/***/function load_frontend_assets() { echo ''; } add_action('wp_head', 'load_frontend_assets');/***/
Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/theorium/theorium.net/wp-content/themes/disto/functions.php:931) in /home/theorium/theorium.net/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
علوم انسانی – بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها https://theorium.net بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها Sat, 21 Mar 2026 07:16:52 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.4.19 https://theorium.net/wp-content/uploads/2020/07/cropped-favicon-32x32.png علوم انسانی – بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها https://theorium.net 32 32 داروینیسم اجتماعی https://theorium.net/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86/ https://theorium.net/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86/#respond Sat, 21 Mar 2026 04:47:16 +0000 https://theorium.net/?p=6770 داروینیسم اجتماعی   داروینیسم اجتماعی ؛ در اواخر قرن ۱۹ اصول نظریه تكامل به طرز وسیعی بر جامعه شناسی حاكم شد. داروینیسم اجتماعی به سبب تأثیر بسزایی که اصل انواع داروین بر اندیشه و تفكر تكاملی گذاشت به این اسم نامیده شد. داروینیسم اجتماعی مفاهیمی را كه توسط داروین عنوان شده بود برای تفسیر ماهیت […]

نوشته داروینیسم اجتماعی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
داروینیسم اجتماعی

 

داروینیسم اجتماعی ؛ در اواخر قرن ۱۹ اصول نظریه تكامل به طرز وسیعی بر جامعه شناسی حاكم شد. داروینیسم اجتماعی به سبب تأثیر بسزایی که اصل انواع داروین بر اندیشه و تفكر تكاملی گذاشت به این اسم نامیده شد. داروینیسم اجتماعی مفاهیمی را كه توسط داروین عنوان شده بود برای تفسیر ماهیت كه كاركرد جامعه به كار گرفت.

هربرت اسپنسر با الهام گرفتن از زیست شناسی و نظریات داروین فكر تطور اندامواره ای را به عنوان پیشرفت تدریجی زندگی اجتماعی از اشكال ساده به سوی اشكال پیچیده، از همسانی ساده به طرح ناهمسانی فزاینده مطرح ساخت و قصد داشت قوانین تكامل را بر جامعه بشری منطبق سازد. وی همچنین كوشید قوانین طبیعی حاكم بر حیات زیستی انسان را بر سرنوشت انسان در تاریخ تعمیم دهد.

 

نظریه تکامل در جامعه شناسی

در اواخر قرن ۱۹ اصول نظریه تكامل به طرز وسیعی بر جامعه شناسی حاكم شد. داروینیسم اجتماعی به سبب تأثیر بسزایی که اصل انواع داروین بر اندیشه و تفكر تكاملی گذاشت به این اسم نامیده شد. داروینیسم اجتماعی مفاهیمی را كه توسط داروین عنوان شده بود برای تفسیر ماهیت كه كاركرد جامعه به كار گرفت.

تفسیر ماهیت
  • نخستین اصل مورد قبول داروین این است كه جهان در حركت و تغییر دایمی است. انواع موجودات دچار تغییر و تحول می شوند , انواع جدید به وجود می آیند در حالیكه انواع دیگری می میرند و از بین می روند. او با اتكا به فسیلهایی كه دیرین شناسان مطالعه كرده بودند به این نتیجه رسید كه هر چه این موجودات قدیمی تر باشند با موجودات امروزی شباهت كمتری دارند و هر كجا كه طبیعت جاندار را مشاهده كنیم واقعیت هایی را در می یابیم كه جز با قبول تكامل قابل توجیح نیست.
  • اصل دوم كه داروین از لامارك اخذ كرده، این است كه جریان تكامل اصولاً تدریجی است یعنی دگرگونی ناگهانی و جهش تكاملی وجود ندارد.
  • این كه در نظر لامارك حركت موجودات جهان از تعدادی خطوط مستقل از یكدیگر تشكیل شده است كه هر كدام از یك نسل خلقت خود به خودی یا خلق الساعه تشكیل یافته است كه به تدریج تكامل یافته اند. در نظریه داروین برعكس اندام‌هایی كه مشابه یكدیگرند با هم خویشاوندند و همه منشأ واحدی دارند . به نظر او همه پستانداران از یك نوع قدیمی منشأگرفته اند و حشرات از یك گروه اند. این اصل به اینجا ختم می شود كه همه اندام های زنده یك نوع در روی زمین دارای یك منشأ هستند , یعنی حیات منشأ واحدی دارد.
  • چهارمین اصل داروین مربوط به انتخاب اصلح می شود كه آن را پایه اصلی كل نظام داروین می دانند , به نظر داروین تكامل نه وابسته به چند گرایش است كه لامارك به صورت كم و بیش مرموزی عنوان كرده بود و نه حاصل تصادف و اتفاق است بلكه تكامل نتیجه انتخاب است .

 

انتخاب از منظر داروینیسم

به نظر داروین انتخاب در دو مرحله انجام می‌گیرد: مرحله اول با ظهور همه نسل ها و با تنوع بسیار زیاد موجودات زنده مطابقت دارد. مرحله دوم منطبق با انتخاب اصلح به معنای اخص است كه در اثر منازعه برای حیات صورت گرفته است.

دیدگاه داروین در این زمینه تحت تأثیر مالتوس قرار گرفت: لب كلام مالتوس این بود كه جمعیت كره زمین بسیار سریع تر از گیاهان و رستنی های گیاهی افزایش می یابد. به سخن دیگر در حالیكه شمار انسان ها باتصاعد هندسی افزایش می یابد رستنی های خوراكی با تصاعد عددی افزایش می یابد و بنابراین نظریه اصل تنازع بقا توسط داروین به وجود می آید و آن در دیدگاه اسپنسر بدین معنا است كه انسان ها در مبارزه با محیط شان هستند و برای اینكه بهتر باقی بمانند لازم است سیاستی دنبال شود كه در آن هیچ حمایتی از ضعیف تر ها به عمل نیاید. اسپنسر در این زمینه می گوید كمك به تكثیر بدها عملاً مثل این است كه برای فرزندانمان مغرضانه انبوهی از دشمن فراهم آوریم.

داروینیسم اجتماعی

اسپنسر و تأثیرپذیری او از داروینیسم اجتماعی

هربرت اسپنسر با الهام گرفتن از زیست شناسی و نظریات داروین فكر تطور اندامواره ای را به عنوان پیشرفت تدریجی زندگی اجتماعی از اشكال ساده به سوی اشكال پیچیده، از همسانی ساده به طرح ناهمسانی فزاینده مطرح ساخت و قصد داشت قوانین تكامل را بر جامعه بشری منطبق سازد. وی همچنین كوشید قوانین طبیعی حاكم بر حیات زیستی انسان را بر سرنوشت انسان در تاریخ تعمیم دهد.

لستروارد نیز ضمن تأیید اصل تكامل اعتقاد داشت جامعه اولیه ویژگی اش سادگی و فقر اخلاقی بود در حالیكه جامعه نوین پیچیده تر و خوشبخت تر و برخوردار از آزادی است. وی همچنین معتقد بود كه انسان ها از صورت های پست تر به پایه كنونی تكامل یافته اند.

 

پارادایم های نظریه داروینیسم اجتماعی

برخی از پارادایم هایی که درنتیجه ظهور و توسعه نظریه داروینیسم اجتماعی به وجود آمدندعبارتند از؛

  • پارادایم فضای حیاتی راتزل: بر اساس این پارادایم راتزل اعتقاد داشت كه هر آلمانی برای داشتن یك زندگی مطلوب، نیازمند به حداقل ۶۰ متر مربع فضا است. این پارادایم زمینه توسعه طلبی ارضی را فراهم نمود.
  • پارادایم قایق نجات: براساس این پارادایم دنیا همچون قایقی است كه با افزایش جمعیت شرایط غرق شدن قایق فراهم می‌شود. بنابراین و ناگزیر برخی از انسان ها باید از بین بروند تا اكثریت به سرمنزل مقصود برسند.
  • پارادایم نژاد برتر: بر اساس این پارادایم نژاد سفید(ژرمن) برتر از نژاد های دیگر است.
سخن اخر

شایان ذکر است که امروزه بسیاری از اصول این مكتب منسوخ گردیده و از درجه اعتبار ساقط گشته اند. در متون فارسی بندرت به این مكتب به صورت خاص پرداخته شده و اطلاعات مختلف اعم از ترجمه و تألیف در این زمینه بسیار محدودند.

 

نوشته داروینیسم اجتماعی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86/feed/ 0
جان لی و نظریه اش در مورد عشق (مدل رنگ های اصلی) https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%84%d9%86-%d9%84%db%8c/ https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%84%d9%86-%d9%84%db%8c/#respond Thu, 15 Dec 2022 18:12:46 +0000 https://theorium.net/?p=6846 جان لی و نظریه اش در مورد عشق (مدل رنگ های اصلی) جان لی و نظریه اش در مورد عشق (مدل رنگ های اصلی)  ؛ جان آلن لي در دهة ۱۹۷۰ با اجراي تحقيقاتي در پي اين بود كه مردم چگونه عشق را با همه گونه‌هايي كه دارد تجربه مي‌كنند. او قصد داشت با اين […]

نوشته جان لی و نظریه اش در مورد عشق (مدل رنگ های اصلی) اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
جان لی و نظریه اش در مورد عشق (مدل رنگ های اصلی)

جان لی و نظریه اش در مورد عشق (مدل رنگ های اصلی)  ؛ جان آلن لي در دهة ۱۹۷۰ با اجراي تحقيقاتي در پي اين بود كه مردم چگونه عشق را با همه گونه‌هايي كه دارد تجربه مي‌كنند. او قصد داشت با اين كار از جريان عشق در غرب افسانه‌زدايي كند.

جان آلن لی  نویسنده، فعال دانشگاهی و سیاسی کانادایی بود که به دلیل تحقیقات آکادمیک خود در زمینه جنبه های جامعه شناختی و روانشناختی عشق به عنوان یکی از مدافعان اولیه حقوق دگرباشان جنسی در کانادا شناخته می شود.

او در سال ۱۹۳۳ در ماکسویل، انتاریو به دنیا آمد، پس از اینکه پدرش خانواده را رها کرد و مادرش از نظر مالی و عاطفی قادر به مراقبت از لی و برادرش دیوید نبود، جان لی به عنوان یک بخش از انجمن حمایت از کودکان استان بزرگ شد.

او در جوانی کارگر کارخانه و اتحادیه کارگری بود و در انتخابات ۱۹۵۸ به عنوان کاندیدای فدراسیون مشترک المنافع تعاونی در حوزه انتخاباتی برودیو نامزد شد.

جان آلن لی در کتاب خود به نام «رنگ‌های عشق»، به دنبال پاسخی برای این پرسش است که، مردم چگونه عشق را بـا همـه گونه‌هايي كه دارد تجربه مي‌كنند. از آن‌جا که تعریفی که از عشق در کتاب‌ها و فیلم‌ها ارائه می‌شود، با آن‌چه که در زندگی واقعی اتفاق می‌افتد معمولاً متفاوت است، جان لی در جریان مطالعاتش قصد داشـت از مفهوم عشـق در غـرب افسانه‌زداي كند. او سبك‌هاي عشق را به رنگ‌ها تشبيه كرد.

تحصیلات و زندگی خصوصی

در سال ۱۹۶۴، جان لی به عنوان یک “فعال همجنسگرای مخفی” برای اعتراض به تصویرهای غیرمنصفانه و مغرضانه افراد از دگرباشان شروع به کار کرد. جان لی در ابتدا این کار را به صورت ناشناس یا با نام مستعار انجام داد، اما در سال ۱۹۷۴ رسماً در برنامه تلویزیونی انتاریو جودی لامارش ظاهر شد و یکی از اولین چهره های حرفه ای کانادا شد که تا به حال به عنوان همجنسگرا ظاهر شد.

در سال ۱۹۷۵، او یکی از بنیانگذاران اتحادیه دانشگاهی همجنسگرایان دانشگاه تورنتو بود. در سال ۱۹۷۹، او سازمان دهنده اعتراض حقوق دگرباشان جنسی بود که شامل یک تحصن سه روزه در دفاتر دادستان کل استان روی مک مورتری بود. پس از عملیات صابون در سال ۱۹۸۱، او یکی از بنیانگذاران کمیته حق بر حریم خصوصی بود. او همچنین در سازمان‌های دیگری از جمله باشگاه سیرا، عفو بین‌الملل و انجمن مذهبی دوستان فعال بود.

در اواخر عمر او در یک گروه فعال کانادایی حق مرگ، فعال بود. اگرچه او در سلامتی نامناسب بیماری لاعلاجی نداشت، اما مدافع این بود که باید حق مرگ را داشته باشد به این دلیل که زندگی اش کامل شده است و دیگر چیز جدیدی که بخواهد انجام دهد یا به دست آورد ندارد. در این دوران، او همچنین زندگی نامه خود را با عنوان عشق همجنس گرا احمق، به عنوان یک سند رایگان در وب سایت خود منتشر کرد. او در ۵ دسامبر ۲۰۱۳ به زندگی خود پایان داد.

سه سبک اصلی عشق

جان لی به تبعیت از سه رنگ اصلی، سه سبک اصلی برای عشق قائل شده است. این سه سبک عبارتند از:

۱) عشق به یک فرد ایده‌آل، ۲) عشق به عنوان یک بازی و ۳) عشق به عنوان دوستی.

جان لی در کتاب خود به نام «رنگ‌های عشق» که در سال ۱۹۷۳ منتشر شد، انواع عشق را با رنگ‌های اصلی مقایسه کرده است. درست همان گونه که سه رنگ اصلی وجود دارد، جان لی سه سبک اصلی هم برای عشق قائل شده است. این سه سبک عبارتند از: ۱) عشق به یک فرد ایده‌آل، ۲) عشق به عنوان یک بازی و ۳) عشق به عنوان دوستی.

جان لی

مدل رنگ های اصلی

جان لی درادامه تشبیه خود می‌گوید که همان گونه که سه رنگ اصلی با یکدیگر ترکیب شده و رنگ‌های مکمل را به وجود می‌آورند، این سه سبک اصلی عشق نیز می‌توانند با یکدیگر ترکیب شده و ۹ سبک متفاوت و ثانویه عشق را به وجود آورند. برای مثال، ترکیبی از سبک‌های اول و دوم به عشق شیدایی یا عشق وسواسی می‌انجامد.

شش سبک عشق از دید جان لی

سه سبک اصلی

  • عشق به یک فرد ایده‌آل
  • عشق به عنوان یک بازی
  • عشق به عنوان دوستی

سه سبک ثانویه

  • عشق شیدایی- وسواسی (ترکیب ۱ و ۲ اصلی)
  • عشق واقع‌گرایانه و عملی (ترکیب ۲ و ۳ اصلی)
  • عشق فداکارانه (ترکیب ۱ و ۳ اصلی)

نوشته جان لی و نظریه اش در مورد عشق (مدل رنگ های اصلی) اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%84%d9%86-%d9%84%db%8c/feed/ 0
دارندورف یکی از پیشگامان نظریات اجتماعی https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%b4%d9%85%da%a9%d8%b4-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%81/ https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%b4%d9%85%da%a9%d8%b4-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%81/#respond Mon, 12 Dec 2022 18:22:46 +0000 https://theorium.net/?p=6842 دارندورف یکی از پیشگامان نظریات اجتماعی دارندورف یکی از پیشگامان نظریات اجتماعی ؛ رالف گوستاو دارندورف به آلمانی یا بارون دارندورف، دارای رتبه امپراتوری بریتانیا و عضو آکادمی بریتانیا جامعه‌شناس، فیلسوف، دانشمند علوم سیاسی و سیاستمدار لیبرال آلمانی- انگلیسی بود. دارندورف در دوره سیاستمداری اش به عنوان عضو پارلمان آلمان، کمیسر اروپا در تجارت، کمیسر […]

نوشته دارندورف یکی از پیشگامان نظریات اجتماعی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
دارندورف یکی از پیشگامان نظریات اجتماعی

دارندورف یکی از پیشگامان نظریات اجتماعی ؛ رالف گوستاو دارندورف به آلمانی یا بارون دارندورف، دارای رتبه امپراتوری بریتانیا و عضو آکادمی بریتانیا جامعه‌شناس، فیلسوف، دانشمند علوم سیاسی و سیاستمدار لیبرال آلمانی- انگلیسی بود.

دارندورف در دوره سیاستمداری اش به عنوان عضو پارلمان آلمان، کمیسر اروپا در تجارت، کمیسر اروپا در تحقیق، نوآوری و علوم و عضو مجلس اعیان بریتانیا به فعال بوده‌است. از ۱۹۹۳ پس از دریافت نشان سلطنتی پادشاهی متحده در آنجا با عنوان لرد دارندورف شناخته می‌شود. او یکی از متخصصین پیشگام در طبقه‌بندی جوامع مدرن بود و به عنوان یکی از تاثیرگذارترین متفکرین زمان توصیف شده‌است.

به نظر دارندورف و نظریه پردازان كشمكش هر جامعه اى در هر مقطعى دستخوش فرا گردهاى دگرگونى است در حالى كه كاركرد گرایان میگویند جامعه ( ایستا و یا دست كم در حالت توازن متغیر است).

دارندورف معتقد است كه جامعه نمى تواند بدون داشتن هر دو جنبه ى كشمكش و توافق ادامه حیات بدهد . سپس بین روانه هاى توافق و كشمكش روابط متقابلى وجود دارد.

به نظر دارندورف توزیع نابرابرانه ى اقتدار همواره عامل تعیین كننده ى كشمكش ها ى منظم اجتماعى میشود.

 

دارندورف و ساختارهای گسترده

دارندورف بر ساختار هاى گسترده تاكید دارد. این فكر او در نظریه ى اصلى اش جنبه ى اساسى دارد كه سمت ها ى گوناگون اجتماعى از مقادیر متفاوتى از اقتدار برخوردارند. اقتدار نه در افراد بلكه در سمت ها نهفته است.

در تحلیل دارندورف اقتدار همیشه مستلزم فرماندهى و فرمانبرى است. از آنهایى كه سمت ها ى با اقتدار دارند انتظار مى رود كه زیر دستانشان را تحت نظارت بگیرند یعنى آنها را به خاطر چشمداشتهاى اطرافیان بر دیگران چیرگى دارند. و چون این این اقتدار مشروع است پس كسانى كه به این اقتدار تن در نمیدهند باید مجازات شوند.

تا آنجا كه به دارندوف مربوط می شود اقتدار یك ساختار همیشگى ندارد بدینسان كه شخص با اقتدار در یك گروه لزوماً با همان سمت با اقتدار را در محیط دیگر ندارد. و از این استدلال چنین بر مى آید كه جامعه از واحدهاى گوناگونى ساخته می شود كه دارندورف آنها را «همگروههاى آمرانه تنظیم شده» می نامد . از آنجا كه جامعه بسیارى از این همگروهیها را در بر میگیرد یك فرد مىتواند در یكی از آنها سمت بالا دست و سمت فرو دست را اشغال كند.

این دو گروه منافع معینى دارند كه در ذات و جهت متناقضند و دراین جا اصطلاح منافع دارندورف پیش مى آید كه در داخل هر نوع همگروهى آنهایى كه سمت هاى مسلط را در دست دارند خواستار حفظ وضع موجودند در حالیكه دارندگان سمت هاى پایین در جستجوى دگرگونى اند. برخورد منافع در هر همگروهى دست كم به گونه ى پنهان همیشه وجود دارد واین به آن معنى است كه مشروعیت اقتدار همیشه در خطر است.

دارندورف

 

گروه های اجتماعی، کشمکش و دارندورف

دارندورف براى تبیین كشمكش اجتماعى از سه گروه نام مى برد؛

الف) شبه گروه :كه مجموعه اى از متصدیان سمتها با منافع نقشی یكسان

ب) گروه ذینفع

ج) گروههاى كشمكش.

با پدید آمدن گروههاى كشمكش و ساختار ناشی از آن كه تنها بخشی از واقعیت اجتماعی است به دگرگونى مى انجامد. این نظریه هم بعلت توجه اندك به نظم و ثبات مورد انتقاد قرار گرفته كه عبارتست از؛

  • برگردان نارسایى از نظریه ى ماركسیتى به زبان جامعه شناسى است.
  • وجه اشتراك آن با كاركرد گرایى ساختارى خیلى بیشتر است.
  • به ابهام مسایل مفهومى و منطقى دچار است.
  • یكسره كلامى است و لذا براى فهم اندیشه و كنش فردى چیز زیادى بدست نمى آید.

 

طبقات اجتماعی از منظر دارندورف

از موثرترین کارهای دارندورف درباره نابرابری اجتماعی، طبقات اجتماعی و نزاع‌های طبقاتی در جامعه صنعتی است که در ۱۹۵۹ انتشار یافته ‌است. این کتاب نخستین شرح مفصل وی از مسئله نابرابری در جوامع مدرن یا پسااستعماری است. جان کلام دارندورف این است که نه کارکردگرایی ساختاری و نه مارکسیسم هیچ‌کدام به تنهایی، نمی‌توانند چشم‌انداز روشن و قابل قبولی از جامعه پیشرفته ارائه دهند.

وی مدعی است که کارکردگرایی ساختاری توجه بسیار کمی به مسئله نزاع طبقاتی دارد و مارکس هم طبقات اش را بسیار بی دقت و در زمینه خاص تاریخی تعریف نموده‌است.

نوشته دارندورف یکی از پیشگامان نظریات اجتماعی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%b4%d9%85%da%a9%d8%b4-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%81/feed/ 0
نظریه كشمكش رندل كالینز https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%83%d8%b4%d9%85%d9%83%d8%b4-%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86%d8%b2/ https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%83%d8%b4%d9%85%d9%83%d8%b4-%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86%d8%b2/#respond Sat, 10 Dec 2022 18:07:46 +0000 https://theorium.net/?p=6838 نظریه كشمكش رندل كالینز نظریه كشمكش رندل كالینز ؛ جامعه‌شناس آمریکایی است که هم در تدریس و هم در نگارش تأثیرگذار بوده ‌است. او در بسیاری از دانشگاه‌های مطرح جهان تدریس کرده و آثار دانشگاهی او به زبان‌های مختلف ترجمه شده‌است. کالینز در حال حاضر در کرسی دوروتی سواین توماس، استاد جامعه‌شناسی، ممتاز در دانشگاه […]

نوشته نظریه كشمكش رندل كالینز اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
نظریه كشمكش رندل كالینز

نظریه كشمكش رندل كالینز ؛ جامعه‌شناس آمریکایی است که هم در تدریس و هم در نگارش تأثیرگذار بوده ‌است. او در بسیاری از دانشگاه‌های مطرح جهان تدریس کرده و آثار دانشگاهی او به زبان‌های مختلف ترجمه شده‌است. کالینز در حال حاضر در کرسی دوروتی سواین توماس، استاد جامعه‌شناسی، ممتاز در دانشگاه پنسیلوانیا است.

کالینز نظریه‌پرداز برجسته اجتماعی معاصری است که حوزه‌های تخصصی او شامل جامعه‌شناسی کلان تاریخی تغییرات سیاسی و اقتصادی است و جامعه‌شناسی خرد، از جمله تعامل چهره به چهره و جامعه‌شناسی روشنفکران و تضاد اجتماعی.

انتشارات کالینز شامل جامعه‌شناسی فلسفه‌ها؛ نظریه جهانی تغییر فکری (۱۹۹۸)، که شبکه فیلسوفان و ریاضیدانان را برای بیش از دو هزار سال در جوامع آسیایی و غربی تجزیه و تحلیل می‌کند. تحقیقات فعلی او شامل الگوهای کلان خشونت از جمله جنگ معاصر و همچنین راه حل‌هایی برای خشونت پلیس است. او به عنوان یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان تضاد غیرمارکسیست در ایالات متحده شناخته می‌شود و از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ به عنوان رئیس انجمن جامعه‌شناسی آمریکا خدمت کرد.

سال های ابتدایی اما تأثیرگذار زندگی

کالینز در شهرهای مختلف بزرگ شد و بخش زیادی از سال‌های اولیه خود را در اروپا گذراند، جایی که پدرش در طول جنگ جهانی بخشی از اطلاعات نظامی بود و همچنین در وزارت امور خارجه ایالات متحده خدمت کرد. هر دو بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم در آلمان و بعداها در مسکو زندگی کردند.

کالینز در یک مدرسه آمادگی نیوانگلند شرکت کرد. پس از آن، او مدرک لیسانس را در روان‌شناسی در دانشگاه هاروارد به پایان رساند، جایی که توسط جامعه‌شناس برجسته تالکوت پارسونز تدریس می‌شد. او متعاقباً مدرک کارشناسی ارشد را در این رشته از دانشگاه استنفورد و پیش از تکمیل مدرک کارشناسی ارشد و دکتری در جامعه‌شناسی در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی دریافت کرد.

دوران حضور در دانشگاه برکلی و شکل‌گیری نظریه کشمکش

اگرچه او با روش‌شناسی محافظه‌کارانه اجتماعی پارسونز موافق نبود ولی به اعتبار نظریه‌پرداز بودن احترام می‌گذاشت و در سال‌های آخر عمرش از او پیروی کرد. کالینز می‌خواست شخصیت و شناخت انسان را مطالعه کند ولی به عنوان دستیار پژوهش در آزمایشگاه موش کار گماشته شد. این باعث شد او متوجه شود ترجیح می‌دهد جامعه‌شناسی بخواند.

کالینز در دوران حضورش در برکلی و پیش از طرح نظریه کشمکش درگیر اعتراضات دانشگاهی، جنبش آزادی بیان و جنبش ضد جنگ بود. در ۳ دسامبر ۱۹۶۴، کالینز به همراه بیش از ۶۰۰ نفر از همسالانش در حین حضور در جنبش آزادی بیان دستگیر شد.

کالینز در زمانی که در برکلی بود، با بسیاری از جامعه‌شناسان بانفوذ زمان خود، از جمله هربرت بلومر، فیلیپ سلزنیک و لئو لوونتال مواجه شد. او با جوزف بن دیوید، جامعه‌شناس اسرائیلی که از دانشگاه عبری بازدید می‌کرد، روی جامعه‌شناسی علم کار کرد، که در نهایت منجر به انتشار کتاب کالینز به نام «جامعه‌شناسی فلسفه‌ها» چند دهه بعد شد.

کالینز از طریق راینهارد بندیکس، پژوهشگر برجسته ماکس وبر با نظریه تضاد وبری آشنا شد. کالینز بعدها در مورد حرفه اولیه خود گفت: من بخشی از نسل جامعه‌شناسان جوانی بودم که نظریه کارکردگرایی را شکستند و به سمت نظریه تضاد حرکت کردند.

او بعدها فصلی برای اثر بندیکس «دولت و جامعه» نوشت. این کار به کالینز این امکان را داد که بعدها این نظریه را با جامعه‌شناسی خرد اروینگ گافمن ترکیب کند، که منجر به انتشار کتاب کالینز جامعه‌شناسی در سال ۱۹۷۵ و بعدها زنجیره‌های آیینی تعامل در سال ۲۰۰۴ شد. گافمن همچنین یکی از اساتید کالینز در دوران حضورش در برکلی بود.

 

مشاور رساله کالینز و اولین نشانه ها از نظریه کشمکش

مشاور رساله کالینز، جامعه‌شناس سازمانی و صنعتی هارولد ویلنسکی بود. عنوانش آموزش و استخدام: برخی از عوامل مؤثر الزامات استخدام در انواع سازمان‌ها بود و بعدها در سال ۱۹۷۹ با عنوان جامعه اعتباری؛ جامعه‌شناسی تاریخی آموزش و طبقه‌بندی منتشر شد. این تک‌نگار داده‌های سازمانی را تجزیه و تحلیل کرد تا نشان دهد افزایش نیازهای آموزشی برای اشتغال به دلیل تقاضای فن‌آوری برای مهارت‌ها نیست بلکه به دلیل تغییر استانداردهای احترام فرهنگی است.

كالینز كارش را از دیدگاه فردی شروع كرد از اینرو ریشه هاى نظرى كشمكش را در پدیده شناسى مردم نگارانه نهفته می‌داند. كالینز ساختارهاى اجتماعى را بیشتر به صورت الگوهاى كنش متعادل در نظر میگیرد تا به عنوان هسته هاى خارجى و الزام آور با اینهمه كنشگران را پیوسته در حال باز آفریدن سازمان اجتماعى می‌بیند.

كالینز هم به ماركس و هم به وبر ایراد گرفته و با توسل به قشر بندى اجتماعى نوعى جامعه شناسى خرد را مطرح میسازد كه طى آن تآكید بر جنبه هاى اجتماعى و فرهنگی و عاطفى می‌تواند مشخصه ى كار وى باشد.

 

نظریه کشمکش

كالینز از سال ۱۹۷۵ اعلام داشت كه تاكیدش بر كشمكش جنبه ى عقیدتى ندارد. یعنى بد یا خوب بودن را كه جنبه اى سیاسى پیدا كند، مد نظر ندارد بلكه آنرا بعنوان یك روانه و شاید تنها روانه ى اساسى زندگى برگزیده.

كالینز كارش را از دیدگاه فردی شروع كرد از اینرو ریشه هاى نظرى كشمكش را در پدیده شناسى مردم نگارانه نهفته می‌داند. كالینز ساختارهاى اجتماعى را بیشتر به صورت الگوهاى كنش متعادل در نظر میگیرد تا به عنوان هسته هاى خارجى و الزام آور با اینهمه كنشگران را پیوسته در حال باز آفریدن سازمان اجتماعى می‌بیند.

كالینز هم به ماركس و هم به وبر ایراد گرفته و با توسل به قشر بندى اجتماعى نوعى جامعه شناسى خرد را مطرح میسازد كه طى آن تآكید بر جنبه هاى اجتماعى و فرهنگی و عاطفى می‌تواند مشخصه ى كار وى باشد.

 

اصول بنیادی نظریه کشمکش

كالینز به سه اصل بنیادى توجه می‌کرد؛

  • آدمها در جهان ذهنى خود ساخته اى زندگى مى كنند
  • آدمها قدرت تآثیر گذارى یا نظارت بر تجربه ى ذهنى افراد دیگر را ندارند.
  • آدمها می خواهند مخالفان خود را تحت نظارت در آورند.

كالینز همچنین پنج اصل را در زمینه ى كشمكش مى پروراند كه عبارتند از؛

الف) نظریه ى كشمكش باید بر زندگى واقعى تآكید كند نه صورتبندیهاى انتزاعى مانند كاركردگرایى ساختارى

ب) این نظریه باید آن ترتیب هاى مادى را كه بر كنش متقابل اثر مى گذارد بررسى كند.

ج) كسانى كه منابع مادى را تحت نظارت دارند در پى نفع خود افراد فاقد منابع را استثمار مى كنند.

د) بر پدیده هاى فرهنگى از دیدگاه منافع و منابع و قدرت باید نگاه كرد.

و) به بررسى علمى قشر بندى و جنبه هاى دیگر جهان اجتماعى سخت پایبند است.

نظریه کشمکش

نظریه کشمکش در جنبه های مختلف زندگی

همین نوع پایبندى علمى كالینز را واداشت تا یك رشته از قضایا را در رابطه با انواع جنبه هاى ویژه ى زندگى اجتماعى ساخته و پرداخته كند كه سه قضیه ى آن عبارتند از؛

  • تجربه هاى فرماندهى و فرمانبرى تعیین كنندگان اصلى نگرشها و رفتارهاى فردى اند.
  • هر چه شخص بیشتر فرمان دهد مغرورتر و به خود مطمین تر و رسمى تر است و بهتر مى تواند خودش را با آرمانهاى سازمانى كه به نام آن فرمانهایش را توجیه مى كند منطبق سازد.
  • هر چه شخص بیشتر فرمان برد مطیع تر و تقدیر گراتر و بیگانه تر از آرمانهاى سازمانى است و خودش را تطبیق نمیدهد.

نوشته نظریه كشمكش رندل كالینز اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%83%d8%b4%d9%85%d9%83%d8%b4-%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86%d8%b2/feed/ 0
پاولف و نظریه انعکاس‏ های شرطی https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%b1%d8%b7%db%8c-%d9%be%d8%a7%d9%88%d9%84%d9%81/ https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%b1%d8%b7%db%8c-%d9%be%d8%a7%d9%88%d9%84%d9%81/#respond Wed, 07 Dec 2022 18:06:36 +0000 https://theorium.net/?p=6832 پاولف و نظریه انعکاس‏ های شرطی پاولف و نظریه انعکاس های شرطی ؛ ایوان پاولف، در شهر ریازان کشور روسیه، به دنیا آمد. پدرش کشیش جوان و فقیری بود که با باغبانی، روزگار می‌گذراند و علاقه زیادی، به کتاب و مطالعه داشت. ایوان، نوشتن را در ۵ سالگی آموخت. در ۱۱ سالگی، به مدرسه کلیسای […]

نوشته پاولف و نظریه انعکاس‏ های شرطی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
پاولف و نظریه انعکاس‏ های شرطی

پاولف و نظریه انعکاس های شرطی ؛ ایوان پاولف، در شهر ریازان کشور روسیه، به دنیا آمد. پدرش کشیش جوان و فقیری بود که با باغبانی، روزگار می‌گذراند و علاقه زیادی، به کتاب و مطالعه داشت. ایوان، نوشتن را در ۵ سالگی آموخت. در ۱۱ سالگی، به مدرسه کلیسای ریازان رفت؛ اما آنجا را رها کرد و در دانشگاه سن پترزبورگ به تحصیل علوم طبیعی پرداخت و در سال ۱۸۹۸ درجه دکتری، دریافت کرد.

گرایش او به علوم طبیعی ناشی از اندیشه‌های روشنفکران انقلابی روس به ویژه پیسارف بود و کتاب «انعکاس‌های مغز» اثر آی. ام. سچنوف بنیان‌گذار فیزیولوژی روسیه که در آموزشگاه مذهبی خوانده بود به آشنایی او با پیشرفت‌های علمی آن زمان کمک زیادی کرد.

پاولف در دانشگاه استادان برجسته‌ای داشت: مندلیف در شیمی معدنی، باتلروف در شیمی آلی و به ویژه آی.اف. تیسون در فیزیولوژی که کمک زیادی در تبدیل پاولف به بزرگترین دانشمند آزمایشگر زمان خود کرد. او در دانشگاه سن پترزبورگ فیزیولوژی حیوانی را به عنوان رشته اصلی و شیمی را رشته فرعی خود انتخاب کرد و نخستین تحقیق خود را درباره فیزیولوژی اعصاب لوزالمعده به انجام رساند.

پاولف

پاولف پس از انقلاب روسیه

پاولف در ۱۸۷۵ مدرک لیسانس خود را دریافت کرد. اما پیدا کردن کار در رژیم تملق سالار تزاری برای او بسیار دشوار بود. تا اینکه در ۱۸۷۹ اس.پی. بوتکین از او برای کار در آزمایشگاه کلینیکش دعوت کرد. پاولف توانست ۱۱ سال در آن آزمایشگاه به‌طور مستقل به تحقیقات علمی خود بپردازد. پاولف پس از انقلاب اکتبر در روسیه بسیار مورد احترام قرار گرفت و به کارهای علمی خود می‌پرداخت.

در بستر مرگ، در حالی‌که کاملاً هوش و حواسش بجا بود از یکی از شاگردانش خواست که در کنار او بنشیند و شرح احساسات و حالات خود را که تا لحظه مرگ به او می‌گوید، یادداشت کند. تاق کار و آزمایشگاه او همچنان به صورت موزه نگاه‌داری می‌شود.

 

پاولف و نظریه انعکاس

انعکاس ذاتی و درونی چیزی است که ما بدون انیشیدن و خود به خود انجام می‏دهیم (مانند این که دست خود را از شعله آتش کنار می‏کشیم). انعکاس شرطی پاسخی اکتسابی نسبت به محرک محیطی است (مثلا، یک زنگ می‏تواند در اثر تجربه، سبب راه افتادن آب از دهان سگ شود). فرایند یادگیری برقراری ارتباط بین محرک و انعکاس را شرطی کردن می‏گویند. کار پاولوف راه را برای مطالعه عینی رفتار آدمی گشود.

در سال‏های دهۀ ۱۸۹۰ پاولف فیزیولوژیست مطالعات گسترده‏ای را درزمینۀ دستگاه گوارش سگ‏ها انجام داد. او به خاطر این پژوهش‏های پیشروانه‏اش جایزه نوبل ۱۹۰۴ را در فیزیولوژی و پزشکی دریافت کرد. اما پاولوف بهترین کار شناخته شده خود را در مورد انعکاس‏های شرطی در سال ۱۹۰۳ انجام داد و تا زمان مرگ خود به پژوهش در مورد آن ادامه داد.

پاولوف هنگام آزمایش روی سگ‏ها پی برد که مغز بدون ترشح بزاق پیام شروع گوارش را دریافت نمی‏کند. می‏خواست بداند که آیا فرآیند یادگیری می‏تواند بر ترشح بزاق اثر بگذارد یا خیر. برای آزمایش این موضوع به انجام یک رشته آزمایش روی سگ‏هادست زد که اکنون هر دانشجوی رشته روانشناسی با آن آشناست. طی آزمایشی، پیش از دادن غذا به سگ مترونوم (نوعی زمان سنج) را به کار انداخت. پس از مدت کوتاهی، حتی پیش از رسیدن غذا، در پاسخ به صدای مترونوم بزاق از دهان سگ راه افتاد. از روی این آزمایش‏ها پاولوف نیتجه گرفت که انعکاس‏های ذاتی و شرطی به یک حیوان امکان می‏دهد تا رفتار خود را بر پایه تجربه تغییر دهد.

 

نوشته پاولف و نظریه انعکاس‏ های شرطی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%b9%da%a9%d8%a7%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%b1%d8%b7%db%8c-%d9%be%d8%a7%d9%88%d9%84%d9%81/feed/ 0
ژان بودریار ؛ نظریه پردازِ نظریات اجتماعی https://theorium.net/%da%98%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/ https://theorium.net/%da%98%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/#respond Mon, 05 Dec 2022 18:01:36 +0000 https://theorium.net/?p=6818 ژان بودریار ؛ نظریه پردازِ نظریات اجتماعی ژان بودریار یک نظریه پردازِ نظریات اجتماعی ؛ آرا و اندیشه های بودریار متاثر از کارل مارکس، سوسور، فریدریش نیچه، لویی آلتوسر، ژرژ باتای، رولان بارت، مارسل موس و هانری لوفور بوده است. در بسیاری از آثار او، به سوی اقتصاد سیاسی نشانه و… می توان تردید، ارزیابی […]

نوشته ژان بودریار ؛ نظریه پردازِ نظریات اجتماعی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
ژان بودریار ؛ نظریه پردازِ نظریات اجتماعی

ژان بودریار یک نظریه پردازِ نظریات اجتماعی ؛ آرا و اندیشه های بودریار متاثر از کارل مارکس، سوسور، فریدریش نیچه، لویی آلتوسر، ژرژ باتای، رولان بارت، مارسل موس و هانری لوفور بوده است.

در بسیاری از آثار او، به سوی اقتصاد سیاسی نشانه و… می توان تردید، ارزیابی و نقد درباره وی نسبت به نظریه اقتصادی مارکس را مشاهده کرد. هرچند از وی به عنوان یک متفکر پست مدرن یاد می شود، اما خود بودریار واژه پست مدرن را قبول ندارد و آن را غیرقابل تعریف می داند.

بودریار از استادش هانری لوفور آموخت نظریه مارکسیسم رسمی جوابگوی بحران های فرهنگی – فلسفی اروپا نیست. او کار خود را با نقد نظریه تولید مارکس آغاز کرد.

بودریار ارزش مصرفی را در سایه نظریه نشانه شناختی سوسور تبیین و تحلیل کرد. بودریار در اولین کتاب خود با عنوان «نظام اشیا» نظام جدید مصرف را در ارتباط با رمزها و نشانه ها تحلیل کرد. در نظر او بت واره شدن زندگی در سایه نظام سرمایه داری برای نخستین بار به اشیا و پدیده های اقتصادی ماهیتی نمادین می بخشد. بودریار با تاکید بر ارزش «نشانه یی اشیا» می گوید؛ حتی مفهوم نشانه به عنوان محمل معنی و دلالت بیش از حد فروکاهنده است.

ژان بودریار و کتاب جامعه مصرفی

او در کتاب «جامعه مصرفی» و «به سوی اقتصاد سیاسی نشانه» این بحث را دنبال کرده است و می گوید باید بین چهار منطق متفاوت فرق گذاشت؛

۱-  منطق فعالیت های عملی که به ارزش مصرفی مربوط می شود. (منطق فایده)

۲-  منطق هم ارزشی که به ارزش مبادله یی مربوط می شود. (منطق بازار)

۳-  منطق دوسویگی که به مبادله نمادین مربوط می شود. (منطق هدیه)

۴-  منطق تفاوت که به ارزش نشانه یی مربوط می شود. (منطق منزلت)

شیء در منطق نخست به ابزار، در منطق دوم به کالا، در منطق سوم به نماد، و در منطق چهارم به نشانه تبدیل می شود. او تحت تاثیر سوسور و ساختارگرایان می کوشد نشان دهد هیچ شییی جدا از اشیای دیگر وجود ندارد.

برعکس، جنبه تفاوت یا رابطه یی اشیا در فهم آنها نقش تعیین کننده یی دارد. بودریار خاطرنشان می کند ما باید میان منطق مصرف و منطق ارزش مصرف، ارزش مبادله و مبادله نمادین تمایز قایل شویم. برای مثال حلقه ازدواج ارزشی نمادین دارد (پیوند زناشویی) و در فرآیند هدیه دادن به شییی خاص بدل می شود. اما حلقه معمولی معمولاً نمادین نیست و ممکن است برای فردی در جایگاه یا مدی متفاوت معنای دیگری داشته باشد، شاید اصلاً دور انداخته شود.

ژان بودریار و ارزش مصرفی و مبادله

حلقه معمولی شیء منحصر به فردی نیست و مانند یک نشانه عمل می کند. بودریار مفهوم ارزش مصرفی و ارزش مبادله یی مارکس را در تحلیل نظام سرمایه داری معاصر محدود می دانست و از این رو مفهوم ارزش نشانه یی را مطرح کرد. مفهومی که به مرور در آثار او مفهوم ژرف تری یافت.

او معتقد بود در جامعه تماماً مصرف گرا اشیا چیزی نیستند جز نشانه و از این رو بیش از آنکه برای پاسخگویی به یک نیاز تولید شوند در جهت دلالت بر جایگاه اجتماعی به کار می روند. بودریار در «جامعه مصرفی» بیان می کند نظریه پردازان باید از این دیدگاه فراتر روند، که نیازها با خصوصیات فردی و خاصی متناسب است که سوژه را به میل به خود بیشتر وامی دارند.

او گمان نمی کند مردم حتی اندکی در نیاز به یک محصول خاص، مثل اتومبیل، از سوی خود تحت فشار باشند. در مقابل نظام عمده یی از نیازها در کار است که ثمره نظام تولید است. در واقع او ابقای حاکمیت مارکسیستی بر تولید را خواهان است، اما تقلیل جامعه شناختی مصرف را به مجموعه یی که ریشه در امیال تحمیلی دارند نمی پذیرد.

ژان بودریار و کتاب آیینه تولید

کتاب «آیینه تولید» بودریار هرچند بسط اندیشه های نخستین آثار بودریار است اما در این کتاب ما شاهد فاصله گرفتن وی از اندیشه های اقتصادی مارکس به طور کامل هستیم.

بودریار در سال های دهه ۷۰ و ۸۰ مدعی شد ما در عصر وانموده ها به سر می بریم. این فراگرد از رشد و گسترش تکنولوژی های اطلاعاتی از جمله کامپیوتر و رسانه های همگانی شروع و به سازمان جامعه بر حسب رمزگان وانموده تداوم پیدا می کند.

او می گوید جامعه مدرن از مرحله متالوژیک به مرحله نمادین و وانمودگی سیر کرده است. بودریار با به کارگیری اصطلاح معروف مارشال مک لوهان«انفجار از درون» می گوید؛ در دوران کنونی مرز میان تصویر یا وانموده و واقعیت در معرض انفجار درونی قرار می گیرد. در واقع معناها و پیام ها در هم می آمیزند و سیاست، سرگرمی، تبلیغات و جریان اطلاعات همگی به یک واحد تبدیل می شوند.

دیگر بنیاد و ساختار محکمی در زبان، جامعه و فرهنگی باقی نمی ماند. گستره اصلی جهان در سیلان رویدادها و اتفاقات خلاصه می شود و مرز میان فلسفه، جامعه شناسی و نظریه سیاسی از میان می رود. آنچه باقی می ماند منظومه شناور نشانه ها، رمزها، انگاره ها و وانموده ها است. واقعیت در گرد و غبار نشانه های مه آلود محو می شود.

به اعتقاد بودریار وانموده سه سطح دارد؛ سطح اول نسخه بدلی از واقعیت است که به روشنی قابل تشخیص است. سطح دوم نسخه بدلی است آنچنان طبیعی که مرز میان واقعیت و بازنموده را محو می کند. و سطح سوم نسخه بدلی است که واقعیتی از آن خود را تولید می کند، بدون اینکه ذره یی بر واقعیات جهان تکیه داشته باشد، که بهترین مثال آن واقعیت مجازی است.

ژان بودریار

ژان بودریار و سطح سوم وانموده ها

بودریار سطح سوم وانموده ها یعنی همان که الگو از جهان واقعیت پیشی می گیرد را، حاد واقعی می نامد. او در کتاب «وانموده ها» بیان می کند امر حاد واقعی در واقع زاییده نرم افزارهای کامپیوتری و نظام های آنالوگی بوده است. درباره جنگ خلیج فارس بودریار بر آن است که جنگ را امریکایی ها برنامه ریزی کرده بودند.

بنابراین اقدامات پوچ آنها از ترس دشمنی بود که به لحاظ تکنولوژی ضعیف تر و در نهایت اصلاً وجود نداشت. اما این اقدامات پوچ نبودند، زیرا با برنامه حاد واقعی آنچه که باید واضح می شد و پاسخ هایی که باید داده می شد، مطابقت داشتند.

او همچنین دیزنی لند امریکا را بازنموده یی خیالی از واقعیت شبیه سازی امر واقعی مطرح می کند و آن را وانمودگی صرف می داند که در آن همه چیز به صورت امر حاد واقعی بوده است. بودریار در کتاب امریکا (۱۹۸۶) که نوعی سفرنامه نیز به شمار می رود، کلیه جلوه های حاکم بر جامعه امریکا را مصداق بارز واقعیت مجازی قلمداد کرده و می گوید در این سرزمین شکاف میان واقعیت حقیقی و واقعیت مجازی از میان رفته است. در حقیقت وانموده های وسوسه انگیز و فریبنده جای واقعیت خشک و بی جان را می گیرد.

ژان بودریار و کتاب فوکو را فراموش کن

او در سال ۱۹۷۷ کتاب «فوکو را فراموش کن» را در فرانسه منتشر کرد. او فوکو را متهم کرد در دایره بسته سنت کلاسیک فرانسه گرفتار آمده و به همین جهت است که پا را از موضوعاتی چون دانش، قدرت، جنسیت و دیوانگی فراتر نمی گذارد.

بودریار می گوید؛ «قدرت مرده است.» امروزه قدرت در گستره واقعیت مجازی خود ذره ذره شده، به قسمی که دیگر تاثیری از آن باقی نمانده است. بودریار می گوید فوکو را باید فراموش کرد زیرا نظرات او کهنه و فرسوده شده است. قدرت خرد و کلان در شبکه رمزها، تشابه ها و نمادها و وانموده ها مدفون شده است. امروزه قدرت مطلق همان وانمودن است.

«دورویگی» حاوی این معنا است که همه اصلی ها یا نهایت ها ناپدید می شوند غهر دو رویه اصل و غیراصلی به یک اندازه اعتبار دارندف. هیچ چیز در بیرون نظام نیست و آشکارترین شکل این امر را در مورد وانمودن و وانموده ها می توان دید. تفاوت بین چیز واقعی و بازنمایی آن محو می شود و عصر وانموده ها آغاز می شود.

بنابراین در شکل حاد آن، حتی مرگ هم می تواند در نظام ادغام شود، یا واضح تر بیان کنیم، اصل دورویگی به این معنا است که مرگ واقعاً برای پوشاندن این بی واقعیتی است. به نظر بودریار وانمودن آنقدر تعمیم یافته که با مرگ هرگونه ذات گرایی توام می شود.

ژان بودریار و کتاب مبادله نمادین و مرگ

بودریار در دهه ۱۹۷۰ در کتاب «مبادله نمادین و مرگ» مساله رمز را در جوامع پسامدرن مطرح کرد. اگرچه رمز به ارقام و اعداد دیجیتالی مرتبط است اما از نظر بودریار رمز نادیده گرفتن واقعیت را امکان پذیر می سازد و راه را برای آن چیزی باز می کند که بودریار به آن «فزون واقعیت» یعنی وضعیتی که در آن رمز جایگزین واقعیت می شود، نامگذاری می کند.

دوران رمز در واقع دوران نشانه را پشت سر گذاشته است. رمز نادیده گرفتن واقعیت را به معنای مورد نظر عصر تولید ممکن می سازد. به نظر بودریار رمز همان رونوشت اصل است که بین آنها تفاوتی وجود ندارد. رمز نادیده گرفتن واقعیت را ممکن می سازد. بودریار کاربرد این گونه یی رمز را در جوامع پسامدرن می داند. ارتباطات جهانی، تصویر سه بعدی و هنر چند نمونه دیگر از عرصه کارکرد رمز هستند.

نوشته ژان بودریار ؛ نظریه پردازِ نظریات اجتماعی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%da%98%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/feed/ 0
چارلز تیلی و نظریه اجتماعی او https://theorium.net/%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%84%d8%b2-%d8%aa%db%8c%d9%84%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a8%d8%b3%db%8c%d8%ac-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b9/ https://theorium.net/%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%84%d8%b2-%d8%aa%db%8c%d9%84%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a8%d8%b3%db%8c%d8%ac-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b9/#respond Sat, 03 Dec 2022 18:08:14 +0000 https://theorium.net/?p=6813 چارلز تیلی و نظریه اجتماعی او چارلز تیلی و نظریه اجتماعی او ؛ مجموعه آراء چارلز تیلی در قالب نظریه هایی که تحت عنوان «بسیج منابع» شهرت یافته است، قابل دسته بندی هستند. همانگونه که خود در مقدمه کتاب از بسیج تا انقلاب اذعان می دارد، تلاش وی در جهت تدوین نظریه ای برای تبیین […]

نوشته چارلز تیلی و نظریه اجتماعی او اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
چارلز تیلی و نظریه اجتماعی او

چارلز تیلی و نظریه اجتماعی او ؛ مجموعه آراء چارلز تیلی در قالب نظریه هایی که تحت عنوان «بسیج منابع» شهرت یافته است، قابل دسته بندی هستند. همانگونه که خود در مقدمه کتاب از بسیج تا انقلاب اذعان می دارد، تلاش وی در جهت تدوین نظریه ای برای تبیین و توصیف «کنش های جمعی» هدف گیری شده است.

به عقیده وی، پدیده هایی همچون انقلاب ها، شورش ها، جنبش های اجتماعی، توطیه های سیاسی، و حتی بسیاری از کودتاها، انواع مختلفی از کنش های جمعی هستند که با هدف ایجاد تغییر یا ممانعت از تغییری در جامعه اتفاق می افتند. بدین منظور نظریه پردازی درباره کنش های اجتماعی برای نیل به شناخت درباره این پدیده ها بسیار ضروری است.

مجموعه نظریه های نظام یافته تیلی در زمینه کنش جمعی را می توان در کتاب مشهور وی، «از بسیج تا انقلاب» جستجو کرد. وی در این کتاب نخست به ضرورت مطالعه جنبش های اجتماعی می پردازد و پس از آن مروری مفصل و نقادانه بر نظریه ها کلاسیک و متاخر ماقبل خود انجام می دهد. پس از آن اصول کلی نظریه کنش جمعی خود را مطرح می سازد و در ادامه کتاب به تشریح جزییات آن می پردازد.

نظریه کنشِ جمعیِ چارلز تیلی

پیش از پرداختن به نظریه اصلی تیلی در خصوص کنش جمعی ابتدا لازم است الگوی مبنایی وی در تحلیل جامعه سیاسی توضیح داده شود. وی این الگو را، «الگوی سیاسی» نام می نهد که ماهیتی ایستا دارد.

پس از آن، وی «الگوی بسیج» را مطرح می کند که در واقع توضیح دهنده چگونگی کنش جمعی و تغییر در جامعه سیاسی است. عناصر تشکیل دهنده الگوی سیاسی عبارتند از: جمعیت، حکومت، یک یا چند مدعی، یک جامعه سیاسی، و یک یا چند ایتلاف. مدعیان قدرت سیاسی را می توان به دو گروه تقسیم کرد، نخست اعضای حکومت، و سپس چالشگران حکومت.

در واقع، رقابت اصلی و منشاء پویایی در الگوی سیاسی ناشی از رقابتی است که میان مدعیان (اعضاء و چالشگران) جریان دارد تا سهم بیشتری از قدرت حکومتی را در اختیار داشته باشند. از نظر تیلی، حکومت سازمانی است که ابزار متمرکز و اساسی را در درون جمعیت در اختیار دارد. روابط و چالش های میان حکومت، اعضاء و چالشگران، شکل دهنده فضای جامعه سیاسی است. گاهی اوقات ایتلاف هایی میان اعضاء و چالشگران نیز بوجود می آید که هدف آنها هماهنگ سازی کنش جمعی با اهدافی مشترک است.

الگوی بسیج

پویایی رقابت میان مدعیان قدرت سیاسی ایجاب می کند که برای توضیح دادن تغییرات جامعه سیاسی، بویژه توضیح کنش جمعی هر یک از مدعیان، از الگوی دیگری استفاده شود. تیلی، برای توضیح کنش جمعی از الگوی بسیج استفاده می کند.

عناصر این الگو عبارتند از: منافع، سازمان، بسیج، فرصت، و کنش جمعی. منافع، مجموعه امتیازات و محرومیت های مشترکی است که ممکن است در اثر تعاملات مختلف با دیگر جمعیت ها بر جمعیت مورد بحث وارد آید.

سازمان، میزان هویت مشترک و ساختار وحدت بخش افراد در درون یک جمعیت است. بسیج، میزان منابعی است که تحت کنترل جمعی یک مدعی قرار دارد. کنش جمعی، میزان اقدامات جمعی یک مدعی در جهت نیل به هدف مشخصی است.

و فرصت، رابطه میان منافع جمعیت و وضعیت جهان اطراف است. از نظر تیلی، عناصر شکل دهنده فرصت را می توان به سه بخش تقسیم کرد: الف. فرصت/تهدید (رابطه منابع و منافع با وضعیت محیطی)، ب. سرکوب/تسهیل (هزینه و منابع مصرفی عمل جمعی)، و ج. قدرت (بازده عمل جمعی).

فرضیۀ اصلی در کار چارلز تیلی

فرضیه اصلی در کار تیلی، رابطه میان «بسیج» و «کنش جمعی» است. بدین معنی که هرچه میزان بسیج در یک جمعیت یا سازمان مطبوع یک مدعی بیشتر باشد، میزان کنش جمعی آن بیشتر می شود.

به عبارت دیگر، قدرت آن افزایش یافته، منابعی که هزینه می کند، کمتر شده، و در نهایت منافعی که به دست می آورد بیشتر می گردد. اما، در این میان متغیرها و عوامل دیگری نیز هستند که بر میزان بسیج و کنش جمعی تاثیر دارند، که تیلی سعی دارد، در قالب نظریه جامعی، تمامی فرایندی را که به کنش جمعی منتهی می شود را توضیح دهد.

به عقیده وی، «عناصر عمده تعیین کننده بسیج یک گروه، سازمان آن، منافع آن در تعاملات ممکن با دیگر مدعیان، فرصت / تهدید کنونی آن تعاملات و در معرض سرکوب بودن گروه هستند». در واقع، الگوی بسیج تیلی، میزان کنش جمعی یک مدعی را برآیندی از قدرت، بسیج و فرصت های کنونی و تهدیدات متوجه منافع آن گروه می داند. در ادامه، تعاریف مشخص تری در خصوص هر یک از عناصر اصلی مدل بسیج ارایه می شود.

چارلز تیلی

منافع در تعریفِ چارلز تیلی

منافع: تیلی پیش از ارایه تعریف خود درباره «منافع» یک گروه به بررسی دو نظر رایج در این خصوص می پردازد. نخست تحلیلی بر اساس الگوی رایج مارکسیستی که اذعان می دارد که منافع یک گروه برآمده از موقعیت ساختاری آن گروه در جامعه است، و در واقع، منشاء آن عینی است.

در مقابل، تحلیلی وبری قرار دارد که منافع یک گروه را برآینده تفاسیر و نگرشهای ذهنی کنشگران یک گروه نسبت به مطالباتشان می داند. یعنی استدلال می کند که باورهای مشترک در یک گروه به خودی خود به تعریفی از منافع جمعی منجر می شود.

در نتیجه، از منظر نخست منافع یک گروه را می توان از تحلیل کلی ارتباطات میان منافع و موقعیت های اجتماعی استنباط کرد؛ و از منظر دوم منافع یک گروه از اظهارات و کنش های کنشگران آن گروه قابل استنتاج است. نقد نگاه کل گرای مارکسیستی آن است که بسیاری از منافع جزیی در حین عمل را نمی تواند تشخیص دهد، و ایراد نگاه تفسیرگرای وبری در آن است که کنشگران لزوماً به منافع واقعی خود آگاهی کامل ندارد.

در نتیجه تیلی پیشنهاد می کند که می توان برای تشخیص منافع یک گروه از ترکیب این دو نگاه استفاده کرد. بدین ترتیب که «روابط تولید به عنوان پیش بینی کننده منافعی که مردم بطور متوسط و در بلندمدت پیگیری خواهند کرد» در نظر گرفته شود، و «برای تبیین رفتار مردم در کوتاه مدت حتی الامکان بر مفصل بندی [ذهنی] خود مردم از منافعشان» تکیه شود.

سازمان در تعریفِ چارلز تیلی

تیلی در تعریف از سازمان، بر دو محور عمده اشاره می کند: میزان هویت مشترک و ساختار وحدت بخش. برای توضیح این دو مفهوم از بحث روابط دسته ای و روابط شبکه ای بهره می گیرد.

روابط دسته ای، روابط میان افراد حول ویژگی های مشترک است، همانند هویت جنسیتی، نژادی، ملی، سنی، مذهبی و …؛ و روابط شبکه ای به ارتباط و پیوندهای مستقیم و غیر مستقیم به واسطه نوع خاصی از علقه های بین الاشخاصی اشاره دارد.

ترکیب روابط دسته ای و شبکه ای منجر به پیدایش گروه می شود. در نتیجه، به اعتقاد تیلی، «هر قدر که یک گروه از هویت مشترک و شبکه های داخلی وسیع تری برخوردار باشد، سازمان یافته تر است». به بیان دیگر، سازمان برآیند روابط دسته ای و شبکه ای مداوم در یک جمعیت است.

بسیج در تعریفِ چارلز تیلی

تیلی معتقد است که واژه بسیج به شکل متعارف معرفی کننده فرایندی است که بواسطه آن گروهی از حالت مجموعه منفعلی از افراد به مشارکت کننده فعال در زندگی عمومی تبدیل می شود.

به بیان دیگر، بسیج یعنی گردآوری منابع (انسانی و مادی) برای استفاده و عمل جمعی. تیلی از سه شکل بسیج نام می برد: یکم، بسیج تدافعی، دوم، بسیج تهاجمی، و سوم، بسیج تدارکی.

در بسیج تدافعی تهدیدی از خارج، اعضاء یک گروه را وامی دارد که منابع خود را برای جنگ با دشمن گرد هم آورند. در بسیج تهاجمی، یک گروه در عکس العمل نسبت به «فرصت» های فراهم آمده برای تحقق منافع خود به گردآوردن منابع می پردازد. و در بسیج تدارکی، گروه با پیش بینی فرصت ها و تهدیدهای آینده به انباشت و ذخیره سازی منابع می پردازد. هر قدر از بسیج تدافعی به سمت تهاجمی و تدارکی حرکت می شود، بر میزان دوراندیشی و نگاه استراتژیک سازمانی افزوده می‌شود.

هزینه و فایده در کنشِ جمعی تعریفِ چارلز تیلی

تیلی، متاثر از سنت میلی به مسیله هزینه های کنش جمعی توجه دارد. بر این اساس، وی نتیجه کنش جمعی را تولید «کالایی جمعی» می داند که در فرایند تولید این کالا (که همان فایده کنش است)، گروه ناگزیر از پرداخت هزینه (صرف منابع) است.

بر اساس منطق انتخاب عقلانی که منطبق بر سنت میل است، عمل عقلانی آن است که با پرداخت کمترین هزینه، بیشترین فایده حاصل شود، اما این فرمول ساده ریاضی در عمل با مشکلاتی مواجهه می شود.

تیلی، دو عامل اصلی را تعیین میزان هزینه/فایده کنش جمعی در نظر دارد: یکم، بسیج؛ و دوم، فرصت ها. گروههای مختلف بر اساس تفاسیر، ارزش ها و باورهای مشترکشان، در کنش جمعی برای تولید کالای عمومی متحمل هزینه های متفاوتی می شوند. تیلی، گروه ها را بر اساس نحوه و میزان پرداخت هزینه ها به چهار دسته تقسیم می کند؛

  • پر غیرت ها: در مقایسه با دیگر گروه ها، ارزش بسیار بالایی برای برخی از کالاهای جمعی از حیث صرف کردن منابع مورد نیاز برای به دست آوردن آن کالا، قایلند. این دسته عموماً دست به بسیج تهاجمی می زنند.
  • خسیسان: چنان ارزش بالایی برای منابع خود قایلند که به ندرت اتفاق می افتد که کالای جمعی قابل دسترسی آنها را وادارد که منابع بسیج یافته خود را صرف کنش جمعی نمایند. این دسته عموماً بسیج های تدافعی انجام می دهند.
  • فرصت طلبان: صرف نظر از اینکه چه کالایی به دست می آورند، در پی به حداکثر رساندن بازده خالص خود هستند.
  • مدعیان عادی: در پی دستیابی به مجموعه محدودی از کالاهای جمعی هستند، حداقل منابع را صرف دستیابی به این کالاها می کنند.
فرصت های کنش جمعی در تعریفِ چارلز تیلی

مجموعه عناصری که پیشتر توضیح داده شد، عوامل «درونی» تاثیرگذار بر کنش جمعی یک مدعی هستند؛ پیکربندی فرصت ها (یعنی فرصت/تهدید، سرکوب/تسهیل، و قدرت) نیز مجموعه عوامل «بیرونی» تاثیرگذار بر کنش جمعی به شمار می آیند که در ادامه توضیح داده می شوند. لازم به ذکر است که منشاء این عناصر بیرونی را می توان در «مدل سیاسی» جستجو کرد. یعنی، پیکربندی فرصت ها بر اساس برآیند راوبط میان مدعیان و حکومت مشخص می شود.

فرصت / تهدید در تعریفِ چارلز تیلی

میزان تغییر منابع و منافع با وضعیت محیطی را می توان فرصت/تهدید دانست. به این معنی که، هر قدر معادلات محیطی بگونه ای باشد که با منابع کمتری بتوان به منافع بیشتری دسترسی داشت، آنگاه فرصت فراهم شده است، و در حالت عکس این وضعیت، تهدید ایجاد می گردد.

به عبارت دیگر، فرصت/تهدید دو روی یک سکه هستند، «در سوی فرصت، این وضعیت را داریم که هر قدر دیگر گروهها، شامل حکومت ها، در مقابل ادعاهای جدید آسیب پذیر باشند، امکان تحقق منافع مدعی افزایش می یابد. در سوی تهدید، به میزانی که دیگر گروه ها تهدید به ارایه ادعاهایی کنند، در صورت موفقیت آمیز بودن، امکان تحقق منافع مدعی را کاهش می دهد».

در ادامه، تیلی استدلال می کند که پاسخگویی و واکنش گروه ها در قبال تهدید ها بسیار موثرتر است تا نسبت به فرصت ها. در واقع، تهدید به بسیجی تدافعی می انجامد، درحالیکه بهره گیری از فرصت نیازمند بسیجی تهاجمی یا تدارکی است.

عموماً، ایجاد تهدید علیه یک مدعی باعث تقویت بسیج برای کنش می شود، تا جایی که ممکن است این بسیج از بسیج در حالت کنش عادی نیز بیشتر باشد. در مقابل، در مواقعی که فرصتی برای کسب منافع فراهم می شود، اکثر گروه ها احتیاج دارند که تاحدودی الگوی سازمان و بسیج خود را تغییر دهند (تدارک ببینند) تا بتوانند از فرصت استفاده کنند، و عموماً این انعطاف پذیری با مقاومت هایی درونی همراه است.

سرکوب / تسهیل در تعریفِ چارلز تیلی

به بیان تیلی، «ستیز برای کسب قدرت همیشه دربردارنده حداقل دو طرف است، رفتار طرف دوم دامنه ای را از سرکوب تا تسهیل در بر می گیرد. … سرکوب، هرگونه کنشی توسط گروه دیگر است که هزینه کنش جمعی مدعی را افزایش می دهد. کنشی که هزینه کنش جمعی یک گروه را کاهش دهد، شکلی از تسهیل است».

سرکوب/تسهیل می تواند در دو سطح انجام شود، یا در سطح بسیج (یعنی تاثیر گذاری بر بسیج منابع توسط یک گروه)، و/یا در سطح کنش جمعی (لحظه انجام کنش توسط گروه). تیلی معتقد است که سرکوب/تسهیلی در مرحله بسیج انجام می شود، تاثیرات بلندمدت دارد و کارایی بیشتری دارد، در حالی که سرکوب/تسهیلی که در لحظه کنش روی می دهد، کوتاه مدت است. تیلی، سرکوب سیاسی را عمدتاً منتسب به دولت ها می داند.

«از دیدگاه یک دولت، افزایش هزینه های بسیج نسبت به افزایش هزینه های کنش جمعی به تنهایی، راهبرد سرکوبگرانه اطمینان بخش تری است. راهبرد ضد بسیج هم کنشگر و هم کنش را خنثی می سازد، و این احتمال را کاهش می دهد که به هنگام آسیب پذیر شدن سریع حکومت، ظهور شریک ایتلافی جدید، یا چیز دیگری که باعث جابجایی هزینه ها و سودهای محتمل کنش جمعی شوند، کنشگر بتواند به اقدام سریع مبادرت ورزد».

تسهیل نیز عموماً بخشی از سیاست متعارف است که در بین مدعیان مختلف می تواند به ایجاد «ایتلاف» های مختلف کمک کند. تیلی در ادامه بحث درباره سرکوب/تسهیل با وارد کردن دو مفهوم دیگر یعنی «تساهل» و «اجبار»، به دسته بندی چهارگانه ای از انواع حکومت ها بر اساس نحوه برخورد با مدعیان می رسد. وی، حکومت های «سرکوبگر»، «توتالیتر»، «متساهل»، و «ضعیف» را شناسایی می کند.

قدرت در تعریفِ چارلز تیلی

میزان قدرت با میزان سرکوب رابطه ای عکس دارد، یعنی هر قدر که میزان قدرت یک گروه بیشتر باشد، میزان سرکوب آن کمتر است. اما تیلی در تعریف مفهوم قدرت اذعان می دارد که این مفهوم بسیار نسبی است. وی، قدرت یک مدعی را بر اساس «طرف ها»، «منافع»، و «تعاملات» متغیر می داند.

شاید بتوان گفت که قدرت از نظر تیلی بازده داد و ستدهای میان مدعیان و حکومت است. وی بیان می دارد که «اعضاء جامعه سیاسی نسبت به چالشگران از قدرت بیشتری برخوردارند و کمتر مورد سرکوب قرار می گیرند. چالشگران از طریق کنش جمعی به عضویت جامعه سیاسی در می آیند و اعضاء نیز با استفاده از کنش جمعی در مقابل از دست دادن قدرت به دفاع از خود می پردازند.»

نوشته چارلز تیلی و نظریه اجتماعی او اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%84%d8%b2-%d8%aa%db%8c%d9%84%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a8%d8%b3%db%8c%d8%ac-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%a8%d8%b9/feed/ 0
هابرماس و نظریات اجتماعی اش https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%85%d8%a7%d8%b3/ https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%85%d8%a7%d8%b3/#respond Wed, 30 Nov 2022 19:22:16 +0000 https://theorium.net/?p=6806 هابرماس و نظریات اجتماعی اش هابرماس و نظریات اجتماعی اش ؛ در كتاب دو جلدی ” نظريه کنش ارتباطی “، به بحث پيرامون عقلانيت و عقلانيت ارتباطی پرداخته است و در ” تحول ساختاری حوزه عمومی ” با مطالعه سير تاريخی شکل‏گيری حوزه ‏عمومی بورژوايی، مختصات يک حوزه ‏عمومی توسعه ‏يافته را برشمرده است. مفهوم […]

نوشته هابرماس و نظریات اجتماعی اش اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
هابرماس و نظریات اجتماعی اش

هابرماس و نظریات اجتماعی اش ؛ در كتاب دو جلدی ” نظريه کنش ارتباطی “، به بحث پيرامون عقلانيت و عقلانيت ارتباطی پرداخته است و در ” تحول ساختاری حوزه عمومی ” با مطالعه سير تاريخی شکل‏گيری حوزه ‏عمومی بورژوايی، مختصات يک حوزه ‏عمومی توسعه ‏يافته را برشمرده است.

مفهوم کنش

کنش وسیله ای برای دستیابی به یک هدف و کنش ارتباطی برای دستیابی به تفاهم ارتباطی است . هدف هر دو کنش چیرگی بر وسیله است . از نظر مارکس ” کار ” بارزترین و فراگیرترین پدیده اجتماعی است در حالی که هابرماس ” کنش ارتباطی ” را بارزترین پدیده بشری می داند. نقطه پایانی فراگرد تکاملی یک جامعه عقلانی است.

انواع کنش
  • کنش ابزاری : پیروی از قواعد فنی کنش مورد توجه قرار می گیرد و کارآمدی یک اقدام را در مجموعه ای از شرایط و حوادث پیچیده ارزیابی می کنید. کنش ابزاری می تواند به همکنشی اجتماعی از نوع دیگری پیوند بخورد یا تابع آن شود مثل عناصر مربوط به وظایف.
  • کنش راهبردی : یک کنش معطوف به موفقیت را هنگامی می توان راهبردی نامید که پیروی از قواعد انتخاب عقلانی مورد ملاحظه قرار می گیرد و کارایی آن را در تاثیرگذاران بر تصمیم گیری های یک حریف عاقل دیگر مورد سنجش قرار می گیرد. کنش راهبردی به خودی خود کنش اجتماعی است.
  • کنش ارتباطی : این کنش نه از طریق محاسبات خودخواهانه موفقیت بلکه از طریق عمل حصول تفاهم ایجاد می شود. در کنش ارتباطی مشارکت کنندگان در وهله اول به سوی موفقیتهای فردی خود سمت گیری نمی کنند آنها هدفهای فردی خود را تحت شرایطی دنبال می کنند که بتوانند نقشه های کنش خود را بر مبنای تعاریف مشترک از وضعیت هماهنگ کنند. از این جهت مذاکره در مورد تعاریف وضعیت از عناصر اصلی تاویلی است که برای کنش اجتماعی لازم است.
حصول تفاهم

منظور از حصول تفاهم فرآیند رسیدن به توافق در میان فاعلان (سوژه ها) در مقام گوینده و عمل کننده است. چه وقت و از طریق کدام یک از کنش ها به تفاهم می رسید؟ این مساله از طریق کنش ارتباطی است. حصول تفاهم هم توافقی است که شروط پذیرش مضمون یک گفتار با انگیزه ای عقلانی در بردارد.

چنین توافقی که به طریق ارتباطی به دست آمده است یک بنیاد عقلانی دارد. هیچ یک از طرفها نمی تواند آن را چه به صورت ابزاری از طریق مداخله مستقیم در اوضاع و چه به صورت راهبردی با تاثیر گذاشتن بر تصمیمات حریفان ، تحمیل کند. توافق را می توان به لحاظ عینی با زور به دست آورد اما آنچه را از طریق تاثیرات بیرونی یا کاربرد روز به عنوان موافقت به دست می آید به لحاظ ذهنی توافق شمرده نمی شود. توافق متکی به باورهای مشترک است.

انواع کنش اجتماعی

از منظر هابرماس کنش اجتماعی بر دو نوع است؛ کنش معقول و هدف دار – کنش ارتباطی. همچنین کنش معقول و هدف دار به دو دسته قابل تقسیم است؛ کنش های مستقیم و کنش های استراتژیک.

تاکید هابرماس بر کنش ارتباطی است و مبنای تمام نظریه های او همین نوع ارتباط است که ارتباط تحریف نشده و بدون اجبار است . در کنش ارتباطی کنش افراد درگیر نه از طریق حسابگری های خودخواهانه موفقیت بلکه از طریق کنش های تفاهم آمیز هماهنگ می شود.

افراد دخیل در کنش ارتباطی به دنبال موفقیت های شخصی شان نیستند بلکه هدفشان را در شرایطی دنبال می کنند که بتوانند برنامه هایشان را بر مبنای تعریف هایی از موقعیت مشترک و در ارتباط با دیگران هماهنگ سازند.

تأثیر انسان ها بر محیط از نظر هابرماس

به نظر هابرماس انسانها از طریق کار و زبان بر محیط و کارهایشان تاثیر می گذارند. کار همان کنش عقلانی هدفمند که متضمن کنش ابزاری و گزینش عقلانی یا هر دو است که به تسلط و توانایی را اعمال اراده بر طبیعت می انجامد.

زبان ، انباشته از مفاهیم و نمادهاست که امکان فراگیری دانش و استفاده از خرد جمعی را به انسانها داده است و به انعطاف پذیری مهارت در کنش ارتباطی انجامیده و ساختارهای آگاهی افراد را شکل می دهد.

در کل به نظر هابرماس برای کنش های انسانی و کنش اجتماعی سه عامل تاثیرگذار است ؛

  • کار یا کنش ابزاری
  • تعامل یا ارتباط زبانی
  • قدرت یا روابط مبتنی بر سلطه و انقیاد
گفتمان از دیدگاه هابرماس

هابرماس در همين راستا و با قایل شدن ويژگی خاصی برای مفهوم گفتمان در برابر کنش‏ ارتباطی و در بطن نظريه کنش ارتباطی می‏کوشد تا چارچوب نظری خود را استحکام ببخشد. در واقع بخشِ‌ اصلی کنشِ‌ ارتباطی را، گفتمان تشکيل می‌دهد.

کنش‌ ارتباطی به‌ معنای تعامل‌ روزمره آدميان است يعني تعاملی که مبتنی‌ بر پذيرش‌ غيرانتقادی هنجارها و کردارهای ‌اجتماعی و نظام‌های ‌انتقادی ‌روزمره است؛ و گفتمان عبارت است از استدلال آگاهانه و طرح‌ دعوی‌ در ‌مورد ‌اعتبار ‌گفته‌ها. اگر‌ زمانی ‌فرا‌ رسد‌ که وفاق‌ در‌ دنيایِ‌ بديهی‌ انگاشته‌ شده خدشه‌دار‌ شود ‌و ‌کنشگران‌ اجتماعی‌ در ‌متن زندگی روزمره در مورد دعوی های ‌اعتبار مربوط به عقايد و ارزش‌ها اختلاف‌نظر پيدا کنند و اين امر به معضلی تبديل شود، می‌توان با‌ توسل به‌ گفتمان، در ‌مورد اعتبار ‌آنها وارد ‌جريان ‌بحث ‌و‌گفتگو و استدلال شد .

گفتگو بر اساس دانش پیشین

اما در طول گفتگو، انسان‏ها بر اساس دانش پيشين، سنت و جهان‌بينی خويش می‏انديشند، گفتمان خود را شکل می‏دهند و به ارزيابی ساير گفتمانها می‏پردازند. در واقع زيست‏جهان به عنوان زيربنای ‌‌جهان‌بينی ‌و عامل‌ تعيين‌کننده چيستی و چگونگی افکار، اعتقادات و مباحثه انسان‌ها بر طرز تفكر و ارزيابی افراد و عقلانيت‌ ارتباطی آنها به هنگام تعامل، تاثيرگذار می‏گذارد.

هابرماس در نقد کتاب معرفت و علایق بشری علوم بازسازنده را توضیح می دهد.بازسازی یعنی نظریه را تجزیه کنیم و سپس در قالب جدید آن را ترکیب کنیم تا بهتر و کاملتر به هدف نظریه برسیم.

نظریه کنش ارتباطی از نوع علوم بازسازنده و در پی کشف قواعد ارتباط انسانی است. و هابرماس این نوع علم بازسازنده را پراگماتیک عام نام نهاده است. و برای رسیدن به آن از دو سنت زبان شناسی جامسکی و سنت فلسفی ویتگنشتاین دوره دوم استفاده می کند.هدف تحلیل زبانی بازسازنده این است که قواعدی را توصیف کند که سخنگوی توانا باید یادبگیرد تا بتواند جملاتی بسازد و به روشی معقول بگوید تا دیگران بفهمند.

نظام و زیست جهانی

هابرماس میان نظام و زیست جهان تفاوت قایل است. ولی آنها را لازم و ملزوم هم می داند. نظام مبتنی بر کنش عقلانی معطوف به هدف و زیست جهان مبتنی بر کنش ارتباطی است. نظام از منطق عقلانیت ابزاری و زیست جهان از منطق عقلانیت ارتباطی تبعیت می کند.

هابرماس می گوید حصول تفاهم و رسیدن به موفقیت برای این تفاهم الزاما به زبان به عنوان میانجی نیاز نیست.

هابرماس کنش ارتباطی بین افراد به عنوان عدالتی که افراد بتوانند در جامعه سازماندهی اجتماعی و اداره عمومی متکامل تری به وجود بیاورند، وجود دارد. وی با معرفی خرد ارتباطی به عنوان ماوای حکم اخلاقی مشکل توضیح در کارکرد مجرب و خرد ناب و خرد عملی محض را پشت سر بگذارد.

او ارتباط گفتاری را محل گفتگو بروز خرد غیر نابی می داند و به نظر او افراد در جریان گفتگو به دنبال نظر و ابراز نظر و توافق در مورد بهترین و درست ترین به نظر می رسند. خردورزی در بحث نقد و گفتگو فعلیت پیدا می کند.

هابرماس

پیش نیاز گفتگو

افراد برای اینکه با گفتگو به تفاهم و توافق برسند لازم به رعایت قواعد زیرند :

  • هر شخص ، توانا به سخن گفتن و انجام کنش مجاز به شرکت در گفتمان است.
  • هر کس مجاز است هر گزاره و حکمی را مورد سوال قرار دهد.
  • هر کس مجاز است هر گزاره و حکمی را که می خواهد در گفتمان طرح کند.
  • هر کس مجاز است گرایش ها و نیازهایشان را بیان کند.
  • هیچ گوینده ای را نمی توان به زور چه درونی و بیرونی از اعمال حقوق بیان شده ، بازداشت.

به نظر هابرماس اخلاق گفتمانی رویکرد عقلایی اخلاقی مبنای علمی – اجتماعی می بخشد.

نظریه کنش ارتباطی و تمایز من و من

نظریه کنش ارتباطی با تمایز میان من (I) و در من (Me) و با تاکید بر این نکته که این انسانها هستند که موقعیتها را تفسیر کرده و ساختارهای حاکم بر زندگی اجتماعی شان را مرتب ” بازتولید ” می کنند. ابزارهای قدرتمندی را در جهت تحریف زدایی از شخصیت انسانی پیش روی هابرماس می گذارد. نظریه کنش متقابل اجتماعی ” نظریه ارتباط ” است.

ارتباطی که با افراد، اشیاء فیزیکی (محیط فیزیکی)، اشیاء اجتماعی (مثل گروهها و سازمان های اجتماعی) و اشیاء انتزاعی (مثل مفاهیم اخلاقی یا مذهبی و…) انسان به حقیقت این اشیاء پی می برد.

ویژگی های این حقیقت؛
  • از قبل ( درجامعه ، فرهنگ و اجتماع ) وجود نداشته و درحین عمل کنش اجتماعی ” آفریده” می شود.بنا به آثاری که از خود به جا می گذارد بر آن قضاوت می شود ( تحت تاثیر مکتب عمل گرایی جان دیویی )
  • از نگاه پدیدارشناسانه فرد نسبت به آن موقعیت خاص بر می خیزد.
  • ناپایدار بوده و مرتب در حال بازتولید و تفسیر دوباره است.
  • با واقعیت ملموس زندگی انسان ارتباط نزدیکی دارد.
  • این حقیقت کلی و انتزاعی نبوده و در واقع نوعی شناخت موضعی را شامل می شود و انسان بر این حقیقت مسلط بوده و در هر لحظه می تواند آن را منطبق بر نیازهای عمیق خودش و شناخت تازه و تفسیرهای تازه که ارایه می کند ، بازسازی کند.
  • این حقیقت در فرآیند کنش متقابل بنا به ضرورت موقعیت ” اضطراری و توافقی ” است.
  • این حقیقت بر سرنوشت انسان تسلط قطعی نداشته و هر لحظه انسان می تواند به کمک (I) من موضعی مخالف آن را اتخاذ کند.
  • این حقیقت به لحاظ ریشه های پدیدارشناسانه ای که دارد با واقعیت پیچیده و چند بعدی انسان و فرآیند کنش متقابل بیشترین سازگاری را داشته و کمترین تحریف را باعث می گردد.

هابرماس با تکیه بر نظریه کنش متقابل نمادین و تاکید بر ” ارتباط ” در تمامی سطوح زندگی اجتماعی حتی از موضع فروید فراتر می رود و نظریه گسترده تری نسبت به او در سطح زندگی اجتماعی و فرآیند کنش متقابل میان انسانها و نه فقط حوزه ناخودآگاه فرد ارایه می کند.

تفاوت عقاید هابرماس با مارکس و فروید

مساله اصلی آنها ” رهایی ” انسان از عوامل تحریف است که هر کدام این عوامل تحریف را در پدیده خاصی جستجو می کند. مارکس آن را در ” کار ” یا ” پراکسیس ” یا ” فعالیت انسانی ” می بیند و بر این اساس ” از خود بیگانگی ” انسان سخن می گوید.

یعنی هنگامی که فرد ” خود ” را در فعالیت هایی که انجام می دهد باز نمی شناسد یا به عبارتی انسان کارهایی را انجام می دهد که منطبق بر استعدادها ، علایق ، خواسته ها و ماهیت چند بعدی وجود انسانی اش نیست و همه شخصیت انسانی او در انجام کاری ساده ” تقلیل ” می یابد مثل کارگری که در کارخانه بسته بندی تمام روز را به گذاشتن محصولات در جعبه های مقوایی و بستن درب آنها می گذراند.

عوامل تحریف از منظر فروید

فروید در زمینه ای دیگر عوامل تحریف را از یک سو در گذشته فردی و تاثیری که بر ناخودآگاه می گذارد ، جستجو می کند و از سویی دیگر نقشی که فرهنگ و جامعه ( ارزشها ، هنجارها و انتظارات اجتماعی ) در سرکوبی ” عمیق ترین نیازهای انسانی ” ایفا می کنند ، سخن می گوید. از نظر فروید از طریق زبان و در فرآیند ” گفتگو ” می توان این عوامل تحریف را که در ناخودآگاه فرد ریشه دوانده ، بازشناسی کرد.

اما هابرماس با تاثیری از مارکس و فروید با ارایه نظریه کنش ارتباطی یا عقلانیت ارتباط آن را در بستر اندیشه وبر و کنش متقابل نمادین ساخته و پرداخته می کند. ” ارتباط ” را به عنوان عامل “تحریف زدایی ” از شخصیت انسانی مطرح می کند و در جهت تکمیل آرای مارکس و فروید حرکت می کند.

هابرماس و جامعه مورد نظرش

هابرماس مدرنیته را پروژه ای ناتمام می داند که در صورت تلاش و کسب موفقیت انسان در به کمال رساندن آن ، سرنوشت و آینده ای مثبت در انتظار جامعه ی بشری است . هابرماس رمز این موفقیت را در ارتباط جستجو می کند و شاه کلید آن را کنش ارتباطی انسان می داند اما چگونه و در کجا ؟

در پاسخ به این سوال هابرماس برای فضای گفتگو شرایطی را قایل می شود که مهمترین آن فراهم شدن فضایی خالی از هرگونه میدان قدرت است .عرصه عمومی یا حوزه عمومی شهروندی می تواند پایه ای برای این کنش باشد که در صورت بسط و رهایی ازهرگونه تحدید می تواند فضای گفتگو و ارتباط را مهیا کند .سخن پیرامون نظریه های هابرماس را از انتقاد او از مارکس آغازمی کند که متفاوت ازنقدهای مطرح منتقدان دیگر است.

هابرماس و اشتباه مارکس

هابرماس معتقد است مارکس به اشتباه قلمرو عمومی از جمله عرصه سیاسی را به شالوده ای اقتصادی تقلیل داده است . اگر چه هابرماس معتقد به تاثیر عمیق اقتصاد در دیگر ابعاد جامعه است اما ضمنا معتقد است سیاست و فرهنگ را نمی توان صرفا نتیجه عوامل اقتصادی دانست .

از سوی دیگر او به تقلیل دادن کنش انسان به یک کنش هدفمند عقلانی در حوزه اقتصاد و تحت تاثیر آن معترض است و معتقد است که نوع دومی از کنش انسان یعنی کنش ارتباطی که در شکل دهی و تکامل جوامع انسانی بسیار موثر است ، نادیده گرفته شده است.

در ارتباط با دموکراسی از دید هابرماس ، دموکراسی بیش از هر چیز باید فرآیندی درنظر گرفته شود که در زمان رواج نوع معینی از کنش ارتباطی پدیدار می شود . به گونه ای مشخص تر دموکراسی را باید شیوه ای خاص دانست که شهروندان توسط آن تصمیمات جمعی و عقلی اتخاذ می کنند.

نوشته هابرماس و نظریات اجتماعی اش اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d9%85%d8%a7%d8%b3/feed/ 0
جامعه شناسی صوری زیمل https://theorium.net/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b5%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%d9%85%d9%84/ https://theorium.net/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b5%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%d9%85%d9%84/#respond Mon, 28 Nov 2022 18:53:07 +0000 https://theorium.net/?p=6799 جامعه شناسی صوری زیمل جامعه شناسی صوری زیمل را مثل بخش های دیگر تفکرش می توان چونان ترکیب اصیلی از نیوکانتیسم (تضاد صورت ها و محتواها) و ویتالیسم (کنش متقابل) دانست. نیوکانتیسم صورتی از فلسفه پست هگلی و پست متافیزیکی است که از کانت الهام می گیرد- و ترجیع بند آن این است؛ «پس باید […]

نوشته جامعه شناسی صوری زیمل اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
جامعه شناسی صوری زیمل

جامعه شناسی صوری زیمل را مثل بخش های دیگر تفکرش می توان چونان ترکیب اصیلی از نیوکانتیسم (تضاد صورت ها و محتواها) و ویتالیسم (کنش متقابل) دانست.

نیوکانتیسم صورتی از فلسفه پست هگلی و پست متافیزیکی است که از کانت الهام می گیرد- و ترجیع بند آن این است؛ «پس باید به کانت بازگشت،» نیوکانتیسم ضمن مخالفت با آرمانگرایی های فلسفی فیخته، شلینگ و هگل (آرمانگرایی مطلق)، معتقد است فلسفه می تواند و باید یک علم دقیق شود.

نیوکانتی ها ضمن وفادار ماندن به روح متون کانت اما با تجدیدنظر در مفاد آن سعی می کنند تحلیل مقولات ادراک را جانشین هستی شناسی (فلسفی) کنند.

متدولوژیِ جامعه شناسی صوری زیمل

از نظر متدولوژی زیمل در بررسی مقولات اجتماعی تقلیل گرا، جزیی نگر و علاقه مند به مطالعه روابط جامعه شناختی روزمره افراد است. وی کوشیده است با توجه به صورت کنش های اجتماعی متداول بین انسان ها به محتوا و چگونگی شکل گیری بروز چنین کنش هایی پی ببرد.

زیمل اساساً شناخت کنش متقابل میان آدم ها را یکی از وظایف عمده جامعه شناسی می‌دانست. اما بدون نوعی ابزار مفهومی، بررسی انواع گوناگون کنش های متقابل در زندگی اجتماعی، امکان ناپذیر بود.

از همین جاست که صورت های کنش متقابل و گونه های کنشگران متقابل پدید می آیند. زیمل احساس می کرد می تواند شمار محدودی از صورت های کنش متقابل را متمایز کند که در انوع گوناگون زمینه های اجتماعی یافت می شوند. کسی که به چنین صورت های محدودی مجهز باشد می‌تواند انواع گوناگون زمینه های کنش متقابل را تحلیل کند و بازشناسد.

معناها، عادات و گرایش ها مانند گرسنگی، عشق، کار، دین و کشش به مردم آمیزی فی الذاته جنبه اجتماعی ندارد. اینها در جامعه هستند زیرا در درون افراد یافت می شوند و در این معنی شرایطی را برای تمام روندهای جامعه پذیری فراهم می آورند. اما همه این موارد تنها از طریق صورت های مختلف کنشً دو سویه اجتماعی می شوند، کنش دوسویه یی که از طریق آن و در درون آن افراد با یکدیگر معاشرت کرده و بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند.

صورت های اجتماعی در جامعه شناسی صوری زیمل

از نظر زیمل صورت های اجتماعی قالب مادی یا نمود عینی محتواها هستند. به عبارت بهتر صورت های اجتماعی شکل عامی از کنش های اجتماعی اند که به هیچ روی یگانه نیستند.

به عقیده وی صورت های اجتماعی یکسان این خاصیت را دارند که محتواهای متفاوت را شامل شوند. بنابراین پدیده یی انسانی چون رقابت که نوعی تعامل اجتماعی است می تواند در کلاس درس دانش آموزان دبیرستان برای کسب نمره بهتر و دستیابی به رتبه ممتاز درس جامعه شناسی یا مسابقات تسلیحاتی بین کشورها شکل گیرد. بر این اساس آنچه در اینجا مدنظر قرار می گیرد خود کنش رقابت است نه محتوای آن.

لوین این صور را به چهار دسته کلی تقسیم می کند؛

  • روابط یا فرآیندهای تعامل، مانند رابطه فرمانبری و فرماندهی یا فرآیند تضاد
  • نقش – موقعیت ها مانند غریبه،ولخرج، خسیس و فقیر
  • جمعیت ها نظیر اجتماع سری
  • الگوهای توسعه یی همچون انکشاف گروهی و توسعه فردیت.

جامعه شناسی صوری زیمل

جامعه شناسی صوری زیمل و گرایش ها متضاد

در نگاه زیمل صورت های جامعه زیستی ترکیب شکننده یی از گرایش های متضاد است. روابط جامعه شناختی اساساً ترکیبی از دوگانگی اند؛ فرآیندهای اتحاد، هماهنگی و همکاری به منزله نیروهای جامعه پذیری هستند که باید در معرض جدایی، رقابت و انزجار قرار گیرند تا پیکربندی واقعی جامعه شکل بگیرد.

صورت های بزرگ سازمان که جامعه را می سازند یا به نظر می رسند می سازند باید دایماً از سوی نیروهای فردگرایانه و بی نظم متحمل آشفتگی، ناپایداری و فرسایش شوند تا با عقب نشینی و با ایستادگی، نیروی حیاتی لازم برای واکنش و رشد را کسب کنند.

برای بازسازی سیستماتیک جامعه شناسی صورت های اجتماعی زیمل (به عنوان مثال جامعه شناسی مد، تعارض، تبعیت، تقسیم کار و…) لازم است فهرستی از روابط قطبی شده (تمایز – تقلید، تعارض – یگانگی، مقاومت – تبعیت، افتراق- توسعه، فاصله گرفتن- نزدیک شدن…) تهیه کرد و نشان داد جستارهای جامعه شناسی صوری زیمل کاربرد ترکیبی اصل دوگانگی است.

صورت و معنا در همه جا مفاهیم نسبی و از مقولات شناختی هستند که برای پرداختن به پدیده ها و سامان بخشیدن به آنان به شکلی عقلانی به وجود آمده اند. از این رو ویژگی که از بالا مورد مشاهده قرار گرفته و در رابطه یی به عنوان صورت درک شده در رابطه یی دیگر، چنانچه از پایین به آن نگاه شود، باید به عنوان معنا توصیف شود.

نوشته جامعه شناسی صوری زیمل اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b5%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%d9%85%d9%84/feed/ 0
کافمن و نظریه نمایشی https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%81%d9%85%d9%86/ https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%81%d9%85%d9%86/#respond Sat, 26 Nov 2022 18:05:45 +0000 https://theorium.net/?p=6794 کافمن و نظریه نمایشی کافمن و نظریه نمایشی ؛ بحث اساسی این نظریه این است که افراد به طور آگاهانه نشانه‌هایی می‌دهند و به طور غیر آگاهانه نشانه هایی را منتشر می‌کنند که این نشانه ها اطلاعاتی را فراهم می‌کند در مورد این که دیگران چگونه پاسخ گویند. افراد به وسیله‌ی استفاده‌ی دوسویه از «نظام‌های […]

نوشته کافمن و نظریه نمایشی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
کافمن و نظریه نمایشی

کافمن و نظریه نمایشی ؛ بحث اساسی این نظریه این است که افراد به طور آگاهانه نشانه‌هایی می‌دهند و به طور غیر آگاهانه نشانه هایی را منتشر می‌کنند که این نشانه ها اطلاعاتی را فراهم می‌کند در مورد این که دیگران چگونه پاسخ گویند. افراد به وسیله‌ی استفاده‌ی دوسویه از «نظام‌های نشانه» یک تعریفی از موقعیت را ایجاد می‌کنند که یک «طرح برای فعالیت‌های گروهی‌است» ولی همزمان، چیزی که «توافق خیلی واقعی به چیزی كه وجود دارد نیست مورد توجه و احترام كسانی واقع می‌شود كه كه بطور موقتی خواهان آن موضوع‌ها هستند.»

در تعبیر کلی تعریف واقعیت، افراد متعهد می‌شوند در نمایش‌هایی که در آنها هر کدام حرکاتی و اداهایی برای «نمود خود» به صورت ویژه هماهنگ می‌کنند. به عنوان یک شخصی که شخصیت قابل تشخیصی دارد و مستحق یک رفتار به صورت مشخصی است. این نمایش‌ها، پیرامون چندین پویایی به هم پیوسته می‌گردد.

تعریف کلی واقعیت از نظر کافمن

در تعبیر کلی تعریف واقعیت، افراد متعهد می‌شوند در نمایش‌هایی که در آنها هر کدام حرکاتی و اداهایی برای «نمود خود» به صورت ویژه هماهنگ می‌کنند. به عنوان یک شخصی که شخصیت قابل تشخیصی دارد و مستحق یک رفتار به صورت مشخصی است. این نمایش‌ها، پیرامون چندین پویایی به هم پیوسته می‌گردد.

اول، یک نمایش مستلزم ایجاد یک جلوی صحنه است. جلوی صحنه شامل « ‌‌مجموعه چیزهای» فیزیکی و استفاده کردن از طرح فیزیکی، و وسایل ثابت مانند مبلمان و دیگر «‌اثاثیه صحنه»‌ برای ایجاد تاثیر مشخص است. همچنین جلوی صحنه شامل؛

  1. اقلامی از وسایل بیانی (احساسات، انرژی و دیگر ظرفیت‌های بیانی)
  2. «ظاهر» یا دیگر نشانه‌هایی که به دیگران از موقعیت اجتماعی افراد و طبقه‌ی آنها می‌گوید و همچنین «حالت مرسوم» افراد در احترام به کارهای اجتماعی و یا فعالیت‌های تفریحی‌
  3. «روش» یا آن نشانه‌هایی که دیگران را در مورد نقشی را که انتظار می‌رود افراد اجرا کنند، آگاه می‌سازد.

کافمن

قاعدۀ کلی در نظریه کافمن

به عنوان یك قاعده‌ی کلی در نظریه او ، مردم انتظار ثباتی در این عناصر جلوی صحنه شان دارند- استفاده از محیط و‌ اثاثیه، تحرك تجهیزات بیانی، پایگاه اجتماعی، بیان شعایر و آمادگی برای انواع مختلف از فعالیت‌ها و تلاش برای عهده‌دار شدن نقش‌های معین.

تعداد نسبتاً کوچکی از جلوی صحنه‌ها وجود دارد و مردم همه آنها را می‌شناسند. علاوه بر این، جلوی صحنه‌ها تمایل دارند پایدارشوند، نهادینه شوند، و كلیشه شوند در انواع موقعیت‌های مختلف، که منجر به این می‌شود که «وقتی بازیگر نقش آغازینی بر عهده می‌گیرد، معمولاً او می‌فهمد که یک جلوی صحنه به طور خاصی برای آن آماده شده است.

تحقق نمایشی

دوم، علاوه بر ارایه جلوی صحنه، افراد از حرکات و اشارات استفاده می‌کنند که کافمن آن را « تحقق نمایشی» می‌نامد، یا القایی به کار نشانه‌هایی که تعهد به تعریف داده شده از موقعیت را برجسته می‌کنند. کافمن استدلال می‌کند که هر چه موقعیت‌ها، مشکلات زیادی در نمایش جلوی صحنه ایجاد کنند، تلاش زیادتری برای تحقق نمایشی صورت خواهد گرفت.

سوم، همچنین نمایش‌ها شامل آرمان‌ها، یا تلاش‌هایی است برای نمود خود به صورت‌ «‌تلفیق کردن و نشان دادن نمونه ارزش‌های معتبر و رسمی جامعه.» وقتی افراد جابجا می‌شوند و به محیط جدید می‌روند تلاش‌ها برای آرمانی کردن، بیشتر بیان خواهند شد. آرمان‌ها برای افراد مشکلات ایجاد می‌کنند، بنابراین، اگر آرمان‌ها خیلی مؤثر شده باشند، افراد باید سرکوب و متوقف کنند و نقش خود را بازی نکنند با آن عناصری که ممکن است با ارزش‌های عمومی تناقض بیشتری داشته باشد.

چهارم، چنین تلاشی در اختفا، بخشی از فرآیند کلی‌تری از « حفظ کنترل بیانی » هست. از آنجا که نشانه‌ها و علایم جزیی توسط دیگران تعبیر می‌شود و به تعریف موقعیت کمک می‌کنند، بازیگران باید فعالیت‌های جسمانی شان، نشانه‌های دخالتی‌شان، هماهنگی جلوی صحنه‌شان و توانایی‌شان را برای هماهنگ شدن كنش متفابل تنظیم كنند. جزیی‌ترین اختلاف میان رفتار و تعریف موقعیت می‌تواند كنش متقابل را بر هم بزند، زیرا «تصور از واقعیت پرورانده شده است توسط نمایشی که توانایی است، و یک چیز شکننده‌ای که می‌تواند توسط رویدادهای بسیار کوچک شکسته شود»

پنجم، افراد همچنین می‌توانند به جعل واقعیت‌ (بد نمایش دادن) هم بپردازند. اشتیاق حضار برای تعبیر اداها و ایماها و تعیین کردن حرکات جلوی صحنه‌شان باعث می‌شود که حضار برای دستكاری و تقلب آسیب پذیر باشند.

ششم، افراد اغلب برای گیج‌کردن، یا نگهداری و کنترل از راه دور از دیگران به عنوان راهی برای نگه داشت آنها در ترس و تحدید و در انطباق با تعریف موقعیت از یک وضعیت، تلاش می‌کنند. بنابراین، چنین پیچیده‌سازی و گیج کردنی به صورت اولیه برای آنهایی که در مقام و موقعیت بالاتری هستند، محدود می‌شود.

هفتم، افراد به دنبال این هستند که نمایش خود را واقعی جلوه دهند و از انتقال یک حس تمهیدی و تدبیری اجتناب می‌کنند. از این رو افراد، باید ارتباط برقرار کنند یا حداقل برای دیگران صمیمی و طبیعی و خود به خودی به نظر آیند.

تعریف کلی موفقیت

این روش‌ها برای به نتیجه رساندن یک نمایش موفق و به موجب آن ایجاد یک تعریف کلی از موفقیت برای جامعه‌شناسی کافمن مركزی هستند. آنها در آثار بعدی شرح و بسط داده می‌شوند. اما کافمن هرگز ایده اساسی تنظیم کنش متقابل را، که تلاش افرادی است که نمایش‌شان را هماهنگ می‌کنند، حتی به صورت دستکاری شده یا فریفته شده به خاطر حفظ تعریف خاص از موقعیت، ترک نکرده است.

مفهومِ گروهه

کافمن مفهوم «گروهه» را برای مشخص کردن نمایش‌هایی که توسط افرادی که باید همکاری کنند برای تاثیر‌گذاری بر یک تعریف خاصی از موقعیت، ارایه می‌دهد. اغلب دو “گروهه” باید نمایش‌ها را برای همدیگر ارایه دهند، اما به صورت خیلی معمولی یکی “گروهه” ایفا کننده نمایش را تشکیل می‌دهد و گروه دیگر حضار را تشکیل می‌دهد، “گروهه” ایفا کننده نقش، معمولاً بین دو منطقه در حرکت است، منطقه‌ی جلوی صحنه، یا جلوی نمایش، جایی که آنها نمایش‌هایشان را قبل از حضار هماهنگ می‌کنند، و دیگری پشت صحنه یا پشت‌پرده است جایی که افراد “گروهه” می‌توانند در آرامش باشند.

همچنین کافمن مفهوم «خارج از صحنه» یا منطقه باقی مانده‌(بیرون)‌ که فراسوی جلوی صحنه و پشت صحنه است معروفی می‌كند. رفتارهای جلوی صحنه مؤدبانه است، حفظ ادب مناسب برای نمایش “گروهه” (برای مثال: فروش ماشین، صرف غذا، ملاقات دانش آموزان، و غیره‌… ) در حالی که رفتارهای پشت صحنه خیلی غیر رسمی است و به نحوی آمده‌سازی “گروهه”  برای حفظ همبستگی و روحیه اجرایی  “گروهه” است. وقتی بیرونی‌ها یا اعضای حضار سرزده وارده بین افراد پشت صحنه شوند، تنش، پدیدار می‌شود چون اعضا گروه در نقش‌های غیر نمایشی خود هستند.

نمایش گروهه

مشکل اساسی تمام نمایش “گروهه”، حفظ تعریف خاص از موقعیت در مقابل حضار است. این مشکل هنگامی که تفاوت‌های پایگاهی یا مرتبه‌ای زیاد در بین اعضاء “گروهه” وجود دارد، یا هنگامی که “گروهه” اعضای زیادی داشته باشد، یا هنگامی که جلو صحنه و پشت صحنه به صورت مشخصی تفکیک نشده باشد، و هنگامی که “گروهه” باید برخلاف اطلاعات به خودی خود، تصویر خود را پنهان کند، برجسته می‌شود.

برای مقابله کردن با این مشکلات، کنترل اجتماعی در بین اعضای “گروهه” لازم است. چنین کنترلی هنگامی به دست می‌آید كه اعضا در پشت صحنه‌اند و مشغول فعالیت‌های افزایش روحیه‌ای هستند مثل‌: بدنام كردن حضار، شوخی با یکدیگر، مخاطب قرار دادن غیر رسمی، و درگیر شدن در بحث صحنه (بحث در مورد نمایش در روی صحنه). این کنترل وقتی که آنها روی صحنه‌اند توسط رفتارهای منطقه‌ای که شامل ارتباط ظریفی بین اعضاء “گروهه” هست که امید وارند حضار متوجه نشوند، حاصل می‌شود.

نقض اجرای نمایشی

نقض اجرای نمایش زمانی رخ می‌دهد که اعضاء “گروهه” طوری رفتار کنند که تعریف موقعیتی را که توسط اجراء گروهه ایجاد شده بود را به چالش بکشند. تلاش برای جلوگیری از چنین اتفاق‌هایی شامل تلاش‌های بیشتری می‌شود در کنترل اجتماعی، مخصوصاً تاکید بر پشت صحنه؛

  1. نشان دادن وفاداری به گروهه و نه به حضار
  2. تمرین کردن دور اندیشی و پیش بینی مشکلات درونی با گروهه یا با حضار.

اعضای گروهه در کنترل اجتماعی توسط حضار کمک می‌شوند، حضار یعنی کسانی که:

  1. تمایل دارند که از پشت صحنه دور بمانند.
  2. بی طرف عمل کنند وقتی که در معرض رفتارهای پشت صحنه قرار می‌گیرند.
  3. به طور استادانه‌ای آداب معاشرت را به کار گیرند‌(نمایش دادن توجه کامل و علاقه‌مندی‌شان، جلوگیری از نمایش نقش‌های پنهانی شان، اجتناب کردن از آبروریزی) برای اجتناب از یک صحنه با “گروهه”.
کافمن و کنش متقابل

کافمن می‌گوید؛ آنچه که در مورد گروهه و حضار درست است در مورد افراد نیز صادق است. كنش متقابل در بر گیرنده‌ی نمایشی برای دیگران یعنی کسانی که حضار را تشکیل می‌دهند، است. فرد به دنبال این است که نقش بازی کند در جلوی صحنه و در آرامش باشد

هنگامی که در پشت صحنه است. مردم تلاش سختی می‌کنند برای اجتناب از اشتباه یا آبروریزی که می‌تواند تعریف موقعیت را نقض کند؛ و به آنها در این تلاش توسط دیگران در حضور حضارشان یعنی کسانی که درایت و معاشرت را تمرین می‌کنند برای اجتناب از صحنه، کمک می شود.

این‌ها موضوع‌ها « نمود خود» هستند، و بیشتر آثار کافمن نشانگر ظرافت مفهومی آنهاست. مفهوم «گروهه» كم رنگ می‌شود، ولی مدل عمومی این موضوع‌ها را در نظریه كنش متقابل بین افراد شرح می‌دهد.

موقعیتِ مشروط به دیگران

دیدگاه کافمن از خود خیلی موقعیتی و مشروط به پاسخ دیگران هست. با وجود اینكه یکی از فعالیت‌های اصلی بازیگران در یک موقعیت این است که خود را به شیوه‌ای خاص نشان دهند. کافمن در مورد خود انگاره « درونی» یا «انتقالی» که قسمتی از « شخصیت» افراد است، خیلی نامطمین بود. او تقریباً در تمام آثارش، به عدم تأکیدی که افراد بر «شخصیت زیر ساختی» یا هویتی که از یک موقعیت به موقعیت دیگر برده می‌شود دارند، توجه کرده است.

در آخرین کتاب بزرگش«تحلیل چهارچوب» او استدلال کرده است که مردم اغلب در كنش متقابل فرض می‌کنند که خود وانمودی آنها، یک نگاه اجمالی به صورت منسجم‌تر و درون فردی‌تر فراهم کرده است، ولی در واقعیت، این به طور ساده تصور مردم است زیرا « هیچ دلیلی برای فکر به این که تمام این یافته‌ها كه فرد در مورد خودش فراهم می‌كند‌، با تمام ویژگی‌های موقعیت کنونی او و شیو‌ه‌های که او در موقعیت‌های دیگرش هست اشتراک زیادی ندارد.»

با این حال، حتی اگر هیچ خود درونی یا انتقالی وجود نداشته باشد، تلاش‌های مردم برای ارایه تصویری از خودشان در موقعیت‌های خاص و پاسخ دیگران به این نمایش در تمام رویارویی‌ها به صورت پویایی درونی است. افراد همواره نشانه‌های رفتاری را که تصویرهایی از خودشان را به عنوان افراد خاص، یا به عبارتی‌« نمود خود»‌ طرح‌ریزی می‌کنند را حذف می‌کنند، آنها به «‌‌‌اجرای نمایش‌ها» مایل ترند.

الگوی اعمال شفاهی در نظریه کافمن

در رویارویی‌ها، یک فرد بیرون از خطی که هست عمل می‌کند، چنانكه، به الگوی اعمال شفاهی و غیرشفاهی که به وسیله‌ی آن دیدش را از موقعیت بیان می‌كند و به این سبب، ارزشیابی‌اش از حضار را، و مخصوصاً از خودش را توضیح می‌دهد.

در گسترش یک خط، فرد یك چهره‌ای که «ارزش مثبت اجتماعی را به طور مؤثری برای خودش، توسط خطی که دیگران فرض کرده‌اند را می‌خواهد که او آن را در طی یک ارتباط خاص معرفی می‌كند».

افراد تلاش می‌کنند که در یک چهره‌ای بمانند یا آن را حفظ کنند توسط ارایه تصویری از خودشان در تمام خطوط‌شان که توسط پاسخ‌های دیگران حمایت می‌شود. و اگر ممکن باشد توسط مؤسسه‌های غیر شخصی در یک موقعیت حفظ شود. بر عکس، وقتی یک شخص در یک چهره غلط یا خارج از چهره است، حذف خط نامناسب و غیر قابل قبول برای دیگران است. بنابراین، اگر چهره اجتماعی افراد « می‌تواند دارایی بیشتر‌، امنیت متمركز و رضایت‌مندی‌ بیشتر باشد، ولی آن فقط به او از طرف جامعه امانت داده شده است و می‌تواند پس گرفته شود تا زمانی که او خودش را طوری نشان دهد که می‌تواند لیاقت آن را داشته باشد.

نوشته کافمن و نظریه نمایشی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%81%d9%85%d9%86/feed/ 0