/**
Warning: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/theorium/theorium.net/wp-content/themes/disto/functions.php:931) in /home/theorium/theorium.net/wp-includes/feed-rss2.php on line 8
نوشته پروفسور باره-سینوسی ؛ مسیر نظریهپردازی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>پروفسور باره-سینوسی ؛ مسیر نظریهپردازی را در مکاتبهای اختصاصی با بنیاد بینالمللی تئوریها و دکترینها برای ما ترسیم کردند. دفتر پروفسور باره-سینوسی در پاسخ به مکاتبهی ما پیامی ارسال کردند که در ادامه مشاهده خواهید فرمود:
«پروفسور باره-سینوسی از شما بخاطر تماستان تشکر میکنند. ایشان خاطر نشان کردند پاسخ به سؤال شما دشوار است اما به نظر پروفسور باره-سینوسی یک نظریه، نقطۀ شروع است و باید بر اساس دانش و بنیان علمی بکار گرفته شود، و باید پس از آن تطبیق داده شده و اعتبار آن توسط داده های علمی تایید شود.»
در پروژه و زندگیتان موفق باشید.
بهترین احترامات.
اولیور رسکانیر
فرانسوآ باره‑سینوسی (Françoise Barré‑Sinoussi)، ویروسشناس برجستهی فرانسوی، در ۳۰ ژوئیه ۱۹۴۷ در پاریس متولد شد و از کودکی به دنیای علوم علاقهمند بود. دوران کودکیاش را در حومهٔ فرانسه گذراند و ساعات زیادی را به مشاهدهی طبیعت اختصاص میداد، علاقهای که در آینده مسیر علمی او را شکل داد.
او پس از دریافت دیپلم در سال ۱۹۶۶، تحصیلات خود را در دانشکده علوم دانشگاه پاریس آغاز کرد. انتخاب او برای علوم طبیعی بهجای پزشکی، به دلیل صرفهجویی در هزینههای تحصیل بود. پس از دو سال، با هدف آزمودن مسیر تحقیقاتی، بهدنبال کار در آزمایشگاه رفت و بالاخره بهصورت داوطلب به گروه ژان‑کلود شیرمان در مؤسسه پاستور پیوست که زمینهی تحقیقاتش در میکروبیولوژی را آغاز کرد.
در پژوهش دکترای خود، باره‑سینوسی استفاده از مولکول سنتتیکی به نام HPA23 را برای مهار فعالیت رونویس معکوس ویروس Friend در موش بررسی کرد، پروژهای که توجه مجریان موسسه را جلب کرد و منجر به دریافت PhD در سال ۱۹۷۴ شد.
پس از آن، مدتی را بهعنوان پژوهشگر پسادکتری در مؤسسه ملی سرطان آمریکا (NIH) در بتزدا گذراند؛ اما در نهایت به پاریس بازگشت، ازدواج کرد و موقعیتی در INSERM دریافت نمود تا دوباره به گروه شیرمان و مونتانیه بپیوندد.
در اوایل دهه ۱۹۸۰، همراه با لوک مونتانیه، روی کشف عامل ویروسی ایدز کار کرد. در دسامبر ۱۹۸۲ نمونهی بیوپسی گره لنفاوی مریض دریافت شد و در اوایل ۱۹۸۳ آزمایشها نشان دادند که عاملی با فعالیت رونویس معکوس در آن ویروس یافت شد. این ویروس اول به نام LAV شناخته شد و سپس HIV نام گرفت. یافتهی آنان در مجله Science در می ۱۹۸۳ منتشر شد و نقطهعطفی در تاریخ پزشکی بود.
در سال ۱۹۸۸، پروفسور باره‑سینوسی آزمایشگاه مستقل خود را در مؤسسه پاستور راهاندازی کرد و از سال ۱۹۹۲ تا زمان بازنشستگیاش در سال ۲۰۱۵ (و بازنشستگی کامل تا حدود ۲۰۱۷) بهعنوان رئیس واحد زیستشناسی رتروویروسها فعالیت کرد.
در سال ۲۰۰۸، او بههمراه لوک مونتانیه و هارالد زور هاوزن، جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را بهخاطر کشف ویروس HIV دریافت کرد؛ کشفی که به توسعه تستهای تشخیصی و داروهای ضدویروسی و به نجات میلیونها انسان انجامید.
از سالهای بعد، باره‑سینوسی تمرکز خود را بر تقویت پژوهش و مراقبت بالینی در کشورهای در حال توسعه گذاشت. او از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ رئیس انجمن بینالمللی ایدز (IAS) بود و اکنون بهعنوان همبنیانگذار ابتکار «نایل به درمان HIV» فعالیت میکند. او همچنین عضو فعال کمیتههای علمی سازمان جهانی بهداشت و UNAIDS است.
در طول دوران حرفهایاش، بیش از ۲۷۰ مقاله علمی منتشر کرده، صدها سخنرانی بینالمللی داشته و جوایز متعدد برجسته را از جمله جایزه علمی کوربر اروپا، جایزه ملک فیصل و مدرکهای دکترای افتخاری از دانشگاههای معتبر کسب کرده است.
نوشته پروفسور باره-سینوسی ؛ مسیر نظریهپردازی اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>نوشته جک گلداستون ؛ جامعهشناس و نظریهپرداز اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>جک گلداستون ؛ جامعهشناس و نظریهپرداز در پاسخ به پرسش ما که از او پرسیدم چطور میتوانیم یک نظریهپرداز شویم اظهار داشت که:
نظریهپردازی بر اساس یادگیری است. هر چقدر که میتوانی در مورد پدیدهای که میخواهی آن را بفهمی یا توضیح دهی، یاد بگیر. اگر نقاط ضعف، خلاءها و یا مسائلی در نظریههای دیگر پیدا کردی، کار کردن بر روی یافتن راهحل آن موارد میتواند تو را به یک نظریهپرداز تبدیل کند.
با بهترین آرزوها
جک گلداستون
جک گلدستون، جامعهشناس، دانشمند علوم سیاسی و مورخ آمریکایی است که در مطالعات جنبشهای اجتماعی، انقلابها، جمعیتشناسی سیاسی و «ظهور غرب» در تاریخ جهان تخصص دارد. او نویسنده یا ویراستار ۱۳ کتاب و بیش از ۱۵۰ مقاله پژوهشی است. او به عنوان یکی از مراجع برجسته در مطالعه انقلابها و تغییرات اجتماعی بلندمدت شناخته میشود.
آثار گلداستون سهم بنیادی در پویاییشناسی تاریخ، تاریخ اقتصادی و جمعیتشناسی سیاسی داشته است. او اولین محققی بود که رابطه چرخهای بلندمدت بین جمعیت جهانی و شورش و انقلاب سیاسی را به تفصیل توصیف و مستند کرد. او همچنین عضو اصلی «مکتب کالیفرنیا» در تاریخ جهان بود که دیدگاه استاندارد غرب پویا و شرق راکد را با مدل «واگرایی دیرهنگام» جایگزین کرد که در آن تمدنهای شرقی و غربی تا قرن هجدهم، زمانی که اروپا به پیشرفتهای فنی صنعتی شدن دست یافت، چرخههای سیاسی و اقتصادی مشابهی را پشت سر گذاشتند. او همچنین یکی از بنیانگذاران جمعیتشناسی سیاسی است که تأثیر روندهای جمعیتی محلی، منطقهای و جهانی را بر امنیت بینالمللی و سیاست ملی مطالعه میکند.
جوایز آکادمیک گلدستون شامل جایزهٔ انتشارات برجسته از انجمن جامعهشناسی آمریکا برای مقالهٔ «انقلاب و شورش در دنیای اولیه مدرن» و جایزهٔ مایرون وینر برای یک عمر دستاورد علمی از انجمن مطالعات بینالمللی است. او همچنین برندهٔ جایزهٔ آرنالدو مومیلیانو از انجمن تاریخی، و هفت جایزه برای «بهترین مقاله» در زمینههای جامعهشناسی تطبیقی/تاریخی، جامعهشناسی سیاسی، نظریهٔ اجتماعی، و رفتار جمعی و جنبشهای اجتماعی شدهاست.
او موفق به کسب بورسیههایی از شورای جوامع تحصیلکرده، مؤسسه صلح ایالات متحده، بنیاد مکآرتور، بنیاد جان سیمون گوگنهایم، بنیاد اندرو کارنگی، دانشکدهٔ تحقیقات علوم اجتماعی استرالیا، موسسه تحقیقات پیشرفته کانادا، مرکز تحصیلات عالی در علوم رفتاری شده و عضو منتخب شورای روابط خارجی و انجمن تحقیقات جامعهشناسی است. گلدستون مدرس مدعو ریچارد هالبروک در آکادمی آمریکایی در برلین، مدرس کریبورو در دانشگاه لیدن و محقق ملی فی بتا کاپا بودهاست.
نوشته جک گلداستون ؛ جامعهشناس و نظریهپرداز اولین بار در بنیاد بین المللی تئوری ها و دکترین ها. پدیدار شد.
]]>