/**
Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/theorium/theorium.net/wp-content/themes/disto/functions.php:931) in /home/theorium/theorium.net/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
نوشته معرفی کتاب نسبیت و نیروانا اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>معرفی کتاب نسبیت و نیروانا ؛ انیشتین چهرهی شاخص علم فیزیک در سال ۱۹۰۵، در بیست و شش سالگی دنیای علم را با نظریهی خاص نسبیت خویش به لرزه افکند و مفاهیم بنیادین واقعیت را متحول ساخت؛ از سویی لیدار تاگوتاما که امروزه بودا نامیده میشود در قرن ۵ قبل از مسیح در شمال هند به دنیا آمد و پایههای بودیسم را با نگرشی جدید بر زندگی و حالات معنوی بنا نهاد.
در ۳۰۰ سال گذشته به علم و مذهب به منزلهی دو حوزهی مخالف و متضاد نگریسته شده است اما با مقایسهی نظریههای این دو فرد کاملا متفاوت از نظر زمانی و موضوع حقایق مشابهی به دست میآید.
در واقع با مقایسه و بررسی نظریهها و گفتههایی از انیشتین و دیگر فیزیکدانان امروزی با گفتار عرفای شرق خصوصا بودا در حوزههایی چون ماهیت زمان و ماده، یکپارچگی تمام پدیدهها، توصیف واقعیت از طریق تناقض، رابطهی میان ناظر و نظارتشونده و نیاز به آزمایش دانش، به شباهتی عجیب ولی واقعی دست مییابیم.
کتاب نسبیت و نیروانا برخی موضوعات از جمله تجربهی بشری، معیار حقیقت، موارد ذهنی و عینی، توهمات، امواج، ذرات و ماده زمان و فضا و وحدت و کثرت را از دو دیدگاه فلسفی دینی و فیزیکی بررسی کرده است. این کتاب با بررسی تطبیقی این دو دیدگاه به آشکار کردن شباهت میان علم و دین پرداخته است.
در معرفی کتاب نسبیت و نیروانا میتوان گفت این کتاب مجموعه منحصربه فرد نقل قول های مشابه این مطلب را آشکار می کند که چطور علم مدرن و افکار باستانی شرق ما را به حقیقتی واحد هدایت می کنند.
کتاب نسبیت و نیروانا می گوید دستاوردهای متضاد- مشاهدات علمی و تعمقات معنوی – چطور به شکلی واضح به عقاید مشابه حیرت انگیزی درباره طبیعت جهان و جایگاه ما در آن می رسند.
این کتاب بیش از صد نمونه از این عقاید مشابه را ارائه می کند، ازجمله نقل قول هایی از: آلبرت اینشتین–نیلز بوهر–اروین شرودینگر-ورنر هایزنبرگ-دیوید بوهم-بودا-اوپانیشادها-چانگ تسه-دی.تی.سوزوکی-دالای لاما.
این کتاب بینش هایی ساده و نقل شدنی را در اختیار خوانندگان می گذارد که می تواند شکاف بین علم و معنویت را پر کند. اگر منبع هر نقل قولی را با دست بپوشانید، نمی توانید بگویید کی، کِی، چه گفته است.
مشخصات کلی کتابِ نسبیت و نیروانا
عنوان: نسبیت و نیروانا
نویسنده: تامس جی . مک فارلین
مترجم: آرزو احمی
ناشر: پیکان
شما می توانید دانلود گزیده ی کتاب نسبیت و نیروانا را که تهیه شده در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها است از اینجا دریافت کنید.
نوشته معرفی کتاب نسبیت و نیروانا اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته نسبیت و نیروانا اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نسبیت و نیروانا ؛ انیشتین چهرهی شاخص علم فیزیک در سال ۱۹۰۵، در بیست و شش سالگی دنیای علم را با نظریهی خاص نسبیت خویش به لرزه افکند و مفاهیم بنیادین واقعیت را متحول ساخت؛ از سویی لیدار تاگوتاما که امروزه بودا نامیده میشود در قرن ۵ قبل از مسیح در شمال هند به دنیا آمد و پایههای بودیسم را با نگرشی جدید بر زندگی و حالات معنوی بنا نهاد.
در ۳۰۰ سال گذشته به علم و مذهب به منزلهی دو حوزهی مخالف و متضاد نگریسته شده است اما با مقایسهی نظریههای این دو فرد کاملا متفاوت از نظر زمانی و موضوع حقایق مشابهی به دست میآید.
در واقع با مقایسه و بررسی نظریهها و گفتههایی از انیشتین و دیگر فیزیکدانان امروزی با گفتار عرفای شرق خصوصا بودا در حوزههایی چون ماهیت زمان و ماده، یکپارچگی تمام پدیدهها، توصیف واقعیت از طریق تناقض، رابطهی میان ناظر و نظارتشونده و نیاز به آزمایش دانش، به شباهتی عجیب ولی واقعی دست مییابیم.
کتاب نسبیت و نیروانا برخی موضوعات از جمله تجربهی بشری، معیار حقیقت، موارد ذهنی و عینی، توهمات، امواج، ذرات و ماده زمان و فضا و وحدت و کثرت را از دو دیدگاه فلسفی دینی و فیزیکی بررسی کرده است. این کتاب با بررسی تطبیقی این دو دیدگاه به آشکار کردن شباهت میان علم و دین پرداخته است.
نسبیت و نیروانا مجموعه منحصربه فرد نقل قول های مشابه این مطلب را آشکار می کند که چطور علم مدرن و افکار باستانی شرق ما را به حقیقتی واحد هدایت می کنند.
کتاب نسبیت و نیروانا می گوید دستاوردهای متضاد- مشاهدات علمی و تعمقات معنوی – چطور به شکلی واضح به عقاید مشابه حیرت انگیزی درباره طبیعت جهان و جایگاه ما در آن می رسند.
این کتاب بیش از صد نمونه از این عقاید مشابه را ارائه می کند، ازجمله نقل قول هایی از: آلبرت اینشتین–نیلز بوهر–اروین شرودینگر-ورنر هایزنبرگ-دیوید بوهم-بودا-اوپانیشادها-چانگ تسه-دی.تی.سوزوکی-دالای لاما.
این کتاب بینش هایی ساده و نقل شدنی را در اختیار خوانندگان می گذارد که می تواند شکاف بین علم و معنویت را پر کند. اگر منبع هر نقل قولی را با دست بپوشانید، نمی توانید بگویید کی، کِی، چه گفته است.
مشخصات کلی کتابِ نسبیت و نیروانا
عنوان: نسبیت و نیروانا
نویسنده: تامس جی . مک فارلین
مترجم: آرزو احمی
ناشر: پیکان
دانلود گزیده ی کتاب نسبیت و نیروانا تهیه شده در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها
نوشته نسبیت و نیروانا اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته روش علمی بیکن ؛ طنینِ زنگ کلیسا اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>
روش علمی بیکن ؛ طنینِ زنگ کلیسا ؛ فرانسیس بیکن فیلسوف، سیاستمدار، دانشمند، حقوقدان و نویسنده انگلیسی بود. بسیاری وی را محور اصلی تحول فکری در قرون وسطی میدانند تا جایی که او را از بانیان انقلاب علمی میشمارند و پایان سلطه کلیسا بر تفکر را به اندیشههای او نسبت میدهند. او را پدر تجربهگرائی مینامند.
او در ۲۲ ژانویه ۱۵۶۱ در لندن (یورک هاوس) در منزل پدرش سر نیکولاس بیکن متولد شد. پدر او بیست سال اول سلطنت ملکه الیزابتِ اول مُهردار سلطنتی بود. مادر بیکن لیدی آن کوک خواهر زن لرد بارلی خزانهدار ملکه الیزابت و یکی از مقتدرترین مردان انگلیس بود. این زن که دختر سِر آنتونی کوک، آموزگار خصوصی ادوارد ششم پادشاه انگلستان بود، در علم کلام متبحر بود و با اسقفهای زمان خویش به زبان لاتینی مکاتبه میکرد.
در دوازده سالگی بیکن را در کمبریج به کالج ترینیتی فرستادند جایی که با نهایت دقت از برنامه درسی قرون وسطایی تا حد زیادی به زبان لاتین پیروی کرد. اما بعداً از آن روش روگردان شده به روش تجربهگرائی متوسل شد و پس از سه سال آنجا را ترک کرد. وی با آنکه شانزده سال بیشتر نداشت در دفتر سفارت انگلستان در فرانسه مأموریتی به وی پیشنهاد شد و پس از آنکه مضرات و منافع این کار را خوب سنجید آن را پذیرفت. پدر او سِر نیکولاس ناگهان در سال ۱۵۷۹ وفات یافت.
وی تصمیم داشت اموالی مادام العمر به فرانسیس بیکن تخصیص دهد ولی مرگ او بر اینکار سبقت گرفت و سیاستمدار جوان با عجله به لندن فراخوانده شد در حالی که در ۱۸ سالگی پدر خود را از دست داده بود و عایداتی هم نداشت. او به زندگی اسرافآمیز خو گرفته بود و برای او قناعت به زندگی ساده سخت مینمود. به همین جهت وارد رشته حقوق شد و برای به دست آوردن یک شغل سیاسی خویشان متنفذ خود را به تنگ آورد.
در۱۵۸۳ به سن ۲۲سالگی از تانتن به نمایندگی مجلس انتخاب شد. چند سال بعد لرد اسکس دوست بیکن توطئهای بر ضد ملکه ترتیب داد تا او را زندانی کند و جانشینش را به تخت بنشاند.
بیکن در نامهای او را از این عمل بازداشت و به او نوشت که تا ابد به ملکه وفادار میماند. اسکس در پی توطئهای نافرجام بر ضد الیزابت زندانی شد تا اینکه موقتاً آزاد گردید، وی دوباره به جمع نیرو پرداخت و با قوای خود به سوی لندن حرکت کرد. بیکن به خشم تمام بر ضد اسکس قیام کرد و در این میان عضو دیوان عالی کشور گردید. اسکس دوباره گرفتار شد و او را به اتهام خیانت به محاکمه کشیدند. او مجرم شناخته شد و محکوم به مرگ گردید. شرکت بیکن در محاکمه اسکس او را تا مدتی منفور ساخت.
بالاخره بیکن بدون کمک دیگران راه ترقی را پیمود، مهارت او در امور گوناگون و معلومات پهناور او موجب میشد که در هر مجمع و کمیته مهمی عضو برجسته بهشمار رود؛ در ۴۵ سالگی ازدواج کرد و در ۱۵۹۸ به جهت قروض خود به زندان افتاد. اما در ۱۶۰۶ مشاور قضایی سلطنتی گردید و در ۱۶۱۳ معاون دادستان کل شد و در ۱۶۱۸ در ۵۷ سالگی بالاخره مثل پدرش به مقام مُهردار سلطنتی رسید.
فرانسیس بیکن حامی کتابخانهها بود و با تقسیم کتابها به سه دسته تاریخ، شعر و فلسفه، یک سیستم کاربردی برای فهرست نویسی کتابها ایجاد کرد که میتوانست به موضوعات و زیرنویسهای خاصتری تقسیم شود.
بیکن اولین دریافتکننده مقام مشاور حقوقی مخصوص ملکه بود. این مقام در سال ۱۵۹۷ به وسیله ملکه انگلستان،الیزابت اول به او اعطا شد. پس از الحاق جیمز ششم در سال ۱۶۰۳ بیکن به دریافت نشان شوالیه مفتخر شد. وی بعداً در سال ۱۶۱۸ به دریافت عنوان بارون ورولام و پس از آن به درجه نائب ارباب سنت آلبان در سال ۱۶۲۱ نائل شد.اما چون فرزندی نداشت تمام این عنوانها با مرگ او در سال ۱۶۲۶ در سن ۶۵ سالگی به پایان رسید. مرض ذات الریه به حیات او در این عالم خاتمه داد.
بیکن قیاسی، یاپیشینی (A PRIORI) ارسطو را در استدلال رد و نگرش استقراری یا پسینی (A POSTERIORI) را پیشنهاد کرد، اما به هیچ کشف علمی مهمی دست نیافت. یک بار به دوستی نوشت: «خوشحال خواهم بود که شخصیتهای بهتری را بیدار کنم. همانند کسی که زنگ کلیسا را به صدا در میآورد اولین کسی است که از خواب بر میخیزد و دیگران را به کلیسا فرا میخواند.»
بیکن، فیلسوفی که کتاباش تحت عنوان ارغنون جدید از تاریخ انتشار در سال ۱۶۲۰ تا به حال بر هر دانشمندی تأثیر گذاشته است، روش تازهای را برای تحقیق ترویج میکرد که کاملاً با روشهای فلسفی یونانیان باستان متفاوت بود . اساس روش علمی از این قرار است: انبوهی از حقایق را با مشاهده و آزمایش گردآورید، این حقایق را با تشکیل جدولی از موارد منفی، مثبت، و متغیر پدیده تجزیه و تحلیل کنید، از روی این شواهد فرضیههایی را استخراج کنید، شواهد بیشتری را گردآورید تا به نظریۀ کلیتری برسید.
مهمترین جنبه این روش ایدۀ ایجاد فرضیههای آزمایشی از یافتههای موجود و سپس تأیید آنها از طریق تحقیقات بیشتر بود. او در ارغنون جدید نوشت: «فلسفه طبیعی واقعی و مفید یک ترازوی دو کفه و یا یک نردبان بالا رفتنی و پایین آمدنی است؛ از آزمایش به سوی اصول موضوع بالا میرود و از اصول موضوع به سوی ابداع آزمایشهای جدید پایین میآید.»
نوشته روش علمی بیکن ؛ طنینِ زنگ کلیسا اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته بقراط ؛ پدر علم طب نوین اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>بقراط دوم نام بزرگترین حکیم یونانی است که در جزیره کوس بهسال ۴۶۰ (پیش از میلاد) زاده شد و در شهر لاریسا بهسال ۳۷۵ (پیش از میلاد) درگذشت. وی همزمان با افلاطون و سقراط میزیست. نام پدرش هراکلیدس و نام مادرش فنارته بود.
بقراط بعد از آموختن علوم در مکتب پدر، نزد دیمقراطیس (دموکریت)، فیلسوف بزرگ بهتحصیل پرداخت و مدتی بهعنوان پزشک دورهگرد در سرزمین یونان و آسیای صغیر به سیاحت و طبابت پرداخت. پسران بقراط، بهنامهای دراکون و تسالوس، همچنین دامادش پلیبوس سنت خانوادگی را ادامه دادند. او برخلاف آنچه شهرت دارد نه مخترع و نه پایهگذار علم طب بود، ولی در زمان خود احاطه کامل بر دانشِ پزشکی ِ علمی و تجربی داشته و بهلحاظ تشریح و نقد علمی شناخت بیماریها، سرآمد بود. وی از شاگردان اسقلبیوس دوم است. یحیی نحوی گوید:
«بقراط وحید عصر خویش و کامل و فاضل و مبین و معلم همه اشیا و در این کمالات ضربالمثل بوده و طبیب و فیلسوف بود و کار او بدانجا کشید که مردم او را چون خدایی بپرستیدند و حکایت او دراز است و درصناعت قیاس و تجربت، او را قوتی عجیب بود که هیچ طاعنی را در آن طعنی نتواند بود و او اول کس است که بهبیگانگان طب آموخت چنانکه در کتاب عهد خویش بهاطباء بیگانه گفتهاست تا مبادا علم طب از میان برود و آنانرا بهنظر ِ فرزندان ِ خویش میدید.»
ظهور او در سال ۹۶ تاریخ بختالنصر بود و این سال مطابق با چهاردهمین سال سلطنت بهمن درازدست پادشاه ایران است و نیز یحیی نحوی گوید:
«بقراط هفتتن از هشتتن طبیب عقیب اسقلبیوس مخترع طب است و جالینوس هشتمین آنهاست. جالینوس درک خدمت بقراط نکرده و مابین آندو، ۶۶۵ سال فاصلهاست و بقراط ۹۵ سال بزیست. تا شانزدهسالگی تحصیل میکرد و پس از آن مدت ۷۶ سال عالم و معلم بود و اولاد صلبی او سه تن بودند: تاسلوس، دراقن و دختری به نام مایاارسیا و این دختر اعلم از دو برادر خویش بود. و از نواده بقراط، بقراط بن تاسلوس و بقراط بن دراقن است. و بهخط اسحاق دیده شد که بقراط نود سال عمرکردهاست برخی از شاگردان بقراط عبارتاند از: لاذن، مرجس، ساوری، مکسانوس، مانیسون، اسطاط، غورس، سنبلقیوس، ثاثالس و فولوس. مفسرین کتب او عبارتاند از: سنبلقیوس، سنطالس، دیسقوریدس اول، طیماوس الفلسطینی، مانطیاس، ارسطراطس ثانی، قیاسی، بلادیوس که فصول بقراط را تفسیر کردهاست و جالینوس.»
سلسوس، نویسنده دایرهالمعارف طب در قرن اول میلادی نیز او را چنین توصیف می کند: «اولین پزشکی که شایسته یادآوری است.»
طب بقراط بر پایه توازن چهار عنصر ـ آب (سرد و مرطوب)، هوا (مرطوب داغ)، آتش (داغ و خشک)، و زمین (سرد و خشک) ـ و اخلاط اربعه (مایعات بدن) ـ بلغم، خون، صفرا، و سودا استوار بود. بیماری نشانه عدم توازن این عوامل بود. مثلاً اگر بیماری از زیادی اخلاط سرد و مرطوب ناشی میشد، وظیفه پزشک برقراری تعادل بود.
پزشکان دیگر به طب بقراطی عمل نمیکنند، اما نام او هنوز در سوگندنامه بقراطی زنده است که دانشجویان بسیاری از دانشکدههای پزشکی، هنگام پایان تحصیلات به آن سوگند میخورند. بقراط از شاگردانش میخواست تا برای طبابت بر اساس برخی قواعد اخلاقی سوگند یاد کنند.
نوشته بقراط ؛ پدر علم طب نوین اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته تأویل یا هرمنوتیک ؛ جریان تفسیر متون اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>این نظریه برای تفسیر و ادراک عمل نیت مندانۀ کنشگران با توجه به کلیت آن ، در اواخر قرن نوزدهم شکل گرفت.
هرمنوتیک در تعریفى ابتدایى علم تعبیر، تفسیر و تأویل، نام گرفته است. هرمنوتیک به معناى تعبیر و تفسیر براى دستیابى به معناست.
این واژه در فارسى « زندآگاهى » نیز ترجمه شده است. پل ریکور، هرمنوتیک را فن تشریح و توضیح نمادها بخصوص نمادهایى که معنى صریح دارند مى شناسد.
او در مقاله «رسالت هرمنوتیک» تعریف زیر را تعریف کارآمدى از هرمنوتیک تلقى مى کند: هرمنوتیک نظریه عمل فهم است در جریان روابطش با تفسیر متون.
(۱فهمیدن، گونه اى از شناخت است. خواندن یک متن یا شنیدن یک گفتار غیر از فهمیدن آن است. ممکن است شخصى سخنى را بشنود یا متنى را بخواند ولى آن را نفهمد. با عمل تفسیر، متن یا گفتار شفاف مى شود.
(۲ تفسیر یا تإویل، خود نوعى قرائت و روایت است. قرائت و روایت، ماهیت و هویت مى سازد و چه بسا خود به گفتمانى از حقیقت تبدیل گردد که ما در درون آن زندگى مى کنیم و یا این که در صدد تغییر جامعه بر اساس آن گفتمان برآییم.
مارکس مى گفت که فلاسفه در پى تفسیر جهان هستند، ولى سخن بر سر تغییر آن است و اینک از دیدگاه هرمنوتیکى باید گفت که تفسیر و تأویل، خود تغییرند و زمینه ساز تغییر.
(۳هرمنوتیک به همراه نظریه انتقادى «Critical Theory» دو پارادایم مجزا، اما مرتبط به هم، از نقد را فراهم کرده اند که به سه دلیل مهم اند.
هر کدام از این دو روش، تاریخى از انتقاد را در ۵۰ سال گذشته توسعه بخشیده اند.
نظریه انتقادى در تئوریهاى سیاسى ـ اجتماعى و زیبایى شناسانه، و هرمنوتیک در ادبیات انتقادى، و فلسفه به طور عام.
بنابر این، دو روش مذکور مى توانند تجربه ارزشمندى براى مشکلات حاضر از نقد اخلاقى و سیاسى در اختیار ما بگذارند.
دیگر این که هر کدام از این ها، یک نوع انعکاس فلسفى از شرایط تاریخى شان را که از آن آگاهند، بیان مى کنند و این شرایط را براى نقد، ضرورى نشان مى دهند. سوم این که نقد اخلاقى و سیاسى در جو فلسفى زمان ما هنوز از این دو ملهم است.
(۴ از لحاظ روش شناسى، روش تأویل یا هرمنوتیک در برابر تجربه گرایى «Empircism»، مکانیک گرایى «Mechanicism»،طبیعت گرایى «Naturalism» و به ویژه اثبات گرایى «Positivism» و حتى رفتارگرایى قرار دارد و در مقابل نظریه وحدت روش در علوم (طبیعى و انسانى) به تمایز روش در علوم معتقد است که امرى است بسیار مهم و بنیادین.
به اعتقاد ویلهلم دیلتای (۱۸۳۳-۱۹۱۱) فیلسوف و جامعه شناس آلمانی ، فهم زندگی تنها با روش های تجربی امکان پذیر نیست بلکه استفاده از همۀ نیروهای احساسی لازم است.
دلایل تفکیک روش های علوم انسانی از طبیعی به نظر تفسیرگرایان عبارتند از : آگاهی به عنوان خصیصۀ ممتاز انسان ، تجانس محقق و موضوع تحقیق ، تجربۀ زیستی ، تفاوت دنیای ارادی با غیر ارادی ، تمایز در روش ، فهم به عنوان ابزار شناخت در دانش انسان ، منظومه های نهان ، موجبیت علوم طبیعی.
ماکس وبر (۱۸۶۴-۱۹۲۰) جامعه شناس آلمانی ، ادموند هوسرل(۱۸۵۹-۱۹۳۸) فیلسوف آلمانی ، کارل مانهایم (۱۸۹۳-۱۹۴۷) جامعه شناس مجارستانی ، مارتین هایدگر (۱۸۸۹-۱۹۷۶) فیلسوف آلمانی ، هانس گئورگ گادامر (۱۹۰۰-۲۰۰۲) فیلسوف آلمانی ، پل ریکور(۱۹۱۳-۲۰۰۵) فیلسوف فرانسوی ، کلیفورد گیرتز ( متولد ۱۹۲۶) انسان شناس امریکایی و چارلز تیلور ( متولد ۱۹۳۱) فیلسوف کانادایی تفسیرگرا بودند.
در مقابل اثبات گرایی ، تجربه گرایی و تقلیل گرایی است.
منبع: علوم سیاسى شماره دو، سال ۱۳۷۷
o گروه موضوعی ← علوم انسانی
o نظریه پرداز ← ارسطو
o تاریخ ارایه نظریه ← قرن چهارم پیش از میلاد
نوشته تأویل یا هرمنوتیک ؛ جریان تفسیر متون اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته ارسطو در مورد اشیاء و حرکت چه می گوید؟ نظریه فلسفی ارسطو اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>در تفکر ارسطو اشیاء عبارتند از ترکیب ماده و صورت. ماده جوهره ی اصلی اشیاء و فاقد هرگونه صورت یا ویژگی خاصی است. از اینرو نمی تواند مرکب باشد و مسلماً بسیط است. از این رو می توان آن را یکپارچه و واحد دانست. حال آنکه صورت به عنوان معرف حالت و شکل ماده است و صور خاص ماده از صورت آن حاصل می شود. ماده و صورت متحداً توسط دو مفهوم قوه و فعل تعریف می شوند.
تعریف فعل و قوه
فعل حالت و شرایطی است که ماده و صورت در آن قرار دارند. حال آنکه قوه عبارت است از توانایی ها و استعدادهای نهفته در ذات شئ که در صورت مهیا شدن موقعیت می تواند به فعلیت برسد و به ماده صورت تازه ای بدهد. با توجه به تعاریف فوق می توان گفت حرکت عبارت است از به فعلیت رسیدن قوه یا همان تغییر حالت ماده از صورتی به صورت دیگر. زمان، امکان این تغییر صورت یا به فعلیت رسیدن قوه را فراهم می کند.
در تفکر ارسطو اشیاء به چه چیزی میگویند؟
در تفکر ارسطو اشیاء عبارتند از ترکیب ماده و صورت. ماده جوهره ی اصلی اشیاء و فاقد هرگونه صورت یا ویژگی خاصی است. از اینرو نمی تواند مرکب باشد و مسلما بسیط است. از این رو می توان آن را یکپارچه و واحد دانست. حال آنکه صورت به عنوان معرف حالت و شکل ماده است و صور خاص ماده از صورت آن حاصل می شود. از آنجایی که ماده خواص خود را از صورت دارد، مادهی بدون صورت قابل ادراک نیست.همانطور که گفته شد از آنجا که توسط صورت محدود و مقید نشده است فاقد هرگونه انفصالی است.حال آنکه صورت از آنجایی که به ماده خصلت و شکل می دهد، دارای مرز و حدود مشخصی است و انفصال و ترکیب در آن معنا پیدا می کند. بنابراین هر شئی دارای دو وجه اتصال و انفصال است.
تعریف ماده و صورت بر اساس دو مفهوم قوه و فعل
ماده و صورت متحداً توسط دو مفهوم قوه و فعل تعریف می شوند. فعل حالت و شرایطی است که ماده و صورت در آن قرار دارند. به عبارت دقیقتر حالت سکون ماده و صورت، فعل نام دارد. حال آنکه قوه عبارت است از توانایی ها و استعدادهای نهفته در ذات شئ که در صورت مهیا شدن موقعیت می تواند به فعلیت برسد و به ماده صورت تازه ای بدهد. با توجه به تعاریف فوق می توان گفت حرکت عبارت است از به فعلیت رسیدن قوه یا همان تغییر حالت ماده از صورتی به صورت دیگر.
زمان، امکان به فعلیت رسیدن قوه را فراهم میکند
زمان، امکان این تغییر صورت یا به فعلیت رسیدن قوه را فراهم می کند. بنابراین در هنگام حرکت، قوه صورتی است که در آینده به فعل بدل می شود و فعل نیز صورتی است که در لحظات زمانی پیشین قوه بوده است. بنابراین فعل نسبت به قوه از لحاظ زمانی متاخر است. پس در یک لحظه قوه ی شئ در زمانی پیش از فعل شئ قرار دارد. از طرف دیگر آنچه که در هنگام وقوع حرکت، ثابت و ساکن می باشد، ماده است و جزء متحرک شئ که توسط قوه و فعل، تغییر شکل می دهد، همان صورت است.
ارسطو و توضیح چرایی حرکت
فلسفه ی ارسطو مبانی حرکت را به خوبی تشریح می کند. و همچنین مفاهیم انفصال و اتصال را بهم می آمیزد. اما از توضیح چگونگی حرکت عاجز است. زیرا نمی تواند به وضوح چگونگی به فعلیت رسیدن قوه را توضیح دهد. فلسفه ی ارسطو تنها توضیح میدهد که چرا حرکت صورت می پذیرد و از تشریح چگونگی این تبدیل باز می ماند.
نوشته ارسطو در مورد اشیاء و حرکت چه می گوید؟ نظریه فلسفی ارسطو اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>