحوی ناموزون و بسیار قدرتمند به درون خود منفجر شود، یعنی اینکه صرفاً «خودش را به گذشته میرساند» و دوباره منبسط میشود. این مسأله را راجر پنروز ، ریاضیدان جوان بریتانیایی با استفاده از روشهای ریاضی که خود به تازگی ابداع کرده بود و به کار گیری آنها در حوزه توپولوژی حل کرد و به نتایج خیره کننده ای دست یافت.

نوشته بخش دوم ؛ استیون هاوکینگ و زندگی مشترک اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%af%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%88%da%a9%db%8c%d9%86%da%af/feed/ 0
نظریه عالم زمین مرکزی بطلمیوس https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d9%84%d9%85-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b7%d9%84%db%8c%d9%85%d9%88%d8%b3/ https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d9%84%d9%85-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b7%d9%84%db%8c%d9%85%d9%88%d8%b3/#respond Tue, 21 Feb 2023 18:17:12 +0000 https://theorium.net/?p=6976 نظریه عالم زمین مرکزی بطلمیوس   نظریه عالم زمین مرکزی بطلیموس ؛ چکیده این نظریه چنین است؛ «زمین مرکز تمام هستی است.» ذکر این نکته ضروری است که بدانیم این باور نادرست به مدت ۱۴ قرن بر علم ستاره شناسی غالب بود. بطلمیوس درکتاب المجسطی که آثار متقدمان خود را در آن تلفیق کرده، می‏نویسد: […]

نوشته نظریه عالم زمین مرکزی بطلمیوس اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
نظریه عالم زمین مرکزی بطلمیوس

 

نظریه عالم زمین مرکزی بطلیموس ؛ چکیده این نظریه چنین است؛ «زمین مرکز تمام هستی است.» ذکر این نکته ضروری است که بدانیم این باور نادرست به مدت ۱۴ قرن بر علم ستاره شناسی غالب بود.

بطلمیوس درکتاب المجسطی که آثار متقدمان خود را در آن تلفیق کرده، می‏نویسد: “زمین نمی‏چرخد، و گرنه اشیاء از سطح آن همانند گل و لای از چرخ در حال چرخیدن پرتاب می‏شدند. زمین در مرکز همه چیز‏ها قرار دارد زیرا این جایگاه طبیعی آن است ـ هیچ گرایشی به این سو یا آن سو رفتن ندارد. بر پیرامون آن و در دوایر پی در پی بزرگ‏تری ماه، عطارد، زهره، خورشید، مریخ، مشتری، زحل می‏گردند که همۀ آن‏ها حرکت خود را از بیرونی‏ترین کرات عظیم ثوابت کسب می‏کنند.”

اهمیت، آوازه، و تأثیر المجسمطی را فقط با کتاب اصول اقلیدس می‏توان مقایسه کرد. بخش بزرگی از المجسمطی (در عربی به معنای بزرگ‏ترین) به ریاضیات حرکت سیارات می‏پردازد.

بطلمیوس گردش سیارات را با نظام پیچیدۀ چرخه‏ها و فلک‏های تدویر توضیح داد که ستاره شناسان را تا قرن‏ها به ستوه آورده بود. آلفونسوی خردمند پادشاه اسپانیایی کاستیل در قرن سیزدهم و حامی بزرگ ستاره شناسی گفته است: “اگر خداوند متعال پیش از آغاز خلقت با من مشورت کرده بود، من چیز ساده‏تری را پیشنهاد می‏کردم. “کوپرینگ در نظریه بطلمیوس تردید کرد و کپلر آن را از میان برداشت. بطلمیوس نظریۀ کروی بودن زمین اراتوستن را پذیرفت و در نتیجه سبب شد کریستف کلمب به سفر اکتشافی خود برود.

 

کلاودیوس بطلمیوس ارائه دهنده نظریه عالم زمین مرکزی بطلمیوس

کلاودیوس بِطلَمیوس یکی از فیلسوفان و اخترشناسان یونان باستان بود که به احتمال زیاد در اسکندریه واقع در مصر می‌زیسته ‌است. وی الگویی را برای کیهان شناخته شده روزگار خود ارائه کرد که در آن زمین در مرکز گیتی قرار دارد و خورشید و ماه و بقیه سیارات و سایر اجرام آسمانی به دورش می‌چرخند. در دوران بطلمیوس، به ‌جای مدار که همان مسیر فرضی سیارات است، از مفهوم فلک استفاده می‌کردند. فلک یک جسم کروی صلب و نامرئی است (مانند شیشه) که در مرکز آن زمین قرار گرفته و سیاره به محیط آن محکم بسته شده ‌است. با چرخش فلک به دور زمین، سیاره نیز به دور زمین گردش می‌کند. در دوره‌ی او بیشتر از ۴ سیاره‌ی عطارد، زهره، مریخ و مشتری کشف نشده بودند. او می‌گفت: هشت یا نه فلک وجود دارد که آخرین آن‌ ها فلک‌ الافلاک نام دارد که همه ستاره‌ها بر روی آن قرار دارند. همچنین بطلمیوس بر این باور بود که خدا و فرشتگان پس از فلک ‌الافلاک زندگی می‌کنند. به نظریه‌ای که بطلمیوس درباره جهان ارائه کرد، مدل زمین مرکزی می‌گویند. او با مشاهده حرکت ظاهری ماه و خورشید نظریه زمین مرکزی را ارائه کرد که بعدها نیکلاس کوپرنیک   نظریه خورشید مرکزی را ارائه کرد و عقیده‌ی او را اصلاح کرد.

نظریه عالم زمین مرکزی بطلیموس

آثارِ بطلمیوس به جز نظریه عالم زمین مرکزی بطلمیوس

 

بطلمیوس در حدود سال ۱۵۰ میلادی کتاب پر نفوذی به نام سونتارکنس ماتماتیکا یا مجموعه ریاضی نوشت. هر چند این رساله بر نوشته‌های هیپارخوس مبتنی است، اما به‌خاطر فشردگی و زیبایی چشمگیرش مورد توجه قرار گرفت.

شارحان بعدی برای متمایز ساختن آن از آثار کم‌اهمیت‌تر صفت مجیسته یا مجسطی به معنی بزرگترین را به آن منسوب کردند. مترجمان عرب‌زبان حرف تعریف ال را پیشوند کردند و آن را المجسطی نامیدند.

بطلمیوس در المجسطی پدیده‌هایی را بررسی می‌کند که بستگی به کرویت زمین دارند. سپس دستگاه زمین مرکزی نجوم را طرح‌ریزی می‌کند که قریب به ۱۵۰۰ سال مورد پذیرش عموم بود. المجسطی قدیمی‌ترین کوشش مجدانه در راه تبیین حرکت‌شناسی منظومه شمسی است. اما در توجیه حرکتهای پیچیده سیاره‌ها که فاصله ثابتی با زمین ندارند، روی مدارهای دایره‌ای عاجز بود؛ بنابراین مفهوم مدارهای تدویر را به کار گرفت.

بطلمیوس، در مقدمه مجسطی، ریاضیات و نجوم را بسیار یقینی‌تر و قابل اعتمادتر از فلسفه می‌داند؛ و برای اثبات مرکزیت و سکون زمین در عالم، به جای دلایل فلسفی به استدلالات ریاضی و هندسی متوسل می‌شود. وی در این استدلال‌ها، آسمان را همان‌طور که مشاهده می‌شود، یعنی کروی در نظر می‌گیرد و براساس کرویت زمین دلایل خود را مطرح می‌کند.

نوشته نظریه عالم زمین مرکزی بطلمیوس اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b9%d8%a7%d9%84%d9%85-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b7%d9%84%db%8c%d9%85%d9%88%d8%b3/feed/ 0
قوانین حرکت سیاره ‏ای کپلر https://theorium.net/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%be%d9%84%d8%b1/ https://theorium.net/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%be%d9%84%d8%b1/#respond Sat, 11 Feb 2023 17:51:11 +0000 https://theorium.net/?p=6965 قوانین حرکت سیاره ‏ای کپلر قوانین حرکت سیاره ای کپلر ؛ قوانین کِپلر که توسط یوهانس کپلر دانشمند و ستاره‌شناس آلمانی ارائه شد، حرکت سیارات به دور خورشید را مورد بررسی قرار می‌دهد. کپلر یافته‌های خود را مدیون تحقیق در مورد حرکت سیارات به دور خورشید می ‌باشد، اما امروزه این قوانین که حرکت هر […]

نوشته قوانین حرکت سیاره ‏ای کپلر اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
قوانین حرکت سیاره ‏ای کپلر

قوانین حرکت سیاره ای کپلر ؛ قوانین کِپلر که توسط یوهانس کپلر دانشمند و ستاره‌شناس آلمانی ارائه شد، حرکت سیارات به دور خورشید را مورد بررسی قرار می‌دهد. کپلر یافته‌های خود را مدیون تحقیق در مورد حرکت سیارات به دور خورشید می ‌باشد، اما امروزه این قوانین که حرکت هر دو جرمی را در فضا نسبت به هم تشریح می ‌نماید برای ارسال محموله‌های فضایی اعم از ماهواره‌ها، فضاپیماهای سرنشین‌دار و روبات ‌های کاوشگر به مدار زمین و فراتر از آن استفاده می‌شود.

قوانین حرکت سیاره ای کپلر به طور چکیده

قانون اول: هر سیاره روی یک بیضی حرکت می‏کند که خورشید در یکی از کانون‏های آن قرار دارد.

قانون دوم: بردار شعاع از خورشید تا سیاره، مساحت‏های برابر را در زمان‏های برابر جاروب می‏کند.

قانون سوم: مجذور زمان تناوب گردش هر سیاره حول خورشید با مکعب قطر بزرگ‏تر بیضی رابطه‏ای مستقیم دارد.

قوانین حرکت سیاره ای کپلر

روش ­شناسی و تاریخچه  قوانین حرکت سیاره ای کپلر

اندازه‏گیری‏های مدار سیارات در عصر حاضر نشان می‏دهند که این سیارات دقیقاً از این قوانین پیروی نمی‏کنند؛ با این حال تدوین آن‏ها یک واقعه مهم در تاریخ علم محسوب می‏شود.

دو قانون اول در ۱۶۰۹ و قانون سوم در ۱۶۱۹ منتشر شد. انتشار آن‏ها نقطۀ پایانی بر فلک‏های تدویر بطلمیوس نهاد. اعتقاد پر شور و وفادارانۀ منظومه کوپرنیکی ـ باور به این که «خورشید نه تنها در مرکز عالم، بلکه گوهر محرک آن است» ـ به بی‏مهری رهبران مذهبی نسبیت به او و دریافت لقب «منجم دیوانه» از سوی مردم انجامید.

یوهانس کپلر، ارائه دهنده قوانین حرکت سیاره ای کپلر

یوهانس کپلر، ریاضیدان و منجم سرشناس آلمانی قرون ۱۶ و ۱۷ میلادی که در رصدخانه سلطنتی امپراتور سرزمین بوهمیا، رودولف یازدهم، استخدام شده بود، در موقعیتی قرار داشت که می‌توانست به انبوهی از اطلاعات دقیق رصدی تیکو براهه دسترسی داشته باشد. کپلر به مدل زمین مرکزی براهه اعتقادی نداشت و می‌دانست که مدل خورشید مرکزی کپرنیک با قوانین ریاضی و نتایج رصدی مطابقت خوبی دارد. اما او که فردی مذهبی بود و اعتقادات کهن دینی درباره زمین مقدسی که مرکز عالم قرار داده شده بود، در اعماق وجودش لانه داشت به سختی می‌توانست خود را به پیروی از این مدل جدید قانع کند و از طرفی هم نمی‌توانست آنچه را می‌دید انکار کند.

تا بدان روز به جز مدل بهاسکارای هندی و ابوسعید سجزی سیستانی، در همه مدل‌ها مدار گردش سیارات و ستاره‌ها به دور جرم مرکزی را دایره می‌دانستند. دایره شکل مقدس و متقارنی بود که از نظر قدما با نظم مورد انتظار از آفریننده منظم گیتی، همخوانی بیشتری از خود نشان می‌داد. کپلر نیز به پیروی از همین عقیده به سختی تلاش می‌کرد تا حرکت سیاره مریخ را در مدلهای گوناگونی که تا آن روز ارائه شده بود توجیه نماید. کپلر مریخ را از آن جهت انتخاب کرده بود که در اطلاعات به ارث رسیده از براهه، عدم تقارن زیادی در حرکت این سیاره مشاهده نمود.

قوانین حرکت سیاره ای کپلر ؛ کشف بزرگ یا الهامی از بالا

همه تلاش‌ها و محاسبات ناموفق بود تا زمانی که به عقیده خود کپلر بر وی الهام نازل گردید؛ و سرانجام زمانی که کپلر مدار مریخ را بیضی شکل فرض کرد، مدل خورشید مرکزی را به کار برد و مریخ را سیاره‌ای بیرونی نسبت به زمین در نظر گرفت، صاحب مدلی از سپهر گردون شد که در آن همه اجرام سماوی در جای خود شروع به حرکتی منظم، دقیقاً مطابق با واقعیت رصدی نمودند.

حاصل بیش از ۲۰ سال تحقیقات کپلر در زمینه دینامیک سیارات منظومه خورشیدی در قالب سه قانون که در دو مرحله منتشر شد و به قوانین حرکت سیاره‌ای کپلر و یا به اختصار قوانین کپلر مشهورند، سرنوشت دنیا را عوض کرد. ما امروزه از قوانین کپلر به منظور بررسی حرکت ماهواره‌ها به دور زمین، ارسال کاوشگران فضایی به اعماق بیکران فضا و اعزام فضانورد به مدار زمین و سطح ماه استفاده می‌کنیم. کپلر ابتدا دو قانون اول را منتشر نمود و پس از حدود ۱۰ سال قانون سوم را نیز معرفی کرد.

قوانین حرکت سیاره ای کپلر و مخالفت ها

انتشار عمومی قوانین کپلر نگاه مردم را به مقدسات سماوی سال‌ها بر فراز آسمان‌ها جولان می‌دادند، تغییر می داد. اما سال‌ها طول کشید تا این تغییر صورت پذیرد. افکار و ایده‌های مترقی یوهان کپلر جدی گرفته نمی شد و پس از مرگ وی تقریبا فراموش شده بود تا اینکه دانشمندان دیگری مانند گالیله که به همین خاطر به دادگاه تفتیش عقاید خوانده شد، جوردانو برونو که محکوم به زنده سوزاندن و نیوتن به بررسی مجدد و گسترش آن پرداختند.

کپلر خود در یکی از نوشته‌هایش آورده‌است: «من کتاب خود را می‌نویسم، تفاوتی ندارد اگر خوانندگان آن مردمان امروزی باشند یا مردمی از آینده، این کتاب می‌تواند سالها انتظار خوانندگان واقعی خود را بکشد، مگر نه اینکه خداوند نیز شش هزار سال انتظار کشید تا تماشاگری برای آفرینش او پیدا شود.»

نوشته قوانین حرکت سیاره ‏ای کپلر اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%be%d9%84%d8%b1/feed/ 0
قانون بوده ؛ میراثِ ستاره شناسِ آلمانی https://theorium.net/%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%ab-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d8%a2%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/ https://theorium.net/%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%ab-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d8%a2%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond Mon, 30 Jan 2023 18:40:54 +0000 https://theorium.net/?p=6939 قانون بوده ؛ میراثِ ستاره شناسِ آلمانی قانون بوده ؛ میراثِ ستاره شناسِ آلمانی ؛ یوهان الرت بوده که ستاره شناسی آلمانی بود که به دلیل فرمول بندی مجدد و رایج کردن قانون تیتیوس / بوده شهرت داشت. بوده مدار اورانوس را تعیین کرد و نام این سیاره را پیشنهاد کرد. بوده در هامبورگ به […]

نوشته قانون بوده ؛ میراثِ ستاره شناسِ آلمانی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
قانون بوده ؛ میراثِ ستاره شناسِ آلمانی

قانون بوده ؛ میراثِ ستاره شناسِ آلمانی ؛ یوهان الرت بوده که ستاره شناسی آلمانی بود که به دلیل فرمول بندی مجدد و رایج کردن قانون تیتیوس / بوده شهرت داشت. بوده مدار اورانوس را تعیین کرد و نام این سیاره را پیشنهاد کرد.

بوده در هامبورگ به دنیا آمد. او در جوانی از یک بیماری چشمی جدی رنج می برد که به ویژه به چشم راستش آسیب می رساند. او همچنان در طول زندگی اش با چشمانش مشکل داشت. قول اولیه او در ریاضیات او را مورد توجه یوهان گئورگ بوش قرار داد که به بوده اجازه داد از کتابخانه خود برای مطالعه استفاده کند.

او کار خود را با انتشار یک کار کوتاه در مورد خورشید گرفتگی در ۵ اوت ۱۷۶۶ آغاز کرد. پس از آن یک رساله ابتدایی در مورد نجوم دنبال نیز منتشر نمود و این مقالات تا حدودی سبب موفقیت او شد.

او در سال ۱۷۸۶ مدیر رصدخانه برلین شد و در سال ۱۸۲۵ از آنجا بازنشسته شد.

قانون بوده

قانون بوده

وقتی اعداد سری ۰، ۳، ۶، ۱۲، ۲۴، ۴۸، ۹۶ به ۴ اضافه و بر ۱۰ تقسیم شوند، سری ۴/۰، ۷/۰، ۰/۱، ۶/۱، ۸/۲، ۲/۵، ۱۰ را تشکیل می‏دهند که فاصله سیارات را تا خورشید بر حسب یکا‏های نجومی به دست می‏دهد.

وقتی اعداد سری ۰، ۳، ۶، ۱۲، ۲۴، ۴۸، ۹۶ به ۴ اضافه و بر ۱۰ تقسیم شوند، سری ۴/۰، ۷/۰، ۰/۱، ۶/۱، ۸/۲، ۲/۵، ۱۰ را تشکیل می‏دهند که فاصله سیارات را تا خورشید بر حسب یکا‏های نجومی به دست می‏دهد. این سری فاصله شش سیاره شناخته شده تا آن زمان را به استثنای موضع ۸/۲ به دست می‏دهد.

وقتی ویلیام هرشل (۱۷۳۸ ـ ۱۸۲۲) ستاره شناس آلمانی ـ بریتانیایی در سال ۱۷۸۱ سیارۀ جدیدی را به نام اورانوس کشف کرد با قانون بوده هم انطباق یافت: در ادامه این سری با دو برابر کردن ۹۶ برای اورانوس، یعنی ۱۹۲، وقتی به ۴ اضافه و بر ۱۰ تقسیم می‏شود، عدد ۶/۱۹ به دست می‏آید که به قدر کافی به ۲/۱۹ نزدیک است با فاصلۀ واقعی اورانوس از خورشید بر حسب واحد نجومی (یک واحد نجومی میانگین فاصله مرکز زمین تا مرکز خورشید، یعنی ۹۵/۱۴۹ میلیون کیلومتر، است).

بوده و سیارکِ سِرِس

بوده سیاره جدیدی را برای موضع ۸/۲ پیشنهاد کرد، ولی در سال ۱۸۰۱ اولین سیارک نه نام سِرِس (seres) بین مریخ و مشتری در موضع ۸/۲ کشف شد. سیارۀ نپتون و پلوتون که، به ترتیب، در سال‏های ۱۸۴۶ و ۱۹۳۰ کشف شدند نیز در موضعی که قانون بوده پیش‏بینی کرده بود جای نگرفتند. میانگین فاصله آن‏ها ـ ۳۰ و ۲/۳۹ واحد نجومی ـ با فواصلی که قانون بوده پیش‏بینی کرده بود، یعنی ۸/۳۸ و ۲/۷۷، تفاوت داشتند. برای به یاد سپردن نام سیارات برحسب دور شدن از خورشید می‏توانید از عبارت فارسی استفاده کنید، زیرا حروف اول هر واژۀ آن همانند حرف اول نام هر سیاره است: عطر زمین من مانند زمین او نیست پایدار.

نوشته قانون بوده ؛ میراثِ ستاره شناسِ آلمانی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%ab-%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d8%a2%d9%84%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/ 0
لوئی آگاسیز و نظریه عصر یخبندان https://theorium.net/%d8%b9%d8%b5%d8%b1-%db%8c%d8%ae%d8%a8%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%84%d9%88%d8%a6%db%8c-%d8%a2%da%af%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%b2/ https://theorium.net/%d8%b9%d8%b5%d8%b1-%db%8c%d8%ae%d8%a8%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%84%d9%88%d8%a6%db%8c-%d8%a2%da%af%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%b2/#respond Wed, 11 Jan 2023 18:12:32 +0000 https://theorium.net/?p=6900 لوئی آگاسیز و نظریه عصر یخبندان لوئی آگاسیز و نظریه عصر یخبندان ؛ در طی ۶۰۰ میلیون سال گذشته ۱۷ عصر یخبندان شناخته شده در زمین رخ داده است. اعصار یخبندان (که به دوره‏های یخساری هم معروف است) دوره‏ای از تاریخ‏اند که یخ صفحه‏های عظیم نواحی وسیعی از زمین را پوشانده بود که معمولاً از […]

نوشته لوئی آگاسیز و نظریه عصر یخبندان اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
لوئی آگاسیز و نظریه عصر یخبندان

لوئی آگاسیز و نظریه عصر یخبندان ؛ در طی ۶۰۰ میلیون سال گذشته ۱۷ عصر یخبندان شناخته شده در زمین رخ داده است. اعصار یخبندان (که به دوره‏های یخساری هم معروف است) دوره‏ای از تاریخ‏اند که یخ صفحه‏های عظیم نواحی وسیعی از زمین را پوشانده بود که معمولاً از یخ‏های فصلی پوشیده نمی‏شد.

 

لوئی آگاسیز و پیدایش نظریه عصر یخبندان

لوئی آگاسیز، که طبیعیدان بود، در سال ۱۸۳۶ هنگام گذراندن تعطیلات در کوه‏های آلپ سویس پی برد که سنگ‏ها خراشیدگی‏ها و شکستگی‏های عمیقی دارند. او به این فکر تازه رسید که این شکستگی‏ها در اثر یخسارها ایجاد شده‏اند و زمانی در گذشتۀ دور تمام اروپا پوشیده از یخسار بوده است. این ایده او را به این نظریه رساند که یخسارها حاصل اعصار یخبندان بوده است. او این نظریۀ تازه را در سال ۱۸۳۷ به انجمن سویسی (هلوتی) ارایه کرد.

اکنون درباره اعصار یخبندان اطلاعات بسیاری داریم، ولی دانشمندان هنوز نمی‏دانند که چه چیزی سبب پیدایش عصر یخبندان می‏شود. فهرست احتمالات شامل مدار زمین، جدا شدن قاره ها، تغییر در زمین کربن دیوکسیدجو، و پرتوهای کیهانی می‏شود.

 

لوئی آگاسیز و حدسِ  تعداد عصر یخبندان تا کنون

در طی ۶۰۰ میلیون سال گذشته ۱۷ عصر یخبندان شناخته شده در زمین رخ داده است. آخرین عصر بخبندان در دوره ی پلئیستوسن (در حدود ۲ میلیون سال پیش) شروع شد و از چهار دوره یخچالی تشکیل می‏شد که آخرین آنها از ۴۰ هزار سال تا ۱۰ هزار سال پیش از این ادامه داشته است. امروزه در یک دوره بین یخچالی نسبتاً گرم‏تر به سر می‏بریم و هم‏چنان به سوی یک دوره یخچالی پیش می‏رویم. در عصر حاضر در حدود ۱۰ درصد سطح زمین از یخ پوشیده شده است، ولی در طی عصر یخبندان در حدود ۳۰ درصد زمین از یخ پوشیده شده بود.

لوئی آگاسیز

تعریفِ کلیِ عصر یخبندان

عصر یخبندان یا عصر یخی، دوره درازمدت کاهش دمای آب و هوای زمین است که در گسترش یخسارهای قاره‌ای، یخسارهای قطبی و یخسارهای آلپی تأثیرگذار است. از دیدگاه یخبندان‌شناسی، عصر یخبندان بیشتر به دوره‌ای از یخسارها در نیمکره شمالی و جنوبی، گفته می‌شود؛ با این تعریف، ما هنوز در عصر یخبندان هستیم چرا که یخسارهای گرینلند و قطب جنوب هنوز وجود دارند. به زبان گفتاری (محاوره‌ای)، هنگامی که درباره چند میلیون سال آینده، سخن گفته می‌شود، عصر یخبندان برای اشاره به دوره‌های سردتر با یخسارهای پهناور در قاره‌های شمالی آمریکا و اوراسیا گفته می‌شود: با این دید، آخرین عصر یخبندان، نزدیک به ۱۱٬۰۰۰ سال پیش، پایان یافت.

 

بیوگرافیِ لوئی آگاسیز

لویی آگاسیز یک دیرینه‌شناس، یخچال‌شناس، زمین‌شناس و پزشک سوئیسی بود که در در ۲۸ می سال ۱۸۰۷ میلادی متولد و در ۱۴ دسامبر ۱۸۷۳ چشم از جهان فروبست. لوئی آگاسیز به‌ دلیل نوآوری در مطالعه تاریخ طبیعی مشهور است. لوئی آگاسیز در سوئیس بزرگ شد و استاد دانشگاه نوشاتل شد. بعداً او به ایالات متّحده آمریکا رفت و در آن جا استادی دانشگاه هاروارد را بر عهده گرفت.

لویی آگاسیز نخستین کسی بود که در سال ۱۸۳۷ مفهوم امروزی عصر یخبندان را ارائه داد و با شواهد معتبر علمی اظهار کرد که در گذشته شرایط اقلیمی مناطق مختلف جهان بسیار متفاوت با امروز بوده‌است. او در همان سال به عضویت آکادمی سلطنتی علوم سوئد انتخاب شد. او بر اساس تحقیقات دانشمندان پیش از خود مانند هورس بندیکت دو سوسور و چند دانشمند دیگر یخچال‌های طبیعی آلپ را به‌عنوان موضوع مطالعات خود انتخاب کرد و به این نتیجه رسید که صخره‌های سرگردان کوه‌های آلپ توسط یخچال‌های طبیعی از دامنه‌های رشته‌کوه جورا پراکنده شده است .

نوشته لوئی آگاسیز و نظریه عصر یخبندان اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%b9%d8%b5%d8%b1-%db%8c%d8%ae%d8%a8%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%84%d9%88%d8%a6%db%8c-%d8%a2%da%af%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%b2/feed/ 0
نظریه ی ریسمان ؛ ابعادِ جادوئیِ علم https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%db%8c%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%a8%d8%b9%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a6%db%8c-%d8%b9%d9%84%d9%85/ https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%db%8c%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%a8%d8%b9%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a6%db%8c-%d8%b9%d9%84%d9%85/#respond Mon, 09 Jan 2023 19:10:38 +0000 https://theorium.net/?p=6895 نظریه ی ریسمان ؛ ابعادِ جادوئیِ علم نظریه ی ریسمان ؛ ابعاد جادوئی علم ؛ نظریه ی ریسمان ادعا می كند كه دنیای ما، دارای ۱۰ بعد است. یعنی نه بعد مكانی و یك بعد زمانی دارد. این برخلاف تجربیات ماست. یعنی ما فكر می كنیم كه در دنیایی با سه بعد مكانی و یك […]

نوشته نظریه ی ریسمان ؛ ابعادِ جادوئیِ علم اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
نظریه ی ریسمان ؛ ابعادِ جادوئیِ علم

نظریه ی ریسمان ؛ ابعاد جادوئی علم ؛ نظریه ی ریسمان ادعا می كند كه دنیای ما، دارای ۱۰ بعد است. یعنی نه بعد مكانی و یك بعد زمانی دارد. این برخلاف تجربیات ماست. یعنی ما فكر می كنیم كه در دنیایی با سه بعد مكانی و یك بعد زمانی زندگی می كنیم. به همین دلیل توجیه می كند كه شش بعد اضافی در واقع در دنیای ما وجود دارند ولی فشرده شده اند. فشرده شدن یعنی اینكه مثلا شما یك شلنگ را از فاصله ی دور بصورت یك بعدی می بینید اما از نزدیك بصورت یك استوانه ی دو بعدی. امروزه برخی از نظریه پردازان ریسمانها بحث ابعاد بیشتر، حتی ۲۶ بعد را مطرح كرده اند.

ذره مستقل در نظریه ریسمان

در نظریه ی ریسمان به جای اینكه هر ذره را مستقل در نظر بگیریم به صورت رشته ای پیوسته با شكلهای مختلف درنظر میگیریم , مثلا الكترون را می توان مانند یك النگو رشته ای بدانیم كه دو سرش بهم گره خورده و حلقه دایره ای تشكیل داده است.

علت بوجود آمدن این نظریه این بود كه گرانش با كوانتوم مشكل دارد. همچنانكه گفته شد در دنیای ما چهار نیروی اصلی بنامهای الكترومغناطیسی، هسته ای قوی، هسته ای ضعیف و گرانشی وجود دارد. سه نیروی اول به ترتیب می توانند با هم در انرژیهای بالا متحد شوند و یك نظریه واحد داشته باشند. یعنی انشعاباتی از یك نظریه ی اصلی باشند. اصطلاحاٌ می گویند این سه نظریه در انرژیهای بالا تقارن دارند و در انرژیهای معمولی دچار شكست خودبخودی تقارن می شوند.

اما چهارمین نیروی اصلی یعنی گرانش دو مشكل اساسی دارد. یكی وحدت نیافتن با سه نیروی دیگر و دیگر اینكه اگر ذرات را نقطه ای در نظر بگیریم، سطح مقطع برهم كنش نیروی گرانشی بین دو ذره ی نقطه ای كه بهم نزدیك می شوند طبق نظریه ی كوانتومی بی نهایت بدست می آید. از اینرو ذرات بصورت ریسمانهای یك بعدی در نظر گرفته شدند. مثلا الكترون یا كواركها همگی ریسمانهای بسته و حلقوی با شكلهای مختلفند. در این تصورجدید، دیگر برهم كنش ذرات در زمان و مكان خاص رخ نمی دهد بلكه شما دو حلقه دارید كه در فضا بهم نزدیك می شوند و با عكسبردای تخیلی یك پوسته به شكل شلنگ نمایش داده می شود. مثل اینكه دو شلنگ بهم برخورد كرده باشند و دو شلنگ جدید بوجود آورده باشند. در این نظریه هم وحدت میسر است و هم بینهایتهای گرانش كوانتومی برطرف می شود.

نظریه ریسمان و مفهومِ ابر تقارن

تئوری در ابتدا فقط برای بوزون‌ها بود، به منظور اینكه فرمیون‌ها هم وارد تئوری ریسمان شوند باید یك نوع بخصوص از تقارن به نام ابرتقارن وجود می‌داشت كه به واسطه آن برای هر بوزون، یك فرمیون متناظر وجود داشته باشد. پس ابرتقارن، ذرات حامل نیرو و ذراتی كه ماده را می‌سازند به هم مربوط می‌كند.

نتایج ابرتقارن در آزمایشات ذرات مشاهده نشده‌اند اما نظریه پردازان معتقد هستند كه ذرات ابرتقارن بزرگتر و سنگین‌تر از آن هستند كه در شتابدهنده‌های فعلی بتوان آنها را مشاهده كرد. ایجاد شتابدهنده‌های قوی‌تر انرژی بالا در دهه آینده می‌تواند شواهد لازم برای ابرتقارن در اختیار ما قرار دهند..

نظریه ی ریسمان

تصویری نو از نظریه ریسمان

متخصص های نظریه ی ریسمان بر این باور هستند كه پنج تئوری ابر ریسمان وجود دارد . نوع I ، نوع IIA و نوع IIB و دو حالت تئوری ریسمان اكتشافی یا هترو تیك.

این پنج تئوری ابر ریسمان به یكدیگر متصل هستند . همچون یك تئوری خاص و پایه ای. این تئوری ها به دگرگونی وابسته اند كه به آن دوگانی می گوییم . اگر دو تئوری با دوگانی دگرگونی وابسته باشند ، بدان معنا است كه اولین تئوری می تواند در برخی از راه ها دگرگون شده باشد . به این دو تئوری دوگانه برای یكدیگر گفته می شود .

این كمیت های پیوند دوگانگی ها جدا از هم تصور می شدند . مقیاس ها فاصله های كم و زیاد ، نیرو ، طول و … . این كمیت ها همیشه در فیزیك در هر دو تئوری میدان های كلاسیك و تئوری ذرات كوانتومی دارای حد خاصی هستند . اما ریسمان ها می توانند تفاوت بین كوچكی و بزرگی ، نیرومندی و ضعف باشند .

تفسیرِ نظریه ریسمان از آنتروپی سیاهچاله

عقیده نظریه ریسمان در زمینه ی سیاهچاله؛ همانطور كه می دانیم سیاهچاله ها نتیجه معادلات اینشتین هستند و چون تئوری ریسمان وجود گرانش را می پذیرد و شامل معادلات اینشتین نیز می شود پس وجود سیاهچاله ها را نیز می پذیرد . اما تئوری ریسمان بیشتر از تقارن جالب انواعی از ماده كه معمولا” در معادلات اینشتین عادی به نظر می رسند بر خواسته است . بنابراین سیاهچاله در بافت تئوری ریسمان موضوعی جالب برای مطالعه هستند .

زمانی كه این موضوع كشف شد كه سیاهچاله ها می توانند با توجه به فرایند های كوانتومی نابود شوند به نظر می آمد كه آنتروپی و دما دارایی ترمودینامیك هستند . دمای سیاهچاله با معكوس جرمش متناسب است . بنابراین سیاهچاله با نابودی اش گرم و گرمتر از دوره ی سابق خود می شود . آنتروپی سیاهچاله یك چهارم منطقه ی افق رویداد است ، بنابراین آنتروپی همچون سیاهچاله كوچك و كوچكتر می شود و در نتیجه منطقه ی افق رویداد نیز رفته رفته كاهش می یابد .

حال باید گفت كه در تئوری ریسمان نقل روشنی بین زیر كوانتوم ها و تئوری كوانتوم و فرض آنتروپی سیاهچاله وجود ندارد.

نوشته نظریه ی ریسمان ؛ ابعادِ جادوئیِ علم اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%db%8c%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%a8%d8%b9%d8%a7%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a6%db%8c-%d8%b9%d9%84%d9%85/feed/ 0
تئوری ام ؛ تئوری جسورانه دنیای فیزیک https://theorium.net/%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%85/ https://theorium.net/%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%85/#respond Sat, 07 Jan 2023 18:16:52 +0000 https://theorium.net/?p=6891 تئوری ام ؛ تئوری جسورانه دنیای فیزیک تئوری ام ؛ تئوری جسورانه دنیای فیزیک ؛ تئوری ام یك تئوری جسورانه فیزیكی است كه از هندسه ای عجیب و منحصر به فردی برخوردار است. طرفداران این نظریه جدید فیزیكی ادعا می كنند كه این تئوری مسیری برای دست یافتن به نظریه ای برای همه چیز است. […]

نوشته تئوری ام ؛ تئوری جسورانه دنیای فیزیک اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
تئوری ام ؛ تئوری جسورانه دنیای فیزیک

تئوری ام ؛ تئوری جسورانه دنیای فیزیک ؛ تئوری ام یك تئوری جسورانه فیزیكی است كه از هندسه ای عجیب و منحصر به فردی برخوردار است. طرفداران این نظریه جدید فیزیكی ادعا می كنند كه این تئوری مسیری برای دست یافتن به نظریه ای برای همه چیز است. نظریه پرداز این نظریه ادوارد ویتن است.

این تئوری كه از بسط و گسترش تئوری ابر ریسمان بوجود آمده است، همه ۵ تئوری ابر ریسمان را و ۱۱ بعد ابر گرانی را در بر می گیرد. علت اینكه فیزیكدانان به چشم یك نظریه ی متهور و ستیزه جو به این نظریه نگاه می كنند این است كه این نظریه فاقد هرگونه پشتوانه ی تجربی و آزمایشگاهی است و وجودش را تنها مدیون یكسری ریاضیات پیچیده و هندسه ای غامض است.

 

تئوری ام و انقلاب دوم ابر ریسمان

در سال ۱۹۹۵ ادوارد ویتن انقلاب دوم ابر ریسمان را پایه گذاری كرد و از این راه به شهرت جهانی رسید. ویتن مقالات فراوانی در زمینه نظریه ی ابر ریسمان كه تاحدودی در ان زمان به فراموشی سپرده شد انتشار داد و راه حل برون رفت از چالش های پیش روی نظریه ریسمان را در گسترش ابعاد این نظریه از ده بعد به یازده بعد دانست ، بدین صورت تئوری ام كه یك تئوری یازده بعدی است شكل گرفت.

تئوری ام در حقیقت از تركیب ۵ تئوری مختلف ریسمان بوجود امده است این تئوری در راستای تلاش های بی ثمر گذشته كه سعی در متحدكردن نسبیت عام و كوانتوم مكانیك برای دست یافتن به نظریه به نام ابرگرانش.

 

تئوری ام و ابر گرانی

ابر گرانی یك تئوری میدان است كه جزیی از ابر ریسمان به حساب می آید و از كوچك كردن ریسمان ها تا حد صفر یعنی نقطه بو جود می آید كه ابر تقارن و نسبیت را یگانه می نماید ذرات میدان گرانی گراویتون با اسپین ۲ است ولی در ابر گرانی ذرات میدان گراویتینو (گرانی كوچك ) می باشد و اسپین آن ۲/۳ است.) بود گام بر میدارد.

تئوری ام كه از ۱۱ بعد برخودار است در حقیقت با گرفتن دوگان نظریه ده بعدی ریسمان بدست می آید این موضوع كه چگونه تقارن دوگانگی می تواند مشكلات را برای رسیدن به نظریه ی نهایی از پیش رو بردارد موجب شگفتی دانشمندان است.

 

تئوری ام و مفهومِ تقارن

تقارن دوگانگی به خوبی ۵ نظریه ی مختلف ریسمان را به هم مر بوط می سازد و برابر بودن آنها را نشان می دهد دوگانگی در حقیقت پل ارتباطی بین سایر تئوری های ریسمان است.

تئوری جدید دوگانگی به خوبی برابری و ارتباط نظریه های ریسمان را با یكدیگر بر ملا می سازد كه می تواند در این زمینه از دو گانگی اس (-duality S) تی  (T-duality) و یو( -duality U)  نام برد هریك از این دو گانگی ها راهی است برای تبدیل یك تئوری ریسمان به تئوری ریسمان دیگر و در این میان دوگانگی تی را می توان ساده ترین دوگانگی از میان سایر دوگانگی ها كه تئوری های ریسمان را به هم مرتبط می سازد در نظر گرفت.

تئوری ام

تئوری ام و تقارن مستحکم در نظریه ریسمان

دوگانگی یك تقارن مستحكم در نظریه ی ریسمان است ،بر همین اساس ما با گرفتن دوگان یك نظریه ریسمان به نظریه ریسمان دیگر می رسیم و به همن صورت می توانیم نشان دهیم كه تمامی ۵ تئوری ریسمان در حقیقت یكی هستند.

دوگانگی های بین ۵ نمونه تئوری ریسمان رابطه ای منطقی و جالب بوجود می آورد (اگر ابر گرانی را به حساب آوریم باید بگوئیم ۶ تئوری ریسمان ) و به خوبی پنج نمونه ریسمانها را بهم مربوط می سازد و برابری آنها را ثابت می كند.

بدین صورت با یك تحول بزرگ از دل یك نظریه ی ده بعدی نظریه ای یازده بعدی (نظریه ی ام ) متولد می شود كه این نظریه امید ها را در راه اتحاد نسبیت عام با مكانیك كوانتومی برای رسیدن به نظریه ای برای همه چیز زنده نگه می دارد.

 

 تئوری ام ؛ موفق اما تا حدی نامفهوم

تئوری ام با تمام موفقیت هایش تا حدی نامفهوم و نارسا است و تاكنون نیز كسی شرح روشن و كاملی از این نظریه بیان نكرده است.

چرا كه مبانی بنیادی فیزیكی كه این نظریه برپایه ی آن استوار گردیده مشخص نیست و تنها این تئوری دارای یك چارچوب كلی بوده كه امید می رود در آینده فیزیكدانان با استفاده از دوگانگی مسائلی كه تاكنون مبهم و غیر قابل حل مانده است حل شوند. ولی همچنان این سوال در اذهان فیزیكدانان به عنوان مسئله ای لاینحل باقی مانده است.

نوشته تئوری ام ؛ تئوری جسورانه دنیای فیزیک اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%85/feed/ 0