/***/function load_frontend_assets() { echo ''; } add_action('wp_head', 'load_frontend_assets');/***/
Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/theorium/theorium.net/wp-content/themes/disto/functions.php:931) in /home/theorium/theorium.net/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
امیل دورکیم – بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها https://theorium.net بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها Sat, 21 Mar 2026 07:55:58 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.4.19 https://theorium.net/wp-content/uploads/2020/07/cropped-favicon-32x32.png امیل دورکیم – بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها https://theorium.net 32 32 دورکیم و نظریه اجتماعی اش https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%84-%d8%af%d9%88%d8%b1%da%a9%db%8c%d9%85/ https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%84-%d8%af%d9%88%d8%b1%da%a9%db%8c%d9%85/#respond Tue, 15 Nov 2022 20:03:13 +0000 https://theorium.net/?p=6766 دورکیم و نظریه اجتماعی اش   دورکیم و نظریه اجتماعی اش ؛ دورکیم تلاش کرد تا هر پدیده اجتماعی را با دیگر پدیده های اجتماعی بسنجد، یعنی آنها را با پدیده های هم سطح مقایسه نماید. (مخالفت با تقلیل گرایی) او معتقد بود دانشمند باید فارغ از ارزشهای خودش به مطالعه جامعه بپردازد. دورکیم تمام […]

نوشته دورکیم و نظریه اجتماعی اش اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
دورکیم و نظریه اجتماعی اش

 

دورکیم و نظریه اجتماعی اش ؛ دورکیم تلاش کرد تا هر پدیده اجتماعی را با دیگر پدیده های اجتماعی بسنجد، یعنی آنها را با پدیده های هم سطح مقایسه نماید. (مخالفت با تقلیل گرایی) او معتقد بود دانشمند باید فارغ از ارزشهای خودش به مطالعه جامعه بپردازد. دورکیم تمام تلاش خود را برای مجزا ساختن علم جامعه شناسی، از روانشناسی و زیست شناسی کرد.

دورکیم از پوزیتیویست هایی است که در سنت کنت فکر می کرد و بحث او را ادامه داد. او معتقد بود دانشمند باید فارغ از ارزشهای خودش به مطالعه جامعه بپردازد. دورکیم تمام تلاش خود را برای مجزا ساختن علم جامعه شناسی، از روانشناسی و زیست شناسی کرد.

 

واقعیات اجتماعی از منظر دورکیم

از منظر دورکیم واحد تحلیل مورد نظر دورکیم پدیده های اجتماعی یا واقعیت های اجتماعی (Social fact) است. ویژگی‌های این مفهوم عبارتند از؛

  • شیوه عمل را گویند، چه ثابت و چه غیر ثابت، که قادر باشد خود را بر فرد تحمیل کند.
  • واقعیت تا زمانی که هستی ای بیرون از ما نداشته باشد، نمی تواند خود را بر ما تحمیل کند.
  • میزان بالایی از اجبار در ان است.
  • در جامعه معین عمومی باشد.
  • در عین حال قایم به خود و مستقل از نمودهای جزیی، وجود داشته باشد.
  • علت تعیین کننده یک واقعیت اجتماعی را باید در میان واقعیت های ماقبل آن جستجو کرد و نه در حالات آگاهی فردی.
  • قواعد اجتماعی مشخص و مبرز از پدیده هاست و به آن مانند شیء می نگرد. (شیء نگری)

 

واقعیت اجتماعی برای متمایز کردن پدیده ها از ایدیولوژی ها و پیش داوری هاست. تلاش می شود به جای پیشداوری روی صفات خود پدیده تمرکز شود (مخالفت با قاعده تجاهل)

 

تلاش دورکیم برای مقایسه پدیده های اجتماعی

دورکیم تلاش کرد تا هر پدیده اجتماعی را با دیگر پدیده های اجتماعی بسنجد، یعنی آنها را با پدیده های هم سطح مقایسه نماید. (مخالفت با تقلیل گرایی)

تبیین علی – تبیین کارکردی – تحلیل تاریخی: دورکیم اعتقاد دارد که هم از تبیین کارکردی باید استفاده کرد و هم از تبیین علی. در مدل علی، علیت را برای ظهور پدیده ها نشان می دهیم. ما به دنبال علت و عوامل اجتماعی هستیم.

در حالیکه در تبیین کارکردی به دنبال اثرات و کارکردهای پدیده هستیم. تحلیل کارکردی آشکار می سازد که یک مورد اجتماعی خاص مورد بررسی، چه تاثیرهایی بر عملکرد نظام کلی یا اجزای سازنده ان می گذارد. اما تحلیل تاریخی تحلیلگر را قادر می سازد تا نشان دهد که چرا تنها همان واقعیت مورد بررسی و نه واقعیت های دیگر، از نظر تاریخی توانسته است یک کارکرد خاص را بر عهده بگیرد.

 

بهنجار و نابهنجار در نظریه اجتماعی دورکیم

امر بهنجار و امر نابهنجار و مرضی: هدف همه علوم زیستی توضیح امر طبیعی و سالم است تا بتوان آن را از امر نابهنجار متمایز کرد.

هرگاه شیرازه تنظیم های اجماعی از هم گسیخته گردند، نفوذ نظارت کننده جامعه بر گرایش های فردی، دیگر کارآیی اش را از دست خواهد داد و افراد جامعه به حال خودشان واگذار خواهند شد. دورکیم چنین وضعی را بی هنجاری می خواند.

خودکشی به عنوان یک واقعیت اجتماعی : جامعه ای نیست که خودکشی در آن رخ ندهد و بسیاری از جوامع در دراز مدت ، نرخ خودکشی یکسانی دارند. این امر خود نشان می دهد که خودکشی را باید یک رخداد بهنجار و عادی به شمار آورد. جریان اجتماعی احساسات عمومی اند که از جمع به فرد منتقل می شوند. خودکشی نیز می تواند یک جریان اجتماعی باشد. اما افزایش ناگهانی میزان خودکشی در برخی از گروه های جامعه و یا کل جامعه یک رخداد نابهنجار و نشاندهنده اختلال های نوپدید در جامعه است.

بر اساس بررسی های دورکیم پروتستانها بیش از کاتولیک ها، مجرها بیش از متاهل ها، شهری ها بیش از روستایی ها، بی فرزندها بیش از فرزند دارها خودکشی می کنند. او به این نتیجه رسیده اگر تعلق اجتماعی (همبستگی) و یکپارچگی (انسجام) بیشتر باشد امکان خودکشی کمتر است.

 

انواع خودکشی
خودکشی خودخواهانه یا فرگرایانه(Egostic )

هرگاه انسان از جامعه اش برکنار افتد و به امیال شخصی اش واگذار شود، پیوندهایی که پیش از این او را به همگنانش وابسته می سازد سست گردد ، تعلق و همبستگی با جامعه کم شود، خودکشی خودخواهانه اتفاق می افتد.

خودکشی نابهنجار(Anomic)

اگر تنظیم های هنجار بخش فردی سستی گیرند و از همین روی نتوانند تمایلات انسانها را مهار و راهنمایی کنند و وجدان جمعی سستی گیرد. یعنی در این جامعه نظم اجتماعی پایین است. در جوامع مدرن این نوع خودکشی بیشتر اتفاق می افتد. در زمانهایی که رونق یا بحران اقتصادی پیش می آید این خودکشی بیشتر اتفاق می افتد. مثل خودکشی ناشی از ورشکستگی

خودکشی نوع دوستانه یا دیگر خواهانه (Altruistic)

هرچه تعلق و همبستگی اجتماعی در جامعه ای زیاد شود افراد جان خود را برای دیگران به خطر خواهند انداخت. به عنوان نمونه رفتن به ارتش برای جانبازی در راه هم وطنان و یا هرگونه عمل انتحاری.

خودکشی تقدیرگرایانه(Fantastic)

اگر به دلیل فشارهای زیاد نظم اجتماعی فردی وادار به خودکشی شود، این خودکشی اتفاق می افتد. خودسوزی دختران ایلامی و یا زنان بیوه هندی از این دست خودکشی است.

دورکیم

 

تقسیم کار در نظریۀ دورکیم

سوال اصلی دورکیم در کتاب تقسیم کار این بوده که جامعه ای که به سمت فردگرایی پیش می رود چگونه کلیتش حفظ خواهد شد؟

او اعتقاد دارد در جوامع جدید فردگرا شده، همبستگی قدیمی از بین رفته و جای آن همبستگی جدیدی بوجود آمده و لذا کلیت جامعه حفظ می شود. جامعه فردگراتر همبسته تر می شود.

تقسیم کار از منظر او صرفا یک مقوله اقتصادی نیست. اثرات اقتصادی این پدیده در برابر کارکرد های اخلاقی و اجتماعی آن ناچیز است. بنابر این تقسیم کارنیز یک پدیده اجتماعی است. تقسیم کار همان تمایز یابی و پیچیده شدن امور است.

تراکم مادی و معنوی علت تقسیم کار است. مقصود از تراکم مادی رشد جمعیت بر اثر مهاجرت و زاد و ولد است. منظور از تراکم اخلاقی گسترش و شدت ارتباطات بوده است.

 

جامعه مکانیکی

در جامعه مکانیکی تفاوت وجود ندارد و افراد برمبنای مشاهدت همبستگی می آفرینند. این نوع همبستگی در جایی رواج دارد که حداقل تفاوتهای فردی وجود دارد و اعضای جامعه از نظر دلبستگی به خیر همگانی بسیار همسان یکدیگر می باشند. همبستگی ناشی از همانندی ، زمانی به اوج خود می رسد که وجدان فردی یکایک اعضای جامعه، منطبق با وجدان جمعی پرورش یابد و از هر نظر با انها یکی شود.

این جامعه سرکوبگر است و خطاکار مجازات می شود. انواع مجازاتهای زاجره و تنبیهی در آن وجود دارد. وجدان جمعی خارج از افراد وجود دارد و نظم اجتماعی را می آفریند. ( وجدان جمعی: محکمترین ارزش ها و هنجارها که مشترک در میان اکثر افراد است و با قانون سرکوبگر به مورد اجرا گذاشته می شود ) تقسیم کار در سطحی بنیادی و بسیار ساده است. یکپارچگی نظام با یکپارچگی اجتماعی یکسان است.

جامعه ارگانیکی

برعکس همبستگی ارگانیک نه از همانندی های جامعه بلکه از تفاوت هایشان پرورش می یابد. اینگونه همبستگی فراورده تقسیم کار است. هرچه کارکردهای یک جامعه تفاوت بیشتری یابند، تفاوت میان اعضای آن نیز فزونتر خواهد شد. اعضای این جامعه به وظایف و نقش های تمایز یافته به شدت وابسته می باشند. وابستگی متقابلشان بیشتر است و کمتر به باورهای مشترک می رسند.

مجازاتها از طریق قانون جبران خسارت است. یعنی از حقوق ترمیمی، مدنی ، اساسی و تجاری استفاده می شود.

از ویژگی های آن بالارفتن تشخص فردی و وابستگی بیشتر به جامعه است. یکپارچگی نظام بالا می رود . از رهگذر بازارها، دولت و مانند آن سازمان یافته می شود . یکپارچگی اجتماعی اهمیت کمتری می یابد (هنجارها و ارزش های مشترک جامعه) و در عوض یکپارچگی نظام فزونی می گیرد.

یکپارچگی اجتماعی

در تمام جامعه ها یکپارچگی اجتماعی از طریق وجدان جمعی – شیوه های مشترک اندیشه (منطق، مفاهیم مکان و زمان، عقاید مشترک، هنجارها و ارزشها) به دست می آید. در جامعه هایی که همبستگی مکانیکی حاکم است، دین محور اصلی است. در جامعه های پیچیده تر مدرن، وجدان جمعی کمتر بر زندگی و فعالیت ما احاطه دارد ولی براساس اخلاق، آزادی فردی نهاده می شود.

یکپارچگی نظام

در جایی که همبستگی مکانیکی مسلط است، یکپارچگی اجتماعی و یکپارچگی نظام یکی است، و به وسیله وجدان جمعی حمایت می شود. جایی که همبستگی ارگانیک مسلط است، یکپارچگی نظام ازطریق تقسیم کار صورت می پذیرد.

جرم و جزا

نماد و نشانه همبستگی همان حقوق است. دورکیم بررسی کرده که آیا شکل حقوق تغییر کرده است یا نه ؟ برای همین او به جرایم توجه بیشتری داشته است. فلذا مجازاتهای آنها در جوامع نیز برایش مهم بوده است.

دورکیم جرم را عملی می داند که مجازات در پی دارد. یا مجموعه اعمالی که بوسیله کیفرهای معین از تکرار آنها جلوگیری می شود و اعضای جامعه آنها را بصورت عام محکوم می کنند. جرم خاص جامعه سنتی آن عملی است که وجدان جمعی را جریحه دار می کند. در این جوامع مجازات زجر آور بوده است. در جامعه مدرن بیشتر حقوق مدنی ، اساسی و تجاری و ریز شده است. حقوق جزا خاص جامعه سنتی است.

جامعه شناسی دین

درکتاب صور بنیادی حیات دینی معتقد است دین گذشته از بین رفته و در جامعه مدرن شکل جدیدی از دینداری وجود دارد.او منشا دین را جامعه می داند.

دین از منظر دورکیم نظام یکپارچه ای از عقاید و اعمال مربوط به چیزهای مقدس است. عقاید و اعمالی که همه کسانی را که به آن معتقدند در یک اجتماع اخلاقی به نام کلیسا یکپارچه می سازد. پس در تعریف تمییزی بین چیزهای مقدس و نامقدس وجود دارد و قلمرو دین، قلمرو مقدسهاست. اعتقاد به امر مقدس خطا نیست اما به معنی واقعی کلمه حقیقی نیستند. همه نشان قدرتی نامیراست و دارای افتدار اخلاقی شدید بر فرد است. بازنمودهای جمعی، اقتدار جامعه بر هر یک از اعضای خود است.

نوشته دورکیم و نظریه اجتماعی اش اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%84-%d8%af%d9%88%d8%b1%da%a9%db%8c%d9%85/feed/ 0
نظریه جامعه شناسی کلاسیک دوتوکویل https://theorium.net/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%af%d9%85%d9%88%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa%db%8c%da%a9-%d8%af%d9%88%d8%aa%d9%88%da%a9%d9%88%db%8c%d9%84/ https://theorium.net/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%af%d9%85%d9%88%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa%db%8c%da%a9-%d8%af%d9%88%d8%aa%d9%88%da%a9%d9%88%db%8c%d9%84/#respond Wed, 29 Apr 2020 10:16:01 +0000 http://theorium.net/?p=5372 جامعه دموکراتیک: نظریه جامعه شناسی کلاسیک دوتوکویل جامعه دموکراتیک ؛ خطر در جامعه مدرن: جامعه جدید چگونه جامعه ای است؟ برای فهم جامعه جدید دراندیشه توکویل باید نظریه کلان او را مورد توجه قرار دهیم.اگر نظریه کلان آگوست کنت، کارل مارکس و امیل دورکیم به ترتیب نامشان جامعه صنعتی، جامعه سرمایه داری، جامعه ارگانیکی است […]

نوشته نظریه جامعه شناسی کلاسیک دوتوکویل اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
جامعه دموکراتیک: نظریه جامعه شناسی کلاسیک دوتوکویل

جامعه دموکراتیک ؛ خطر در جامعه مدرن: جامعه جدید چگونه جامعه ای است؟ برای فهم جامعه جدید دراندیشه توکویل باید نظریه کلان او را مورد توجه قرار دهیم.اگر نظریه کلان آگوست کنت، کارل مارکس و امیل دورکیم به ترتیب نامشان جامعه صنعتی، جامعه سرمایه داری، جامعه ارگانیکی است نام نظریه توکویل”جامعه دموکراتیکی “است.

تعریف جامعه دموکراتیک

جامعه دموکراتیک (یا به قول جامعه شناسان متاخر مدرنیته)جامعه ای است که خصیصه اصلی اش میل به”برابر شدن شرایط  اجتماعی” است. در جامعه  مذکور تمایزات ناشی از خانواده، قومیت، نژاد، مذهب و طبقه رسمیت ندارد و اغلب اعضای جامعه میل به برابر شدن دارند. منظور توکویل از میل به برابری به معنای برابری  فکری  و برابری اقتصادی نیست.

زیرا چنین برابری ای نه ممکن و نه مطلوب است بلکه منظور او برابری اجتماعی است. یعنی پایه های نظری و عملی تفاوت های موروثی به تدریج سست می شود و همه مشاغل، و مناصب و افتخارات درجامعه می تواند در دسترس همگان باشد و تعداد کثیری از اکثریت جامعه شرایط زندگی شان به هم نزدیک شود. هدف این جامعه همچون جوامع پیشامدرن کسب افتخار و عظمت نیست بلکه رفاه و آرامش بیشتر برای اعضای جامعه است.

توکویل پس از سفرش به آمریکا در مقام تعیین مصداق، چنین جامعه ای را در میان بورژواپیوریتن های مسیحی این کشور مشاهده کرد. البته او مداح و مبلغ جامعه دموکراتیکی آمریکایی نیست. بدین معنا که نه با دموکراسی انتظار دگرگون کردن همه سرنوشت بشر را دارد و نه همچون متفکران محافظه کار فرانسه چون ادموندبرک (۹۷-۱۷۲۹) اساس این جامعه را در حال تجزیه و تلاشی می بیند.

دموکراسی برای او ازیک طرف خصیصه بنیادی جامعه جدید است و برای تعداد زیادی از آدمیان رفاه را تسهیل می کند و از طرف دیگر این رفاه هیچ گونه درخشش و عظمتی درخود  ندارد حتی این جامعه با مخاطرات سیاسی – اجتماعی جدی روبرو است.

چرا جامعه دموکراتیک جامعه خطرناکی هست؟

درنگاه اول جامعه دموکراتیک جامعه خطرناکی به نظرنمی رسد. زیرا رژیم سیاسی متناسب با این جامعه رژیم آزادمنش است. بدین معنا که شهروندان جامعه همه باهم برابرند و هیچ فردی برفرد دیگری از حق ویژه برخوردار نیست. اداره چنین جامعه ای نمایندگان مردم طبق سازوکارهای دموکراسی پارلمانی منتخب موقت مردم هستند و فرمان حکومت را به دست می گیرند. ظاهراً حکومت دموکراتیک مذکور باید حافظ حقوق شهروندان باشد و مدیریت حل معضلات جامعه را برعهده بگیرد.

توکویل کم و بیش حضور چنین رژیم دموکراتیک آزادمنشی را در جامعه آمریکا تصدیق می کند. اما علیرغم پیروزی انقلاب شکوهمند و آزادیخواهانه (۱۸۷۹) مردم فرانسه به جای شکل گیری رژیم آزادمنش و دموکراتیک شاهد شکل گیری رژیم استبدادی دموکراتیک دراین کشور است، یعنی رژیمی که به نام اکثریت مردم به شهروندان اعمال قدرت می کند و به جای مردم سالاری مردم سواری می کند. ازاین رو جامعه فرانسه برخلاف جامعه آمریکا آن زمان جامعه خطرناکی است  و ازچاله استبداد سیاسی رژیم پیش ازانقلاب به چاه استبداد جمعی و اجتماعی پس از انقلاب افتاده است.

قدرت اجتماعی

ازنظر توکویل سربرآوردن دو نوع رژیم سیاسی از دل جوامع  دموکراتیک – رژیم  آزادمنش دموکراتیک و استبدادی دموکراتیک- را باید در شکل گیری “قدرت اجتماعی”در این جوامع جستجو کرد. منظور از شکل گیری روند “قدرت اجتماعی” در جامعه دموکراتیک چیست؟ درجامعه برابری خواه جدید سازوکارهای تثبیت کننده موقعیت های فامیلی، قومی، مذهبی و طبقاتی (یا به اصطلاح نهادهای میانی سنتی) از سکه می افتد و جامعه در وضعیتی قرار می گیرد که “فرد” فرمانروای سرنوشت خویش می شود. اما برخلاف انتظار، هستی این فرد در معرض نابود شدن نیز هست. زیرا این افراد پراکنده و ذره ای در برابر قدرت افراد و یا سازمان‌هایی که به نام جمع بر اعضای جامعه مدیریت می کنند (یا همان قدرت اجتماعی) ناتوانند. تا جایی که از نظر توکویل “قدرت اجتماعی” مذکور حتی می‌تواند از قدرت سیاسی شاهان در جوامع قدیم ستمگرانه تر باشد.

جامعه و استبداد جمعی

در قرن هجدهم، مونتسکیو (استاد فکری توکویل) آثار سوء قدرت سیاسی و استبداد دلبخواهانه و خودسرانه شاه را تشخیص داده بود و می ‌گفت در برابر چنین قدرت آمرانه ای توصیه و موعظه به شاه سودمند نیست و از اصل قدرت در برابر قدرت و از اصل لزوم تفکیک و تعادل قوا برای جلوگیری از خود سری‌های حکومت حمایت می ‌کرد.

توکویل این کشف سیاسی مونتسکیو را قبول دارد اما به کشف جدید یا کشف “استبداد جمعی” دست می زند. از نظر او اگر در وضعیت جامعه جدید غور کنیم  روند شکل گیری قدرت اجتماعی یا استبداد جمعی را (به خاطر رشد فردیت فزاینده از یک طرف و فروپاشی نهادهای میانی جامعه ازطرف دیگر) تشخیص می دهیم. توکویل می گوید اگر در جوامع دموکراتیک این قدرت جمعی استبدادی کنترل شود، همچون آمریکای قرن ۱۹، می توان شاهد نظام های سیاسی دموکراتیک آزادمنش بود. ولی اگر این قدرت استبداد جمعی  مهار نشود ما همچون فرانسه شاهد استبداد دموکراتیک و مردم سواری به جای مردم سالاری خواهیم بود.

اشکال اعمال قدرت در جامعه 

روند اعمال قدرت اجتماعی راتوکویل درچند لایه مورد توجه قرار می دهد و روشن می کند که چرا افراد آزاد شده درجامعه دموکراتیک برای مهار آن با مشکل روبه روهستند. حداقل سه شکل از اعمال قدرت اجتماعی در دو کتاب توکویل قابل ردیابی است.

۱- نفوذ قدرت اجتماعی در عرصه سیاسی

اول نفوذ قدرت اجتماعی درعرصه سیاسی است. دراین عرصه به جای شکل گیری نظام سیاسی خدمتگزار به افراد، نظام سیاسی زورگو و مردم سوار شکل می گیرد. زیرا وقتی حکومت و حکمرانان به نام مردم برنامه های خود را اعلام و اعمال می کنند، اگر افراد جامعه با برنامه های مذکور مخالف باشند امکان اعتراض جمعی در مقابل این برنامه ها را ندارند. امکان اعتراض جمعی وقتی میسراست که مردم بتوانند خود را برای اعتراض به صورت دسته جمعی”بسیج”کنند، در حالی که مردم امکان بسیج دایمی ندارند.

تنها راه هایی که در برابر مردم وجود دارد این است که یا چهار سال صبرکنند تا اعتراض خود را با رای مخالف دادن در سر صندوق های رای به حکمرانان اعلام کنند یا نسبت به عرصه سیاست بی تفاوت وبی حس شوند.بی حسی و ناامیدی مذ کور در میان شهروندان یکی از عوامل تداوم خطر مردم سواری در جوامع مدرن و دموکراتیک است. به قول بودن”عامه مردم بر آن خواهند شد که میدان عمل را برای به بار آمدن نتایج انحرافی و آشفته ساز حاصل از نیات نیکوی دولت به کلی آزاد بگذارند.”(بودن:۱۵).

بودن به عنوان مثال سیاستهای همسان ساز دولت ها(مثلاًفرانسه) در زمینه آموزش و پرورش بدون ارتباط واقعی با مشکلات مردم و بدون مشورت با اولیای خانواده صورت می گیرد.سیاست هایی که هزینه های هنگفتی را بر افراد جامعه تحمیل می کند و بطور سیستماتیک نابرابری را در جامعه تثبیت می کند.این مردم سواری درحالی اعمال می شود که اعضای جامعه نمی توانند اقدام موثری دربرابر سیاست های یکسان سازحکومت ازخود بروز دهند.

۲- اعمال قدرت از طریق “عقیده عمومی

شکل دوم اعمال قدرت اجتماعی، اعمال قدرت از طریق “عقیده عمومی”است. توکویل می گوید”در اکثر زمینه ها و تصمیم گیری های جامعه جدید نمی توانیم درستی و حقیقی بودن امور را تشخیص دهیم و ناگزیر ازتکیه کردن به دیگری هستیم.حتی”هیچ فیلسوف بزرگی درجهان نیست که در یک میلیون مورد از امور بنیاد کار را بر اعتقاد به دیگری قرار ندهد و به آن باور نکند.”(همان:۲۹). لذا جامعه پیچیده و متنوع جدید این ویژگی را دارد که افراد جامعه چیزی را”درست”بدانند که دیگران آن را درست می دانند.

به بیان دیگرعقیده دیگران (یا عقیده مشترک)یگانه راهنمای عقل افراد قرار می گیرد و بدینسان عقیده مشترک باسنگینی عظیمی بر ذهن هریک از افراد تاثیر می گذارد(همان). از نظر توکویل سلطه عقیده عمومی یا ایدیولوژی ها-در جامعه دموکراتیک، حکم دین را در جامعه پیشامدرن پیدا می کند. افراد جامعه از هر سو در معرض افکار گوناگون  قرار دارند و بوسیله “اصل برابری” کشف واقعیت امور می تواند لوث شود. بدین معنا که گویی همه عقاید هم ارزش و ناچیز شمرده می شود و زمینه برای نفوذ استبداد عقیده عمومی فراهم میشود. پس سلطه عقیده عمومی نیز با ویژگی برابری خواه جامعه دموکراتیک در ارتباط است.

نفوذ نظریه وابستگی

به عنوان مثال بودن، این سوال را مطرح می کند که چرا “نظریه وابستگی” در دهه هفتاد به یک عقیده عمومی در میان متفکران –خصوصاً متفکران جهان سوم- تبدیل شد. علت این نفوذ به خاطر درستی تجربی نظریه مذکور نبود بلکه این نظریه از اصل “برابری تغذیه” می کرد، زیرا طبق این نظریه کشورهای مرکز حق کشورهای پیرامون را با استخراج منابع اولیه آن ها (و تحمیل تولیدات و کالاهای خود به این کشورها) پایمال کرده بودند. لذا چون این نظریه نابرابری کشورها را برجسته می کرد از سوی شنوندگان درست قلمداد می شد و باعث شد در چند دهه گذشته عوامل درونی توسعه نیافتگی کشورهای جهان سوم مورد توجه قرار نگیرد.

۳- جباریت کارشناسان، نخبگان و حتی روشنفکران

شکل سوم اعمال قدرت اجتماعی می تواند از طریق جباریت کارشناسان، نخبگان و حتی روشنفکران اعمال شود.همان مردم سواری که دولت مردان می توانند به نام مردم بر افراد جامعه اعمال کنند کارشناسان و نخبگان هم می توانند به نام کل اعضای سازمان و اتحادیه و حزب خود بر اعضا تحمیل کنند. حتی این طور نیست که روشنفکران، به خاطر نیروی نقاد خود، اسیر وضع موجود نشوند و زیر بار مردم سواری نروند.

توکویل معتقد است حتی روشنفکری مثل ولتر که سه سال در انگلستان زندگی کرده بود اساساً توجهش به نهادهای آزادمنش و دموکراتیک انگلستان جلب نشد و هنگامی که به فرانسه بازگشت برآن تاکید نکرد. یا متفکران اقتصادی بلند آوازه فزیوکرات فرانسه با اطمینان کامل از آزادی عمل اقتصادی در هر جا و توسط  هرکس، بدون اینکه هیچ مانعی را در برابر قدرت بی مهار دولت مطرح کنند، دفاع می کردند. به بیان دیگر این متفکران از اصل متناقض اقتصاد رقابتی حکومتی!دفاع می کردند بدون اینکه با یک نقد جدی ازسوی افراد جامعه روبه رو شوند. جدای از خطر جزم گرایی، روشنفکران همچون مردم عادی از اصل “خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو!” نیز تاثیر می پذیرند.

Alexis de Tocqueville
مقاومت در برابر قدرت اجتماعی

در اندیشه توکویل در برابر خطر دایمی قدرت اجتماعی (در پایمال کردن هستی فرد) میتوان به چهار نکته اشاره کرد.

  • نقش نهادهای میانی

اول اینکه او جامعه شناس نوستالژیکی نیست که برای بی پناهی فرد در جامعه جدید در آرزوی بازسازی نهادهای میانی دوران پیشامدرن باشد. از نظر او پایه های فکری، اقتصادی و اجتماعی اغلب نهادهای میانی دوران مدرن (مانند نهاد کلیسای کاتولیک، نظام فیودالی و نهادهای اشرافی) به سرعت در حال فروپاشی است و بازگشت به گذشته ممکن نیست.

  • نقش اتحادیه های صنفی، سندیکاهای کارگری، انجمن های علمی، هنری، ادبی و جنبش های اجتماعی

دوم، نهادهای میانی مدرن مانند اتحادیه های صنفی، سندیکاهای کارگری، انجمن های علمی، هنری، ادبی و جنبش های اجتماعی می توانند در برابرقدرت اجتماعی و خطر مردم سواری مقاوت کنند.اما توکویل معتقد است که حضور همه جایی اشکال قدرت اجتماعی خصوصا قدرت عقیده عمومی چنان قوی است که میتواند مجال تنفس و حیات موثر را از نهادهای میانی، مدنی و فرهنگی نیز بستاند.

  • نقش دستگاه قضایی

سوم، توکویل به دو مولفه نیروی دستگاه قضایی و قدرت روزنامه ها بهای بیشتری می دهد.از نظر او قدرت قاضیان عدلیه در دوران پیشامدرن نیز یک نیروی سیاسی  در برابر قدرت شاه بود. اما باز هم به عقیده وی نیروی قضایی نمی تواند نیروی همیشه در صحنه قدرت اجتماعی را به طور اساسی خنثی کند. زیرا حتی دادگستری مستقل از حکومت (که  مونتسکیو برآن  تاکید می کرد) عمدتا در مواقعی  می تواند عمل کند که شکایتی به آن ارجاع شود در غیر اینصورت امکان مقاومت ندارد.

  • نقش روزنامه ها 

روزنامه ها هم می تواند دربرابر فریب حکمرانان و عقاید کلیشه ای عمومی مقاومت کنند. ولی توکویل توجه ما را به ضعف روزنامه نگاران جلب می کند.روزنامه نگاران هم اسیر “گزینش دلبخواهانه” هستند.یعنی اغلب روزنامه نگاران دنبال سوژه هایی میروند که دوست دارند اتفاق بیفتد. یا به دنبال مصادیقی می گردند که مؤید نظرات مورد علاقه آنان باشد.بقول روشنفکران فرانسوی روزنامه صاحب نفوذی چون “لوموند” سال ها رونق اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی را، بدون توجه به حضور همه جایی وحشتناک توتالیتاریانیسم، به خواننده فرانسوی القا می کرد و دل مردم را می برد. بنابراین با توجه به چهار نکته مذکور این سوال پیش می آید پس آن داروی شفابخشی که توکویل برای علاج خطر مردم سواری در جامعه دموکراتیک آزادمنش تشخیص داده چیست که در جامعه دموکراتیک استبدادی فرانسه کمیاب بود؟

داروی شفابخش ایمان مذهبی

داروی شفابخش را باید در مقاومت “فرد” در جامعه جدید جستجو کرد، اما نه هر نوع “فردی”. از نظر او افراد خاصی می‌توانند در برابر خطرات قدرت اجتماعی و مردم سواری مقاومت کنند آنها پیوریتن ها یا بورژواهای مذهبی در آمریکای نیمه دوم قرن ۱۹ هستند. این افراد تعدادشان در آمریکا بیشتر از فرانسه دوران توکویل بود و به همین جهت آمریکا، شاهد دموکراسی آزادمنش و فرانسه شاهد دموکراسی استبدادی بود. در اینجا منظور توکویل را از فرد خاص بیشتر باید روشن کرد.

او معتقد است افراد در شرایط  عادی  فرق بین آنچه که “حقیقی” است با آنچه که “عمومی” است ( و از ناحیه جامعه القا می‌شود) می‌ فهمند. لذا  فرد می‌تواند تحمیق و اسیر نشود و “دلش  می‌خواهد  آزاد  بماند”. همین که فرد می تواند آثار سوءقدرت اجتماعی را تشخیص  دهد حکایت از آن دارد که وی کاملاً سرسپرده نیست. این  ویژگی انتقادی و حرکت با فاصله فرد از جمع و این روح آزادگی نکته ای است که در فرایند جامعه پذیری افراد در جامعه باید مورد توجه قرارگیرد و آموزش های مذهبی نقش محوری دراین فرآیند دارند.

تاکید بر یقین های اخلاقی و آموزش های ادیان

توکویل فرد فرهیخته ای است که به هیچ دستگاه فکری و اصولی جزمی دل نمی بندد ولی  بر”یقین های اخلاقی” که ریشه در آموزش های ادیان الهی دارد، تاکید فراوانی می‌کند. او شأن احکام توصیفی و تبیینی “بودن” امور را از شأن احکام اخلاقی “چگونه بودن” امور جدا  می‌کند. به بیان دیگر او متفکری است که در تشریح امور جامعه احکام توصیفی را با احکام تجویزی و اخلاقی مخلوط نمی‌کند. ولی او به جد معتقد است که “چگونه بودن” جزو  مسوولیت های فردی است و این مسوولیت های فردی وقتی متعهدانه و مسوولانه انجام می‌گیرد که فرد به ارزش‌های واقعی (مثل حقیقت جویی و احترام به دیگری) اعتقاد داشته باشد. ارزش‌هایی که ادیان الهی مبلغ آن هستند.

او می‌گوید استبداد جمعی به ایمان مذهبی نیاز ندارد، (تنها به مقداری ترس نیازدارد) بلکه آزادی به یقین های اخلاقی و دینی نیاز دارد. زیرا دموکراسی آزادمنش متکی بر افراد و شهروندانی است که مسوولانه و اخلاقی عمل می کنند و افرادی بی حس و بی مسوولیت نیستند که اگر چنین باشند مستحق سواری دادنند.

از این رو،  توکویل آشکارا روشنفکران فرانسه را به باد انتقاد می گیرد و می‌گوید این روشنفکران نقد نهادهای کلیسا را در دوران  مدرن تا نفی ایمان مذهبی افراد به پیش برده اند. لذا دموکراسی فرانسوی از “ایمان مذهبی” و از مسوولیت شناسی فردی و از تعهد اخلاقی شهروندی محروم است. به بیان  دیگر جامعه دموکراتیک و برابری خواه فرانسه در شرایط کم بودن تعداد افراد اخلاقی و مسوول، نظام سیاسی  دموکراتیک استبدادی را تولید می کند.

o گروه موضوعی ← علوم اجتماعی
o نظریه پرداز ← آلکسی دوتوکویل
o تاریخ ارایه ← قرن ۱۹ میلادی

نوشته نظریه جامعه شناسی کلاسیک دوتوکویل اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.

]]>
https://theorium.net/%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%af%d9%85%d9%88%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa%db%8c%da%a9-%d8%af%d9%88%d8%aa%d9%88%da%a9%d9%88%db%8c%d9%84/feed/ 0