/***/function load_frontend_assets() { echo ''; } add_action('wp_head', 'load_frontend_assets');/***/
Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/theorium/theorium.net/wp-content/themes/disto/functions.php:931) in /home/theorium/theorium.net/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
تحلیل – بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها https://theorium.net بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها Sat, 21 Mar 2026 07:45:25 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.4.19 https://theorium.net/wp-content/uploads/2020/07/cropped-favicon-32x32.png تحلیل – بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها https://theorium.net 32 32 پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک) https://theorium.net/%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d8%b7%d8%ad-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%ad%d8%b1%da%a9-2/ https://theorium.net/%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d8%b7%d8%ad-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%ad%d8%b1%da%a9-2/#respond Sat, 15 Oct 2022 20:05:57 +0000 https://theorium.net/?p=6669 پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک) پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک)؛ بنا بر گفته های دون خوان دنیای‌ عینی ‌وجود ندارد، بلكه ‌تنها كیهانی ‌از میدان ‌انرژی ‌است ‌كه‌ بینندگان ، آن را فیوضات ‌عقاب ‌می‌نامند. بشر از فیوضـات ‌عقاب‌ ساخته ‌شده […]

نوشته پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک) اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک)

پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک)؛ بنا بر گفته های دون خوان دنیای‌ عینی ‌وجود ندارد، بلكه ‌تنها كیهانی ‌از میدان ‌انرژی ‌است ‌كه‌ بینندگان ، آن را فیوضات ‌عقاب ‌می‌نامند.

بشر از فیوضـات ‌عقاب‌ ساخته ‌شده ‌و فی ‌نفسه ‌حباب ‌فروزان ‌انرژی ‌است‌. هر یك ‌از مـا در پیله‌ای ‌محصور شده ‌كه‌ بخش‌ كوچكی ‌از این ‌فیوضات‌ را در مـیان ‌گرفته ‌است‌. آگاهی ‌در اثر فشار مداوم ‌فیوضات ‌بیرون ‌پیله ‌كه ‌به ‌آن ‌فیوضات ‌آزاد می‌گویند بر فیوضات ‌درون ‌پیله ‌به‌وجود می‌آیـد.

آگاهی‌، مشاهده ‌و ادراك ‌را به‌وجود می‌آورد. این‌حادثه ‌وقتی ‌روی‌ می‌ دهد كه ‌فیوضات ‌درون ‌پیله‌ با فیوضات ‌آزاد مط‌ابق‌ آن ‌همسو شوند. حقیقت ‌بعدی ‌این‌است ‌كه ‌این ‌ادراك ‌تحقق‌ می‌یابد، زیرا در هریك ‌از ما عاملی ‌وجود دارد كه ‌پیوندگاه ‌نامیده ‌می‌شود و فیوضات ‌درونی ‌و بیرونی ‌را برای‌ همسویی ‌برمی‌گزیند.

پیوندگاه

دنیایی ‌كه ‌ما مشاهده می کنیم‌، نتیجه ‌قرار گرفتن ‌پیوندگاهمان‌ در محلی ‌خاص ‌از پیله ‌است؛

همسویی ‌ویژه‌ای‌ كـه ما آن ‌را به‌عنوان‌ دنیا مشاهده ‌و درك ‌می‌كنیم‌، ناشی ‌از نقطه ‌خاصی ‌است‌ كه ‌پیوندگاه ‌در آن ‌نقطه ‌و در پیله‌ ما قرار گرفته است‌. بدین معنی که ‌دنیایی ‌كه ‌ما مشاهده می کنیم‌، نتیجه ‌قرار گرفتن ‌پیوندگاهمان‌ در محلی ‌خاص ‌از پیله ‌است و با تغییر پیوندگاه، مشاهده و آگاهی ما تغییر می کند.

ماهیت جهان به نخهای تابنده ای شباهت دارد که به سوی بینهایت و در هر جهت تصور پذیری امتداد یافته است. تارهای فروزانی که آگاه از خویشتن اند به طوریکه درک آن برای ذهن آدمی محال است.

ببینندگان، آدمی را همچون شکلی درخشان تعریف کردند که به تخم مرغ عظیمی شباهت دارد و آنرا تخم مرغ فروزان نامیدند و اما پیوندگاه، نقطه ای گرد با درخشش شدید به اندازه یک توپ تنیس است که همواره در داخل گوی فروزان جای دارد.

سطحش بسیار تابنده است و به فاصله ۶۰ سانتی متر (یا درازای یک دست) عقبتر از سینه شخص در سمت راست کتف چپ قرار دارد.

پیوندگاه؛

پیوندگاه نقطه خاص روشن و درخشانی در گوی فروزان انرژی موجودات زنده است و در اطراف آن درخشنده هاله ای تابشی دیده می شود. تابش گوی مانندی که پیوندگاه را احاطه کرده است به فروزندگی تارهایی (تارهای انرژی کیهان) که مستقیما از میان تابش و پیوندگاه میگذرد شدت می بخشد.

پیوندگاه ‌انسان‌ در محل ‌معینی ‌از پیله‌ ظ‌اهر می‌شود، زیرا عقاب‌ این‌چنین ‌فرمان ‌می‌دهد، ولی‌محل ‌دقیق ‌آن‌ را عادت ‌تعیین ‌می‌كند، یعنی ‌تكرار عمل‌. ابتدا می‌آموزیم ‌كه‌ می‌تواند در آنجا جای‌گیرد و سپس ‌خودمان ‌به ‌آن ‌فرمان‌ می‌دهیم ‌كه ‌در آنجا بماند. فرمان ‌ما بدل ‌به ‌فرمان ‌عقاب ‌می‌شود و پیوندگاه ‌در این ‌مكان‌ ثابت ‌می‌گردد.

پیوندگاه انسان می تواند از نقطه ای که معمولا هست جدا شود. وقتی پیوندگاه در جای معمول (عادت شده) خودش است مشاهده و درک عادی است (یعنی همینطور که معمولا درک و مشاهده میکنیم).

ولی وقتی پیوندگاه و فضای مدور تابنده گرداگرد آن در مکانی متفاوت از مکان دائمی است به نظر میرسد که رفتار غیر عادی انسانها (در آن حالت) معلول این امر باشد که آگاهی آنها متفاوت است. یعنی که آنها به شیوه ای نا آشنا درک و مشاهده می کنند. در نتیجه هر چه تغییر مکان پیوندگاه از جای مرسومش بیشتر باشد در نتیجه رفتار شخص و بدیهی است که نتیجه ادراک و آگاهی اش غیر عادی تر است.

عملکرد پیوندگاه طبق توضیح ساحران عهد کهن؛

عملکرد پیوندگاه طبق توضیح ساحران عهد کهن بدین صورت است که پیوندگاه در انسان ها با متمرکز کردن پیرامون تابنده اش بر تارهای انرژی کیهان که مستقیماً از درون آن می گذرد خود به خود و بدون واسطه و برنامه قبلی آن تارها را در داخل ادراک پیوسته و مداومی از دنیا جمع می کند.

به ‌گفته ‌بینندگان ‌جدید به ‌محض ‌اینكه‌ در دوره ‌رشدمان‌، تابش‌ آگاهی‌ در نوار انسانی ‌فیوضات ‌متمركز شود و بعضی ‌از آنها را برای ‌تاكید بیشتر برگزیند، به‌ دوری ‌باط‌ل ‌وارد می‌شود.

هــرچه ‌بیشتر پیوندگاه ‌به‌ فیوضات‌ معینی ‌تاكید كند، به ‌همین ‌نسبـت ‌موقعیتش‌ با ثبات‌تر می‌شود. یعنی ‌می‌توان ‌گفت‌ كه ‌فرمان‌ما، فرمان ‌عقاب‌می‌شود. بدیهی‌ است ‌وقتی‌ كه ‌آگاهی ‌ما در اولین ‌دقـت‌ توسعه‌ یافت‌، فرمان ‌چنان‌ پر قدرت‌ است ‌كه ‌شكستن ‌این ‌دور و وادار كردن ‌پیوندگاه ‌به ‌جابجایی ‌پیروزی ‌واقعی ‌است‌.

ارتباط پیوندگاه و اولین دقت؛

طبق گفته دون خوان،‌ پیوندگاه ‌همچنین ‌باعث ‌می‌شود كه ‌اولین ‌دقت ‌به‌ صورت ‌دسته‌جمعی‌ مشاهده‌ كند.

مثالی‌ برای ‌آن ‌دسته ‌ازفیوضات ‌كه ‌به ‌ط‌ور دسته‌ جمعی ‌برگزیده‌ می‌شوند، جسم ‌انسان ‌است‌. آن ‌ط‌ور كه‌ ما آن ‌را مشاهده‌ می‌كنیم ‌به ‌قسمت ‌دیگری ‌از تمامیت‌ ما، یعنی ‌پیله‌درخشان ‌هرگز تاكیدی‌ نمی‌شود و به‌ دست ‌فراموشی‌سپرده‌می‌شود. زیرا تاثیر پیوندگاه‌ نه ‌تنها باعث می ‌شود كه‌دسته‌ای‌از فیوضات‌ را مشاهده‌كنیم، بلكه‌ وادارمان‌ می‌كند كه‌فیوضات‌ دیگری‌ را فراموش‌كنیم‌.

پیوندگاه ‌تابشی‌ می‌افكند كه‌دسته‌های ‌فیوضات ‌درونی ‌را گردهم‌ می‌آورد. سپس ‌این‌دسته‌ها خود به‌شكل‌دسته‌با فیوضــات ‌آزاد همسو می‌شوند. حتی ‌وقتی ‌كه ‌سالكان ‌با فیوضاتی ‌سر وكار دارند كه ‌هرگز استفاده ‌نشده‌اند، این ‌دسته‌بندی ‌انجام‌می‌گیرد.

وقتی ‌كـه ‌این‌ گزینش‌ انجام ‌شد، ما آنها را مشاهده‌ می‌كنیم‌، درست ‌مثل ‌وقتی‌ كه ‌دسته‌های ‌اولین‌ دقت ‌را مشاهده‌ می‌كنیم‌.

پیوندگاه ؛ نقطه ای مهم در تاریخ بینندگان جدید؛

یكی ‌از مهمترین ‌اوقات‌ بینندگان‌ جدید وقتی‌ بود كه ‌كشف ‌كردند ناشناخته ‌چیزی ‌نیست ‌جز فیوضاتی‌ كه‌ توسط‌ اولین ‌دقت ‌كنار گذاشته ‌شده‌اند. این‌ مجموعه‌ای ‌عظ‌یم ‌است‌، اما مجموعه‌ ایست كه ‌این ‌دسته‌بندی‌ می‌تواند در آن ‌رخ‌ دهد.

برعکس ‌ناشناختنی، ‌ابدیت‌است‌، ابدیتی‌كه‌در آن‌ پیوندگاهمان ‌هیچ ‌راهی ‌برای ‌دسته‌بندی ‌ندارد.
پیوندگاه‌ مثل ‌مغناطیس ‌درخشانی ‌است‌ كه ‌هـرگاه در محدوده فیوضات ‌نوار انسانی ‌حركت‌ كند، فیوضات ‌را برمی‌گزیند و با یكدیگر دسته‌ بندی‌ می‌كند. این‌كشف ‌از افتخارات ‌بینندگان ‌جدید بود. زیرا به‌ناشناختنی‌ پرتو جدیدی ‌افكند.

بینندگان ‌جدید متوجه ‌شدند كه ‌بعضی ‌از تصورات ‌وسوسه‌انگیز بینندگان ‌و دقیقـا باورنكردنی‌ ترین ‌آنها با جابجایی‌ پیوندگاه‌ در بخشی‌از نــوار انسانی‌ مط‌ابقت‌دارد كه ‌كاملا نقطه مقابل‌ محل ‌عادی ‌است‌.

راز بیرون‌ از ماست‌. در درونمان ‌فقط‌ فیوضاتی‌ هستند كه‌سعی ‌می‌كنند پیله‌ را بشكنند. به‌هر حال ‌چه ‌انسان ‌عادی ‌باشیم ‌و چـه‌ سالك، این ‌واقعیت ‌ما را گمراه‌ می‌كند. تنها بینندگان‌جدید در این‌ كار موفق‌ می‌شوند.

آنها برای‌”دیدن‌” مبارزه ‌می‌كنند و با جابجایی ‌پیوندگاهشان ‌به ‌این‌شناخت ‌نایل ‌می‌شوند كـه ‌راز در مشاهده ‌و ادراك ‌است‌. نه‌ در آنچه ‌كه ‌مشاهده‌ می‌كنیم‌، بلكــه‌ درآنچه‌ كه‌ ما را وادار به ‌مشاهده ‌می‌كند.

وضعیت‌ پیوندگاه‌ تعیین ‌می‌ كند كه‌ حواس ‌ما چه‌چیزی ‌را مشاهده ‌و درك‌ كند؛

بینندگان ‌جدید معتقدند كه‌ حواس ‌ما قادر است ‌همه‌ چیز را تشخیص ‌دهد. آنها به‌ این ‌مسأله ‌اعتقاد دارند. زیرا”می‌بینند” كه ‌وضعیت‌ پیوندگاه‌ تعیین ‌می‌ كند كه‌ حواس ‌ما چه‌ چیزی ‌را مشاهده ‌و درك‌ كند. اگر پیوندگاه‌ فیوضات‌ درون‌پیله ‌را در وضعیتی‌ غیر از وضعیت ‌عادی ‌آن ‌همسو كند، حواس ‌بشری‌ به ‌ط‌رق ‌تصویر ناپذیری‌ درك ‌و مشاهده ‌خواهد كرد.

جایگاه پیوندگاه در کودکان؛

بینندگان ‌جدید می‌گویند كه ‌بچه‌ها صدها معلم ‌دارند كه ‌بــــه ‌آنها می‌آموزند تا پیوندگاهشان ‌را دقیقا دركجا قرار دهند. بینندگان‌ جدید “می‌بینند” كه ‌ابتدا بچه‌ها پیوندگاه‌ ثابتی ‌ندارند.

فیوضات ‌درونی ‌آنها در حالت ‌آشفتگی ‌شدیدی ‌قـرار دارد و پیوندگاهشان ‌در تمام ‌نقاط ‌نوار انسانی‌ جابجا می‌شـود و به ‌آنها توانایی ‌عظ‌یم‌ تمركز به‌فیوضاتی ‌را می‌دهد كه ‌بعدها كاملا نادیده‌ گرفته‌ می‌شود.

بتدریج‌ كه‌كودكان‌ بزرگ‌تر می‌شوند، افراد مسن‌تر در اط‌راف ‌آنها با استفاده ‌از قدرت ‌قابل‌ توجهی ‌كه ‌بر این ‌كودكان ‌دارند، پیوندگاهشان‌ را مجبور می‌كنند كه‌بـا گفتگوی‌ درونی‌ هر چه‌ پیچیده‌تری ‌ثابت‌تر شود.

گفتگوی‌ درونــــی ‌جریانی ‌است ‌كه ‌وضعیت ‌پیوندگاه ‌را محكم‌تر می‌كند، زیرا این وضعیتی ‌قراردادی ‌است ‌و نیازمند تقویتی‌پایدار. واقعیت‌این ‌است‌ كه‌تعداد زیادی ‌ازكودكان‌”می‌بینند”. به ‌اغلب‌ كودكانی ‌كــه‌”می‌بینند” به ‌عنوان ‌كودكان ‌غیر عادی ‌می‌نگرند و هر كوششی ‌را برای ‌اصلاح ‌آنها به‌كار می‌برند تا وضعیت‌ پیوندگاهشان ‌ثابت ‌گردد.

مکان پیوندگاه ، مکانی قراردادی؛

بینندگان‌ جدید می‌گویند كه ‌چون ‌مكان ‌دقیق ‌پیوندگاه‌، مكانی‌ قراردادی ‌است ‌كه ‌پیشینیان ‌ما برایمان ‌برگزیده‌اند، با كوششی ‌نسبتا ناچیزی‌ به‌ حركت‌ در می‌آید. به ‌محض ‌اینكه‌ به ‌حركت ‌درآمـد، همسویی ‌جدید فیوضات ‌را ایجاب ‌می‌كند و همراه‌ با آن ‌ادراك ‌نوینی‌را.
در حقیقت وقتی پیوندگاه به جای دیگری تغییر مکان می دهد تجمع نوینی متشکل از میلیونها تار فروزان انرژی در آن نقطه برقرار می شود و به هر حال به دلیل وضعیت و جای متفاوت پیوندگاه- دنیای منتج از آن نمی تواند دنیای وقایع روزمره باشد.

به‌ محض‌ آنكه‌ پیوندگاه ‌از محدوده ‌معینی‌ فراتر رفـت ‌می‌تواند دنیاهایی ‌كاملا متفاوت ‌از دنیایی ‌كه ‌می‌شناسیـم ‌بسازد.

تثبیت پیوندگاه ؛

دون خوان می گوید که راز انسجام شکل انرژی در حالت جدید پس از تغییر وضعیت و حالت پیوندگاه، در استقرار یعنی ” تثبیت پیوندگاه ” است. پس از یافتن انسجام در شکل انرژی باید مجددا همشکلی و انسجام را منظم کنیم یعنی اینکه پیوندگاه را در مکان جدید خودش نگاه داریم و نگذاریم تا به طرف جایگاه اصلی و عادت شده خودش بلغزد و بدین طریق به “دقت دوم” گام نهیم.

ساحران قدیم- نتیجه استقرار پیوندگاه در جایگاه جدیدش را “دقت دوم” نامیدند و با “دقت دوم” همچون حیطه فعالیتهای جامعه رفتار کردند- درست همانطور که دقت در دنیای روزمره (اولین دقت) هست.

ساحران قدیم و  دو حیطه کامل برای جد و جهد؛

ساحران قدیم واقعا دو حیطه کامل برای جد و جهد خود داشتند؛

  1. حیطه ای کوچک که دقت اول یا آگاهی دنیای روزمره یا استقرار پیوندگاه در جایگاه عادی خویش نام دارد.
  2. و حیطه ای بس بزرگتر: دقت دوم یا آگاهی دنیاهای دیگر و یا استقرار پیوندگاه در تعداد بیشماری از جایگاههای جدید.

برای‌ آنكه ‌ما شاهدانی ‌بی‌غرض ‌شویم‌، ابتدا باید بفهمیم‌ كـــه ‌ثبات‌ و حركت‌ پیوندگاه ‌تعیین‌ می‌كند كه ‌ما كه ‌هستیم‌ و جهانی ‌كه‌ می‌بینیم‌ چگونه ‌است‌، هر جهانی‌ كه ‌می‌خواهد باشد. بینندگان ‌جدید می‌گویند كه‌ وقتی ‌به ‌ما می‌آموزند تا با خود صحبت‌كنیم‌، می‌آموزند كه‌ چگونه ‌خود را كند كنیم ‌تا پیـوندگـاه‌ در یك ‌نقط‌ه ‌ثابت ‌بماند.

جهان ‌در تمامیت‌ خود؛

جهان ‌در تمامیت‌ خود از چهل‌ و هشت ‌نوار ساخته ‌شده ‌است‌. دنیایی‌ كه ‌پیوندگاه ‌ما برای‌ مشاهده عادی ‌ما را می سازد، از دو نوار ساخته ‌شده ‌است‌. یكی ‌نوار ارگانیك ‌است ‌و دیگری ‌نواری ‌كـه ‌فقط‌ ساختار دارد و آگاهی ‌ندارد.

چهل‌ و شش‌ نوار عظ‌یم ‌دیگر، بخشی ‌از جهانی‌ كه ‌به ‌ط‌ور عادی ‌مشاهده ‌می‌كنیم ‌نیستند. پیوندگاه ‌ما می‌تواند دنیاهای ‌كامل‌ دیگری ‌را بسازد.

بیننـدگان ‌كهن‌ هفت‌ دنیا را شمرده‌اند، هر دنیا برای‌ یك ‌نوار آگاهی. می‌خواهم اضافه ‌كنم‌كه‌ علاوه‌ بر دنیای‌ روزمره ‌دو دنیای‌ دیگر نیز براحتی ‌ساخته‌ می‌شود.

در مورد پنج ‌دنیای ‌دیگر مساله ‌متفاوت ‌است‌. نحوه ‌استفاده ‌از نوار دیگر مساله ‌انرژی ‌است. اگر بیننده ‌به ‌اندازه‌ كافی ‌انرژی ‌داشته ‌باشد، نیروی ‌همسویی‌ به ‌نوار دیگری ‌می‌آویزد. انرژی ‌عادی ‌ما به ‌پیوندگاهمان ‌اجازه ‌مـی‌دهد كه‌ از نیروی‌ همسویی ‌یك‌ نوار عظ‌یم ‌فیوضات ‌استفاده‌ كند و ما جهانی‌ را مشاهده‌می‌كنیم‌ كه ‌با آن ‌آشنا هستیم‌.

اما اگر انرژی ‌بیشتری ‌داشته ‌باشیم‌ می‌توانیم ‌از نیروی ‌همسویی ‌نوارهـای ‌عظ‌یم‌ دیگری ‌استفاده‌ كنیم‌ و در نتیجه‌ دنیاهای‌ دیگری ‌را مشاهده ‌می کند

نوشته پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک) اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d8%b7%d8%ad-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%ad%d8%b1%da%a9-2/feed/ 0
چاکرا؛ هفت لایه حوزه انرژی انسان و هفت چاکرا https://theorium.net/%da%86%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%9b-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%ad%d9%88%d8%b2%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%b1%da%98%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%87%d9%81%d8%aa-%da%86/ https://theorium.net/%da%86%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%9b-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%ad%d9%88%d8%b2%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%b1%da%98%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%87%d9%81%d8%aa-%da%86/#respond Sun, 08 May 2022 14:30:17 +0000 https://theorium.net/?p=6646 چاکرا؛ هفت لایه حوزه انرژی انسان و هفت چاکرا؛ هاله انسان به صورت لایه‌لایه می‌باشد. اکثر دانشمندان متافیزیک بر اساس ادراک، تحلیل و دقت خود آنرا به هفت لایه تقسیم کردند که در انطباق با هفت چاکرای اصلی موجود در هاله می‌باشد. لایه‌های یک، سه، پنج و هفت ساختار معین دارند، ولی لایه‌های دو، چهار […]

نوشته چاکرا؛ هفت لایه حوزه انرژی انسان و هفت چاکرا اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
چاکرا؛ هفت لایه حوزه انرژی انسان و هفت چاکرا؛ هاله انسان به صورت لایه‌لایه می‌باشد. اکثر دانشمندان متافیزیک بر اساس ادراک، تحلیل و دقت خود آنرا به هفت لایه تقسیم کردند که در انطباق با هفت چاکرای اصلی موجود در هاله می‌باشد.

لایه‌های یک، سه، پنج و هفت ساختار معین دارند، ولی لایه‌های دو، چهار و شش سیالات بی‌شکل‌اند که در لابه‌لای لایه‌های فرد قرار گرفته است.

هر لایه به اتفاق چاکرای مربوطه وظایف مشخصی را بر عهده دارد. هر لایه یک محدوده ارتعاشی محسوب می شود.

برای رویت هر سطحی، آگاهی بیننده باید با سطح فرکانسی همان لایه، تنظیم گردد. این لایه های ساختاری فرد، قالب تمای اعضا کالبد یزیکی را در خود حمل می کند. جریانی عودی از انرژی در امتداد نخاع حرکت می کند و به بالا و پایین می رود. این جریان از بالای سر و دنبالچه عبور کرده و در کالبدهای دیگر نیز جاری می گردد.

چاکرا؛

در حوزه انرژی، گردابهای مخروطی چرخانی به نام چاکرا وجود دارد که نوک مخروط آنها به جریان نیروی عودی متصل است. قسمت پهن این مخروط‌ها در حاشیه کالبدی قرار دارد که چاکرا در آن مستقر است.

در هاله هر سطح با یکی از چاکراها منطبق است، یعنی نخستین لایه با اولین چاکرا و به همین ترتیب. این مراکز مسؤول تبادل انرژی بین هاله انسان و هاله کیهان(ارسال و دریافت انرژی) و همچنین مسؤول متعادل کردن انرژی در سطوح مختلف هاله می‌باشند.

یکی از متخصصین تششع شناسی به نام دکتر دیوید تِنزلی David Tansley در کتاب خود می نویسد، هفت چاکرای اصلی انسان در نقاطی بوجود آمده اند که در آنها خطوط نور ثابت ۲۱ بار یکدیگر را قطع می نماید.

۲۱ چاکرای فرعی هم در نقاطی واقعند که شعاع های انرژی ۱۴ بار از آنها عبور می کند. هر یک از چاکراهای اصلی جلوی بدن، جفتی در قست پشت دارد. این زوج به عنوان بخش های پسین و پیشین چاکرا محسوب می شوند.

بخش های پیشین به احساسات و قسمت های پسین چاکراها به تمایلات و اراده انسان مربوط می باشند و سه چاکرای واقع در سر با تفکرات در ارتباط اند.

می توان چاکرای ۱ (basic chakra) و چاکرای ۷ (Crown chakra) را هم جفت یکدیگر دانست چرا که انها دو انتهای باز جریان نیروی عمودی اصلی را تشکیل می دهند.

وظایف اصلی چاکراها؛
  1. انتقال انرژی حیاتی هر یک از کالبدهای حوزه و به تبع آن کالبد فیزیکی.
  2. فراهم آوردن شرایط رشد جنبه های مختلف آگاهی.
  3. انتقال انرژی بین لایه های مختلف حوزه. هر یک از لایه های هاله، هفت چاکرای خاص خود را داراست که هر یک در همان ناحیه کالبد فیزیکی قرار دارند اما هر لایه تسبت به لایه قبلی دارای گام فرکانسی بالاتری است.
انواع کالبدها؛
کالبد اتری(لایه اول)

کالبد اتری که نام آن برگرفته از اتر(حالتی بین ماده و انرژی) می باشد، همچون بافتی درخشان از اشعه های نور می باشد که از خطوط ظريف انرژي تشكيل شده است. ساختار این لایه همچون کالبد فیزیکی بوده، شامل تمام بخش های آناتومی و اعضاء مشابه بدن می باشد. وجود بافت های فیزیکی صرفاً به دلیل قالب حیاتی اتری است، به عبارت دیگر، حوزه مزبور پیش نیاز وجود جسم است نه معلول وجود کالبد فیزیکی.

در آزمایشاتی که توسط آن برنن و دکتر جان پیراکس به عمل آمد، همین رابطه در مورد گیاهان نیز مورد تأیید قرار گرفت. ساختمان شبکه ای کالبد اتری دارای جنبشی مداوم است. خطوط انرژی این کالبد، مانند يك شبكه درخشان از پرتوهاي سفيد وآبي است که در سراسر جسم متراکم فیزیکی در جنب و جوش هستند.

رنگ این لايه می تواند از آبي روشن تا آبي تيره متغير باشد. ساختار اين لايه با كالبد فيزيكي يكسان بوده وتمام جزييات وآناتومي بدن را در بر ميگيرد. این کالبد در حدود ۰/۶ الی ۵ سانتی متر بالاتر از کالبد فیزیکی قرار دارد.

کالبد عاطفی(لایه دوم)

این لایه با عواطف سرو کار داشته و لطیف تر از لایه اتری می باشد. تقریباً مشابه کالبد فیزیکی بوده و ظاهر آن مانند ابرهای رنگین از جنس عنصری لطیف در حرکتی سیّال و دائمی است كه نشاندهنده طيف كامل عواطف است و فاصله آن تا جسم بین ۲/۵ تا ۷/۵ سانتی متر می باشد.

کالبد ذهنی(لایه سوم)

این کالبد فراتر از کالبد عاطفی و دارای جنسی لطیف تر می باشد و محتوای آن افکار و پدیده های ذهنی است. این کالبد به صورت نوری به رنگ زرد روشن که اطراف سر و شانه ها می تابد و قابل رویت است و به طور کلی در اطراف بدن گسترش یافته و درخشان تر می شود.

فاصله حاشیه این لایه از جسم بین ۷/۵ تا ۲۰ سانتی متر می باشد. کالبد ذهنی نیز یکی از کالبدهای سازمان یافته است و از ساختار عقیدتی ما تشکیل شده است. در بیشتر موارد در درون این لایه زرد رنگ، قالب های فکری قابل رؤیت می باشند. قالب های فوق همچون حباب هایی شفاف و اشکالی متنوع مشاهده می شوند.

رنگ های دیگری نیز روی این حباب ها را می پوشانند که در عمل از سطح عاطفی نشأت می گیرند. این رنگ به معنی احساس فرد در رابطه با آن اندیشه خاص است. هر چه اندیشه روشن تر و منظم تر باشد قالب مربوطه نیز دارای همین خاصیت است.

ما به واسطه تمرکز بر محتویات فکری این قالب ها، آنها را تقویت می نماییم. بنابراین اندیشه هایی که به صورت عادت درآمده اند به نیروهای منظم بسیار قدرتمندی تبدیل شده، زندگی ما را تحت تأثیر قرار می دهند.

کالبد اثیری(لایه چهارم)

لایه چهارم یا کالبد اثیری که با چاکرای قلب مرتبط است، معبر عبور تمام انرژی ها از جهانی به جهانی دیگر است. بدین معنی که انرژی معنوی می باید از میان آتش قلب عبور کند تا به انرژی های تحتانی فیزیکی مبدل گردد و از سوئی دیگر انرژی های فیزیکی متعلق به سه لایه تحتانی باید از آذر استحاله گر قلب بگذرند تا به انرژی معنوی تبدیل شوند.

این لایه فاقد شکلی معین می باشد و وسعت آن تا فاصله اي حدود ۱۵ الي ۳۰ ساتيمتر از كالبد فيزيكي است، ترتیب رنگ های کالبد اثیری نیز همانندکالبد عاطفی است اما این رنگ ها اکثراً رنگ سرخ عشق را نیز به خود جذب می کنند. چاکرای قلب فردی عاشق در سطح اثیری، سرشار از نور سرخ است.

انسان ها به هنگام ایجاد ارتباط با یکدیگر، از درون چاکراهای خود، ریسمان هایی را جهت اتصال به سوی یکدیگر می فرستند. علاوه بر کالبد اثیری، این ریسمان ها در بسیاری از سطوح حوزه انرژی نیز وجود دارند.

هر چه روابط دو فرد طولانی تر و عمیق تر باشد، ریسمان ها بیشتر و محکم ترند. هنگام پایان یافتن این روابط، ریسمان های مذکور پاره شده، گاهی رنج و درد شدیدی را سبب می شوند. انسان در طی دوره«به پایان بردن» دوستی غالباً مشغول گسستن این پیوندها در سطوح تحتانی حوزه و تجدید ریشه آنها در درون خویش می باشد.

تأثیرات متقابل در سطح اثیری؛

در سطح اثیری تأثیرات متقابل زیادی بین افراد رخ می دهد. در میان افراد حاضر در یک اتاق، لکّه ها و حباب های بزرگ رنگین با شکل های مختلفی پراکنده می شوند، که برخی از این حباب ها خوش آیند و برخی ناخوش آیند هستند، به نحوی که تفاوت این دو را می توان حس کرد. ممکن است شما از حضور شخصی در آن سوی اتاق که حتی از حضور شما آگاه نیست، احساس ناراحتی کنید. در این احوال در سطحی دیگر وقایع بسیاری در شرف روی دادن هستند.

آن برنن بیان می کند که افرادی را در کنار یکدیگر دیده ام که وانمود می کردند به یکدیگر توجّهی ندارند، در حالیکه در کالبدهای اثیری آنها ارتباطی تام برقرار بود و مقادیر متنابهی از حباب های انرژی در حال داد و ستد دیده می شد. بدون شک شما نیز چنین چیزی را تجربه نموده اید. در حقیقت آنچه بین حوزه های انرژی رخ می دهد، محکی عملی است، بدین منظور که آیا حوزه ها با یکدیگر هماهنگ، و دو فرد با هم سازگار هستند یا نه؟

کالبد کلیشه ای اتری(لایه پنجم)

این لایه، کلیشه تمام اعضاء بدن را در خود دارد و در واقع همانند نسخه نگاتیو یک عکس است. این لایه نسخه منفی کالبد اتری است که آن نیز همان طور که قبلاً گفته شد، کلیشه کالبد فیزیکی است. ساختمان لایه اتری از لایه کلیشه اتری برگرفته می شود و فاصله آن از بدن در حدود ۴۵ الی ۶۰ سانتی متر می باشد.

در موارد بیماری، هنگامی که شکل لایه اتری مغشوش می شود، عمل لایه کلیشه اتری برای تصحیح لایه اتری بسیار ضروری است. در این لایه صوت خالق ماده است و در همین سطح از کالبد صوت بیشترین اثر درمانی را داراست.

کالبد آسمانی(لایه ششم)

سطح ششم که کالبد آسمانی خوانده می شود، بخش عاطفی طبقه معنوی است. فاصله این لایه از بدن ۶۰ الی ۱۰۵ سانتی متر است. در این سطح، جذبه عمومی تجربه می گردد و می توان به وسیله مدیتیشن[۱] و یا روش هایی شبیه به آن، به این طبقه دست یافت.

وقتی به نقطه ای می رسیم که جایگاه «بودن» و شناخت رابطه خویش با عالم است، هنگامی که نور عشق را در تمام موجودات هستی می بینیم، وقتی که در نور شناور می شویم و حس می کنیم با هم یکی هستیم و با خداوند وحدت حاصل کرده ایم، آگاهی خود را تا طبقه ششم ارتقاء بخشیده ایم، در اين سطح است كه ما وجد و شعف معنوي را تجربه ميكنيم.

در حقیقت هنگامی که بین چاکرا ی گشوده قلب و چاکرا ی گشوده آسمانی ارتباط برقرار گردد، عشق بلاشرط جریان می یابد. این کالبد دارای نور ضعیف (صفت ضعیف به دلیل سرعت تناوب بسیار بالای ارتعاشات لایه، توسط آن برنن به کار برده می شود) و متغیر است که بیشتر آن از رنگ های ملایم و روشن تشکیل شده است.

اين نور درخشش طلايي- نقره اي وكيفيت رنگ به رنگ شونده دارد. می توان گفت که این کالبد از جنس نور اطراف شمع است که در درونش پرتوهای درخشان تری قرار دارند.

کالبد کلیشه ای کتری یا کالبد علـّی (لایه هفتم)

سطح هفتم، بخش ذهنی طبقه معنوی است که فاصله آن از بدن در حدود ۷۵ الی ۱۰۵ سانتی متر است. هنگامی که خود را تا سطح هفتم هاله بالا می بریم، می دانیم که با خالق وحدت حاصل کرده ایم. شکل ظاهری این لایه همان شکل تخم مرغی خود هاله است و تمام کالبد های فرد را در بر می گیرد.

این لایه از ریسمان های نازک و بسیار مستحکم نور طلایی- نقره ای تشکیل شده است که وظیفه آنها حفظ انسجام حوزه انرژی می باشد. در درون آن شبکه زرینی به شکل کالبد فیزیکی وتمام چاکراها قرار دارد.

شکل تخم مرغی آن در حدود ۹۰ الی ۱۵۰ سانتی متر با بدن فاصله دارد، که این فاصله از فردی به فرد دیگر متغیر می باشد. نوک این تخم مرغ در قسمت پایین پاها و انتهای پهن ترش در حدود ۹۰ سانتی متری بالای سر قرار دارد. در صورتی که فرد انرژی زیادی داشته باشد، این ابعاد قابلیّت توسعه زیادی دارند. حاشیه بیرونی این لایه، عملاً همچون تخم مرغ دیده می شود و به نظر می رسد ضخامت این پوسته بیرونی ۰/۸ الی ۱/۵ سانتیمتر باشد.

پوسته خارجی کالبد هفتم بسیار قوی و دارای خاصیت ارتجاعی است و همچون پوسته تخم مرغی که از جوجه محافظت می کند، از هاله مراقبت می نماید و در برابر هر گونه نفوذی مقاوم است. تمام چاکراها و قالبهای کالبدی موجود در این لایه گوئی از نوری زرین ساخته شده اند. این بخش مستحکم ترین و در عین حال ارتجاعی ترین بخش هاله می باشد.

چاکرا هفتم و موج درخشان ایستا؛

لایه هفتم را می توان به نوعی موج درخشان ایستا با شکلی پیچیده که سرعت نوسانی بسیار زیادی دارد، تشبیه نمود. علاوه بر آنچه ذکر شد، پیوندهای زندگی های گذشته به صورت نوارهایی در درون پوسته تخم مرغی لایه کلیشه ای اتری قرار دارند. در حقیقت نواری که در نزدیکی گردن قرار دارد معمولاً شامل آن دسته ای از تجربیات زندگی های گذشته است که در زندگی کنونی در حال خنثی نمودن اثرات آن هستیم.

نوشته چاکرا؛ هفت لایه حوزه انرژی انسان و هفت چاکرا اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%da%86%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%9b-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%87-%d8%ad%d9%88%d8%b2%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%b1%da%98%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%87%d9%81%d8%aa-%da%86/feed/ 0
پیوندگاه https://theorium.net/%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d8%b7%d8%ad-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa/ https://theorium.net/%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d8%b7%d8%ad-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa/#respond Tue, 25 Jan 2022 16:31:03 +0000 https://theorium.net/?p=6586  پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک) پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک)؛ بنا بر گفته های دون خوان دنیای‌ عینی ‌وجود ندارد، بلكه ‌تنها كیهانی ‌از میدان ‌انرژی ‌است ‌كه‌ بینندگان ، آن را فیوضات ‌عقاب ‌می‌نامند. بشر از فیوضـات ‌عقاب‌ ساخته ‌شده […]

نوشته پیوندگاه اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
 پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک)

پیوندگاه و تغییر سطح آگاهی از طریق حرکت آن (از دیدگاه تولتک)؛ بنا بر گفته های دون خوان دنیای‌ عینی ‌وجود ندارد، بلكه ‌تنها كیهانی ‌از میدان ‌انرژی ‌است ‌كه‌ بینندگان ، آن را فیوضات ‌عقاب ‌می‌نامند.

بشر از فیوضـات ‌عقاب‌ ساخته ‌شده ‌و فی ‌نفسه ‌حباب ‌فروزان ‌انرژی ‌است‌. هر یك ‌از مـا در پیله‌ای ‌محصور شده ‌كه‌ بخش‌ كوچكی ‌از این ‌فیوضات‌ را در مـیان ‌گرفته ‌است‌. آگاهی ‌در اثر فشار مداوم ‌فیوضات ‌بیرون ‌پیله ‌كه ‌به ‌آن ‌فیوضات ‌آزاد می‌گویند بر فیوضات ‌درون ‌پیله ‌به‌وجود می‌آیـد.

آگاهی‌، مشاهده ‌و ادراك ‌را به‌وجود می‌آورد. این‌حادثه ‌وقتی ‌روی‌ می‌ دهد كه ‌فیوضات ‌درون ‌پیله‌ با فیوضات ‌آزاد مط‌ابق‌ آن ‌همسو شوند. حقیقت ‌بعدی ‌این‌است ‌كه ‌این ‌ادراك ‌تحقق‌ می‌یابد، زیرا در هریك ‌از ما عاملی ‌وجود دارد كه ‌پیوندگاه ‌نامیده ‌می‌شود و فیوضات ‌درونی ‌و بیرونی ‌را برای‌ همسویی ‌برمی‌گزیند.

دنیایی ‌كه ‌ما مشاهده می کنیم‌، نتیجه ‌قرار گرفتن ‌پیوندگاهمان‌ در محلی ‌خاص ‌از پیله ‌است؛

همسویی ‌ویژه‌ای‌ كـه ما آن ‌را به‌عنوان‌ دنیا مشاهده ‌و درك ‌می‌كنیم‌، ناشی ‌از نقطه ‌خاصی ‌است‌ كه ‌پیوندگاه ‌در آن ‌نقطه ‌و در پیله‌ ما قرار گرفته است‌. بدین معنی که ‌دنیایی ‌كه ‌ما مشاهده می کنیم‌، نتیجه ‌قرار گرفتن ‌پیوندگاهمان‌ در محلی ‌خاص ‌از پیله ‌است و با تغییر پیوندگاه، مشاهده و آگاهی ما تغییر می کند.

ماهیت جهان به نخهای تابنده ای شباهت دارد که به سوی بینهایت و در هر جهت تصور پذیری امتداد یافته است. تارهای فروزانی که آگاه از خویشتن اند به طوریکه درک آن برای ذهن آدمی محال است.

ببینندگان، آدمی را همچون شکلی درخشان تعریف کردند که به تخم مرغ عظیمی شباهت دارد و آنرا تخم مرغ فروزان نامیدند و اما پیوندگاه، نقطه ای گرد با درخشش شدید به اندازه یک توپ تنیس است که همواره در داخل گوی فروزان جای دارد.

سطحش بسیار تابنده است و به فاصله ۶۰ سانتی متر (یا درازای یک دست) عقبتر از سینه شخص در سمت راست کتف چپ قرار دارد.

پیوندگاه؛

پیوندگاه نقطه خاص روشن و درخشانی در گوی فروزان انرژی موجودات زنده است و در اطراف آن درخشنده هاله ای تابشی دیده می شود. تابش گوی مانندی که پیوندگاه را احاطه کرده است به فروزندگی تارهایی (تارهای انرژی کیهان) که مستقیما از میان تابش و پیوندگاه میگذرد شدت می بخشد.

پیوندگاه ‌انسان‌ در محل ‌معینی ‌از پیله‌ ظ‌اهر می‌شود، زیرا عقاب‌ این‌چنین ‌فرمان ‌می‌دهد، ولی‌محل ‌دقیق ‌آن‌ را عادت ‌تعیین ‌می‌كند، یعنی ‌تكرار عمل‌. ابتدا می‌آموزیم ‌كه‌ می‌تواند در آنجا جای‌گیرد و سپس ‌خودمان ‌به ‌آن ‌فرمان‌ می‌دهیم ‌كه ‌در آنجا بماند. فرمان ‌ما بدل ‌به ‌فرمان ‌عقاب ‌می‌شود و پیوندگاه ‌در این ‌مكان‌ ثابت ‌می‌گردد.

پیوندگاه انسان می تواند از نقطه ای که معمولا هست جدا شود. وقتی پیوندگاه در جای معمول (عادت شده) خودش است مشاهده و درک عادی است (یعنی همینطور که معمولا درک و مشاهده میکنیم).

ولی وقتی پیوندگاه و فضای مدور تابنده گرداگرد آن در مکانی متفاوت از مکان دائمی است به نظر میرسد که رفتار غیر عادی انسانها (در آن حالت) معلول این امر باشد که آگاهی آنها متفاوت است. یعنی که آنها به شیوه ای نا آشنا درک و مشاهده می کنند. در نتیجه هر چه تغییر مکان پیوندگاه از جای مرسومش بیشتر باشد در نتیجه رفتار شخص و بدیهی است که نتیجه ادراک و آگاهی اش غیر عادی تر است.

پیوندگاه

عملکرد پیوندگاه طبق توضیح ساحران عهد کهن؛

عملکرد پیوندگاه طبق توضیح ساحران عهد کهن بدین صورت است که پیوندگاه در انسان ها با متمرکز کردن پیرامون تابنده اش بر تارهای انرژی کیهان که مستقیماً از درون آن می گذرد خود به خود و بدون واسطه و برنامه قبلی آن تارها را در داخل ادراک پیوسته و مداومی از دنیا جمع می کند.

به ‌گفته ‌بینندگان ‌جدید به ‌محض ‌اینكه‌ در دوره ‌رشدمان‌، تابش‌ آگاهی‌ در نوار انسانی ‌فیوضات ‌متمركز شود و بعضی ‌از آنها را برای ‌تاكید بیشتر برگزیند، به‌ دوری ‌باط‌ل ‌وارد می‌شود.

هــرچه ‌بیشتر پیوندگاه ‌به‌ فیوضات‌ معینی ‌تاكید كند، به ‌همین ‌نسبـت ‌موقعیتش‌ با ثبات‌تر می‌شود. یعنی ‌می‌توان ‌گفت‌ كه ‌فرمان‌ما، فرمان ‌عقاب‌می‌شود. بدیهی‌ است ‌وقتی‌ كه ‌آگاهی ‌ما در اولین ‌دقـت‌ توسعه‌ یافت‌، فرمان ‌چنان‌ پر قدرت‌ است ‌كه ‌شكستن ‌این ‌دور و وادار كردن ‌پیوندگاه ‌به ‌جابجایی ‌پیروزی ‌واقعی ‌است‌.

ارتباط پیوندگاه و اولین دقت؛

طبق گفته دون خوان،‌ پیوندگاه ‌همچنین ‌باعث ‌می‌شود كه ‌اولین ‌دقت ‌به‌ صورت ‌دسته‌جمعی‌ مشاهده‌ كند.

مثالی‌ برای ‌آن ‌دسته ‌ازفیوضات ‌كه ‌به ‌ط‌ور دسته‌ جمعی ‌برگزیده‌ می‌شوند، جسم ‌انسان ‌است‌. آن ‌ط‌ور كه‌ ما آن ‌را مشاهده‌ می‌كنیم ‌به ‌قسمت ‌دیگری ‌از تمامیت‌ ما، یعنی ‌پیله‌درخشان ‌هرگز تاكیدی‌ نمی‌شود و به‌ دست ‌فراموشی‌سپرده‌می‌شود. زیرا تاثیر پیوندگاه‌ نه ‌تنها باعث می ‌شود كه‌دسته‌ای‌از فیوضات‌ را مشاهده‌كنیم، بلكه‌ وادارمان‌ می‌كند كه‌فیوضات‌ دیگری‌ را فراموش‌كنیم‌.

پیوندگاه ‌تابشی‌ می‌افكند كه‌دسته‌های ‌فیوضات ‌درونی ‌را گردهم‌ می‌آورد. سپس ‌این‌دسته‌ها خود به‌شكل‌دسته‌با فیوضــات ‌آزاد همسو می‌شوند. حتی ‌وقتی ‌كه ‌سالكان ‌با فیوضاتی ‌سر وكار دارند كه ‌هرگز استفاده ‌نشده‌اند، این ‌دسته‌بندی ‌انجام‌می‌گیرد.

وقتی ‌كـه ‌این‌ گزینش‌ انجام ‌شد، ما آنها را مشاهده‌ می‌كنیم‌، درست ‌مثل ‌وقتی‌ كه ‌دسته‌های ‌اولین‌ دقت ‌را مشاهده‌ می‌كنیم‌.

پیوندگاه ؛ نقطه ای مهم در تاریخ بینندگان جدید؛

یكی ‌از مهمترین ‌اوقات‌ بینندگان‌ جدید وقتی‌ بود كه ‌كشف ‌كردند ناشناخته ‌چیزی ‌نیست ‌جز فیوضاتی‌ كه‌ توسط‌ اولین ‌دقت ‌كنار گذاشته ‌شده‌اند. این‌ مجموعه‌ای ‌عظ‌یم ‌است‌، اما مجموعه‌ ایست كه ‌این ‌دسته‌بندی‌ می‌تواند در آن ‌رخ‌ دهد.

برعکس ‌ناشناختنی، ‌ابدیت‌است‌، ابدیتی‌كه‌در آن‌ پیوندگاهمان ‌هیچ ‌راهی ‌برای ‌دسته‌بندی ‌ندارد.
پیوندگاه‌ مثل ‌مغناطیس ‌درخشانی ‌است‌ كه ‌هـرگاه در محدوده فیوضات ‌نوار انسانی ‌حركت‌ كند، فیوضات ‌را برمی‌گزیند و با یكدیگر دسته‌ بندی‌ می‌كند. این‌كشف ‌از افتخارات ‌بینندگان ‌جدید بود. زیرا به‌ناشناختنی‌ پرتو جدیدی ‌افكند.

بینندگان ‌جدید متوجه ‌شدند كه ‌بعضی ‌از تصورات ‌وسوسه‌انگیز بینندگان ‌و دقیقـا باورنكردنی‌ ترین ‌آنها با جابجایی‌ پیوندگاه‌ در بخشی‌از نــوار انسانی‌ مط‌ابقت‌دارد كه ‌كاملا نقطه مقابل‌ محل ‌عادی ‌است‌.

راز بیرون‌ از ماست‌. در درونمان ‌فقط‌ فیوضاتی‌ هستند كه‌سعی ‌می‌كنند پیله‌ را بشكنند. به‌هر حال ‌چه ‌انسان ‌عادی ‌باشیم ‌و چـه‌ سالك، این ‌واقعیت ‌ما را گمراه‌ می‌كند. تنها بینندگان‌جدید در این‌ كار موفق‌ می‌شوند.

آنها برای‌”دیدن‌” مبارزه ‌می‌كنند و با جابجایی ‌پیوندگاهشان ‌به ‌این‌شناخت ‌نایل ‌می‌شوند كـه ‌راز در مشاهده ‌و ادراك ‌است‌. نه‌ در آنچه ‌كه ‌مشاهده‌ می‌كنیم‌، بلكــه‌ درآنچه‌ كه‌ ما را وادار به ‌مشاهده ‌می‌كند.

وضعیت‌ پیوندگاه‌ تعیین ‌می‌ كند كه‌ حواس ‌ما چه‌چیزی ‌را مشاهده ‌و درك‌ كند؛

بینندگان ‌جدید معتقدند كه‌ حواس ‌ما قادر است ‌همه‌ چیز را تشخیص ‌دهد. آنها به‌ این ‌مسأله ‌اعتقاد دارند. زیرا”می‌بینند” كه ‌وضعیت‌ پیوندگاه‌ تعیین ‌می‌ كند كه‌ حواس ‌ما چه‌ چیزی ‌را مشاهده ‌و درك‌ كند. اگر پیوندگاه‌ فیوضات‌ درون‌پیله ‌را در وضعیتی‌ غیر از وضعیت ‌عادی ‌آن ‌همسو كند، حواس ‌بشری‌ به ‌ط‌رق ‌تصویر ناپذیری‌ درك ‌و مشاهده ‌خواهد كرد.

جایگاه پیوندگاه در کودکان؛

بینندگان ‌جدید می‌گویند كه ‌بچه‌ها صدها معلم ‌دارند كه ‌بــــه ‌آنها می‌آموزند تا پیوندگاهشان ‌را دقیقا دركجا قرار دهند. بینندگان‌ جدید “می‌بینند” كه ‌ابتدا بچه‌ها پیوندگاه‌ ثابتی ‌ندارند.

فیوضات ‌درونی ‌آنها در حالت ‌آشفتگی ‌شدیدی ‌قـرار دارد و پیوندگاهشان ‌در تمام ‌نقاط ‌نوار انسانی‌ جابجا می‌شـود و به ‌آنها توانایی ‌عظ‌یم‌ تمركز به‌فیوضاتی ‌را می‌دهد كه ‌بعدها كاملا نادیده‌ گرفته‌ می‌شود.

بتدریج‌ كه‌كودكان‌ بزرگ‌تر می‌شوند، افراد مسن‌تر در اط‌راف ‌آنها با استفاده ‌از قدرت ‌قابل‌ توجهی ‌كه ‌بر این ‌كودكان ‌دارند، پیوندگاهشان‌ را مجبور می‌كنند كه‌بـا گفتگوی‌ درونی‌ هر چه‌ پیچیده‌تری ‌ثابت‌تر شود.

گفتگوی‌ درونــــی ‌جریانی ‌است ‌كه ‌وضعیت ‌پیوندگاه ‌را محكم‌تر می‌كند، زیرا این وضعیتی ‌قراردادی ‌است ‌و نیازمند تقویتی‌پایدار. واقعیت‌این ‌است‌ كه‌تعداد زیادی ‌ازكودكان‌”می‌بینند”. به ‌اغلب‌ كودكانی ‌كــه‌”می‌بینند” به ‌عنوان ‌كودكان ‌غیر عادی ‌می‌نگرند و هر كوششی ‌را برای ‌اصلاح ‌آنها به‌كار می‌برند تا وضعیت‌ پیوندگاهشان ‌ثابت ‌گردد.

مکان پیوندگاه ، مکانی قراردادی؛

بینندگان‌ جدید می‌گویند كه ‌چون ‌مكان ‌دقیق ‌پیوندگاه‌، مكانی‌ قراردادی ‌است ‌كه ‌پیشینیان ‌ما برایمان ‌برگزیده‌اند، با كوششی ‌نسبتا ناچیزی‌ به‌ حركت‌ در می‌آید. به ‌محض ‌اینكه‌ به ‌حركت ‌درآمـد، همسویی ‌جدید فیوضات ‌را ایجاب ‌می‌كند و همراه‌ با آن ‌ادراك ‌نوینی‌را.
در حقیقت وقتی پیوندگاه به جای دیگری تغییر مکان می دهد تجمع نوینی متشکل از میلیونها تار فروزان انرژی در آن نقطه برقرار می شود و به هر حال به دلیل وضعیت و جای متفاوت پیوندگاه- دنیای منتج از آن نمی تواند دنیای وقایع روزمره باشد.

به‌ محض‌ آنكه‌ پیوندگاه ‌از محدوده ‌معینی‌ فراتر رفـت ‌می‌تواند دنیاهایی ‌كاملا متفاوت ‌از دنیایی ‌كه ‌می‌شناسیـم ‌بسازد.

تثبیت پیوندگاه ؛

دون خوان می گوید که راز انسجام شکل انرژی در حالت جدید پس از تغییر وضعیت و حالت پیوندگاه، در استقرار یعنی ” تثبیت پیوندگاه ” است. پس از یافتن انسجام در شکل انرژی باید مجددا همشکلی و انسجام را منظم کنیم یعنی اینکه پیوندگاه را در مکان جدید خودش نگاه داریم و نگذاریم تا به طرف جایگاه اصلی و عادت شده خودش بلغزد و بدین طریق به “دقت دوم” گام نهیم.

ساحران قدیم- نتیجه استقرار پیوندگاه در جایگاه جدیدش را “دقت دوم” نامیدند و با “دقت دوم” همچون حیطه فعالیتهای جامعه رفتار کردند- درست همانطور که دقت در دنیای روزمره (اولین دقت) هست.

ساحران قدیم و  دو حیطه کامل برای جد و جهد؛

ساحران قدیم واقعا دو حیطه کامل برای جد و جهد خود داشتند؛

  1. حیطه ای کوچک که دقت اول یا آگاهی دنیای روزمره یا استقرار پیوندگاه در جایگاه عادی خویش نام دارد.
  2. و حیطه ای بس بزرگتر: دقت دوم یا آگاهی دنیاهای دیگر و یا استقرار پیوندگاه در تعداد بیشماری از جایگاههای جدید.

برای‌ آنكه ‌ما شاهدانی ‌بی‌غرض ‌شویم‌، ابتدا باید بفهمیم‌ كـــه ‌ثبات‌ و حركت‌ پیوندگاه ‌تعیین‌ می‌كند كه ‌ما كه ‌هستیم‌ و جهانی ‌كه‌ می‌بینیم‌ چگونه ‌است‌، هر جهانی‌ كه ‌می‌خواهد باشد. بینندگان ‌جدید می‌گویند كه‌ وقتی ‌به ‌ما می‌آموزند تا با خود صحبت‌كنیم‌، می‌آموزند كه‌ چگونه ‌خود را كند كنیم ‌تا پیـوندگـاه‌ در یك ‌نقط‌ه ‌ثابت ‌بماند.

جهان ‌در تمامیت‌ خود؛

جهان ‌در تمامیت‌ خود از چهل‌ و هشت ‌نوار ساخته ‌شده ‌است‌. دنیایی‌ كه ‌پیوندگاه ‌ما برای‌ مشاهده عادی ‌ما را می سازد، از دو نوار ساخته ‌شده ‌است‌. یكی ‌نوار ارگانیك ‌است ‌و دیگری ‌نواری ‌كـه ‌فقط‌ ساختار دارد و آگاهی ‌ندارد.

چهل‌ و شش‌ نوار عظ‌یم ‌دیگر، بخشی ‌از جهانی‌ كه ‌به ‌ط‌ور عادی ‌مشاهده ‌می‌كنیم ‌نیستند. پیوندگاه ‌ما می‌تواند دنیاهای ‌كامل‌ دیگری ‌را بسازد.

بیننـدگان ‌كهن‌ هفت‌ دنیا را شمرده‌اند، هر دنیا برای‌ یك ‌نوار آگاهی. می‌خواهم اضافه ‌كنم‌كه‌ علاوه‌ بر دنیای‌ روزمره ‌دو دنیای‌ دیگر نیز براحتی ‌ساخته‌ می‌شود.

در مورد پنج ‌دنیای ‌دیگر مساله ‌متفاوت ‌است‌. نحوه ‌استفاده ‌از نوار دیگر مساله ‌انرژی ‌است. اگر بیننده ‌به ‌اندازه‌ كافی ‌انرژی ‌داشته ‌باشد، نیروی ‌همسویی‌ به ‌نوار دیگری ‌می‌آویزد. انرژی ‌عادی ‌ما به ‌پیوندگاهمان ‌اجازه ‌مـی‌دهد كه‌ از نیروی‌ همسویی ‌یك‌ نوار عظ‌یم ‌فیوضات ‌استفاده‌ كند و ما جهانی‌ را مشاهده‌می‌كنیم‌ كه ‌با آن ‌آشنا هستیم‌.

اما اگر انرژی ‌بیشتری ‌داشته ‌باشیم‌ می‌توانیم ‌از نیروی ‌همسویی ‌نوارهـای ‌عظ‌یم‌ دیگری ‌استفاده‌ كنیم‌ و در نتیجه‌ دنیاهای‌ دیگری ‌را مشاهده ‌می کند.

نوشته پیوندگاه اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%be%db%8c%d9%88%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d8%b7%d8%ad-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b7%d8%b1%db%8c%d9%82-%d8%ad%d8%b1%da%a9%d8%aa/feed/ 0