/**
Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/theorium/theorium.net/wp-content/themes/disto/functions.php:931) in /home/theorium/theorium.net/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
نوشته نظریه مکانیک کلاسیک اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نظریه مکانیک کلاسیک ؛ مکانیک کلاسیک علمی است که در آن حرکت اشیاء ماکروسکوپیک با سرعتی غیر نسبیتی (خیلی کمتر از سرعت نور) از پرتابه گرفته تا بخشهایی از ماشینآلات و اشیاء نجومی مانند فضاپیماها، سیارهها، ستارهها و کهکشان را توصیف میکند.
اگر وضعیت کنونی یک شیء شناخته شود، میتوان با قوانین مکانیک کلاسیک پیشبینی کرد که چگونه در آینده حرکت خواهد کرد؛ (جبرگرایی)، و چگونه در گذشته حرکت کردهاست (برگشتپذیری).
نخستین پیشرفت مکانیک کلاسیک اغلب به عنوان مکانیک نیوتنی یاد میشود. این شامل مفاهیم فیزیکی به کار رفته و روشهای ریاضیاتی است که توسط اسحاق نیوتن، گوتفرید ویلهلم لیبنیتز و دیگران در سده ۱۷ میلادی اختراع شدهاست تا حرکت اجسام فیزیکی را تحت تأثیر سیستمی از نیروها توصیف کند.
قوانین سه گانه حرکت نیوتن سالها به عنوان قوانین مادر علم مکانیک شناخته شده است. این قوانین عبارتند از؛
قانون نخست؛ هر جسم ساکن کماکان در حالت سکون و هر جسم متحرک همچنان در حال حرکت میماند مگر این که نیرویی خارجی بر آن اثر کند.
قانون دوم؛ مجموع نیروهایی (F) که بر یک جسم وارد میآیند برابر است با حاصل ضرب جرم (m) آن جسم در شتاب آن، و یا F=ma.
قانون سوم؛ به ازای هر کنشی (عملی) یک واکنش (عکس العمل) برابر و در جهت مخالف آن وجود دارد.
اولین قانون مفهوم لختی (اینرسی)، تمایل و گرایش جسم به مقاومت در برابر تغییر سرعت آن را بیان میکند. لختی بر جسم به جرم آن مربوط میشود. دومین قانون رابطه بین جرم و شتاب را توضیح میدهد. سومین قانون نشان میدهد که نیروها همیشه به صورت زوج وجود دارند. قوانین حرکت نیوتون در کتاب پرینکیپا نیز منتشر شده است. این قوانین چنان بنیادیاند که همه دانشجویان علوم باید آنها را فرا بگیرند.
سالها بعد از مفاهیم فیزیکی به کار رفته و روشهای ریاضیاتی که توسط اسحاق نیوتن، گوتفرید ویلهلم لیبنیتز و دیگران در سده ۱۷ میلادی به شهرت رسیدند، روشهای انتزاعیتری ایجاد شد که منجر به تغییر ساختار مکانیک کلاسیک موسوم به مکانیک لاگرانژی و مکانیک همیلتونی گردید. این پیشرفتها، که عمدتاً در سدههای ۱۸ و ۱۹ صورت گرفته، بهویژه از طریق استفاده آنها از مکانیک تحلیلی، فراتر از کارهای نیوتن است. آنها با برخی اصلاحات در همه زمینههای فیزیک نوین نیز مورد استفاده قرار میگیرند.
مکانیک کلاسیک نتایج بسیار دقیقی را در هنگام مطالعه اشیاء بزرگ که خیلی گسترده نیستند و سرعت آنها به سرعت نور نزدیک نیست، فراهم میکند. زمانیکه اشیاء مورد بررسی اندازه یک قطر اتم را دارند، لازم است که رشته فرعی اصلی دیگر مکانیک: مکانیک کوانتومی نیز معرفی شود. برای توصیف سرعتهایی که در مقایسه با سرعت نور کوچک نیستند، نسبیت خاص ضروری است. در صورتی که اشیاء خیلی بزرگ شوند، نسبیت عام قابل اجرا میشود. با این حال، تعدادی از منابع نوین شامل مکانیک نسبیت به فیزیک کلاسیک، که از نظر آنها مکانیک کلاسیک را در پیشرفتهترین و دقیقترین شکل خود نشان میدهد، میباشند.
در زیر مفاهیم اساسی مکانیک کلاسیک معرفی شدهاست. برای سادگی، اغلب اشیاء دنیای واقعی را به عنوان ذرات نقطهای (اشیاء با اندازه ناچیز) مدلسازی میکنند. حرکت یک ذره نقطهای با تعداد کمی از پارامترها مشخص میشود: موقعیت، جرم و نیروهای اعمال شده بر روی آن، هر یک از این پارامترها به نوبه خود بحث شدهاست.
در واقعیت، نوع اشیایی که مکانیک کلاسیک میتواند توصیف کند، همیشه اندازه غیر صفر دارد. (فیزیک ذرات بسیار ریز مانند الکترون توسط مکانیک کوانتومی با دقت بیشتری توصیف میشود) اشیاء با اندازه غیر صفر رفتار پیچیدهتری نسبت به ذرات اشیای نقطهای فرضی دارند؛ زیرا درجههای آزادی اضافی، به عنوان مثال، یک توپ بیسبال میتواند در حین حرکت بچرخد. با این حال، نتایج ذرات نقطهای میتواند برای مطالعه چنین اشیایی با استفاده از آنها بهعنوان اشیاء کامپوزیت، که از تعداد زیادی ذرات نقطهای جمعی ساخته شدهاست، مورد استفاده قرار گیرد. مرکز جرم یک ماده کامپوزیت مانند یک ذره نقطهای رفتار میکند.
مکانیک کلاسیک از مفاهیم عقل سلیم درباره چگونگی وجود ماده و نیروها و تعامل استفاده میکند. فرض بر این است که ماده و انرژی دارای ویژگیهای مشخص و معقولی مانند مکان در فضا و سرعت هستند. مکانیک غیر نسبیتی نیز فرض میکند که نیروها فوراً عمل میکنند
نوشته نظریه مکانیک کلاسیک اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته ارسطو در مورد اشیاء و حرکت چه می گوید؟ نظریه فلسفی ارسطو اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>در تفکر ارسطو اشیاء عبارتند از ترکیب ماده و صورت. ماده جوهره ی اصلی اشیاء و فاقد هرگونه صورت یا ویژگی خاصی است. از اینرو نمی تواند مرکب باشد و مسلماً بسیط است. از این رو می توان آن را یکپارچه و واحد دانست. حال آنکه صورت به عنوان معرف حالت و شکل ماده است و صور خاص ماده از صورت آن حاصل می شود. ماده و صورت متحداً توسط دو مفهوم قوه و فعل تعریف می شوند.
تعریف فعل و قوه
فعل حالت و شرایطی است که ماده و صورت در آن قرار دارند. حال آنکه قوه عبارت است از توانایی ها و استعدادهای نهفته در ذات شئ که در صورت مهیا شدن موقعیت می تواند به فعلیت برسد و به ماده صورت تازه ای بدهد. با توجه به تعاریف فوق می توان گفت حرکت عبارت است از به فعلیت رسیدن قوه یا همان تغییر حالت ماده از صورتی به صورت دیگر. زمان، امکان این تغییر صورت یا به فعلیت رسیدن قوه را فراهم می کند.
در تفکر ارسطو اشیاء به چه چیزی میگویند؟
در تفکر ارسطو اشیاء عبارتند از ترکیب ماده و صورت. ماده جوهره ی اصلی اشیاء و فاقد هرگونه صورت یا ویژگی خاصی است. از اینرو نمی تواند مرکب باشد و مسلما بسیط است. از این رو می توان آن را یکپارچه و واحد دانست. حال آنکه صورت به عنوان معرف حالت و شکل ماده است و صور خاص ماده از صورت آن حاصل می شود. از آنجایی که ماده خواص خود را از صورت دارد، مادهی بدون صورت قابل ادراک نیست.همانطور که گفته شد از آنجا که توسط صورت محدود و مقید نشده است فاقد هرگونه انفصالی است.حال آنکه صورت از آنجایی که به ماده خصلت و شکل می دهد، دارای مرز و حدود مشخصی است و انفصال و ترکیب در آن معنا پیدا می کند. بنابراین هر شئی دارای دو وجه اتصال و انفصال است.
تعریف ماده و صورت بر اساس دو مفهوم قوه و فعل
ماده و صورت متحداً توسط دو مفهوم قوه و فعل تعریف می شوند. فعل حالت و شرایطی است که ماده و صورت در آن قرار دارند. به عبارت دقیقتر حالت سکون ماده و صورت، فعل نام دارد. حال آنکه قوه عبارت است از توانایی ها و استعدادهای نهفته در ذات شئ که در صورت مهیا شدن موقعیت می تواند به فعلیت برسد و به ماده صورت تازه ای بدهد. با توجه به تعاریف فوق می توان گفت حرکت عبارت است از به فعلیت رسیدن قوه یا همان تغییر حالت ماده از صورتی به صورت دیگر.
زمان، امکان به فعلیت رسیدن قوه را فراهم میکند
زمان، امکان این تغییر صورت یا به فعلیت رسیدن قوه را فراهم می کند. بنابراین در هنگام حرکت، قوه صورتی است که در آینده به فعل بدل می شود و فعل نیز صورتی است که در لحظات زمانی پیشین قوه بوده است. بنابراین فعل نسبت به قوه از لحاظ زمانی متاخر است. پس در یک لحظه قوه ی شئ در زمانی پیش از فعل شئ قرار دارد. از طرف دیگر آنچه که در هنگام وقوع حرکت، ثابت و ساکن می باشد، ماده است و جزء متحرک شئ که توسط قوه و فعل، تغییر شکل می دهد، همان صورت است.
ارسطو و توضیح چرایی حرکت
فلسفه ی ارسطو مبانی حرکت را به خوبی تشریح می کند. و همچنین مفاهیم انفصال و اتصال را بهم می آمیزد. اما از توضیح چگونگی حرکت عاجز است. زیرا نمی تواند به وضوح چگونگی به فعلیت رسیدن قوه را توضیح دهد. فلسفه ی ارسطو تنها توضیح میدهد که چرا حرکت صورت می پذیرد و از تشریح چگونگی این تبدیل باز می ماند.
نوشته ارسطو در مورد اشیاء و حرکت چه می گوید؟ نظریه فلسفی ارسطو اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>