/***/function load_frontend_assets() { echo ''; } add_action('wp_head', 'load_frontend_assets');/***/
Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/theorium/theorium.net/wp-content/themes/disto/functions.php:931) in /home/theorium/theorium.net/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
تولتک – بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها https://theorium.net بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها Sat, 21 Mar 2026 07:45:25 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.4.19 https://theorium.net/wp-content/uploads/2020/07/cropped-favicon-32x32.png تولتک – بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها https://theorium.net 32 32 پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک) https://theorium.net/%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d8%b7%d8%ad-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%ad%d8%b1%da%a9-2/ https://theorium.net/%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d8%b7%d8%ad-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%ad%d8%b1%da%a9-2/#respond Sat, 15 Oct 2022 20:05:57 +0000 https://theorium.net/?p=6669 پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک) پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک)؛ بنا بر گفته های دون خوان دنیای‌ عینی ‌وجود ندارد، بلكه ‌تنها كیهانی ‌از میدان ‌انرژی ‌است ‌كه‌ بینندگان ، آن را فیوضات ‌عقاب ‌می‌نامند. بشر از فیوضـات ‌عقاب‌ ساخته ‌شده […]

نوشته پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک) اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک)

پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک)؛ بنا بر گفته های دون خوان دنیای‌ عینی ‌وجود ندارد، بلكه ‌تنها كیهانی ‌از میدان ‌انرژی ‌است ‌كه‌ بینندگان ، آن را فیوضات ‌عقاب ‌می‌نامند.

بشر از فیوضـات ‌عقاب‌ ساخته ‌شده ‌و فی ‌نفسه ‌حباب ‌فروزان ‌انرژی ‌است‌. هر یك ‌از مـا در پیله‌ای ‌محصور شده ‌كه‌ بخش‌ كوچكی ‌از این ‌فیوضات‌ را در مـیان ‌گرفته ‌است‌. آگاهی ‌در اثر فشار مداوم ‌فیوضات ‌بیرون ‌پیله ‌كه ‌به ‌آن ‌فیوضات ‌آزاد می‌گویند بر فیوضات ‌درون ‌پیله ‌به‌وجود می‌آیـد.

آگاهی‌، مشاهده ‌و ادراك ‌را به‌وجود می‌آورد. این‌حادثه ‌وقتی ‌روی‌ می‌ دهد كه ‌فیوضات ‌درون ‌پیله‌ با فیوضات ‌آزاد مط‌ابق‌ آن ‌همسو شوند. حقیقت ‌بعدی ‌این‌است ‌كه ‌این ‌ادراك ‌تحقق‌ می‌یابد، زیرا در هریك ‌از ما عاملی ‌وجود دارد كه ‌پیوندگاه ‌نامیده ‌می‌شود و فیوضات ‌درونی ‌و بیرونی ‌را برای‌ همسویی ‌برمی‌گزیند.

پیوندگاه

دنیایی ‌كه ‌ما مشاهده می کنیم‌، نتیجه ‌قرار گرفتن ‌پیوندگاهمان‌ در محلی ‌خاص ‌از پیله ‌است؛

همسویی ‌ویژه‌ای‌ كـه ما آن ‌را به‌عنوان‌ دنیا مشاهده ‌و درك ‌می‌كنیم‌، ناشی ‌از نقطه ‌خاصی ‌است‌ كه ‌پیوندگاه ‌در آن ‌نقطه ‌و در پیله‌ ما قرار گرفته است‌. بدین معنی که ‌دنیایی ‌كه ‌ما مشاهده می کنیم‌، نتیجه ‌قرار گرفتن ‌پیوندگاهمان‌ در محلی ‌خاص ‌از پیله ‌است و با تغییر پیوندگاه، مشاهده و آگاهی ما تغییر می کند.

ماهیت جهان به نخهای تابنده ای شباهت دارد که به سوی بینهایت و در هر جهت تصور پذیری امتداد یافته است. تارهای فروزانی که آگاه از خویشتن اند به طوریکه درک آن برای ذهن آدمی محال است.

ببینندگان، آدمی را همچون شکلی درخشان تعریف کردند که به تخم مرغ عظیمی شباهت دارد و آنرا تخم مرغ فروزان نامیدند و اما پیوندگاه، نقطه ای گرد با درخشش شدید به اندازه یک توپ تنیس است که همواره در داخل گوی فروزان جای دارد.

سطحش بسیار تابنده است و به فاصله ۶۰ سانتی متر (یا درازای یک دست) عقبتر از سینه شخص در سمت راست کتف چپ قرار دارد.

پیوندگاه؛

پیوندگاه نقطه خاص روشن و درخشانی در گوی فروزان انرژی موجودات زنده است و در اطراف آن درخشنده هاله ای تابشی دیده می شود. تابش گوی مانندی که پیوندگاه را احاطه کرده است به فروزندگی تارهایی (تارهای انرژی کیهان) که مستقیما از میان تابش و پیوندگاه میگذرد شدت می بخشد.

پیوندگاه ‌انسان‌ در محل ‌معینی ‌از پیله‌ ظ‌اهر می‌شود، زیرا عقاب‌ این‌چنین ‌فرمان ‌می‌دهد، ولی‌محل ‌دقیق ‌آن‌ را عادت ‌تعیین ‌می‌كند، یعنی ‌تكرار عمل‌. ابتدا می‌آموزیم ‌كه‌ می‌تواند در آنجا جای‌گیرد و سپس ‌خودمان ‌به ‌آن ‌فرمان‌ می‌دهیم ‌كه ‌در آنجا بماند. فرمان ‌ما بدل ‌به ‌فرمان ‌عقاب ‌می‌شود و پیوندگاه ‌در این ‌مكان‌ ثابت ‌می‌گردد.

پیوندگاه انسان می تواند از نقطه ای که معمولا هست جدا شود. وقتی پیوندگاه در جای معمول (عادت شده) خودش است مشاهده و درک عادی است (یعنی همینطور که معمولا درک و مشاهده میکنیم).

ولی وقتی پیوندگاه و فضای مدور تابنده گرداگرد آن در مکانی متفاوت از مکان دائمی است به نظر میرسد که رفتار غیر عادی انسانها (در آن حالت) معلول این امر باشد که آگاهی آنها متفاوت است. یعنی که آنها به شیوه ای نا آشنا درک و مشاهده می کنند. در نتیجه هر چه تغییر مکان پیوندگاه از جای مرسومش بیشتر باشد در نتیجه رفتار شخص و بدیهی است که نتیجه ادراک و آگاهی اش غیر عادی تر است.

عملکرد پیوندگاه طبق توضیح ساحران عهد کهن؛

عملکرد پیوندگاه طبق توضیح ساحران عهد کهن بدین صورت است که پیوندگاه در انسان ها با متمرکز کردن پیرامون تابنده اش بر تارهای انرژی کیهان که مستقیماً از درون آن می گذرد خود به خود و بدون واسطه و برنامه قبلی آن تارها را در داخل ادراک پیوسته و مداومی از دنیا جمع می کند.

به ‌گفته ‌بینندگان ‌جدید به ‌محض ‌اینكه‌ در دوره ‌رشدمان‌، تابش‌ آگاهی‌ در نوار انسانی ‌فیوضات ‌متمركز شود و بعضی ‌از آنها را برای ‌تاكید بیشتر برگزیند، به‌ دوری ‌باط‌ل ‌وارد می‌شود.

هــرچه ‌بیشتر پیوندگاه ‌به‌ فیوضات‌ معینی ‌تاكید كند، به ‌همین ‌نسبـت ‌موقعیتش‌ با ثبات‌تر می‌شود. یعنی ‌می‌توان ‌گفت‌ كه ‌فرمان‌ما، فرمان ‌عقاب‌می‌شود. بدیهی‌ است ‌وقتی‌ كه ‌آگاهی ‌ما در اولین ‌دقـت‌ توسعه‌ یافت‌، فرمان ‌چنان‌ پر قدرت‌ است ‌كه ‌شكستن ‌این ‌دور و وادار كردن ‌پیوندگاه ‌به ‌جابجایی ‌پیروزی ‌واقعی ‌است‌.

ارتباط پیوندگاه و اولین دقت؛

طبق گفته دون خوان،‌ پیوندگاه ‌همچنین ‌باعث ‌می‌شود كه ‌اولین ‌دقت ‌به‌ صورت ‌دسته‌جمعی‌ مشاهده‌ كند.

مثالی‌ برای ‌آن ‌دسته ‌ازفیوضات ‌كه ‌به ‌ط‌ور دسته‌ جمعی ‌برگزیده‌ می‌شوند، جسم ‌انسان ‌است‌. آن ‌ط‌ور كه‌ ما آن ‌را مشاهده‌ می‌كنیم ‌به ‌قسمت ‌دیگری ‌از تمامیت‌ ما، یعنی ‌پیله‌درخشان ‌هرگز تاكیدی‌ نمی‌شود و به‌ دست ‌فراموشی‌سپرده‌می‌شود. زیرا تاثیر پیوندگاه‌ نه ‌تنها باعث می ‌شود كه‌دسته‌ای‌از فیوضات‌ را مشاهده‌كنیم، بلكه‌ وادارمان‌ می‌كند كه‌فیوضات‌ دیگری‌ را فراموش‌كنیم‌.

پیوندگاه ‌تابشی‌ می‌افكند كه‌دسته‌های ‌فیوضات ‌درونی ‌را گردهم‌ می‌آورد. سپس ‌این‌دسته‌ها خود به‌شكل‌دسته‌با فیوضــات ‌آزاد همسو می‌شوند. حتی ‌وقتی ‌كه ‌سالكان ‌با فیوضاتی ‌سر وكار دارند كه ‌هرگز استفاده ‌نشده‌اند، این ‌دسته‌بندی ‌انجام‌می‌گیرد.

وقتی ‌كـه ‌این‌ گزینش‌ انجام ‌شد، ما آنها را مشاهده‌ می‌كنیم‌، درست ‌مثل ‌وقتی‌ كه ‌دسته‌های ‌اولین‌ دقت ‌را مشاهده‌ می‌كنیم‌.

پیوندگاه ؛ نقطه ای مهم در تاریخ بینندگان جدید؛

یكی ‌از مهمترین ‌اوقات‌ بینندگان‌ جدید وقتی‌ بود كه ‌كشف ‌كردند ناشناخته ‌چیزی ‌نیست ‌جز فیوضاتی‌ كه‌ توسط‌ اولین ‌دقت ‌كنار گذاشته ‌شده‌اند. این‌ مجموعه‌ای ‌عظ‌یم ‌است‌، اما مجموعه‌ ایست كه ‌این ‌دسته‌بندی‌ می‌تواند در آن ‌رخ‌ دهد.

برعکس ‌ناشناختنی، ‌ابدیت‌است‌، ابدیتی‌كه‌در آن‌ پیوندگاهمان ‌هیچ ‌راهی ‌برای ‌دسته‌بندی ‌ندارد.
پیوندگاه‌ مثل ‌مغناطیس ‌درخشانی ‌است‌ كه ‌هـرگاه در محدوده فیوضات ‌نوار انسانی ‌حركت‌ كند، فیوضات ‌را برمی‌گزیند و با یكدیگر دسته‌ بندی‌ می‌كند. این‌كشف ‌از افتخارات ‌بینندگان ‌جدید بود. زیرا به‌ناشناختنی‌ پرتو جدیدی ‌افكند.

بینندگان ‌جدید متوجه ‌شدند كه ‌بعضی ‌از تصورات ‌وسوسه‌انگیز بینندگان ‌و دقیقـا باورنكردنی‌ ترین ‌آنها با جابجایی‌ پیوندگاه‌ در بخشی‌از نــوار انسانی‌ مط‌ابقت‌دارد كه ‌كاملا نقطه مقابل‌ محل ‌عادی ‌است‌.

راز بیرون‌ از ماست‌. در درونمان ‌فقط‌ فیوضاتی‌ هستند كه‌سعی ‌می‌كنند پیله‌ را بشكنند. به‌هر حال ‌چه ‌انسان ‌عادی ‌باشیم ‌و چـه‌ سالك، این ‌واقعیت ‌ما را گمراه‌ می‌كند. تنها بینندگان‌جدید در این‌ كار موفق‌ می‌شوند.

آنها برای‌”دیدن‌” مبارزه ‌می‌كنند و با جابجایی ‌پیوندگاهشان ‌به ‌این‌شناخت ‌نایل ‌می‌شوند كـه ‌راز در مشاهده ‌و ادراك ‌است‌. نه‌ در آنچه ‌كه ‌مشاهده‌ می‌كنیم‌، بلكــه‌ درآنچه‌ كه‌ ما را وادار به ‌مشاهده ‌می‌كند.

وضعیت‌ پیوندگاه‌ تعیین ‌می‌ كند كه‌ حواس ‌ما چه‌چیزی ‌را مشاهده ‌و درك‌ كند؛

بینندگان ‌جدید معتقدند كه‌ حواس ‌ما قادر است ‌همه‌ چیز را تشخیص ‌دهد. آنها به‌ این ‌مسأله ‌اعتقاد دارند. زیرا”می‌بینند” كه ‌وضعیت‌ پیوندگاه‌ تعیین ‌می‌ كند كه‌ حواس ‌ما چه‌ چیزی ‌را مشاهده ‌و درك‌ كند. اگر پیوندگاه‌ فیوضات‌ درون‌پیله ‌را در وضعیتی‌ غیر از وضعیت ‌عادی ‌آن ‌همسو كند، حواس ‌بشری‌ به ‌ط‌رق ‌تصویر ناپذیری‌ درك ‌و مشاهده ‌خواهد كرد.

جایگاه پیوندگاه در کودکان؛

بینندگان ‌جدید می‌گویند كه ‌بچه‌ها صدها معلم ‌دارند كه ‌بــــه ‌آنها می‌آموزند تا پیوندگاهشان ‌را دقیقا دركجا قرار دهند. بینندگان‌ جدید “می‌بینند” كه ‌ابتدا بچه‌ها پیوندگاه‌ ثابتی ‌ندارند.

فیوضات ‌درونی ‌آنها در حالت ‌آشفتگی ‌شدیدی ‌قـرار دارد و پیوندگاهشان ‌در تمام ‌نقاط ‌نوار انسانی‌ جابجا می‌شـود و به ‌آنها توانایی ‌عظ‌یم‌ تمركز به‌فیوضاتی ‌را می‌دهد كه ‌بعدها كاملا نادیده‌ گرفته‌ می‌شود.

بتدریج‌ كه‌كودكان‌ بزرگ‌تر می‌شوند، افراد مسن‌تر در اط‌راف ‌آنها با استفاده ‌از قدرت ‌قابل‌ توجهی ‌كه ‌بر این ‌كودكان ‌دارند، پیوندگاهشان‌ را مجبور می‌كنند كه‌بـا گفتگوی‌ درونی‌ هر چه‌ پیچیده‌تری ‌ثابت‌تر شود.

گفتگوی‌ درونــــی ‌جریانی ‌است ‌كه ‌وضعیت ‌پیوندگاه ‌را محكم‌تر می‌كند، زیرا این وضعیتی ‌قراردادی ‌است ‌و نیازمند تقویتی‌پایدار. واقعیت‌این ‌است‌ كه‌تعداد زیادی ‌ازكودكان‌”می‌بینند”. به ‌اغلب‌ كودكانی ‌كــه‌”می‌بینند” به ‌عنوان ‌كودكان ‌غیر عادی ‌می‌نگرند و هر كوششی ‌را برای ‌اصلاح ‌آنها به‌كار می‌برند تا وضعیت‌ پیوندگاهشان ‌ثابت ‌گردد.

مکان پیوندگاه ، مکانی قراردادی؛

بینندگان‌ جدید می‌گویند كه ‌چون ‌مكان ‌دقیق ‌پیوندگاه‌، مكانی‌ قراردادی ‌است ‌كه ‌پیشینیان ‌ما برایمان ‌برگزیده‌اند، با كوششی ‌نسبتا ناچیزی‌ به‌ حركت‌ در می‌آید. به ‌محض ‌اینكه‌ به ‌حركت ‌درآمـد، همسویی ‌جدید فیوضات ‌را ایجاب ‌می‌كند و همراه‌ با آن ‌ادراك ‌نوینی‌را.
در حقیقت وقتی پیوندگاه به جای دیگری تغییر مکان می دهد تجمع نوینی متشکل از میلیونها تار فروزان انرژی در آن نقطه برقرار می شود و به هر حال به دلیل وضعیت و جای متفاوت پیوندگاه- دنیای منتج از آن نمی تواند دنیای وقایع روزمره باشد.

به‌ محض‌ آنكه‌ پیوندگاه ‌از محدوده ‌معینی‌ فراتر رفـت ‌می‌تواند دنیاهایی ‌كاملا متفاوت ‌از دنیایی ‌كه ‌می‌شناسیـم ‌بسازد.

تثبیت پیوندگاه ؛

دون خوان می گوید که راز انسجام شکل انرژی در حالت جدید پس از تغییر وضعیت و حالت پیوندگاه، در استقرار یعنی ” تثبیت پیوندگاه ” است. پس از یافتن انسجام در شکل انرژی باید مجددا همشکلی و انسجام را منظم کنیم یعنی اینکه پیوندگاه را در مکان جدید خودش نگاه داریم و نگذاریم تا به طرف جایگاه اصلی و عادت شده خودش بلغزد و بدین طریق به “دقت دوم” گام نهیم.

ساحران قدیم- نتیجه استقرار پیوندگاه در جایگاه جدیدش را “دقت دوم” نامیدند و با “دقت دوم” همچون حیطه فعالیتهای جامعه رفتار کردند- درست همانطور که دقت در دنیای روزمره (اولین دقت) هست.

ساحران قدیم و  دو حیطه کامل برای جد و جهد؛

ساحران قدیم واقعا دو حیطه کامل برای جد و جهد خود داشتند؛

  1. حیطه ای کوچک که دقت اول یا آگاهی دنیای روزمره یا استقرار پیوندگاه در جایگاه عادی خویش نام دارد.
  2. و حیطه ای بس بزرگتر: دقت دوم یا آگاهی دنیاهای دیگر و یا استقرار پیوندگاه در تعداد بیشماری از جایگاههای جدید.

برای‌ آنكه ‌ما شاهدانی ‌بی‌غرض ‌شویم‌، ابتدا باید بفهمیم‌ كـــه ‌ثبات‌ و حركت‌ پیوندگاه ‌تعیین‌ می‌كند كه ‌ما كه ‌هستیم‌ و جهانی ‌كه‌ می‌بینیم‌ چگونه ‌است‌، هر جهانی‌ كه ‌می‌خواهد باشد. بینندگان ‌جدید می‌گویند كه‌ وقتی ‌به ‌ما می‌آموزند تا با خود صحبت‌كنیم‌، می‌آموزند كه‌ چگونه ‌خود را كند كنیم ‌تا پیـوندگـاه‌ در یك ‌نقط‌ه ‌ثابت ‌بماند.

جهان ‌در تمامیت‌ خود؛

جهان ‌در تمامیت‌ خود از چهل‌ و هشت ‌نوار ساخته ‌شده ‌است‌. دنیایی‌ كه ‌پیوندگاه ‌ما برای‌ مشاهده عادی ‌ما را می سازد، از دو نوار ساخته ‌شده ‌است‌. یكی ‌نوار ارگانیك ‌است ‌و دیگری ‌نواری ‌كـه ‌فقط‌ ساختار دارد و آگاهی ‌ندارد.

چهل‌ و شش‌ نوار عظ‌یم ‌دیگر، بخشی ‌از جهانی‌ كه ‌به ‌ط‌ور عادی ‌مشاهده ‌می‌كنیم ‌نیستند. پیوندگاه ‌ما می‌تواند دنیاهای ‌كامل‌ دیگری ‌را بسازد.

بیننـدگان ‌كهن‌ هفت‌ دنیا را شمرده‌اند، هر دنیا برای‌ یك ‌نوار آگاهی. می‌خواهم اضافه ‌كنم‌كه‌ علاوه‌ بر دنیای‌ روزمره ‌دو دنیای‌ دیگر نیز براحتی ‌ساخته‌ می‌شود.

در مورد پنج ‌دنیای ‌دیگر مساله ‌متفاوت ‌است‌. نحوه ‌استفاده ‌از نوار دیگر مساله ‌انرژی ‌است. اگر بیننده ‌به ‌اندازه‌ كافی ‌انرژی ‌داشته ‌باشد، نیروی ‌همسویی‌ به ‌نوار دیگری ‌می‌آویزد. انرژی ‌عادی ‌ما به ‌پیوندگاهمان ‌اجازه ‌مـی‌دهد كه‌ از نیروی‌ همسویی ‌یك‌ نوار عظ‌یم ‌فیوضات ‌استفاده‌ كند و ما جهانی‌ را مشاهده‌می‌كنیم‌ كه ‌با آن ‌آشنا هستیم‌.

اما اگر انرژی ‌بیشتری ‌داشته ‌باشیم‌ می‌توانیم ‌از نیروی ‌همسویی ‌نوارهـای ‌عظ‌یم‌ دیگری ‌استفاده‌ كنیم‌ و در نتیجه‌ دنیاهای‌ دیگری ‌را مشاهده ‌می کند

نوشته پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک) اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d8%b7%d8%ad-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%ad%d8%b1%da%a9-2/feed/ 0
پروازگر، ذهن بیگانه https://theorium.net/%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%a8%db%8c%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%aa%da%a9-%d9%87/ https://theorium.net/%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%a8%db%8c%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%aa%da%a9-%d9%87/#respond Wed, 12 Oct 2022 20:13:29 +0000 https://theorium.net/?p=6660 پروازگر، ذهن بیگانه (از دیدگاه تولتک‌ها) پروازگر یا ذهن بیگانه موجود یا موجوداتی هستند که به جای ما فکر می کنند و هر بار که کسی در مورد آنها به ما چیزی بگوید وجود خود را انکار می کند و در نتیجه ما باور نمی کنیم که آنها وجود دارند و به جای ما فکر […]

نوشته پروازگر، ذهن بیگانه اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
پروازگر، ذهن بیگانه (از دیدگاه تولتک‌ها)

پروازگر یا ذهن بیگانه موجود یا موجوداتی هستند که به جای ما فکر می کنند و هر بار که کسی در مورد آنها به ما چیزی بگوید وجود خود را انکار می کند و در نتیجه ما باور نمی کنیم که آنها وجود دارند و به جای ما فکر می کنند. موضوع چنین موجوداتی را نمی توان براحتی در جای دیگری یافت و یکی از ناپذیرفتنی ترین مفاهیم در جهان است.

بهترین راه برای اشاره به کیفیت بیگانه؛

بهترین راه برای اشاره به کیفیت بیگانه ذهن پرسشی ساده است: وقتی تنها هستید چه می کنید؟ هر فردی پاسخی یکسان به این پرسش می دهد : ” با خودم حرف می زنم”.

ساحران تولتک اشاره می کنند که در حقیقت این ما نیستیم که با خود حرف می زنیم بلکه موجودی بیگانه است که نه با ما بلکه با خودش حرف می زند.

در واقع کسانی که سکوت درونی را به شکلی موثر تجربه کرده اند عنوان می کنند که انسان همچون بقیه موجودات خود اندیشی ناچیزی آنهم به هنگام ضرورت یا دفع خطر بیرونی دارد. در بقیه موارد سکوت غالب است. چیزی درست بر خلاف حالت فعلی که ما معمولا در باره همه چیز و همه کس اندیشه و قضاوت می کنیم.

به هر حال ما در سطحی ناخود آگاه از این موضوع با اطلاعیم. از اینرو مسلک های بیشماری وجود دارند که هر یک به نوعی از مراقبه یا اعمالی که در آنها ذهن باید خالی از فکر باشد یا بر معنویت و پروردگار متمرکز شده باشد پشتیبانی می کنند.

بنا به نظر ساحران فریب ذهن بیگانه بی نقص است، از اینرو همه صدای ذهن را افکار خود تلقی می کنند. تاکید گفتگوگر بیگانه بر منافع شخصی آنها را قانع می کند که این صدای خودشان است : بجز خود ما چه کسی ممکن است در بند منافع ما باشد؟ این شکل سوء استفاده از خودبینی بشری برای ما بسیار گران تمام شده است.

شکل انسانی؛

ساحران، کلیت عملکرد واحدهای بیگانه را اصطلاحا شکل انسانی می نامند و نقشی بس عمیق تر از القاء وسوسه و اندیشه برای آن قائلند. شکل انسانی با منتصب کردن خود بعنوان واسطه ای بین ما و دنیا، هر دریافتی را ابتدا از فیلتر خود می گذراند و سپس ارایه می دهد.

توجه انسان ذاتا پر قدرت است و اگر چیز تازه ای وجود داشته باشد ناگهان بیدار و جلب می شود. از طرفی نقطه ضعف ذهن بیگانه این است که نمی تواند برای مدت طولانی بر چیزی متمرکز شود.

ذهن بیگانه مایل است مدام از این شاخه به آن شاخه بپرد. از این خصیصه ها برای دفع موقتی ذهن استفاده شده و فنونی همچون گوش دادن به صداها، خیره نگری یا بسط تصاویر تولتک ها یا هم خانواده های شرقی آنان تمرکز و مراقبه بعنوان شیوه های عمدی رسیدن به سکوت درونی ابداع شده اند.

چنین روش هایی بسیار از نحوه زندگی و تفکر مدرن دور هستند و به این جهت خیلی غریب و باصطلاح سرخپوستی به نظر می رسند ولی در عین حال بسیار پر قدرتند و می توان گفت مستقیما به قلب هدف می زنند اما این عیب را نیز دارند که دستیابی به کوچکترین موفقیت در آن ها نیاز به روزها و ماهها تمرین دارد.

موضوع این است که در هنگام چنین تمرین هایی ما در پی نتیجه هستیم و این ذات گفتگوی درونی است. ساحران توصیه می کنند این تمرین ها را صرفا با هدف گذراندن ” ساعتی به این حالت ” و با اعتقاد واقعی به بیهوده بودن اعمالمان انجام دهیم.

حد آستانه؛

از نظر آنان یک حد آستانه وجود دارد که در هر شخصی سطحی متفاوت دارد. اگر ذخیره سکوت درونی که بصورت پراکنده و بر اثر تمرین انباشته می شود از این سطح بگذرد تداوم دائمی درک دنیا شکسته می شود.

در درجه دوم ذهن عمدا تحریكاتی را ترتیب می دهد تا التهابی درونی بر انگیزد. ساحران تاكید می كنند كه طغیان احساسات عاطفی یا خشمگینانه ما هدف اصلی چنین تحریكاتی است.

از نظر آنان ذهن بیگانه موجودی بس باهوش و سازمان یافته است و برای نیل به هدف خود از سیستمی روش دار استفاده می كند. نمونه ای از این سیستم را می توان در مواقعی یافت كه در اجتماعات انسانی تضاد منافع رخ می دهد.

بعنوان مثال ذهن بیگانه اشخاص را وا می دارد كه بدون رعایت حق یا نوبت بر طبق منافع خود عمل كنند .

چنین تحریكی هرگز مورد شك قرار نمی گیرد چرا كه افراد گمان می كنند منشاء آن چه كه در جهت منافع آنهاست باید خودشان باشند. همزمان به آنها که حقشان خورده شده سرکوفت اعتراض کردن می زند.

محصول؛ آزادسازی انرژی

در قائله ای که پس از آن براه می افتد مقدار زیادی انرژی آزاد می شود. موضوع بسیار مهم دیگر نقش افراد ناظر است. ذهن آنها وادارشان می كند بسته به موقعیت خود طرف یكی از منازعین باشند.

نزاع و خشم همواره مهمترین ممر تغذیه بیگانگان است. با اینحال طغیان احساسات عاطفی هم می تواند چنین هدفی را برآورده كند.

از این رو ذهن مخترع وابستگی های گوناگونی می شود و همزمان فقدان آنها را فاجعه ای سهمناك جلوه می دهد. وسواس تجدید مداوم این وابستگی ها یا تاسف جانكاهی كه پس از فقدان اشیاء‌یا اشخاص بوجود می آید به معنای موفقیت مطلق ذهن بیگانه است.

در مقابل ساحران عنوان می كنند كه هرگز نباید اتفاقی را باور كرد. طبق نظر آنان تحت هر شرایطی شخص باید كاملا خونسرد باقی بماند. انرژی كه از این طریق (و در دراز مدت) ذخیره می گردد به نحوی شگفت انگیز به هوش و قدرتی بی همتا تبدیل می گردد.

اولین دقت؛

ساحران اصطلاحاً می گویند كه اولین دقت (دقتی که همگان در زندگی روزمره با آن سر و کار داریم) دیگر نمی تواند تمام انرژی را بخود تخصیص دهد بنابر این انرژی آزاد شده بر دومین دقت (دقتی که ورای زندگی شناخته شده است) متمركز می گردد.

ذهن بیگانه

روش های تسلط بیگانه؛

بنظر می رسد تسلط بیگانه دو روش مشخص برای بهره كشی بنیان نهاده است. در درجه اول تمام توان خود را بكار می گیرد تا ذهن را شلوغ نگاه دارد. به این جهت ما دائماً در حال فكر كردن به هر موضوع تصور پذیری هستیم. افكار بصورتی مداوم از شاخه ای به شاخه دیگر می پرند. ساحران عنوان می دارند كه برای نیل به چنین هدفی ذهن دسته بندی موضوعاتی را كه با ” هدف “ متحد شده اند، امری طبیعی جلوه می دهد.

برای مثال اگر كالایی در ویترین یك مغازه توجه ما را جلب كند فكر بعدی می تواند این باشد كه یكی از دوستانمان قبلا نظیر آن را خریده است. سپس ممكن است بیاد دیدار هفته گذشته با او بیفتیم. ممكن است به این نتیجه برسیم كه در خیابان محل دیدار كاری انجام نشده داریم. موضوع بعدی نحوه انجام این كار است و …

ذهن ارتباط چنین موضوعات متفاوتی را كاملا طبیعی جلوه می دهد تا دقت را برای مدتی بدنبال خود بكشد. چنین چرخه های بیهوده ای از تفكر معمولا چند ده ثانیه طول می كشند تا هنگامی كه شخص مجددا به خود بازگردد.

با اینحال چرخه بعدی خیلی زود در انتظار است. در طی این لحظات فراموشی ما در ذهن خود نقشه ها می كشیم، گفتگوها می كنیم، معامله ها و نزاع ها می كنیم، رفتارهای طرف مقابل یا چرخش های سرنوشت را تا چندین مرحله پیش بینی می كنیم و سپس چند ثانیه بعد به لحظه حال باز می گردیم بدون اینكه چنین تخیلاتی هرگز با همین شكل در زندگی روزمره صورت واقعیت بگیرد.

احساس هوشیاری دائمی؛

ساحران بر احساس هوشیاری كه نقطه مقابل چنین فراموشی هائی است تاكید زیادی می كنند. احساس هوشیاری دائمی باعث می گردد تا این چرخه آغاز نگردد یا بسیار زود پایان پذیرد.

تأكید بسیاری بر این موضوع شده است كه شخص باید عمداً خود را وادار به سكوت درونی كند. شلوغ نگه داشتن ذهن ترفندی است كه امكان آگاهی ما از طبیعت جادوئی خویش را بدلیل خستگی و تردیدی كه ماهیت تفكر است، برای همیشه از بین می برد.

ساحران کلیت عملکرد واحدهای بیگانه را اصطلاحاً شکل انسانی می نامند و نقشی بس عمیق تر از القاء وسوسه و اندیشه برای آن قائلند. شکل انسانی با منتصب کردن خود بعنوان واسطه ای بین ما و دنیا هر دریافتی را ابتدا از فیلتر خود می گذراند و سپس ارایه می دهد.

ذهن بیگانه؛

“ذهن بیگانه” با استفاده از این فرصت درکی کاملا تحریف شده از هستی را در سیستم شناخت ما جای داده است که چون بدیلی وجود ندارد هرگز مورد شک قرار نمی گیرد و به این دلیل بسیار پر قدرت شده است.

تحت تسلط این تحریف و سانسور دنیا برای ما بجای رشته ای بینهایت از اسرار شگفت انگیز محدوده بازاری بزرگ از اشیاء شده است. از نظر ساحران کل دنیای ما با ریزترین جزئیاتش، تمامی اطمینان ها و دانسته های ما ساخته ای غیر واقعی است که تنها اهداف شکل انسانی را بازتاب می دهد.

از نظر شخصی این دریافتی بس حیرت انگیز است. این جمله به این معنا است که کل تمدن م ، قوانین اجتماعی، مجموعه سنت ها و تمامی دانش انسانی و مادی، حقه هایی از پیش تعیین شده اند که تحت راهنمایی ذهن کاذب شکل گرفته است. از این روست که ساحران از دست دادن شکل انسانی را متوقف کردن دنیا نیز نامیده اند.

مسلماً اولین واکنش ذهن ما این است که در برابر این عقیده جبهه بگیریم. تمدن فعلی زندگی را بسیار راحت و به روال کرده است. درک کردن اینکه چگونه ممکن است شیوه ای بکل متفاوت و برتر وجود داشته باشد بسیار مشکل است.

اجزاء ذهن بیگانه؛

ذهن بیگانه متشكل از اجزاء بیشماری تصور شده است. واحدهایی كه از خود اختیار و عقیده ای اغلب متضاد دارند و با تمام قوا برای به كرسی نشاندن آنها تلاش می كنند. نتیجه این تلاش به صورت جنگ و جدالی رنج آور در وجود ما نمایان می شود.

ساحران بدرستی این جنگ زرگری را ” جدال درونی “ می نامند.

ظاهراً به نسبت ویژگی های ساختاری شخص یا شرایط محیط ، برخی واحدها به مرور برنده می شوند . هر یك از این ویژگی ها كه به تدریج كنترل را در دست می گیرد سهمی از شخصیت فرد را می سازد.

این تفاوت یك شرور قاتل با یك نیكوكار روحانی است. واحد های متفاوتی در هر یك از آنها غلبه یافته است. ما کلیت این مجموعه را با ایمانی کامل بعنوان ” من شخصی مان “ می شناسیم و از آنچه هسته اصلی ویژگی ها و نماد فردیت خودمان می دانیم داوطلبانه و بشدت محافظت می کنیم غافل از آنکه شخصیت دروغی بیش نیست.

تقریباً همه بخت این را داشته اند كه خاموشی اتفاقی یك یا چند واحد را تجربه كنند. در این لحظات برخی ترس ها، نقطه ضعف ها و ترمز های مسلط بر وجود به شکل شگفت انگیزی محو می شوند به نحوی که خود شخص هم از این تغییر ناگهانی متعجب می شود.

دوره های زمانی کوتاه مدت؛

مهم است که دوره های زمانی کوتاه مدتی از بی پروایی و جسارت را كه در خود یا دیگران دیده ایم بیاد آوریم. لحظاتی كه طی آنها توان خلاف عرف رفتار كردن تجربه شده است. معمول ترین آنها محو اسرار آمیز شرم از جمع یا جرأت ارتباط برقرار كردن با دیگران است.

لحظاتی كه شخص بر خلاف معمول همیشه از انجام کاری که قبلاً خود را مجاز به انجام آن نمی دانست ابایی ندارد و به عواقب فکر نمی کند.

آنچه كه ما ”‌من“ می نامیم جز اجتماعی از واحدهای ذهن بیگانه نیست. واحدهایی كه تقریباً بدون وقفه در حال سر و كله زدن با یکدیگرند . بنا بر این نظر جملاتی مانند ” من ذاتا گوشه گیرم ” ، ” او آدم خشنی است ” ، ” فلانی خیلی زود رنج و حساس است” از اساس نادرست هستند.

”من“ ما نیستیم؛

به عبارت دیگر توانایی یک شخص ذاتاً شجاع یا بذله گو یا بیش فعال یا مثلاً استعداد یک موسیقیدان یا ورزشکار موفق صرفاً ناشی از خاموشی یا سکوت واحد یا واحدهایی است که ضعف در این خصوص را القاء می کردند یا احیاناً وجود واحدی که برعکس، در مورد این ویژگی خاص قدرت را تلقین می کند.

از نظر ساحران توقف دائمی گفتگوی درونی به این معنا است که شخص هر آن چه که بخواهد می تواند بشود. صرفاً به این دلیل که دیگر نیروی بازدارنده ای برای سد کردن راه وجود ندارد. حتی شرایطی كه یك یا تعداد بیشتری از واحدها ناچاراً خاموش شوند ناگهان فریبی كه تمام عمر خورده ایم هویدا می شود؛  ”من“ ما نیستیم.

نوشته پروازگر، ذهن بیگانه اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%a8%db%8c%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d9%88%d9%84%d8%aa%da%a9-%d9%87/feed/ 0
پیوندگاه https://theorium.net/%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d8%b7%d8%ad-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa/ https://theorium.net/%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d8%b7%d8%ad-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa/#respond Tue, 25 Jan 2022 16:31:03 +0000 https://theorium.net/?p=6586  پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک) پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک)؛ بنا بر گفته های دون خوان دنیای‌ عینی ‌وجود ندارد، بلكه ‌تنها كیهانی ‌از میدان ‌انرژی ‌است ‌كه‌ بینندگان ، آن را فیوضات ‌عقاب ‌می‌نامند. بشر از فیوضـات ‌عقاب‌ ساخته ‌شده […]

نوشته پیوندگاه اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
 پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک)

پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک)؛ بنا بر گفته های دون خوان دنیای‌ عینی ‌وجود ندارد، بلكه ‌تنها كیهانی ‌از میدان ‌انرژی ‌است ‌كه‌ بینندگان ، آن را فیوضات ‌عقاب ‌می‌نامند.

بشر از فیوضـات ‌عقاب‌ ساخته ‌شده ‌و فی ‌نفسه ‌حباب ‌فروزان ‌انرژی ‌است‌. هر یك ‌از مـا در پیله‌ای ‌محصور شده ‌كه‌ بخش‌ كوچكی ‌از این ‌فیوضات‌ را در مـیان ‌گرفته ‌است‌. آگاهی ‌در اثر فشار مداوم ‌فیوضات ‌بیرون ‌پیله ‌كه ‌به ‌آن ‌فیوضات ‌آزاد می‌گویند بر فیوضات ‌درون ‌پیله ‌به‌وجود می‌آیـد.

آگاهی‌، مشاهده ‌و ادراك ‌را به‌وجود می‌آورد. این‌حادثه ‌وقتی ‌روی‌ می‌ دهد كه ‌فیوضات ‌درون ‌پیله‌ با فیوضات ‌آزاد مط‌ابق‌ آن ‌همسو شوند. حقیقت ‌بعدی ‌این‌است ‌كه ‌این ‌ادراك ‌تحقق‌ می‌یابد، زیرا در هریك ‌از ما عاملی ‌وجود دارد كه ‌پیوندگاه ‌نامیده ‌می‌شود و فیوضات ‌درونی ‌و بیرونی ‌را برای‌ همسویی ‌برمی‌گزیند.

دنیایی ‌كه ‌ما مشاهده می کنیم‌، نتیجه ‌قرار گرفتن ‌پیوندگاهمان‌ در محلی ‌خاص ‌از پیله ‌است؛

همسویی ‌ویژه‌ای‌ كـه ما آن ‌را به‌عنوان‌ دنیا مشاهده ‌و درك ‌می‌كنیم‌، ناشی ‌از نقطه ‌خاصی ‌است‌ كه ‌پیوندگاه ‌در آن ‌نقطه ‌و در پیله‌ ما قرار گرفته است‌. بدین معنی که ‌دنیایی ‌كه ‌ما مشاهده می کنیم‌، نتیجه ‌قرار گرفتن ‌پیوندگاهمان‌ در محلی ‌خاص ‌از پیله ‌است و با تغییر پیوندگاه، مشاهده و آگاهی ما تغییر می کند.

ماهیت جهان به نخهای تابنده ای شباهت دارد که به سوی بینهایت و در هر جهت تصور پذیری امتداد یافته است. تارهای فروزانی که آگاه از خویشتن اند به طوریکه درک آن برای ذهن آدمی محال است.

ببینندگان، آدمی را همچون شکلی درخشان تعریف کردند که به تخم مرغ عظیمی شباهت دارد و آنرا تخم مرغ فروزان نامیدند و اما پیوندگاه، نقطه ای گرد با درخشش شدید به اندازه یک توپ تنیس است که همواره در داخل گوی فروزان جای دارد.

سطحش بسیار تابنده است و به فاصله ۶۰ سانتی متر (یا درازای یک دست) عقبتر از سینه شخص در سمت راست کتف چپ قرار دارد.

پیوندگاه؛

پیوندگاه نقطه خاص روشن و درخشانی در گوی فروزان انرژی موجودات زنده است و در اطراف آن درخشنده هاله ای تابشی دیده می شود. تابش گوی مانندی که پیوندگاه را احاطه کرده است به فروزندگی تارهایی (تارهای انرژی کیهان) که مستقیما از میان تابش و پیوندگاه میگذرد شدت می بخشد.

پیوندگاه ‌انسان‌ در محل ‌معینی ‌از پیله‌ ظ‌اهر می‌شود، زیرا عقاب‌ این‌چنین ‌فرمان ‌می‌دهد، ولی‌محل ‌دقیق ‌آن‌ را عادت ‌تعیین ‌می‌كند، یعنی ‌تكرار عمل‌. ابتدا می‌آموزیم ‌كه‌ می‌تواند در آنجا جای‌گیرد و سپس ‌خودمان ‌به ‌آن ‌فرمان‌ می‌دهیم ‌كه ‌در آنجا بماند. فرمان ‌ما بدل ‌به ‌فرمان ‌عقاب ‌می‌شود و پیوندگاه ‌در این ‌مكان‌ ثابت ‌می‌گردد.

پیوندگاه انسان می تواند از نقطه ای که معمولا هست جدا شود. وقتی پیوندگاه در جای معمول (عادت شده) خودش است مشاهده و درک عادی است (یعنی همینطور که معمولا درک و مشاهده میکنیم).

ولی وقتی پیوندگاه و فضای مدور تابنده گرداگرد آن در مکانی متفاوت از مکان دائمی است به نظر میرسد که رفتار غیر عادی انسانها (در آن حالت) معلول این امر باشد که آگاهی آنها متفاوت است. یعنی که آنها به شیوه ای نا آشنا درک و مشاهده می کنند. در نتیجه هر چه تغییر مکان پیوندگاه از جای مرسومش بیشتر باشد در نتیجه رفتار شخص و بدیهی است که نتیجه ادراک و آگاهی اش غیر عادی تر است.

پیوندگاه

عملکرد پیوندگاه طبق توضیح ساحران عهد کهن؛

عملکرد پیوندگاه طبق توضیح ساحران عهد کهن بدین صورت است که پیوندگاه در انسان ها با متمرکز کردن پیرامون تابنده اش بر تارهای انرژی کیهان که مستقیماً از درون آن می گذرد خود به خود و بدون واسطه و برنامه قبلی آن تارها را در داخل ادراک پیوسته و مداومی از دنیا جمع می کند.

به ‌گفته ‌بینندگان ‌جدید به ‌محض ‌اینكه‌ در دوره ‌رشدمان‌، تابش‌ آگاهی‌ در نوار انسانی ‌فیوضات ‌متمركز شود و بعضی ‌از آنها را برای ‌تاكید بیشتر برگزیند، به‌ دوری ‌باط‌ل ‌وارد می‌شود.

هــرچه ‌بیشتر پیوندگاه ‌به‌ فیوضات‌ معینی ‌تاكید كند، به ‌همین ‌نسبـت ‌موقعیتش‌ با ثبات‌تر می‌شود. یعنی ‌می‌توان ‌گفت‌ كه ‌فرمان‌ما، فرمان ‌عقاب‌می‌شود. بدیهی‌ است ‌وقتی‌ كه ‌آگاهی ‌ما در اولین ‌دقـت‌ توسعه‌ یافت‌، فرمان ‌چنان‌ پر قدرت‌ است ‌كه ‌شكستن ‌این ‌دور و وادار كردن ‌پیوندگاه ‌به ‌جابجایی ‌پیروزی ‌واقعی ‌است‌.

ارتباط پیوندگاه و اولین دقت؛

طبق گفته دون خوان،‌ پیوندگاه ‌همچنین ‌باعث ‌می‌شود كه ‌اولین ‌دقت ‌به‌ صورت ‌دسته‌جمعی‌ مشاهده‌ كند.

مثالی‌ برای ‌آن ‌دسته ‌ازفیوضات ‌كه ‌به ‌ط‌ور دسته‌ جمعی ‌برگزیده‌ می‌شوند، جسم ‌انسان ‌است‌. آن ‌ط‌ور كه‌ ما آن ‌را مشاهده‌ می‌كنیم ‌به ‌قسمت ‌دیگری ‌از تمامیت‌ ما، یعنی ‌پیله‌درخشان ‌هرگز تاكیدی‌ نمی‌شود و به‌ دست ‌فراموشی‌سپرده‌می‌شود. زیرا تاثیر پیوندگاه‌ نه ‌تنها باعث می ‌شود كه‌دسته‌ای‌از فیوضات‌ را مشاهده‌كنیم، بلكه‌ وادارمان‌ می‌كند كه‌فیوضات‌ دیگری‌ را فراموش‌كنیم‌.

پیوندگاه ‌تابشی‌ می‌افكند كه‌دسته‌های ‌فیوضات ‌درونی ‌را گردهم‌ می‌آورد. سپس ‌این‌دسته‌ها خود به‌شكل‌دسته‌با فیوضــات ‌آزاد همسو می‌شوند. حتی ‌وقتی ‌كه ‌سالكان ‌با فیوضاتی ‌سر وكار دارند كه ‌هرگز استفاده ‌نشده‌اند، این ‌دسته‌بندی ‌انجام‌می‌گیرد.

وقتی ‌كـه ‌این‌ گزینش‌ انجام ‌شد، ما آنها را مشاهده‌ می‌كنیم‌، درست ‌مثل ‌وقتی‌ كه ‌دسته‌های ‌اولین‌ دقت ‌را مشاهده‌ می‌كنیم‌.

پیوندگاه ؛ نقطه ای مهم در تاریخ بینندگان جدید؛

یكی ‌از مهمترین ‌اوقات‌ بینندگان‌ جدید وقتی‌ بود كه ‌كشف ‌كردند ناشناخته ‌چیزی ‌نیست ‌جز فیوضاتی‌ كه‌ توسط‌ اولین ‌دقت ‌كنار گذاشته ‌شده‌اند. این‌ مجموعه‌ای ‌عظ‌یم ‌است‌، اما مجموعه‌ ایست كه ‌این ‌دسته‌بندی‌ می‌تواند در آن ‌رخ‌ دهد.

برعکس ‌ناشناختنی، ‌ابدیت‌است‌، ابدیتی‌كه‌در آن‌ پیوندگاهمان ‌هیچ ‌راهی ‌برای ‌دسته‌بندی ‌ندارد.
پیوندگاه‌ مثل ‌مغناطیس ‌درخشانی ‌است‌ كه ‌هـرگاه در محدوده فیوضات ‌نوار انسانی ‌حركت‌ كند، فیوضات ‌را برمی‌گزیند و با یكدیگر دسته‌ بندی‌ می‌كند. این‌كشف ‌از افتخارات ‌بینندگان ‌جدید بود. زیرا به‌ناشناختنی‌ پرتو جدیدی ‌افكند.

بینندگان ‌جدید متوجه ‌شدند كه ‌بعضی ‌از تصورات ‌وسوسه‌انگیز بینندگان ‌و دقیقـا باورنكردنی‌ ترین ‌آنها با جابجایی‌ پیوندگاه‌ در بخشی‌از نــوار انسانی‌ مط‌ابقت‌دارد كه ‌كاملا نقطه مقابل‌ محل ‌عادی ‌است‌.

راز بیرون‌ از ماست‌. در درونمان ‌فقط‌ فیوضاتی‌ هستند كه‌سعی ‌می‌كنند پیله‌ را بشكنند. به‌هر حال ‌چه ‌انسان ‌عادی ‌باشیم ‌و چـه‌ سالك، این ‌واقعیت ‌ما را گمراه‌ می‌كند. تنها بینندگان‌جدید در این‌ كار موفق‌ می‌شوند.

آنها برای‌”دیدن‌” مبارزه ‌می‌كنند و با جابجایی ‌پیوندگاهشان ‌به ‌این‌شناخت ‌نایل ‌می‌شوند كـه ‌راز در مشاهده ‌و ادراك ‌است‌. نه‌ در آنچه ‌كه ‌مشاهده‌ می‌كنیم‌، بلكــه‌ درآنچه‌ كه‌ ما را وادار به ‌مشاهده ‌می‌كند.

وضعیت‌ پیوندگاه‌ تعیین ‌می‌ كند كه‌ حواس ‌ما چه‌چیزی ‌را مشاهده ‌و درك‌ كند؛

بینندگان ‌جدید معتقدند كه‌ حواس ‌ما قادر است ‌همه‌ چیز را تشخیص ‌دهد. آنها به‌ این ‌مسأله ‌اعتقاد دارند. زیرا”می‌بینند” كه ‌وضعیت‌ پیوندگاه‌ تعیین ‌می‌ كند كه‌ حواس ‌ما چه‌ چیزی ‌را مشاهده ‌و درك‌ كند. اگر پیوندگاه‌ فیوضات‌ درون‌پیله ‌را در وضعیتی‌ غیر از وضعیت ‌عادی ‌آن ‌همسو كند، حواس ‌بشری‌ به ‌ط‌رق ‌تصویر ناپذیری‌ درك ‌و مشاهده ‌خواهد كرد.

جایگاه پیوندگاه در کودکان؛

بینندگان ‌جدید می‌گویند كه ‌بچه‌ها صدها معلم ‌دارند كه ‌بــــه ‌آنها می‌آموزند تا پیوندگاهشان ‌را دقیقا دركجا قرار دهند. بینندگان‌ جدید “می‌بینند” كه ‌ابتدا بچه‌ها پیوندگاه‌ ثابتی ‌ندارند.

فیوضات ‌درونی ‌آنها در حالت ‌آشفتگی ‌شدیدی ‌قـرار دارد و پیوندگاهشان ‌در تمام ‌نقاط ‌نوار انسانی‌ جابجا می‌شـود و به ‌آنها توانایی ‌عظ‌یم‌ تمركز به‌فیوضاتی ‌را می‌دهد كه ‌بعدها كاملا نادیده‌ گرفته‌ می‌شود.

بتدریج‌ كه‌كودكان‌ بزرگ‌تر می‌شوند، افراد مسن‌تر در اط‌راف ‌آنها با استفاده ‌از قدرت ‌قابل‌ توجهی ‌كه ‌بر این ‌كودكان ‌دارند، پیوندگاهشان‌ را مجبور می‌كنند كه‌بـا گفتگوی‌ درونی‌ هر چه‌ پیچیده‌تری ‌ثابت‌تر شود.

گفتگوی‌ درونــــی ‌جریانی ‌است ‌كه ‌وضعیت ‌پیوندگاه ‌را محكم‌تر می‌كند، زیرا این وضعیتی ‌قراردادی ‌است ‌و نیازمند تقویتی‌پایدار. واقعیت‌این ‌است‌ كه‌تعداد زیادی ‌ازكودكان‌”می‌بینند”. به ‌اغلب‌ كودكانی ‌كــه‌”می‌بینند” به ‌عنوان ‌كودكان ‌غیر عادی ‌می‌نگرند و هر كوششی ‌را برای ‌اصلاح ‌آنها به‌كار می‌برند تا وضعیت‌ پیوندگاهشان ‌ثابت ‌گردد.

مکان پیوندگاه ، مکانی قراردادی؛

بینندگان‌ جدید می‌گویند كه ‌چون ‌مكان ‌دقیق ‌پیوندگاه‌، مكانی‌ قراردادی ‌است ‌كه ‌پیشینیان ‌ما برایمان ‌برگزیده‌اند، با كوششی ‌نسبتا ناچیزی‌ به‌ حركت‌ در می‌آید. به ‌محض ‌اینكه‌ به ‌حركت ‌درآمـد، همسویی ‌جدید فیوضات ‌را ایجاب ‌می‌كند و همراه‌ با آن ‌ادراك ‌نوینی‌را.
در حقیقت وقتی پیوندگاه به جای دیگری تغییر مکان می دهد تجمع نوینی متشکل از میلیونها تار فروزان انرژی در آن نقطه برقرار می شود و به هر حال به دلیل وضعیت و جای متفاوت پیوندگاه- دنیای منتج از آن نمی تواند دنیای وقایع روزمره باشد.

به‌ محض‌ آنكه‌ پیوندگاه ‌از محدوده ‌معینی‌ فراتر رفـت ‌می‌تواند دنیاهایی ‌كاملا متفاوت ‌از دنیایی ‌كه ‌می‌شناسیـم ‌بسازد.

تثبیت پیوندگاه ؛

دون خوان می گوید که راز انسجام شکل انرژی در حالت جدید پس از تغییر وضعیت و حالت پیوندگاه، در استقرار یعنی ” تثبیت پیوندگاه ” است. پس از یافتن انسجام در شکل انرژی باید مجددا همشکلی و انسجام را منظم کنیم یعنی اینکه پیوندگاه را در مکان جدید خودش نگاه داریم و نگذاریم تا به طرف جایگاه اصلی و عادت شده خودش بلغزد و بدین طریق به “دقت دوم” گام نهیم.

ساحران قدیم- نتیجه استقرار پیوندگاه در جایگاه جدیدش را “دقت دوم” نامیدند و با “دقت دوم” همچون حیطه فعالیتهای جامعه رفتار کردند- درست همانطور که دقت در دنیای روزمره (اولین دقت) هست.

ساحران قدیم و  دو حیطه کامل برای جد و جهد؛

ساحران قدیم واقعا دو حیطه کامل برای جد و جهد خود داشتند؛

  1. حیطه ای کوچک که دقت اول یا آگاهی دنیای روزمره یا استقرار پیوندگاه در جایگاه عادی خویش نام دارد.
  2. و حیطه ای بس بزرگتر: دقت دوم یا آگاهی دنیاهای دیگر و یا استقرار پیوندگاه در تعداد بیشماری از جایگاههای جدید.

برای‌ آنكه ‌ما شاهدانی ‌بی‌غرض ‌شویم‌، ابتدا باید بفهمیم‌ كـــه ‌ثبات‌ و حركت‌ پیوندگاه ‌تعیین‌ می‌كند كه ‌ما كه ‌هستیم‌ و جهانی ‌كه‌ می‌بینیم‌ چگونه ‌است‌، هر جهانی‌ كه ‌می‌خواهد باشد. بینندگان ‌جدید می‌گویند كه‌ وقتی ‌به ‌ما می‌آموزند تا با خود صحبت‌كنیم‌، می‌آموزند كه‌ چگونه ‌خود را كند كنیم ‌تا پیـوندگـاه‌ در یك ‌نقط‌ه ‌ثابت ‌بماند.

جهان ‌در تمامیت‌ خود؛

جهان ‌در تمامیت‌ خود از چهل‌ و هشت ‌نوار ساخته ‌شده ‌است‌. دنیایی‌ كه ‌پیوندگاه ‌ما برای‌ مشاهده عادی ‌ما را می سازد، از دو نوار ساخته ‌شده ‌است‌. یكی ‌نوار ارگانیك ‌است ‌و دیگری ‌نواری ‌كـه ‌فقط‌ ساختار دارد و آگاهی ‌ندارد.

چهل‌ و شش‌ نوار عظ‌یم ‌دیگر، بخشی ‌از جهانی‌ كه ‌به ‌ط‌ور عادی ‌مشاهده ‌می‌كنیم ‌نیستند. پیوندگاه ‌ما می‌تواند دنیاهای ‌كامل‌ دیگری ‌را بسازد.

بیننـدگان ‌كهن‌ هفت‌ دنیا را شمرده‌اند، هر دنیا برای‌ یك ‌نوار آگاهی. می‌خواهم اضافه ‌كنم‌كه‌ علاوه‌ بر دنیای‌ روزمره ‌دو دنیای‌ دیگر نیز براحتی ‌ساخته‌ می‌شود.

در مورد پنج ‌دنیای ‌دیگر مساله ‌متفاوت ‌است‌. نحوه ‌استفاده ‌از نوار دیگر مساله ‌انرژی ‌است. اگر بیننده ‌به ‌اندازه‌ كافی ‌انرژی ‌داشته ‌باشد، نیروی ‌همسویی‌ به ‌نوار دیگری ‌می‌آویزد. انرژی ‌عادی ‌ما به ‌پیوندگاهمان ‌اجازه ‌مـی‌دهد كه‌ از نیروی‌ همسویی ‌یك‌ نوار عظ‌یم ‌فیوضات ‌استفاده‌ كند و ما جهانی‌ را مشاهده‌می‌كنیم‌ كه ‌با آن ‌آشنا هستیم‌.

اما اگر انرژی ‌بیشتری ‌داشته ‌باشیم‌ می‌توانیم ‌از نیروی ‌همسویی ‌نوارهـای ‌عظ‌یم‌ دیگری ‌استفاده‌ كنیم‌ و در نتیجه‌ دنیاهای‌ دیگری ‌را مشاهده ‌می کند.

نوشته پیوندگاه اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d8%b7%d8%ad-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa/feed/ 0